پایان نامه با کلید واژگان بهداشت روان، هورمون رشد، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

آن علايمي شامل خوشحالي زياد، سر حال بودن شديد، سرعت در تفكر تكلم و حالات هيجاني توام با حركات زياد جسمي است ( شاملو، 1383 ).
منظور از دو قطبي هم اين است كه شخص، افسردگي و مانيا دارد. اكثر دو قطبي‌ها چرخه‌هاي افسردگي آميخته با مانيا را تجربه مي‌كنند. كمتر از 10 درصد دو قطبي‌ها دوره‌هاي مانيايي بدون افسردگي دارند ( دبليو، 1383 ).
علايم شايع در اين نوع اختلالات عبارتند از :
1 ـ احساس عدم ارزش ( در دوره افسردگي ) 2 ـ دوري كردن از جامعه و غير اجتماعي بودن شديد.
3 ـ احساس ارزش داشتن زياده از حد ( در دوره مانيا ) 4 ـ خواب زياد و كم خوابي 5 ـ فعاليت زياد و عدم فعاليت كافي 6 ـ كم شدن توجه و دقت، همزمان با دقت زياد خلاقيت و توجه افراطي ( شاملو، 1383 ).

اختلال افسردگي و تعريف آن :
افسردگي نوعي نابهنجاري خلقي يا عاطفي است كه طيفهاي پايين آن را افراد عادي نيز در بعضي مواقع تجربه مي‌كنند. خود ما بعضي وقتها احساس غم و ملامت مي‌كنيم و حاضر نيستيم به هيچ كاري، حتي كارهاي لذت بخش دست بزنيم ( بيرامي، 1378 ).
افسردگي علت‌هاي متعددي دارد و همه افراد در اوقاتي از زندگي خويش افسردگي را تجربه كرده اند و زماني كه افراد با موقعيت‌هاي فشار زاي رواني مواجه مي‌شوند، طبيعي است كه دستخوش افسردگي و بيماري‌هاي رواني ديگر شوند، اما هنگامي كه علت محسوسي وجود نداشته باشد و شخص مدت زماني طولاني دستخوش افسردگي باشد اين حالت امري نابهنجار محسوب مي‌شود ( آزاد، 1378 ).
راهنماي آماري و تشخيصي اختلالات رواني ( DSM IV ) انجمن روان پزشكي آمريكا افسردگي را قسمتي از اختلالات خلقي در نظر گرفته است و اختلالات افسردگي را به سه دسته اختلال افسردگي اساسي، اختلال افسردگي خويي و افسردگي كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است طبقه بندي كرده است، اختلال افسردگي اساسي با يك يا چند دوره اساسي ( يعني حداقل دو هفته خلق افسرده يا از دست دادن علاقه، به اضافه حداقل چهار علامت ديگر از افسردگي ) مشخص مي‌شود. اختلال افسرده خويي با حداقل دو سال خلق افسرده در بيشتر اوقات روز، همراه با علايم ديگري از افسردگي كه واجد ملاكهاي يك دوره افسردگي اساسي نيست، مشخص مي‌گردد.
اختلال افسردگي به گونه اي ديگر مشخص نشده است شامل اختلالاتي همراه با علايم افسردگي است كه واجد هيچ يك از اختلالات افسردگي، اختلال افسرده خويي، اختلال سازگاري همراه با خلق افسرده يا اختلال سازگاري همراه با اضطراب و خلق افسرده آميخته ( يا علايم افسردگي كه در مورد آنها اطلاعات كم يا متناقض وجود دارد ( نمي باشد ( بيرامي، 1378 ).
افسردگي متداول ترين نوع اختلالات نوروتيك است. بيش از 50درصد كل بيماران دچار مشكلات رواني، افسرده هستند. صفات بارز شخصيت افرادي كه مبتلا به افسردگي مي‌شوند، عبارت است از حساسيت زياد، اتكاي به ديگران، ناتواني در نشان دادن خشم مستقيم نسبت به محيط، خود آزاري به جاي سرزنش محيط، خود را ملامت كردن به دليل شكست‌ها و ناكامي‌ها، خجالت و درون گرايي افسردگي، وضع و يا حالت رواني است كه با علائمي مانند حزن و اندوه، احساس نااميدي، كاهش تمركز ( شاملو، 1383 ).
حس احترام به خود و سرزنش و تحقير خود در نظر و ارزيابي شخصي مشخص مي‌گردد. اين واژه يا به خلق اشاره دارد كه چنين وضعي مي‌باشد يا به بيماري عاطفي اطلاق مي‌گردد. علائم همراه اين اختلال كندي رواني حركتي و گاهي بي قراري شديد، آژيتاسيون، انزوا و كناره گيري از تماس با افراد و علائم دستگاه نباتي مانند بي خوابي و بي اشتهايي مي‌باشد ( بهرامي و معنوي،0 137 ).
تعريفي ديگر از افسردگي « به طور كلي تعريفي كه از اين واژه به عمل آورده اند عبارت است از حالت ناشادي كه تحمل آن براي فرد دشوار بوده و اين حالت افسردگي توام با اضطراب مي‌باشد. اين دسته از شاگردان در كلاس حالت بي حالي، بي تفاوتي نسبت به عملكردها و جريانهاي كلاس از خود نشان مي‌دهند، به طوريكه گاه دچار افت تحصيلي شده يا قطع ارتباط اجتماعي با دوستان و همكلاسان خود نشان مي‌دهند » ( رئيسي،0 138، ص 74 ).

نظريه‌هاي روان شناختي در مورد افسردگي :
نظريه زيست شناختي :
افسردگي يكي از شايعترين مسائلي است كه توسط متخصصان بهداشت رواني مورد مداوا واقع شده است. افسردگي همواره از طريق حالت غمزدگي و فقدان علاقع تقريباٌ به تمام فعاليتها و ساير نشانه‌هاي مرضي كه ممكن است شامل اشتهاي كم، يا تغيير وزن، اشكال در خواب رفتن، فقدان انرژي، تغييرات رواني حركتي، احساس گناه، مسائل مربوط به تمركز، و افكار مكرر درباره مرگ يا خود كشي گردد، مشخص مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه آمادگي براي دچار شدن به اختلالات عاطفي، بويژه اختلالات شيدايي ـ افسردگي جنبه ارثي داشته باشد. شواهد بدست آماده از مطالعات روي دو قلوها اين نظريه را تقويت مي‌كند. نقش خاصي كه عوامل ارثي در اختلالات عاطفي دارند هنوز چندان روشن نيست شواهد فراواني حاكي از آنست كه تنظيم حالات خلقي بر عهده گروهي از مواد شيميايي بنام انتقال دهنده‌هاي عصبي است كه بر انتقال تكانه با اين حال بنظر مي‌رسد كه نوعي بهنجاري زيست شناختي در اين مورد در كار باشد.‌هاي عصبي در طول سينا پس ازيك نرون به نرون ديگر اثر مي‌گذارد. دو انتقال دهنده عصبي كه بنظر مي‌رسد نقش مهمي در اختلالات عاطفي بازي ميكنند نوراپي نفرين و سرو تونين هستند بنا به يك نظريه كه در سطح وسيعي پذيرفته شده، افسردگي با كمبود و شيدايي با ازدياد يكي از اين دو انتقال دهنده عصبي يا هر دوي آنها پيوند دارد. قسمت اعظم شواهد در اين مورد مبتني بر آثاري است كه داروها در رفتار و فعاليت انتقال دهنده‌هاي عصبي دارند ( هليگارد و همكاران،جلد اول، 1368 ).
در مانگريهاي مربوط به ديدگاه زيستي، داروهاي سه حلقه اي و منع كنندگان MAO را در بر مي‌گيرد، كه هر دو ميزان نوراپي نفرين را افزايش مي‌دهد، براي درمان افسردگي مورد استفاده واقع مي‌شود. چون اثر درماني داروها ممكن است چند هفته به طول بيانجامد كساني كه دچاره افسردگي شديدند ممكن است از طريق درمانگري تشنجي الكتريكي ( ECT ) مورد معالجه قرار گيرند. عبور يك جريان الكتريكي از مغز بيمار به نظر مي‌رسد كه تأثيري مثبت در تسكين حالت افسردگي بيمار داشته باشد. انتقادهاي مربوط به رويكرد زيستي اين است كه دارو به تنهاي نمي تواند مانع حمله‌هاي افسردگي در آينده شود زيرا اين داروها مهارتهاي سازش آنان را اصلاح نكرده است ( آزاد، 1378 ).
بنابراين بر اساس اين نظريه كودكاني كه داراي پدر يا مادر افسرده مي‌باشند قبل از 18 سالگي چهار برابر نسبت به كودكاني كه والدين غير افسرده دارند آمادگي براي اين اختلال خواهند داشت. تعدادي از مطالعات هورموني نشان داده كه كودكان افسرده نسبت به كودكان عادي هنگام خواب ترشح هورمون رشدي بيشتري دارند. مطالعات روي دو قلوهاي همسان اين نظريه را تأييد مي‌كند. ميزان ابتلاء دو قلوهاي همسان بيشتر از كودكان عادي به اين اختلال مي‌باشد ( رئيسي،0 138. ).
بطور كلي اين ديدگاه بر نقش عوامل ژنتيكي در بروز اين اختلال تاكيد مي‌كند و عوامل ارثي را عامل مؤثر در ايجاد اين اختلال مي‌دانند.
نظريه روان پويايي :
نظريه‌هاي روان پويايي بر احساسات و واكنش‌هاي ناخودآگاه نسبت به موقعيتهاي جديد كه اساس آنها حوادث قبلي زندگي است تأكيد مي‌ورزند. اين نظم بنديهاي روان پويايي بر تاريخچه روابط بين فرد و شخصي كه او به عنوان يك كودك بيشترين وابستگي را به وي داشته است ـ معمولا مادر ـ متمركز است. بدين ترتيب يك سابقه تاريخي افسردگي عبارت است از اختلال در روابط اوليه كودكي. اين اختلال ممكن است فقدان واقعي والدين يا ترس خيالي درباره از دست دادن يكي از والدين باشد. از نظر فرويد افسردگي، واكنشهاي طبيعي نسبت به از دست دادن كسي يا چيزي كه مورد عشق ( محبت ) فرد بوده است، توصيف كرد. جورج براون دريافت كه در زناني كه قبل از 11 سالگي مادران خود را از دست داده اند خطر بيشتري براي ابتلا به افسردگي وجود دارد تا زنان ديگر ( آزاد، 1378 ).
به طور كلي از ديدگاه روان پويايي علت افسردگي فقدان، جدايي است ولي اين از دست دادن در واقع نمادي است از عامل ديگري كه تثبيت مرحله دهاني خوانده مي‌شوند ( رئيسي،0 138 ).
همچنين بر اساس اين نظريه، انسان ممكن است به طور ناخود آگاه، هر نوع طرد شدن از سوي ديگران را به عنوان نوعي فقدان و از دست دادن عشق، محبت، معبود و يا عزيزي تلقي كند. البته، انتقاد بر اين نظريه فراوان است. مثلاٌ مفهوم فقدان سمبو ليك بسيار مبهم تر از آن است كه قابل تعريف، شناخت و تحليل علمي باشد ( شاملو، 1383 ).
به طور خلاصه بر اساس نظريه روان پويايي، افسردگي پاسخي است به فقدان يك شيء مورد علاقه كه ممكن است رمزي باشد. فرويد پنداشت كه شخص افسرده از احساس گناه فوق العاده به عنوان نتيجه اي از وجدان اخلاقي قوي و الگوي ضعيف شخصيتي رنج مي‌برد. كوششهاي درماني طبق اين نظريه عبارت است از تغيير و اصلاح همخوانيهايي كه در بين افكار و احساسات مراجع وجود دارد. درمانگري در اين ديدگاه معطوف به كشف پايه‌هاي ناخود آگاه افسردگي در دراز مدت تمهيدهاي حمايتي در كوتاه مدت است ( آزاد، 1378 ).
نظريه يادگيري :
نظريه‌هاي يادگيري افسردگي را به فقدان تقويت در محيط مربوط مي‌دانند، فرد در نتيجه عدم دريافت تقويت، يا تنبيه شدگي در برابر پاسخهايش دلسرد و افسرده مي‌گردد. اين حالت ممكن است بدين علت رخ بنمايد كه محيط يك نفي كننده است، يا بدين علت كه فرد مهارتهاي اجتماعي لازم براي استفاده كامل از تمام امكانات را نياموخته است، يا بدين علت كه او تقويتهاي قابل دسترسي را بيشتر از كسان ديگر منفي و كمتر از آنان مثبت مي‌بيند. چون افراد ديگر، تمايل به اجتناب از شخص افسرده دارند امكانات براي تقويت نيز محدود گرديده است ( آزاد، 1378 ).
از ديدگاه رفتاريون : تقويت مثبت ناكافي علت ايجاد افسردگي است در واقع فقدان يا جدايي از شخصي كه مورد علاقه بوده و به نحوي باعث تقويت مي‌گرديده، مي‌تواند ايجاد افسردگي نمايد زيرا پاداش‌هاي مطلوب قطع شده و فرد ديگر انگيزه اي جهت اعمال خود ندارد ( رئيسي،1380).
اين صاحب نظران معتقدند كه انسان هنگام دچار اختلالات عاطفي و به ويژه افسردگي مي‌شوند كه در زمان يادگيري، مراحل زير طي مي‌شوند : 1 ـ وقتي رفتار فرد از جانب محيط تقويت و تشويق نمي شود. 2 ـ به علت اين عدم تشويق و تقويت، كميت رفتار و فعاليت فرد به نحو چشمگيري كاهش مي‌يابد و اين امر، خود بازهم از تقويت و تشويق مي‌كاهد. 3 ـ مقدار تقويت يا تشويقي كه فرد در برابر پاسخ‌هاي خود دريافت مي‌كند ( شاملو، 1383 ).
در اين ديدگاه تعيين اثرات متقابل شخص محيط كه مربوط به افسردگي است اولين گام در طرح يك نقشه درمانگري است. فهرست بندي حوادث، خوشايند و ناخوشايند و رفتار خود تنظيمي نيز قسمتهاي مهمي از درمانگري را از نقطه نظر يادگيري تشكيل مي‌دهد ( آزاد، 1378 ).
به طور كلي رويكرد تقويت بر اين اصل استوار است كه افراد به اين علت افسرده مي‌شوند كه محيط اجتماعي آنها كوچكترين تقويت مثبتي را فراهم نمي كند. پايين بودن ميزان تقويت مثبت موجب كاهش بيشتر در آن دسته از فعاليتها و جلوه‌هاي رفتاري مي‌شوند كه احتمالاٌ پاداش به دنبال دارد. ( هيلگارد و همكاران، جلد اول، 1368 ).
همچنين تعدادي از روان شناسان يادگيري معتقدند كه افسردگي به دليل احساس محروميت مداوم و احساس بيچارگي و يا ناتواني اكتسابي ايجاد مي‌شود. مارتين سليگمن در سال 1974 ميلادي گفت : كه وقتي انسان تحت فشار ( استرس ) محيطي قرار مي‌گيرد، مضطرب مي‌شود، اگر نتواند آن را بر طرف كند، احساس بيچارگي و ناتواني مي‌كند و همين امر منجر به احساس افسردگي مي‌شود ( شاملو، 1383 ).
نظريه شناختي :
احتمالاٌ با نفوذترين نظريه‌هاي روان شناختي كه امروزه درباره افسردگي وجود دارد نقطه نظر شناختي است اساس اين نظريه‌ها اين انديشه است كه يك تجربه معين ممكن است روي دو فرد تأثير بسيار متفاوتي بگذارد. قسمتي از اين اختلاف ممكن است

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد طرح تفصیلی، شبکه معابر، تغییرات کاربری اراضی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان دختران نوجوان، افراد سالمند، منابع استرس