پایان نامه با کلید واژگان بزه دیدگی، ارتکاب جرم، سبک زندگی، جرم انگاری

دانلود پایان نامه ارشد

نمود.
هر چند در قوانین کیفری ایران جرمی به نام «همسر آزاری» وجود ندارد اما قانون گذار در برخی زمینه ها به جرم انگاری ویژه در حمایت کیفری افتراقی از زنان مبادرت کرده است. در این زمینه می توان از مادة 619 قانون مجازات اسلامی نام برد. براساس این ماده؛ «هر کس در اماکن عمومی یا معابر معترض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.» یا مادة 622 قانون مجازات اسلامی که بیان می دارد؛ «هر کس عالماً و عامداً با واسطة ضرب و اذیت زن حامله، موجب سقط جنین وی شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد» و بالاخره در زمینة جرم انگاری های خاص در قبال بزه دیدگی زنان می توان از مادة 642 قانون مجازات اسلامی نام برد که ترک انفاق زن را با وجود داشتن استطاعت مالی و تمکین زن جرم دانسته و برای مرتکب مجازات حبس از سه ماه و یک روز تا پنج ماه پیش بینی نموده است.
بدین سان در قبال تعرضات جسمانی علیه زنان نظیر قتل، ضرب و جرح، قانون گذار کیفری ما چه در درون خانه و چه بیرون از آن دست به جرم انگاری های خاص زده است. معمولاً قانون گذاران با اتخاذ یک سیاست کیفری افتراقی از طریق سازوکار جرم انگاری های ویژه دو هدف عمده را دنبال می کنند:
الف) با توجه ویژه به زنان در قانون کیفری از طریق جرم دانستن برخی رفتارهای خاص درصدد رساندن این پیام هستند که این اعمال دارای قبح شدید می باشند. در این رهیافت قانون کیفری بیش تر نقش ارزشی و توصیفی خود را ایفا می کند.
ب) از طریق جرم انگاری برخی رفتارها و پیش بینی پاسخ های متفاوت و شدیدتر برای آن ها در صدد بالا بردن هزینة کیفری ارتکاب جرم علیه زنان است. در این ره یافت قانون کیفری نقش پیش گیری کیفری خود را از طریق تهدید بالقوه و بالفعل افراد به اعمال ضمانت اجرای کیفری ایفا می نماید.

8-2 تشدید کیفر بزه کاران به دلیل زن بودن بزه دیدة آن ها

یکی از هزینه هایی که بزه کار بالقوه در مرحلة ترسیم «نقشة جنایی» و به فعلیت رساندن آن مورد توجه قرار می دهد، هزینة کیفری ناشی از ارتکاب جرم است. افراد آسیب پذیری نظیر زنان به دلیل ضعف های جسمی اهداف مناسب و مطلوبی برای بزه کاران هستند، بدین ترتیب دارای جذابیت خاص برای بزه کاران بوده و ارتکاب جرم بر روی آن ها خطر کم تری دارد و همین امر آن ها را در معرض «بزه دیدگی مکرر» قرار می دهد.
به عنوان یکی از ابزارها در راستای غیرجذاب ساختن آماج های فوق و بالا بردن «بهای جرم»، مکانیسم تشدید مجازات بزه کارانی است که بزه دیدگان آن ها آسیب پذیرتر از سایر افراد جامعه هستند. این سازوکار نه تنها می تواند از طریق تأثیرگذاری بر شخصیت بزه کاران بالقوه در سازمان دادن فعالیت خود حول انگیزه های بزه کارانه، در پیش گیری از «بزه دیدگی اولیة» آن ها مؤثر باشد، بلکه از «بزه دیدگی مکرر» آن ها نیز جلوگیری می کند، چرا که به نظر می رسد میزان خطر وقوع بزه دوم، علیه بزه دیده، به نوع واکنش وی در قبال بزه اول بستگی دارد.
بدین سان می توان بیان کرد که با مکانیسم تشدید کیفر بزه کاران در برابر تعرضات مجرمانة آن‌ها نسبت به زنان، قانون گذاران کیفری درصدد هستند تا با مداخله در اوضاع و احوال حاکم بر وضعیت ماقبل جنایی از طریق غیر جذاب ساختن آماج فوق برای بزه کاران بالقوه به سبب بالا رفتن هزینة کیفری ارتکاب جرم بر روی آن ها، با ایجاد یک مانع بازدارندة قوی، فرایند گذر از اندیشه به فعل مجرمانه را عقیم ساخته و در طی طریق و حرکت فرایند جنایی اختلال ایجاد کرده و بدین ترتیب میزان بزه دیدگی زنان را کاهش دهند.

9-2 – الگوهای مختلف در تحقق بزه دیدگی زنان

1-9-2 نقش شیوه و سبک زندگی در بزه‌دیدگی زنان
نظریه شیوه و سبک زندگی یکی از اولین تلاش ها در راستای بیان قربانی شدن کیفری می‌باشد39. این نظریه به گات فردسن40 و هیندلانگ41 منسوب است و در پی بررسی این مسأله است که چرا برخی افراد و گروه ها بیش از دیگران در معرض خطر بزه دیدگی قرار دارند. مطابق این دیدگاه، آنان بر این باورند که جرم یک واقعه اتفاقی نیست، بلکه بزه دیدگی بر اساس شیوه یا سبک زندگی افراد و عملکرد زندگی آنها متغیر است. نوع زندگی افراد نقش کلیدی در آسیب پذیری آنها دارد زیرا هر قدر یک فرد شیوهی زندگی بازتری داشته باشد، یعنی فعالیتهای شغلی، تفریحی و اوقات فراغت وی در خارج از خانه بیشتر باشد، در دسترس تر و در نتیجه بیشتر در معرض بزه دیدگی قرار خواهد گرفت. بر این اساس، نظریه مذکور، توزیع نامنظم بزه دیدگی در زمان و مکان را بر حسب تفاوت شیوه زندگی بزه دیدگان تبیین می کند.
برای نمونه مجرد زیستن، زیاده روی در نوشیدن مشروبات الکلی، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، معاشرت با مردان جوان، رفت وآمد شب هنگام به اماکن عمومی و زندگی در شهرهای بزرگ از شیوه های زندگی است که نرخ بزه دیدگی اشخاص را بالا می برد42.
به اعتقاد کین، زنان با موقعیت اجتماعی ـ اقتصادی پایین تر احتمالاً بیشتر نگران پیاده روی پس از تاریکی و تنها ماندن در خانه می باشند. او بیان می‌کند که ترس برای زنان مجرد بیشتر از زنان ازدواج کرده است. این گونه زنان به دلیل فقرشان بیشتر از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنند و کمتر قادرند که اتومبیل بخرند و آن را بیمه کنند. همچنین قدرت انتخاب این که کجا زندگی می کنند و منابع لازم برای اطمینان از حفاظت خود مانند قفل های کافی و مناسب بر روی درها را ندارند و ممکن است مجبور شوند شغل هایی را بپذیرند که ایمنی شخصی اشان را بیشتر در معرض خطر قرار می دهد43. لذا، شیوه و سبک زندگی افراد ممکن است در تولد اندیشه مجرمانه و سپس در فرآیند فعالیت بخشیدن به این اندیشه، از طریق تسریع فرایند ارتکاب جرم و در نتیجه بزه دیدگی و تحریک بزهکار مؤثر باشد.
بدین ترتیب، این رفتارهای جرم زا و پُر خطر هم می‌تواند در نتیجه رعایت نکردن پوشش صحیح و تحریک مرتکبان نا آشنا باشد44 و هم می تواند ناشی از دوستی ها و ارتباط های نا متعارف در محیط های کاری و تحصیلی با افراد آشنا باشد که این ارتباط زمانی که با آن جذابیت و بروز همراه باشد، وابستگی های کاذب عاطفی ایجاد می کند و خطر بزه دیدگی را افزایش می دهد.
بنابراین، هرچه افراد با اشخاص بزهکار یا محیط های مجرمانه و خطرناک و زمان های پر خطر بیشتر رفت و آمد کنند شانس بزه دیدگی خود را افزایش می دهند.
موقعیت های احتمالی بوجود آمده بین بزهکار و بزه دیده بالقوه با توجه به سبک زندگی آن ها تغییر می کند. بدین سان، با توجه به تصمیماتی که افراد برای برگزیدن انواع شیوه های زندگی اتخاذ می کنند احتمال بزه دیدگی آنان نسبتاً قابل پیش بینی است. پس علل بزه دیدگی برخی افراد ناشی از انتخاب نوع سبک زندگی آنان است که خطر بزه دیدگی را کم یا زیاد می کند.

2-9-2 نقش زنان در پیشگیری از بزه دیدگی
بزه دیده شناسی به دنبال پیشبرد تدابیری است که بتواند از خطرهای احتمالی ناظر به بعضی افراد که در وضعیت ها و موقعیت هایی، آماج های مناسبی برای بزهکاران محسوب می شوند، پیشگیری کنند45.
زنان که به دلیل آسیب پذیری بیشتر احتمال بزه دیدگی اشان در اینگونه جرایم بیشتر است، این قابلیت را دارند تا با نوعی یاری رسانی به بزهکار در یک فرایند کنش متقابل یا حتی نقطه آغاز تقصیر در بزه دیدگی خود، با او شریک باشند. ایجاد تحریک رفتار جنسی و یا پیش قدم شدن بزه دیده که شامل رضایت ظاهری او یا مبتنی بر رضایت طرفین است، پیش زمینه بزه دیدگی آنان را فراهم می کند.
تمایل زن به برقراری رابطه با افراد ناشناس یا بودن در شرایطی که انگیزه کافی برای تجاوز بزهکاران ایجاد می کند، عامل قربانی شدن زن است. وضعیتی که باید از آن به نام «بزه پذیری» یاد کرد. این وضع در کشورهایی که روسپیگری در آنها جرم به شمار می آید، عامل عمده خشونت جنسی علیه زنان به شمار می آید 46. از این رو، فرصت های بزه دیدگی با خصوصیات شخصی و اجتماعی بزه دیدگان در ارتباط می باشد.
از آن جا که شیوه زیستن افراد می تواند آنان را بیشتر در معرض تهاجم قرار دهد و بزه دیده نیز می تواند با حذف موقعیت های جرم زا، تا حدود زیادی از این امر پیشگیری نماید، لذا اقدامات خود مراقبتی آنان را می توان با الگوی سبک و شیوه زندگی پیوند داد.
مشارکت فعال بزه دیده در پیشگیری از جرایم جنسی نیازمند آگاهی وی از وضع های پُر خطر و راه های اجتناب از آن است. حضور و تردد در مکان های خلوت و در زمان های خاصی مثل تاریکی هوا و مکان هایی که در صورت بروز خطر امکان دسترسی به پلیس یا کمک دیگران بسیار پایین است، وضع پُر خطر است و اجتناب از آن ضروری است. لذا در برخی کشورها از جمله انگلستان افرادی که از این وضع ها اجتناب نکنند، خود مجرم محسوب می شوند47 .
ازاین رو، ویژگی های ظاهری زنان و عدم پوشش مناسب که زمینه جلب توجه بزهکاران را فراهم می‌آورد، حضور در مکان هایی ناشناخته و خلوت بدون همراه، سوار شدن دراتومبیل های ناشناس و خلوت بدون همراه، معاشرت با مردان جوان، اعتماد به افراد غریبه و رفت و آمدهای شبانه نمونه های بارزی از علل بزهدیدگی زنان در جرایم جنسی است که در رویکرد بزه دیده شناسی نخستین قابل ملاحظه هستند.
لذا، می توان در این جا از رفتارهای پرخطر و بزه دیده زای بزه دیده و نقش آن در بالا بردن انگیزه مجرمانه مرتکب سخن گفت که پرهیز از آن، شخص را از دایره انتخاب قربانی توسط بزهکار خارج یا احتمال آن را کاهش می دهد.

3-9-2- مؤلفه های انتخاب بزه دیده در بزه دیدگی زنان
جرمی بنتام معتقد است طبق اصل حسابگری کیفری، فردی که تصمیم به ارتکاب جرم می گیرد، در عمل همچون یک فرد محاسبه گر«با سبک و سنگین» کردن مزایاو معایب یا منافع و رنج هایی که ممکن است از جرم نصیبش شود، رفتار میکند. او قاضی منافع خود است. انسان بزهکار، انسانی آزاد، با هوش و با عقل است که به طور واقعی دست به محاسبه دقیق می زند48.
بدین سان، بزهکار بالقوه، به جز بزهکارانی که به دلیل اختلالات روانی، عقلی، منشی و… مرتکب جرم می‌شوند، مانند هر انسان دیگری، موجودی عقلانی است که به دنبال موازنه میان منافع و مضار عمل مجرمانه ای است که قصد ارتکاب آن را دارد.
بر اساس اعتقاد بزه دیده شناسان، در اکثر موارد، قربانیان جرایم با دقت و احتیاط توسط مجرمان شناسایی و انتخاب می شوند49 . بر مبنای نظریه انتخاب عقلانی مرتکبین انتخابهای آگاهانهای در مورد ارتکاب رفتار مجرمانه دارند. در نظریه های مشهور به گزینه عقلانی، مجرم شخصی است که دست به انتخاب می زند که بر مبنای ارادۀ آزاد وی است. به عبارت دیگر، مجرم مزایا و معایب عمل خویش را می سنجد و پس از سنجش هزینه های ارتکاب جرم که برای مثال شامل: نوع جرم ارتکابی، انتخاب بزه دیده و احتمال دستگیری وی می باشد، دست به انتخاب می زند. لذا اگر چه جرم عملی نکوهیده و غیر عقلانی است ولی در نهایت خود واجد عقلانیت می باشد.
نظریه انتخاب عقلانی به تشریح انگیزه مجرم برای ارتکاب جرم به عنوان تلاشی برای رفع نیازهای عادی نگاه می کند و این عقلانیت فرآیند تصمیم گیری است که فرصت ها را برای رفع نیازها، هزینه های بالقوه عمل و سودهای پیش بینی شده تعیین می کند. البته فرایند عقلانی تصمیم گیری، نه تنها به کار محاسبه برای تصمیم به ارتکام جرم می پردازد، بلکه زمان و مکان ارتکاب جرم را نیز تعیین می کند. بر این اساس، باید خاطرنشان کرد که مجرم دارای عقلانیتی محدود است و همه بزهکاران به یک اندازه سنجیده رفتار نمی کنند.
اگر چه منطقی بودن یک رفتار مجرمانه با توجه به انگیزه های فرد مجرم متفاوت است، اما جرایم گوناگون به دلیل انتخاب هایی ارتکاب می یابند که به طور کامل هم از دلایل عقلانی بی بهره نیستند.
بدین ترتیب عوامل بزه دیدگی افراد را می توان این گونه برشمرد:
رفتار آگاهانه یا ناآگاهانۀ بزه دیده که تسهیل کنندۀ ارتکاب جرم است.
رفتارهایی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان بزه دیدگی، آسیب پذیری، جرم انگاری، حقوق کیفری Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، بزه دیدگی، خشونت خانوادگی، حمایت کیفری