پایان نامه با کلید واژگان بهداشت روان، مقابله با استرس، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

، گويا، عباسي، دلاوري، عليخواني و علاءالديني، 2008).

1-2- بيان مسئله
سلامتي کيفيتي از زندگي است که تعريف آن مشکل و اندازه گيري واقعي آن تقريبا غير ممکن است. چون فکر سالم داشتن، توانا بودن و برخورداري از جسم طبيعي در کانون و ارزيابي اغلب مردم جاي دارد. بيمار شدن ممکن است به احساس امنيت فرد و تصويري که فرد از خود دارد لطمه وارد سازد. اين امر نه تنها باعث مي‌شود که طرز تلقي از خود مورد تهديد قرار گيرد، بلکه بيش از همه به فرد بفهماند که او به راستي آسيب پذير است. بدين ترتيب باعث مي‌شود که زندگي فرد در زمينه‌هاي عمده دگرگون شود، در نتيجه، سازگاري بيماري ممکن است نيازمند تلاش باشد (گالتون و لازاروس، 1979؛ به نقل از سارافينو، 1383).
ديابت از قديمي‌ترين بيماري‌هاي شناخته شده در انسان مي‌باشد. نام کامل آن ديابت مليتوس است که از واژه‌هاي يوناني سيفون و قند گرفته شده است و به منظور توصيف علائم غير قابل کنترل آن يعني دفع مقادير زياد ادرار به همراه قند به کار مي‌رود. ديابت تغييري دائمي‌در شيمي‌داخلي بدن است که نتيجه آن وجود گلوکز بسيار زياد در خون مي‌باشد. علت اين بيماري کمبود هورمون انسولين است. هورمون يک پيام آور شيميايي است که در يک قسمت از بدن (در اين مورد پانکراس) ساخته مي‌شود و درون جريان خون آزاد مي‌گردد تا بر روي قسمت‌هاي دورتر بدن تاثير بگذارد. در ديابت نوع اول فقدان کامل انسولين ممکن است مشاهده شود اما در ديابت نوع دوم ممکن است کمبود جزئي انسولين و نيز کاهش پاسخ بدن به انسولين مشاهده شود. اين حالت را مقاومت به انسولين مي نامند (بيلوس، 1385).
ديابت وضعيتي است که در آن سلول‌هاي بدن دچار کمبود انرژي مي‌شوند و دليل آن اينست که قند به جاي اينکه وارد سلول شود در خون باقي مي ماند. انسولين هورموني است که از غده لوزالمعده (پانکراس) ترشح مي‌شود. در خون همه افراد در حالت طبيعي مقداري قند يافت مي‌شود. اين مقدار در حالت طبيعي 110-70 ميلي گرم در دسي ليتر است. انسولين موجب ورود قند به سلول‌ها مي‌شود تا اين قند براي تامين انرژي مورد استفاده قرار گيرد، يا براي مصارف بعدي ذخيره گردد. انسولين ماده کليدي و اصلي است که سبب انتقال قند از خون به سلول‌هاي بدن مي‌شود. بدون وجود انسولين قند نمي‌تواند از جريان خون خارج و وارد سلول‌ها (به جز سلول‌هاي مغزي) گردد (شهشهان، 1381).
ديابت يک بيماري مزمن و از شايعترين بيماريها دراغلب جوامع است و عليرغم پيشرفت قابل توجه علم پزشکي هنوز هم نشانه‌اي از توقف آن ديده نمي‌شود. اين بيماري براي فرد مبتلا به آن يک مبارزه دائمي است. زيرا افراد مبتلا به آن به دليل وجود يک بيماري لاعلاج و احتمال بروز عوارض شديد و کوتاه شدن طول عمر مورد تهديد قرار مي‌گيرند. بر اساس پيش‌بيني فدراسيون بين‌المللي ديابت شمار بيماران ديابتي در جهان قريب به140 ميليون نفر مي‌باشد(فدراسيون بين‌المللي ديابت IDF17، 1998).
اين بيماري از شايع ترين بيماريهاي غدد درون ريز است که پس از بيماريهاي قلبي عروقي، سرطان، بيماري‌هاي اسکلتي وعضلاني، چهارمين علت عمده مرگ و مير در گروه‌هاي سني مختلف است (اميني، به نقل ازحيدري، 1380).
فرد مبتلا به منظور حفظ جان نياز به تزريق روزانه انسولين و آزمايشهاي مکرر و درد ناک و نيز صرف وقت و هزينه زياد جهت درمان دارد و همواره با مشکلات فردي، اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي زيادي روبرو مي‌باشد که موجب افسردگي، اضطراب و پرخاشگري مي‌گردد (کانکو18، 1986، به نقل از جواهري زاده، 1373).
از طرفي يکي از جدي ترين مسائل بشر از دير باز تاکنون، استرس يا فشار رواني است. استرس مي‌تواند نقش گسترده‌اي در سلامت عمومي افراد ايفا کند بدين صورت که تلاش براي غلبه بر استرس مي‌تواند بر پاسخ‌هاي جسماني و روانشناختي تاثير گذارد که ممکن است نتيجه آن پاسخ‌ها به وجود آمدن مشکلات مربوط به سلامتي باشد (فلدمن19، 2002).
بر اساس فرهنگ لغت آکسفورد، استرس، نيرو يا فشاري است که مي‌تواند باعث اختلال و از هم گسيختگي موازنه و تعادل سيستم يا ارگانيسم گردد (دوازده امامي، روشن، محرابي، 1388).
همچنين در ايجاد و بروز هر بيماري عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه‌هاي وراثتي، تعامل اجتماعي، ويژگي‌هاي روانشناختي و رفتاري انسان نقش دارند. يکي از مهمترين عوامل روانشناختي موثر در بروز بيماري‌هاي جسمي استرس است. استرس از طريق تاثير بر رفتار و دستگاه‌هاي بدن، از جمله دستگاه قلبي – عروقي، غدد درون ريز و دستگاه ايمني، بر سلامت انسان تاثيري منفي دارد و باعث بروز بيماري‌هاي جسمي از قبيل بيماري‌هاي قلبي عروقي، فشار خون بالا، بيماري‌هاي گوارشي، ديابت، بيماري‌هاي پوستي و انواع ديگربيماري‌ها مي گردد (سارافينو، 1383).
استر س بخشي از زندگي روزمره است. استرس کارکردي انطباقي دارد: انگيزه مطالعه را براي امتحان فراهم مي‌کند و سبب ترشح زياد آدرنالين مي‌شود که شور و حال خاصي براي انجام کارها در حضور جمع را ايجاد مي‌کند، چه اين کار ورزش باشد و چه ارائه يک مقاله در يک سمينار. اکثر ما دوره‌هايي از اضطراب ناخوشايند را تجربه کرده ايم. معمولا اين دوره‌ها محدود هستند و خود بخود بر طرف مي‌شوند. اما حتي وقتي نيازمند درمان نيستند، اثرات منفي فيزيولوژيک آنها همچنان از طريق تشديد اختلالات ديگر يا مخدوش کردن وضعيت باليني سلامت را به مخاطره مي افکنند (آلدر، 1389).
وجود رابطه بين تجربه‌هاي پر استرس و ديابت همواره مورد سوال بوده است. شواهد به دست آمده حاکي ازآن است که تجربه‌هاي پر استرس ممکن است در شروع و نيز تشديد ديابت نقش داشته باشد (حري، حقيقي، اميني و همکاران، 1387).
بي يورن تورپ20 تلاش کرد رابطه‌ي فيزيولوژيک بين تجربه‌هاي استرس زا و شروع ديابت نوع 2 را توضيح دهد. در تئوري جالب او امده است که استرس‌هاي روحي با يک واکنش احساس شکست يا درماندگي باعث فعال شدن محور هيپوتالاموس -هيپوفيز-ادرنال21 شده که خود منجر به اختلال‌هاي هورموني شامل بالا رفتن سطح کورتيزول سرم و پايين آمدن سطح استروئيدهاي جنسي و هورمون رشد مي‌شود که اين روند مخالف عمل انسولين است. موي22 و همکاران در سال 2000 در جريان غربالگري ديابت وجود يک رابطه بين تعداد استرس‌هاي تجربه شده و شيوع ديابت نوع 2را مشخص کردند. همچنين نوربگ23 و همکاران استرس‌هاي شغلي و حمايت روحي ضعيف را همراه با شانس خطر ابتلا به ديابت در زنان گزارش کردند (همان منبع).
محرابي، فتي، دوازده امامي ورجب (1387) ادعا مي‌کنند: به نظر مي‌رسد 14 الي 23 درصد از بزرگسالان بالاي سي سال ايراني ديابت داشته باشند. با توجه به انچه گفته شد به نظر مي‌رسد ابتلا به ديابت خود منبع استرس ونگراني زيادي براي اين بيماران است.
امروزه استرس به عنوان عاملي خطر زا براي سلامتي مورد توجه قرار گرفته و مطالعات متعدد نشان داده است که افراد با استرس بالا در هر دو سطح جسماني و رواني شکايات بيشتري را مطرح مي‌کنند. بنابراين برنامه‌هايي اثر بخش هستند که مستقيما در ارتباط با روش‌هاي مقابله با استرس تنظيم شده باشند (پرالتا، راميرز، روبلز، ناوريت24 2009به نقل از؛ اميري، اقايي و عابدي، 1389).
استرس مي‌تواند نقش مهمي‌در سلامت عمومي افراد ايفا کند، بدين صورت که تلاش براي غلبه بر استرس مي‌تواند پاسخ‌هاي فيزيولوژيک و روان شناختي ايجاد کند که نتيجه آنها، به وجود آمدن مشکلاتي در زمينه سلامتي است (فلدمن، 2002).
عوامل استرس زا در افراد مبتلا به ديابت بيشتر از افراد سالم مي‌باشد. انجمن ديابت آمريکا بيان مي‌کندکه استرس رواني و فيزيکي مانند بيماري يا صدمه، سطح قند خون را بالا برده و مانع آزاد شدن انسولين در بدن مي‌شود که در افراد باعث ابتلا به ديابت مي‌شود(آقا محمديان، 1389).
درمان شناختي رفتاري به نحو فزاينده‌اي در همه رشته‌هاي پزشکي به کار مي‌رود. ارتباط بين افکار، خلق و رفتار بايستي بررسي شود و هر جنبه غير مفيد به نحو انتقادي مورد بحث قرار گيرد. اين درمان در توانبخشي قلبي، کنترل ديابت، آسم، درد مزمن، صرع، سندرم روده تحريک پذير و برخي بيماري‌هاي ديگر به کار رفته و موثر بوده است (آلدر، 1391).
طراحي و بکار گيري مداخله‌هايي مبتني بر رويکرد‌هاي روان درماني اثر بخش و سودمند در بيماري‌هاي طبي و مزمن به طور کلي، و ديابت به طور خاص، حايز اهميت است. به نظر مي‌رسد آموزش مديريت استرس به شيوه شناختي -رفتاري بتواند تاثير مطلوب بر شاخص‌هاي مذکور گذاشته و به عنوان راهکاري براي کنترل بهتر بيماري و کاهش و پيشگيري از مشکلات و عوارض جسمي و رواني-اجتماعي مرتبط با ديابت سودمند باشد. مديريت استرس به مجموعه تکنيک‌ها و روش‌هايي اطلاق مي‌شود که براي کاهش استرس تجربه شده توسط افراد يا افزايش توانايي آنها در مقابله با استرس‌هاي زندگي به کار گرفته مي‌شوند (دوازده امامي، روشن، محرابي، 1388).
برنامه مديريت شناختي – رفتاري گروهي شامل تکنيک‌هاي مديريت استرس به شيوه شناختي -رفتاري است که همراه با تعداد قابل توجهي تکنيک‌هاي آرميدگي بصورت گروهي اجرا مي‌شود. ويژگي خاص و مفيد اين برنامه، رويکرد دو سويه‌ي (مديريت استرس با رويکرد‌هاي شناختي رفتاري و آموزش انواع گوناگون آرميدگي و استفاده از بازخورد زيستي) و اجراي گروهي آن است که بيشترين منفعت را به شرکت کنندگان مي‌رساند. ساختار گروهي اين فرصت را در اختيار شرکت کنندگان قرار ميدهد که به فرايند‌هاي مفيدي دست يابندکه در روان درماني فردي وجود ندارد (نشاط دوست، 1388).
همچنين پژوهش جبل عاملي نشان داد که مداخله شناختي -رفتاري مديريت استرس مي‌تواند به عنوان يک روش مداخله‌اي مفيد براي بيماران قلبي بکار رود (جبل عاملي، حيدري و مصطفوي، 1390).
روانشناسي سلامت به دنبال شناسايي سازه‌ها و شيوه‌هايي است که سلامت و بهداشت روان را به دنبال دارد. به اين دليل عواملي که به انسان در سازگاري و انطباق با مشکلات و تهديدات زندگي کمک کند، از موضوعات مورد توجه اين حوزه خواهد بود. در اين ارتباط يکي از موضوعات قابل توجه در روانشناسي سلامت و بهداشت رواني، تاب‌آوري 25است. اين موضوع تحقيقات زيادي را موجب شده است. گارمزي26وماستن27 (1991) تاب‌آوري را “يک فرايند، توانايي، يا پيامد سازگاري موفقيت آميز با شرايط تهديد کننده”تعريف کردند. به بيان ديگر تاب‌آوري، سازگاري مثبت در واکنش به شرايط ناگوار است (والر28، 2001).
راتر29 (1990) تاب‌آوري را به عنوان تفاوت‌هاي فردي در مقابله و واکنش به موقعيت‌هاي دشوار تعريف مي‌کند (محمودي، رحيمي و محمدي، 1390). همچنين تاب‌آوري به فرايند پوياي انطباق مثبت با تجربه‌هاي تلخ و ناگوار اطلاق مي‌شود (لاتار و چيچتي؛ مستن، 2001، به نقل از بشارت، 1386).
تاب آوري به عنوان يک ويژگي شخصيتي بر توانايي مقاومت فرد در برابر استرس اشاره دارد و از مفاهيمي چون داشتن هدف و معنا در زندگي، ارزشمندبودن، زندگي مشتاقانه و پر شور، قدرت و مسئوليت ناشي از اختيار و آزادي فرد، اهميت تجربه ذهني و نقش موثر فرد وافراد در ساختن جامعه ريشه مي‌گيرد (ولف30، 1995).
تاب‌آوري که “مقاومت در برابر استرس” (گارمزي، 1985) يا “رشد پس ضربه‌اي “31 (تدشي، پارک و کالان، 1998) نيزناميده شده است، در امتداد يک پيوستار با درجات متفاوت از مقاومت در برابر آسيب‌هاي روانشناختي قرار ميگيرد. (اينگرام و پرايس، 2001). تاب‌آوري طبق اين تعريف، فراتر از جان سا لم بدر بردن از استرس‌ها و ناملايمات زندگي است (بونانو، 2004) و با رشد مثبت، انطباق پذيري و رسيدن به سطحي از تعادل پس از به وجود آمدن اختلال در وضعيت تعادلي پيشين، مطابقت مي‌کند (ريچارد سون، 2002، به نقل ازبشارت،1386).
گارمزي32وماستن33 (1991) تاب‌آوري را “يک فرايند، توانايي، يا پيامد سازگاري موفقيت آميز با شرايط تهديد کننده”تعريف کردند. به بيان ديگر تاب‌آوري، سازگاري مثبت در واکنش به شرايط ناگوار است (والر34، 2001).
کينگ35 (2008) با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کانون کنترل سلامت، سلامت روان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان کانون کنترل سلامت، منبع کنترل، مکان کنترل