پایان نامه با کلید واژگان بیمارستان، محافظه کاری، انقلاب اسلامی، جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه ارشد

شيخ عبدالكريم حائري، مجتهد مطلق زمان خود نمودند. زیرا بیم آن می رفت که حوزه ی علمیه قم به کلی به تحلیل برود و به تعطیلی کشیده شود.138دو تن از مراجع بزرگ شيعه، يعني آيت الله حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و آيت الله آقاحسين قمي، هم به ترتيب در 13/8/1325 و 17/11/1325 دار فاني را بدرود گفتند.
از ميان مراجع ثلاث، آيت الله سيد محمدتقي خوانساري در نهضت نفت تا حدودی شركت كرد. قضيه از اين قرار بود كه پس از رد لايحه ي قرارداد الحاقي گس ـ گلشائيان توسط مجلس شوراي ملي، جنبش مردم ايران براي ملي كردن صنعت نفت اوج گرفت. در مقابل، دانشجويان توده اي، با شعار الغاي بي قيد و شرط امتياز نفت جنوب، به تظاهرات و زد و خورد با دانشجويان طرفدار ملي شدن صنعت نفت پرداختند و به لحاظ سياسي، خود را در كنار سپهبد رزم آرا قرار دادند. در اين ايام، با پيش گامي آيت الله سيد محمدتقي خوانساري كه از مراجع تقليد وقت بود، فتوايي شرعي به ضرورت ملي شدن صنعت نفت، در سراسر كشور، به همراه فتاواي مراجع تقليدي چون آيت الله صدر، آيت الله حجت و آيت الله فيض صادر و موجب شد، توده هاي وسيعي از مردم مذهبي كشور به حمايت از ملي شدن صنعت نفت قيام كنند.139آیت الله سید محمد حجت خود را مطلقا به دنیا چه از لحاظ سیاسی چه از لحاظ اقتصادی آلوده نمی کرد140و در این امور هم دخالت نداشت.
آیات عظام خوانساری و صدر به ترتيب در تاريخ هاي 7/6/1331، بهمن 1331 و دي ماه 1332به رحمت خدا رفتند
در فاصله سالهای 1320 تا 1324 فعالیتهای روحانیون عمدتاً در مخالفت با حزب توده و بیشتر بر محور تبلیغات، وعظ و خطابه در مساجد، محافل دینی و تكایا به ویژه در ایام مذهبی استوار بود.خطر کمونیسم، عاملی بود که علمای سنتی شیعه را به حفظ نظام ترغیب می کرد. ترس از شوروی ، کمونیسم و توده، روحانیت را نسبت به بریتانیا و سید ضیاء متمایل ساخته بود، سید ضیاء برخلاف دیدگاه ناسیونالیستی گذشته خود، مدام بر اهمیت مذهب تاکید می نمود.از اینرو دستگاه سنتی مذهبی از جبهه ملی حمایت چندانی نمی کرد ، ملی شدن نفت را مورد تاکید قرار نمی داد و به طور ضمنی و آشکار با حکومت مصدق مخالفت می ورزید. بعد از دوره رضاشاه و جنگ جهانی دوم با بالا گرفتن موقعیت آیت‌الله بروجردی در سال 1324 مرجعیت اصلی به ایران منتقل شد. بروجردی که در این سال برای معالجه به تهران آمده بود بزرگان حوزه از ایشان خواستند که جهت قبول مرجعیت شیعه و مدیریت حوزه ی علمیه قم به آن شهر برود، دعوت از بروجردی به كرّات طي قريب يك‌دهه 1315ـ1323 به انحاي مختلف تكرار و هربار با ناكامي مواجه شده بود . عیادت بی سابقه ی شاه در بیمارستان از آیت الله را می توان به تمایل شاه به برگزینی وی برای احراز مقام نخست روحانیت شیعه تعبیر کرد.141 دكترمهدي حائري يزدي ـ فرزند مؤسس حوزة علمية‌ قم ـ در خاطراتش به يكي از اين سفرها به نمايندگي از طرف عده‌اي از علماي قم اشاره كرده است كه مورد اجابت آيت‌الله بروجردي قرار نگرفته است.142 در بیمارستان، شخصیتهای روحانی و سیاسی از قم و تهران به عیادت ایشان رفتند و بار دیگر تقاضا کردند که ایشان به قم بیایند. با ورود وی به قم، آیت الله خوانساری رسما از باب احترام به ایشان ، در درس ایشان حاضر شد و آیت الله حجت ، پایگاه تدریس خود را در مسجد عشقعلی و مدرسه ی فیضیه به ایشان واگذار کرد و آیت الله صدر هم که در صحن بزرگ حرم اقامه ی نماز جماعت می کرد ، جایگاه نماز خود را به ایشان داد و به این صورت ، تقدم آیت الله بروجردی در قم محرز شد و چون به فاصله کوتاهی ابوالحسن اصفهانی در 1325 و چندماه بعد آیت الله حاج آقا حسین قمی هردو رحلت کردند مرجعیت تامه بروجردی در جهان تشیع تثبیت شد.143

تقسیم بندی روحانیون :
گروه های روحانی در آن زمان را از نظر خط مشی سیاسی می توان به چهار جريان اصلي تقسیم کرد. دسته اول مراجع قم بودند كه با احتياط بيشتري نسبت به رخدادهاي سياسي جامعه اظهار نظر مي‎كردند و مي‎كوشيدند فاصلة خود را از موضع‎گيريهاي سياسي موجود حفظ كنند . این دسته که روحانیون سنتی بودند در ابتدا به رهبری آیت الله فیض ، حجت ، صدر بودند. پس از آیات ثلاث ، طلاب قم به سرپرستی آیت الله بروجردی ، از ورود به سیاست منع شدند144، اینان چندان با حکومت مصدق کاري نداشتند و در مسائل سياسي روز با احتياط فراوان برخورد مي کردند و مصلحت نمي دانستند روحانيت وارد نزاعهاي سياسي شود، ترجيح مي دادند به کادرسازي و تحکيم بنيان هاي سازماني و فکري حوزه بپردازند145 و چون اسلام و تشيع را به محمد رضا شاه مديون مي دانستند او را قبول داشتند و دعاگوي ذات ملوکانه بودند که به اسلام عمل مي کند و حوزه هاي علميه را آزاد گذاشته است.علاقه به بقای سلطنت را می توان در نامه ی بروجردی بعد از ترور نافرجام شاه در15 بهمن 1327 مشاهده کرد او در پیام و دعای خود برای شاه از جمله پرمعنای « انشالله خداوند قادر متعال سلطنت شما را را مستدام بدارد » به کار برد.146 اینان معتقد به جدایی دین از سیاست بودند . فقط افراد انگشت‌ شماري از اين جريان از جمله کوه کمره ای و محمد تقی خوانساری با صدور اعلاميه, مخابرة تلگراف و راه‌هاي ديگر به تأييد جنبش پرداختند.147. مهندس بازرگان نقل مي‌كند كه بروجردي به تكاپوهاي پدرش براي جلب موافقت همكاري ايشان در ملي‌كردن نفت بسان آيات صدر و خوانساري روي خوش نشان نداد.»148 و پس از کودتا آیت الله بروجردی، دعاگوی ذات ملوکانه ظل الله، در تلگرافی به شاه که به رم فرار کرده است مینویسد:
” پیشگاه اعلی حضرت همایونی شاهنشاهی خلد الله ملکه، امید است ورود مسعود اعلی حضرت به ایران مبارک و موجب اصلاح مفاسد ما فیه و عظمت اسلام و آسایش مسلمین باشد. بیایید که تشیع و اسلام به شما احتیاج دارد. شما پادشاه شیعه هستید.”149
آیت الله به این نیز راضی نمی شوند و بعد از سقوط هواپیمای برادر شاه(علیرضا) بعد از 28 مرداد، به شاه توصیه فرمودند:”چون شما متعلق به شیعه هستید، برای حفظ تشیع در مسافرت از سوار شدن بر هواپیما خودداری کنید. مبادا جانتان به خطر بیافتد.”150
دسته دوم روحانیون نزدیک به دربار سلطنت بودند ، آیات عظام محسن حکیم ، محمد بهبهانی، بهاالدین نوری وشیخ احمد کفایی خراسانی این دسته را تشکیل می دادند که نه تنها شاه را ستايش مي کردند ومواضع نسبتاً صريحي در حمايت از دربار داشتند ، مصدق را هم مي کوبيدند ، اینان منافع خود را در دست نخوردن نظام سلطنتی می دیدند و با زاهدی ، ارتشی های پاکسازی شده (دوره مصدق)، دستجات و اوباش جنوب شهر تهران ارتباط داشتند151 و نقشی بارز و آشکار در کودتا داشتند. گازیورسکی دسته اول و دوم را “سکوتگرایان” می نامد که در آن زمان جهت گیری سیاسی شان آنها را به سمت حمایت از شاه و سازمان های محافظه کاری هدایت می کرد و موضوع سیاست خارجی را انتخابی میان شوروی و بریتانیا می دیدند و در نهایت بریتانیا را ترجیح می دادند. و با شروع اختلاف مصدق با شاه ، به مخالفت با مصدق پرداختند.152 کاتوزیان هم این دو دسته را روحانیون محافظه کار معرفی می کند که چندان با ملی شدن نفت موافق نبودند.153 آیت الله کاشانی نیز پس از تیر 1331 به این دسته پیوست ، البته کاتوزیان، کاشانی و یارانش را طرفدار قانون اساسی می داند و آنها را طبق دسته بندی خود جزو رادیکال ها (تندروها) قرار می دهد که در آغاز بخشی از جبهه ملی بودند اما بعد دو دسته شدند عده ای وفادار ماندند و عده ای بریدند.154
اگر بروجردی به مصلحت سعی کرد تا در سرنگون ساختن حکومت مصدق نقشی در روی صحنه بازی نکند و تنها به هنگام کودتا، با سکوت و پس از کودتا، با رغبت از سقوط دولت او استقبال کرد؛ دسته دوم هیچ ابایی از تلاش علنی برای ساقط ساختن دولت دکتر مصدق نداشت. در حقیقت این دو گروه پس از کودتا موضعی مشترک یافتند. پیام آیت الله بهبهانی به شاه در رم اگرچه در املا با نامه بروجردی تفاوت دارد اما از لحاظ ساختار و درون مایه نه مشابه، که می توان گفت دقیقا کپی همان نامه است ، شاه در رم به آیت الله بهبهانی نامه نوشته بود و از قوای مسلح و مسئولین کشوری و ملت ایران خواسته بود از نخست وزیر فضل الله زاهدی اطاعت کنند155 ، بهبهانی درپاسخ نامه نوشت :
“پیشگاه بندگان اعلی حضرت همایون شاهنشاهی. دستخط تلگرافی مبارک زیب وصول یافت از خداوند سلامتی وجود مبارک و بقای سلطنت عظمی اسلامی را خواهانم. انشا‌الله عین تلگراف مبارک را به عرض عامه برسانند. همه انتظار زیارت پادشاه معظم محبوب خود را دارند.” محمد الموسوی البهبهانی156
دسته سوم طلاب و روحانيون جوان و پرشوري بودند كه آرمان آنها ـ بر اساس تعاريف خاصي ـ تشكيل يك حكومت اسلامي بود و بدليل مواضع انقلابي و انتقادي خود نسبت به رهبران نهضت ملي و همچنين روحانيون زمان خود، مي‎توان از آنها بعنوان يك جريان مستقل در ميان روحانيون نام برد، نمايندة اين جريان سيد مجتبي ميرلوحي (نواب صفوي) بود. در نهایت فدائيان اسلام در برابر دكتر مصدق و آيت‎ ا… كاشاني ـ هر دو رهبری که در پی انقلاب اسلامی نبودند ـ موضع گيري كردند مخالفتشان از لحظه ی نخست وزیری مصدق شروع شد157 و از کودتا حمایت کردند ولی بعد دوباره از رژیم کودتا جدا شدند و تلاش ناموفقی برای ترور علاء انجام دادند158
دسته چهارم روحانیون ملی ، غیر سنتی و جوانتری بودند که هرچند در اقلیت بودند اما روحانيون مبارزي بودند که تا آخرين لحظه با مصدق و نهضت ماندند و حتي بعد از کودتا هم پشت او را خالي نکردند. روحانيوني كه در مجلس عنوان نمايندگي داشتند مانند آقايان حاج سيد محمد علي انگجي، فیروزآبادی ، حاج سيد ابراهيم ميلاني، سيد ضياء‌ الدين حاج سيد جوادي و جلالي159 و دربيرون از مجلس نيز حاج سيد مرتضي شبستري، حاج سيد رضا زنجاني و برادرش، حاج سيد محمود طالقاني و حاج سيد علي قمي و فرزنداش اين دسته را تشکیل می دادند و معتقد به دموکراسی ، حاکمیت ملی ، عدالت اجتماعی و آزادی بودند. تعارض و تقابل این دسته و روحانیون دیگر چنان اساسی و بنیادین بود که گویی اینان از یک سلک و یک طبقه و یک لباس نیستند. آنجا که کاشانی و بهبهانی سخن از اعدام مصدق به میان می آوردند، طالقانی کتاب خود را به “روح پاک و شکست ناپذیر مفخر شرق و موجب سربلندی ایرانیان شرافتمند” تقدیم می کرد160. دربارة مراجع قم نيز بايد گفت آنها در اين اختلافات هيچ دخالتي نكردند. شايد اين اختلاف را جنگ داخلي در درون صفوف نهضت ملي تلقي مي‎كردند.161

مواضع و دیدگاه های کاشانی و بروجردی :
ادعاي كاشاني در مورد رهبري شيعيان و عدم پاسخگوئي رسمي بروجردي، خود مي‌تواند تا حدي بيانگر خلقيات متفاوت اين دو باشد. در مهرماه 1330 كاشاني بدون رودربايستي اعلام مي‌كند كه، امروز هيجده ميليون نفر ايراني راهنمايي و توصيه‌ها و رهبري مرا پذيرفته‌اند. نه فقط ايران و مسلمانان ساير كشورهاي اسلامي بلكه مسلمانان روسيه نيز صريحاً اعلام كرده‌اند كه براي جهاد عمومي منتظر دستور من هستند.»… اگرچه كاشاني علناً ادعاي مرجعيت نمي‌كرد اما بر اين باور استوار بود كه رهبري مذهبي- سياسي از آن اوست. پسر کاشانی می گوید از پدر مرحومم شنیده بودم که می گفتند من با آنکه در همان سن جوانی می توانستم رساله ام را منتشر کنم و چنین زمینه ای هم برای من وجود داشت اما به دلیل برنامه های سیاسی و مبارزاتی که برای آیتده ی خود طراحی کرده بودم از ورود به این عرصه خودداری کردم زیرا می دانستم که اگر بخواهم در عین مرجعیت ، به مبارزات سیاسی خود ادامه بدهم ، مردم رساله های مرا در آب نهر خواهند ریخت162
شايد بتوان ادعا كرد كه كاشاني به دنبال ادغام اين دو مقام بود و خود را در لباس رهبر مطلق مذهبي- سياسي مي‌ديد. نقش جنبش مذهبي در نهضت ملي ايران را نمي‌توان بدون در نظر گرفتن اين تنش و رقابت داخلي، كه بالاخره به تفوق يكي انجاميد، تجزيه و تحليل كرد. او در بيانيه خود در مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان روشنفکران، استبداد صغیر، نظام پادشاهی، انقلاب مشروطه Next Entries پایان نامه با کلید واژگان رادیکالیسم، مخالفت مردم، محافظه کاری، قانون اساسی