پایان نامه با کلید واژگان بزه دیدگی، جرایم جنسی، امنیت شغلی، زنان و دختران

دانلود پایان نامه ارشد

خطر بزه دیدگی را افزایش میدهد، مانند تحریک بزهکار.
بی حفاظ بودن آماج بزه و عدم مراقبت بزه دیده از آن (موقعیت بزه دیده زا).
عدم اجتناب بزه دیده از موقعیت های بزه دیده زا.
ویژگیهای قربانیان جرم، عامل مؤثری در انتخاب آنها توسط بزهکاران بالقوه است. بدین ترتیب، بزهکاران بالقوه در انتخاب قربانیان جرایم جنسی معیارهایی را در نظر می گیرند که برایشان زحمت کم تری داشته باشد.
از این رو، می توان عوامل مؤثر در انتخاب قربانی توسط مجرم را این گونه برشُمرد:
1. هم جواری و نزدیکی:50 در بسیاری از جرایم جنسی، برقراری تماس جسمانی با قربانی ضروری است.
2. قابلیت دسترسی:51 زنانی که بدون احتیاط سوار اتومبیل افراد ناشناس می شوند و یا شب هنگام به تنهایی در مکان های خلوت و فاقد روشنایی رفت و آمد می کنند، امکان دسترسی را برای بزهکاران بالقوه فراهم می نمایند.
3. جذابیت بزه دیده:52 در جرایم جنسی علیه زنان، جذابیت جسمی و ویژگی های بزه دیده مانند پوشش و ظاهر تحریک کننده، نقش موثری در انتخاب او دارد.
4. قابلیت مدیریت:53 در جرایم جنسی، بزهکاران با انتخاب عقلانی خویش زنانی را به عنوان بزه دیده انتخاب می کنند که در صورت مقاومت او توانایی کنترلش را داشته باشند.
5. ارتباط میان بزه دیده و بزهکار:54 رابطه قبلی و آشنایی زن ومرد نقش مهمی چه در تکوین جرایم جنسی و چه در انتخاب بزه دیده دارد.
این ارتباط می تواند ناشی از رابطه تعارض آمیز یا تسهیل کننده از طرف بزه دیده باشد. «برای مثال، کشش جسمانی و روانی که به طور خودآگاه یا ناخودآگاه میان زن و مرد وجود دارد، فقط در مجرم وجود ندارد، بلکه این کشش از سوی زن نسبت به مرد هم وجود دارد که در بسیاری از موارد انگیزه تعرض را تا اندازه ای فراهم می آورد. اغلب یک زن به طور ناخودآگاه تمایل دارد که به زور مورد تصرف قرار گیرد، این تمایل وسوسه آمیز در دختران جوانی دیده میشود که با پسرها دوست میشوند یا درنقاط خطرناک و غیر معمولی قدم میزنند که امکان ربودن آنها زیاد است و بدین ترتیب به طوری خود را در معرض حملات جنسی قرار میدهند»55.
6 .میزان خطر:56 بزهکاران به هنگام نقشه ارتکاب جرم، میزان خطر و احتمال موفقیت و شکست را در نظر می گیرد 57 .
به موجب تحقیقاتی که در ارتباط با تجاوزهای جنسی در کشورهای غربی صورت گرفته است، مشخص شده که نزدیک به دو سوم از تجاوزها توسط مرتکبان آشنا (شامل دوستان، آشنایان، عشاق صمیمی و خویشاوندان) ارتکاب یافته است و بر عکس، یک سوم از مرتکبان این جرایم، اشخاص بیگانه بوده اند 58.
یافته های یکی از تحقیقاتی که در شهر تهران بر اساس مصاحبه با 65 زن 19 تا 60 ساله انجام شده نشان می دهد، مصاحبه شوندگان، قربانیان اصلی جرایم علیه زنان را بانوان و دختران جوانی می دانند که بیش از همه قربانی آزارها و جرایم جنسی هستند. آن ها عوامل فردی نظیر بی احتیاطی و بی ملاحظگی، نوع فعالیت روزمرّه، نوع رفتار و پوشش زنان و دختران جوانی می دانند که بیش از همه قربانی آزارها و جرایم جنسی هستند. آن ها عوامل فردی نظیر بی احتیاطی و بی ملاحظگی، نوع فعالیت روزمره، نوع رفتار و پوشش زنان و دختران را از یک سو و ناکارآمدی و یا نبودن قوانین حمایتی و اجتماعی، عدم آموزش روش های دفاع از خود، در هم ریختگی فضای شهری، وجود مکان های جرم خیز و مخفی نظیر زیرگذرها و معابر تاریک، وجود نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی نظیر بیکاری و فقر را در کنار ویژگی های فیزیولوژیک و زیستی، از جمله مهم ترین دلایل قربانی شدن زنان می دانند59.

10-2 – جایگاه زنان بزهدیده در طبقه بندی بزه دیده شناختی

شافر60 یکی دیگر از بزه دیده شناسانی می باشد که در حوزه بزه دیده شناسی نخستین مطالعه کرده است61. وی بزه دیدگان را بر اساس میزان مسئولیتشان در ارتکاب جرم به هفت طبقه تقسیم کرده است.
زنان بزه دیده در جرایم جنسی را می توان در دو دسته ـ بزه دیدگان محرک و پیش قدم ـ از این طبقه بندی جای داد.
1ـ بزه دیده محرک: این دسته از بزه دیدگان با بروز رفتار یا حرکاتی موجب جلب توجه بزهکار به سوی خویش می شوند و به قول ژان پیناتل، مانند بره ای که گرگ را به سوی خود جلب می کنند62 .
2ـ بزه دیده پیش قدم یا فعال: بزه دیده به عمد و با آگاهی، با انجام رفتار و گفتار تحریک آمیز در وقوع بزه دیدگی خویش نقش ایفا می کند. زنان بزه دیده در بعضی تجاوزهای جنسی با پوشیدن لباس ها و رفتارها و حرکات تحریک آمیز بزهکار را به سوی خویش جلب می‌نمایند نمونه ای از این دسته از بزه دیدگان می‌باشند63.

11-2 قوانین کیفری کشورهای خارجی برای بزه دیده زن

قانون گذاران کیفری بسیاری از کشورها به این واقعیت جرم شناختی توجه کرده اند و زن بودن بزه دیده را تحت شرایط خاص در مورد بسیاری از جرایم از جمله تعرضات جسمانی علیه آن ها از عوامل مشدده دانسته و مجازات بزه کارانی را که بر روی افراد فوق مرتکب جرم می شوند تشدید می کنند. از جمله مادة 4221 قانون جزای جدید فرانسه (مصوب 1992) که از قتل های در حکم سبق تصمیم نام می برد، در بند سوم خود قتل هایی که بر روی افرادی خاص از جمله زن حامله صورت می گیرد را به عنوان قتل در حکم سبق تصمیم دانسته است، اگر چه اتفاقی باشد و بدین ترتیب برای مرتکبین چنین قتلی مجازات حبس ابد تعیین کرده است. و یا براساس مادة 13222 از کارافتادگی کم تر از هشت روز زنان در خشونت های خانوادگی یک «جنحه» محسوب می شود در صورتی که قبلاً خلاف محسوب می شد. به طور کلی یک ضمانت اجرای کیفری خیلی سنگین در انتظار عامل خشونت می باشد64.
هانس فون هانتینگ” در کتاب  ” بزهکار و قربانی او” معتقد است بعضی از طبقات همچون  زنان ، کودکان ، جوانان ، پیران ، اقلیت های قومی و مذهبی ، مهاجرین ، افراد زیر هنجار و ناقص العقل ها پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند.” جنسیت ” افراد یکی از عوامل مهم آسیبب پذیری بیشتر افراد می‌باشد که در یک وضعیت ساختاری ، زنان را در جامعه آسیب پذیر تر می‌کند.
بنابر این،یادداشت پیش رو  به دنبال تببین چرایی آسیب پذیر بودن بالقوه زنان در نقش بزه دیده است با تاکید بر عنصر کار یا در ارتباط با محیط کار.
خشونت در محیط کار یا خشونت مرتبط با محیط کار یکی از مشکلات و مسائلی است که بیشتر از انکه در حوزه ی نظری نگران کننده باشد در حوزه ی عمل و اجرا است که پای عدالت را به میان میکشد. سازمان بین المللی کار طی تحقییقاتی صاحبان برخی از مشاغل از جمله رانندگان تاکسی ، کادر بیمارستانی ، معلمان ، مدد کاران ، صندوقداران بانک ، مغازه دارها و مهاجران را بیشتر در معرض خشونت دانسته است. اما سازمان تاکیید ورزیده است که خشونت از نظر ” جنسیت ” ،  زنان را بیشتر تهدید می‌کند.
 هرچند تعریف کلی خشونت مرتبط با کار هنوز در حیطه ی بین المللی مورد توافق قرار نگرفته است ،  اما جلسه ای تخصصی توسط کمیسیون اروپایی در دوبلس در می 1996 در تلاش برای تعریف این امر صورت گرفت:” وقایعی که در آن اشخاص مورد خشونت ،  تهدید یا آزار در شرایط مرتبط با کارشان قرار میگیرند و مستلزم یک چالش تلویحی یا غیر تلویحی در مورد امنیت ، رفاه و سلامتی آنها می  باشد. “
با عبور از این تعریف ،  به چند متغیر در ارتباط با خشونت در محیط کار  که موجب شده است ” زنان ” در محاسبه گری بزهکاران یک ” بزه دیده ی ایده آل” محسوب بشوند اشاره می‌کنیم :

2-11-1 متغیرهای موقعیتی
زمان و مکان دو متغیر مهم در تجربه ی زیست زنان است. به عنوان  مثال ، ” شب” در زندگی و برنامه ریزی زنان فارغ از ویژگی های فردی واجتماعی نقش مهمی را ایفا میکند. کار شبانه  در ادارات و کارخانجات و شرکت های خصوصی به علت کاهش حضور ناظران رسمی و غیر رسمی زمینه ی مناسب را برای بزه دیدگی زنان فراهم می آورد.
با این حال عدم ذکر ممنوعیت کار شبانه برای زنان یکی از انتقادهاییست که عده ای از حقوقدانان به قانون کار زنان وارد میدانند.  هرچند در مقاوله نامه های بین اللمللی قدیمی به  اصل ممنوعیت کار شبانه و مستثنیات آن اشاره شده است و برخی کشورهای اسلامی  نیز مانند مصر ولبنان ممنوعیت کار شبانه را پذیرفته اند و تصریح کرده اند، با این حال عده ای عدم ممنوعیت کار شبانه را همگام با تحولات بین المللی دانسته و قابل دفاع می‌دانند. واقع شدن  محل کار در مناطق نا امن دور از شهر یا  در مرکز و نزدیک به شهر ، خلوت یا شلوغ بودن منطقه‌ی محل کار ، شناخته یا ناشناخته بودن محلات نزدیک به محل کار و … میزان بزه دیدگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

2-11-2-ویژگی های ظاهری زنان
هرچند در نظر مطلوب نیست که ویژگی ظاهری زنان در نحوه ی استخدام و یا میزان بزه دیده واقع شدن آنها تاثیر بگذارد اما طبق پژوهش صورت گرفته در مورد زنان شهر تهران در محدوده سنی 19 تا 60 سال ، از نظر 66% مصاحبه شوندگان ویزگی ها و جذابیت های ظاهری می‌تواند نقش مهمی در بزه دیدگی زنان ایفا کند.(سهیلا صادقی- زهرا میر امینی).
از اینرو بسیاری از زنان در محیط مرتبط به کار برای افزایش مصونیت و حتی حفظ امنیت شغلی و کاهش بزه دیدگی(به ویژه مزاحمت های جنسی) به راهکارهای فردی روی می آورند و با افزایش پوشش و مراقبت رفتاری به دنبال امنیت شغلی و کاهش بزه دیده گی پیش میروند. فیزیک و وضعیت جسمانی نیز در برخی جرایم  خشونت آمیز  مثل آدم ربایی (که کمتر در محیط کار اتفاق می افتد ) و یا تجاوزات جنسی  نقش موثری ایفا می‌کند.

3-11-2-سبک مدیریتی
محل کار (به عنوان عنصری از فرایند تکوین جرم  که زن بزه دیده در آن  موقعیت قرار دارد)  اگر به شکل ” مشارکتی” مدیریت شود، و گفت و گو و ارتباط همسطح و موازی و دسترسی آسان به مدیریت اصلی و طرح مشکلات کاری به شکل جمعی  از ویژگی های مدیریت باشد،  آنگاه بزه دیدگی زنان نیز کاهش خواهد یافت  و زنان کمتر در معرض خشونت کاری واقع می‌شوند.
اما در مدیریت ” سلسلسه مراتبی”  که نابرابری قدرت و مناسبات در محیط کار نهادینه شده است ، زنان را در موقعیتی قرار خواهد داد که مورد تهدید برای از دست دادن فرصت شغلی یا مورد تشویق برای ارتقا  شغلی باشند. وغالبا در ساختار اداری هرم وار  ایجاد بستر و فرصت بزه به ویژه علیه زنان بیشتر به چشم می‌خورد.
در مدیریت اداری هرم وار زنان مورد بزه واقع شده یا در معرض بزه، به علت فاصله ی فضای گفت وگو  با کارفرما و نگرانی همیشگی از دست دادن موقعیت  شغلی، حفظ امنیت شغلی را به مطرح نمودن پدیده ی خشونت با کارفرما یا  مراجع صالح ترجیح میدهند. حتی گاها  به اعمال این خشونت  پنهان تن می‌دهند که نهایتا با تکرار و استمرار آن ممکن است به پدیده ی” کار گریزی” منجر گردد.
در نهایت از آنجایی که در اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال 1992 مصوب مجمع عمومی ، از تمام دولت ها خواسته شده است برای منع و مجازات هرگونه خشونتی علیه زنان اقدامات ضروری در پیش بگیرند و با توجه به حضور بیشتر زنان در فضای کار و اشتغال جامعه ، توجه بیشتر به ” بزه دیدگی زنان در ارتباط با کار” نیازمند توجهات اجرایی،  تقنیینی و جامعه شناسانه بیشتری می‌باشد.
بعضی قوانین در کشور ما خشونت زا هستند. مثل بخش هایی از قانون مجازات اسلامی پیشین که حالا قانون جدید جای آن را گرفته است. در قانون قبلی گفته می شد اگر مردی همسر خود را در فراش (بستر) با مرد دیگری ببیند، اجازه دارد همسر خود را بکشد که می بینید چطور عرصه برای قتل های ناموسی باز شده است. یا بحث ازدواج های اجباری و زود هنگام دختران که از مصادیق خشونت در خانواده است که می بینیم ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی اجازه نکاح صغیره را داده است و می تواند به خشونت علیه زنان منجر شود. متاسفانه ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده به این موضوع پرداخته و زمینه بروز خشونت علیه دختران را مهیا کرده است. ماده ۱۱ قانون مدنی می گوید شوهر می تواند زن را از اشتغال به هر شغلی که منافی مصالح خانواده باشد، منع کند و این منع می تواند منجر به اعمال خشونت شود. یکی از ایراداهایی نیز که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان بزه دیدگی، آسیب پذیری، جرم انگاری، حقوق کیفری Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، بزه دیدگی، خشونت خانوادگی، حمایت کیفری