پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، موازنه قدرت، موازنه قوا

دانلود پایان نامه ارشد

دوام نظام را تضمین می کند.والتز از ماهیت آنارشیک ساختار نظام به علاوه ی ثابت بودن میزان کل قدرت سیستمی چنین استنباط می کند که همواره امکان ظهور تعداد بسیار محدودی از فدرت های بزرگ در نظام بین الملل وجود دارد و به دلیل برخورداری این بازیگران از توانایی تأثیرگذاری بر فرایند بین المللی ، روابط و مناسبات آنها تعیین کننده خواهد بود.
اراده ی دولتها معطوف به تأمین امنیت خویش است و ماهیت آنارشیک و خودیاری مدارانه ی ساختار مستلزم پاسخ دولتها به هرگونه تغییر ساختاری تهدید کننده ی امنیت آنهاست.پاسخ دولتها به تغییرات ساختاری تا بدانجا تداوم می یابد که در نهایت همه آنها احساس امنیت را بازیابند. به دیگر سخن ، برآیند پاسخ های هریک از دولتها به تغییرات تهدیدکننده ی ساختاری ، منتج به نتیجه البته ناخواسته ای می شود که همانا اعاده ی توازن است. توازن پایداری که اعاده میشود ، پیامد ناخواسته ی رفتار موازنه ای دولتهاست که سازوکار بازتولید ثبات در نظام را شکل می دهد. “موازنه” تصمیمات و رفتار انفرادی دولتها در راستای تأمین امنیت پایدار خویش در آتیه است. به بیانی دیگر ، موازنه (به مثابه رفتار) قدرت های بزرگ و فرجام آنهاست که توزیع آتی قدرت و توازن پیش رو را تعیین می کند.( لیتل ،1389: 23).
وبالاخره اینکه در نظریه سیستمی ساختار والتز بین سیستم آنارشی بین المللی و موازنه قوا رابطه وجود دارد. این رابطه به این صورت مطرح می شود که اصل موازنه قوا مانع برهم زدن توزیع توانایی ها به شیوه ای عمیق در امتداد واحدها می شود اگر موازنه ای وجود نداشت در آن صورت سیستم آنارشی بین المللی به سیستم سلسله مراتبی بدل می شد.
مرشایمر بر خلاف والتز معتقد است که منافع راهبردی مناسب تنها با قدرت بیشتر حاصل می شود.به بیانی ، کیفیت و کمیت این منافع بستگی فراوانی به اندازه ی قدرت دولت ها دارد. از این رو اغلب پیشنهاد می کند که در صورت وجود شرایط و امکانات مناسب ، کشورها باید تلاش خود را معطوف به هژمون شدن نمایند . این بدان معنی است که برخورداری از قدرت برتر، بهترین روش و ابزار و ضامن برای اطمینان از بقای دولت هاست.
اگر برای واقع گرایان سنتی ، قدرت یک هدف است ، برای واقع گرایان تهاجمی ، قدرت ، ابزاری برای دستیابی به هدف ، یعنی همان بقاست.
قدرت های بزرگ همواره خواهان جنگ برای تغییر موازنه قدرت به نفع خود بوده اند. قدرت های بزرگ طرفدار حفظ وضع موجود که هیچ انگیزه ای برای افزایش قدرت خود ندارند ،پدیده هایی نادر در سیاست بین الملل محسوب می شوند؛ اکثر قدرت های بزرگ کشورهایی تجدیدنظر طلب هستند. مهم ترین استثنا ایالات متحده است از دیدگاه مرشایمر تعامل سازنده ایالات متحده با چین اشتباه است زیرا این کشور دارای قدرت پنهان است او عقیده دارد که موازنه قدرت درآینده به نفع چین تغییر خواهد کرد (Mearsheimer,2006:172).
در تکمیل نظریه توازن قدرت ، نظریه های جدیدی مطرح شده است که از جمله ی آن ها می توان به نظریه ی توازن تهدید استفان والت4 اشاره کرد.
والت نظریه ی موازنه قوا را نه غلط ، بلکه ناقص و ناکافی می داند ، زیرا قدرت یکی از عوامل موثر در شکل گیری موازنه و نه تنها عامل یا حتی مهم ترین عامل است.
والت استدلال می کند که ائتلاف های موازن در قبال تهدید شکل می گیرند تهدیداتی که می توانند از قدرت، مجاورت، قابلیت های تهاجمی نیات توسعه طلبانه و تهاجمی نشأت می گیرد. تغییر در هر کدام از این متغیرها دیگر دولت ها را به احتمال فراوان به احساس تهدید و اتخاذ اقدامات موازنه ای می کشاند . نظریه ی توازن تهدید عنوان می کند که دولت ها در برابر هر گونه قدرتی توازن ایجاد نمی کنند بلکه در برابر قدرت تهدید کننده چنین می کنند که در واقع بیانگر آن است که دولت ها تنها در برابر قدرت توازن ایجاد نمی کنند ، بلکه در برابر تهدید موازنه ایجاد می کنند . در این راستا شرایطی مانند قدرت ، مجاورت جغرافیایی ، قدرت تهاجمی و نیات تهاجمی مطرح می شود .
والت تلاش کرد تا عوامل غیر مادی را وارد نظریه ی موازنه قوا کند و این نظریه را از رویکردی صرفاً مادی خارج سازد در همین راستا او موازنه را چنین تعریف می کند :
“هماهنگی هوشمندانه ی فعالیت های دیپلماتیک هر بازیگر برای محدود سازی و شکل دادن به نتایجی مخالف ترجیحات رقیب “( لیتل ،44:1389).
به اعتقاد والت احتمال تلاش برای ایجاد نوعی توازن جهت دستیابی به امنیت در مقابل دولت تهدید کننده به مراتب بیشتر از احتمال تلاش برای دستیابی به سازش ومصالحه است . وی حالت اول را «برفراری توازن» و حالت دوم را «دنباله روی5» می خواند.دولتی که به سیاست برقراری توازن رو می آورد، به متحد شدن با دیگران در مقابل تهدید موجود می پردازد، دولتی که به سیاست دنباله روی رو می آورد ، خود را با قدرتی که منشا خطر است ، متحد می سازد. والت معتقد است نه تنها سیاست برقراری توازن رایج تر از سیاست دنباله روی است ، بلکه هرچه دولتی قوی تر باشد احتمالا تمایل آن به سیاست یرقراری توازن یا متحد شدن با سایر دولتها برای غلبه کردن بر تهدید یک قدرت مسلط سیاسی نیز بیشتر خواهد شد برعکس هر چه دولتی ضعیف تر باشد احتمال توسل آن به سیاست دنباله روی بیشتر خواهد شد.
محور صورت بندی والت را این امر تشکیل می دهد که اساس تشکیل اتحادها در سطح بین المللی ، توازن تهدید است و نه توازن قدرت. دولت ها در واکنش نسبت به تهدیدات دست به اتحاد با یکدیگر می زنند، تهدیداتی که شاید تماما بر پایه قدرت دولت های معارض استوار نباشند. بدین خاطر ، والت اساس تهدیدات و در نتیجه اساس واکنش دولت های معطوف به برقراری توازن یا دنباله روی را بیشتر در امیال و مقاصد می بیند تا در قدرت محض(فالتزگراف، 1384 :695).
موازنه قدرت همچنین نقش برجسته ای در کتاب « جامعه آنارشیک» هدلی بول دارد. بول موازنه قدرت را نه تنها یکی از پنج نهاد اصلی موسس و قوام بخش جامعه بین الملل کشورهای اروپایی می داند، بلکه آن را زیربنای چهار نهاد دیگر (دیپلماسی ، جنگ ، حقوق بین الملل، نظام مدیریتی قدرت های بزرگ) می داند . منظور بول از نهاد، سازمان های رسمی نیست، بلکه مجموعه ای از «عادات و رویه ها » را مدنظر دارد که در راستای تحقق اهداف مشترک شکل گرفته اند.این هدف جلوگیری از یک قدرت هژمونیک است.
یک موازنه قدرت نهادی نه تنها متشکل از کشورهای خواهان حفظ استقلال خود است ، بلکه بر این فرضیه مبتنی است که آنها منافع مشترکی در حفظ ویژگی های اساسی جامعه ای که در آن عمل می کنند دارند.بنابراین کشورها نه تنها باید از ظهور یک کشور هژمونیک که خواهان نابودی استقلال واحدهای تشکبل دهنده جامعه بین الملل است ، جلوگیری کنند ، بلکه باید از دنبال کردن جاه طلبی ها ی هژمونیک خود نیز اجتناب ورزند. بنابراین موازنه قدرت نهادی در کانون برداشت بول از یک جامعه بین الملل قرار گرفته و بازتاب یک تعهد دسته جمعی برای حفظ بقای چنین جامعه ای است( لیتل ، 1389 :232).
در نظام موازنه قدرت ، دولت ها از سه مسئله امنیتی نباید غفلت کتتد :
1. تهدید فدرت بزرگ دیگر به حمله مستقیم
2. تهدید ، آسیب و صدمه مستقیم که در آن اقدامات نظامی یک قدرت بزرگ ، امنیت دیگری را حتی اگر ناخواسته باشد ، تضعیف می کند
3. این احتمال که یک قدرت بزرگ به هژمون جهانی تبدیل خواهد شد و به این ترتیب قادر است بسیاری از اقدامات زیان بخش را انجام دهد ، ازقبیل بازنویسی قواعد رفتار بین المللی برای گرفتن امتیاز در طولانی مدت ، بهره برداری از منابع اقتصادی جهان برای دستاورد نسبی ، تحمیل و وضع قاعده امپراطوری بر قدرت های دیگر و حتی اشغال هر کشوری در نظام موازته قدرت .
به طور کلی ، قدرت های بزرگ به طور مشترک علیه تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم امنیت شان موازنه برقرار کرده اند.
برای مثال ، ایالات متحده قبل از هر دو جنگ جهانی تلاش کرد در برابر آلمان موازنه برقرار کند ، هرچند حتی تهدید مستقیم نیز برای وی ایجاد نکرده بود.در جنگ دوم جهانی ، تحلیلگران مشهور واقع گرایی که خواستار مداخله امریکا برای موازنه با آلمان بودند، به طور صریح تهدید مستقیم برای تهاجم یا بمباران ایالات متحده را منتفی و رد کردند و در عوض مداخله بر اساس ضربه و آسیب مستقیم را به امنیت ایالات متحده توجیح و تصریح کردند این تهدید در صورتی ممکن است روی بدهد که یک آلمان پیروز کنترل خود را بر منافع اقتصادی و در بازارها در اروپا ، آسیا و امریکای جنوبی تثبیت کند. تجربه ایالات متحده قبل از جنگ های جهانی منحصر به فرد نبود ، چون ائتلاف های موازنه اروپایی علیه آلمان قبل از آنکه هژمون جاه طلب ، در عمل به یک قدرت بزرگ حمله کند شکل گرفت.
موازنه امری ریسک پذیر است ، دولت های بزرگ به ندرت از آن هایی که سد راهشان می شوند استقبال می کنند و می توانند مجازات های سختی بر آن هایی که چنین می کنند ، اعمال کنند. در یک نظام چندقطبی ، قدرت های بزرگ فرصت معقولی برای دفاع از خودشان در برابر حتی قوی ترین دولت در نظام دارتد و به این ترتیب هر کدام می توانند تلاش کنند دیگران را وادارکنند برای رویارویی با قدرت تجدیدنظرطلب بهای زیادی بپردازند. قدرت های برتر با دولت هایی که در برابر اراده شان مخالفت می کنند به نرمی برخورد نمی کنند.Pape , 2005 :17)).
اگرچه امروزه نظریه ی موازنه ی قوا به صورت سنتی آن دیگر قدرت توضیح مسائل و موضوعات را ندارد ، اما همچنان برای تبیین رفتار قدرت های بزرگ یکی از مهمترین نظریه های روابط بین الملل محسوب می شود . نظریه ی موازنه ی نرم که با پایان جنگ سرد برای توصیف انواع غیر نظامی موازنه به کار می رود توانسته نظربسیاری از متفکران این رشته را به خود جلب کند.
بی شک موازنه نرم می تواند تعاملات ایالات متحده و چین ، دو قدرت بزرگ قرن بیست و یک را که سعی در ایجاد توازن در قبال یکدیگر دارند ، بهتر توضیح دهد.

اشکال موازنه سازی
1-موازنه ی سخت (Hard Balancing )
2-موازنه ی نرم (Soft Balancing )
1-موازنه ی سخت : موازنه سخت زمانی شکل می گیرد که دولت های ضعیف به این نتیجه می رسند که در مقابل سلطه و نفوذ یک دولت قوی بایستند . به گمان آن ها هزینه اجازه دادن به قدرت برتر برای تداوم سیاست ها بیش ازهزینه ی مقاومت و ایستادگی در برابر سلطه غیر قابل پذیرش او می باشد .
موازنه سخت بدین معنی است که گروهی ازکشورها علیه قدرت برتر ، ائتلافی ایجاد نمایند و با واگذاری فناوری نظامی به قدرت های معارض او ، به رویارویی با قدرت سیطره جو بپردازند تا توانایی های او را تعدیل نمایند (Pape , summer 2005 :36).
موازنه یعنی برقراری برابری در یک ستیز میان قوی و ضعیف. دولت ها زمانی موازنه برقرار می کنند که استفاده از برتری نظامی دولت های قوی علیه دیگران را سخت تر کنند. هدف می تواند جلوگیری از حمله یک دولت قوی یا کاهش امیدش به پیروزی در جنگ باشد. موازنه سخت سنتی به دنبال تغییر موازنه نظامی در یک منازعه بالقوه یا واقعی ، عبارت است از تقویت توانمندی های نظامی طرف ضعیف تر از طریق اقداماتی مانند افزایش قدرت نظامی ، اتحادهای جنگ یا انتقال فن آوری نظامی به یک متحد.
موازنه سخت می تواند درونی یا بیرونی باشد . در موازنه درونی6 دولت های ضعیف توان نظامی خود را افزایش داده و سایر منابع درونی خود را برای ارتقای سطح قدرت ملی انباشت می نمایند . این موازنه درونی به دو صورت ممکن است :
روش نخست که مبتنی بر افزایش و ارتقای سطح کمی وکیفی توانایی های نظامی و به دست آوردن آمادگی بیشتر است .
احتمال دارد منجر به بروز معمای امنیت شود و در دیگر دولت ها نگرانی های امنیتی ایجاد کند که شاید این قدرت نظامی علیه آنها به کار گرفته شود . روش دیگر آن است که دولتی ممکن است قدرت خود را از راه تأکید و تمرکز بر توسعه ی اقتصادی افزایش دهد ، به بیانی ثروت خود را به قدرت تبدیل کند .
به نظر می رسد این روش کمتر ایجاد بدگمانی می کند این دیدگاه اخیر مطابق با نظر والتز اس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان موازنه قوا، موازنه قدرت، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه با کلید واژگان دیپلماسی عمومی، تحریم های اقتصادی، موازنه قوا