پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، امنیت ملی، بحران های منطقه ای

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه هایی که عمدتاٌ به دلیل نظامی گری نخبگان حاکم ، براین کشور وارد شد . بسط قدرت با تکیه بر نظامی گری باعث شد تا نهایتاٌ ایالات متحده با به کار گیری ساح هسته ای این قدرت نو ظهور را با افولی زود هنگام و دهشتناک مواجه سازد.
با اشغال ژاپن ، قانون اساسی این کشور تغییر یافت و ژنرال مک آرتور محدودیت هایی در قانون اساسی آن گنجاند که قدرت نظامی آن را به شدت محدود ساخت . در واقع از سال 1947 قانون اساسی جدید ژاپن ، تشکیل نیروی نظامی متعارف برای این کشور را ممنوع کرد و ماموریت نیروی نظامی آن را به دفاع مشروع ( SDF ) محدود ساخت .
به موازات این تغییرات ایالات متحده در سال 1954 پیمان همکاری دفاعی دو جانبه با ژاپن را به امضا رساند و متعهد به حفاظت از ژاپن با تأسیس پایگاه های نظامی در خاک آن کشور شد این پیمان با تغییراتی که به تناسب شرایط در آن داده شده همچنان به عنوان پایه اصلی تأمین امنیت ژاپن و نیز محور روابط آن با ایالات متحده به شمار می آید ( شریعتی نیا ، 1385 ) .
سند راهبردی همکاری های امریکا و ژاپن در سال1997 که متعاقب یک رشته از بحران ها در حول و حوش ژاپن و جهان تنظیم شد و بر لزوم ارتقای همکاری دو جانبه تأکید می کرد باعث شد که نقش جداگانه هر دو طرف باز شناسی شده و نیروهای ژاپنی از حیث ژئوپلتیک نقش بیشتری به دست آورند و نیروهای نظامی ژاپن این فرصت را یافتند که در بحران های منطقه ای با آمریکایی ها بدون اینکه مستقیماٌ در درگیری ها شرکت داشته باشند مشارکت نمایند . البته به احتمال زیاد منظور از بحران های منطقه ای در این سند شرق دور و حوزه اطراف ژاپن می باشد.
در سال2000 باز هم سند راهبرد همکاری های امریکا و ژاپن بازنگری شد و همکاری دو کشور به همکاری های چند جانبه ارتقا پیدا کرد . اما همچنان منع ورود در جنگ همه جانبه و عملیات متقابل در هنگام دفاع و مداخله نظامی و شرکت ژاپنی ها در عملیات نظامی فرا منطقه ای دست نخورده باقی ماند . در سال 1999 ، دولت محافظه کار ژاپن با بهره گیری از بحران کره شمال ، قانونی را گذارند که مفاد آن به نیروهای ژاپنی در شرایط بحرانی اجازه عملیات ویژه را در حوالی و آب های آن می دهد .
به علاوه در واکنش به آزمایش موشکی کره شمالی ژاپن تصمیم گرفت علی رغم مخالف و نگرانی های ابراز شده از سوی چین در مطالعات مربوط به ویژه دفاع موشک های بالستیک امریکا شرکت نماید . در سال 2006 بیش از57 درصد از مردم ژاپن از مشارکت کشورشان در این پروژه حمایت به عمل آوردند ( محب علی ، 1388 ) .
به موازات تحکیم اتحاد امریکا – ژاپن ، ژاپن به این سمت حرکت کرده که چین را به چشم رقیبی استراتژیک برای خود ببیند . در دسامبر 2004 در دستور العمل های برنامه دفاع ملی جدید ژاپن برای اولین بار از چین به عنوان تهدیدی احتمالی برای امنیت ملی ژاپن یاد کرد . این دستور العمل ها از اقدام چین در مدرنیزه کردن امنیت ملی ژاپن یاد کرد . این دستور العمل ها از اقدام چین در مدرنیزه کردن توانمندی های هسته ای و موشکی خود و همچنین نیروهای هوایی ودریایی اش و گسترش حوزه عملیاتی خود در دریا به شدت ابراز نگرانی شده است .
طبق این موافقتنامه توجه حداقلی بر نظامی گری و اتحاد همه جانبه با امریکا صورت گرفت که هدف اصلی آن بازسازی ژاپن پس از جنگ سرد بود از سوی دیگر دفع تهدید فزاینده و توسعه طلبی قدرت ها و جریانات کمونیستی نیز همکاری تمام عیار با قوای اشغال گر آمریکایی را الزامی می کرد . درک این ضرورت که دفع تهدید شوروی سابق جز با اتحاد و قرار گرفتن در زیر چتر حمایتی امریکا امکان پذیر نمی نمود (( دکترین یوشیدا )) نخست وزیر وقت را هرچه بیشتر مستحکم نموده و باعث شد که امنیت ملی ژاپن به طور قطعی بر آن بنا نهاده شود گسترش همکاری های امنیتی میان واشنگتن و توکیو منافع امنیتی چین را به مخاطره انداخت.
بسیاری از تحلیلگران چینی سال های سال به اتحاد امریکا – ژاپن به چشم مانعی موثر بر سر راه نظامی شدن مجدد ژاپن می نگریستند ولی تحولات به موقع پیوسته از اواسط دهه 1990 و به خصوص طی چند سال گذشته ، آنان را متقاعد کرد که این اتحاد به بهانه ای برای ژاپن برای تعقیب یک سیاست امنیتی فعال تر بدل شده است .
از اواسط در دهه 1990 که دولت کلینتون تعریف مجددی از مناسبات امنیتی واشنگتن با توکیو ارائه داده اتحاد امریکا – ژاپن راه درازی را پیموده است . بازنگری های صورت گرفته در دستور العمل های دفاعی امریکا – ژاپن در سال های 1996 –1997 آرایش امنیتی سابق جنگ سرد را از ابزاری برای دفاع از ژاپن در برابرتهدید خارجی ، به ابزاری برای مقابله با پیشامدهای اضطراری در شبه جزیره کره ، تنگه تایوان و نیز ایجاد وزنه تعادلی در برابر افزایش قدرت چین تبدیل کرد (وو ژینبو ، 1385 ).
نگرانی ژاپن از افزایش قدرت چین یکی بدین لحاظ است که این افزایش قدرت به طور طبیعی منافع ژاپن را با چالش مواجه خواهد کرد ودیگرآنکه چین به دلیل افزایش قدرت خود قادر خواهد بود نوعی روابط با ایالات متحده بر قرار کند که در نتیجه آن منافع ژاپن وجه المصالحه قرار گیرد تجدید نظر ژاپن در نیروی دفاعی خود موید این امر است ؛ ژاپن در دراز مدت احتمالا ٌ نیازمند توان هسته ای برای حفاظت از خود در برابر چین و کره شمالی به عنوانی دو قدرت هسته ای است .
ژاپن به عنوان دیگر قدرت آسیا اخیراٌ به اقدامات مختلفی جهت مدیریت تهدیدات چین دست زده است . مهمترین اقدام ژاپن در این راستا تلاش جهت تغییر بند 9 قانون اساسی این کشور است ، بندی که مانع اصلی در راه ارتقای توان نظامی تهاجمی ژاپن به شمار می آید . افزون براین ، ژاپن با تحکیم معاهده امنیتی خود با ایالات متحده و گسترده ساختن حوزه های آن ، انعقاد قرار داد امنیتی با استرالیا ( که دومین قرار داد امنیتی ژاپن در دوران بعد از جنگ دوم جهانی به شمار می آید ) و گسترش روابط با هند ، تلاش کرده است ابزارهای جدیدی برای مدیریت تهدیدات ناشی از تنگناهای امنیتی تولید کند ( شریعتی نیا ، 1387 ).
از سوی دیگر پکن بسیار نگران جهت گیری های سیاست امنیتی ژاپن است . بارزترین نگرانی از بابت اتحاد امریکا – ژاپن مربوط به تأثیر بالقوه این اتحاد بر نحوه ی برخورد چین با مسأله ی تایوان می شود.
در بیانیه مشترک کمیته مشاوره امنیتی امریکا – ژاپن در فوریه 2005 تحکیم اتحاد امریکا – ژاپن موجب مداخله هر چه بیشتر ژاپن در مسأله ی تایوان در نتیجه تیرگی هر چه بیشتر روابط چین و ژاپن شده است عامل وقوع تظاهرات ضد ژاپنی گسترده در چین در بهار 2005 جدای از مناقشات تاریخی ، مداخله غیر موجه ژاپن در مسأله تایوان بود که چین جزء منافع ملی اصلی خود می داند.
از دید واشنگتن و توکیو ، اتحاد دو کشور پیش از هر چند حکم یک باز دارنده موثر در مقابل استفاده احتمالی پکن از زور علیه تایوان را دارد.
برای چین این واقعیت وجود دارد که چنانچه اوضاع تایوان از کنترل خارج شود و نیاز به اعمال زور در آنجا باشد ، چین نه فقط با امریکا بلکه با ژاپنی طرف است که به لحاظ نظامی فعال تر و توانمندتر از چین است ( وو ژینو ، 1385 ).
ژاپنی ها ترجیح می دهند که موقعیت خود را در شرایط تعادلی ارتقا دهند . بنابراین با تحقق نشانه های سیطره جویی در حوزه امنیت آسیا مخالفت می کنند . راهبرد پردازان ژاپن در دوران پس از جنگ سرد بر ضرورت به کارگیری الگوی موازنه قوا در سطح منطقه ای و بین المللی تأکید دارند . در حالی که چین برای تغییر موازنه ی منطقه ای تلاش می کند . کشور چین با سیطره ی امریکا مخالفت دارد . از این رو ژاپن در فضای پذیرش مسئولیت های امنیتی بیش تری با امریکا قرار خواهد گرفت ( متقی ، 1386 ).

4- پایگاه های نظامی
به گزارش وزارت دفاع امریکاتحت عنوان “”Base Strucure Report که در سال 2007 منشر شده است ، امریکا در 39 کشور پایگاه بزرگ نظامی و در 140 کشور ایستگاه های نظامی دارد . امریکا به استثنای خاک خود در پنج قاره ی جهان جمعاٌ 850 پایگاه نظامی دارد . این کشور در خاک خود نیز به طور رسمی 5300 پایگاه نظامی دارد . بنابر گزارش مرکز پژوهش های بین المللی کندی ، امریکا در حال حاضر700 تا800 پایگاه زمینی ، دریایی ، هوایی و جاسوسی در خارج از امریکا دارد.
این کشور در راستای تأمین امنیت متحدان منطقه ای خود در شرق آسیا نیز اقدام به تشکیل سپرهای دفاعی در قالب پیمان های امنیتی با هریک از آن ها نموده است از آن جمله می توان به پایگاه عملیاتی نیروی دریایی (Sasebo) در ژاپن اشاره کرد که مقر ناوگان هفتم دریایی با 60 کشتی ، 350 جنگیده و 60هزار پرسنل است . همچنین پایگاه هوایی اوکیناوای ( Air Base at okinawa) ژاپن و پایگاه هوایی ( Air Base kunsan) در کره جنوبی در 15 مایلی سئول مقر یگان هشتم رزمی نیروی هوایی ( ویکی پویا ، 1390 ).
چین به دلایل استراتژیکی مهمی به شدت نگران محاصره استراتژیکی خود توسط امریکا و پایگاه های نظامی امریکا در مناطق مختلف اطراف قلمرو خود را تهدیدی اساسی برای امنیت و منافع خویش ارزیابی می کند .
حضور نظامی امریکا و پایگاه های این کشور در آسیا عاملی باز دارنده در برابر سلطه جویی احتمالی چین و مهار امنیتی این کشور می باشد.

1-4- اکینا وا
جزیره (اوکیناوا) که به دلیل نقش محوری اش در موقعیت سیاسی – جغرافیایی آسیا به نام (Keyston of the pacific )معروف شده ، از جنگ جهانی دوم به این سو ، پیامدهای تصمیمات کارشناسان جنگی توکیو و واشنگتن را متحمل شده است .
این جزیره ، پس از آنکه در سال 1945 صحنه یکی از خونین ترین درگیری های جنگ منطقه اقیانوس آرام بود به مستعمره نظامی امریکایی ها تبدیل شد و تا سال 1972 تحت اشغال نظامی باقی ماند .
اوکیناوا در شعاع 1000 کیلو متری (( فوکواوکاتایپه )) و (( شانگهای )) در شعاع 1000کیلومتری 1500 کیلومتری (( سئول )) و در شعاع 2000کیلومتری (( توکیو )) ، (( پکن )) و (( ولادی وستک )) قرار دارد. بعلاوه اوکیناوا در آخرین بخش راه دریایی اقیانوس هند به ژاپن است . پایگاه های اوکنیاوا و نیز پایگاه های هاوایی ، گوام و کره جنوبی مناطق راهبردی برای استقرار بعدی نیروهای امریکایی هستند که نقش مهم و حیاتی را در حفظ صلح و امنیت در آسیا و منطقه اقیانوس آرام ایفا می کند جزیره اوکیناوا سی وهفت پایگاه نظامی امریکایی دارد و جنوبی ترین استان ژاپن است ( امیلی کویوند ، 2006 ).
پایگاه هوایی اوکیناوای ژاپن برای امریکا ارزش استراتژیک بسیاری دارد . در سال 2010 واشنگتن و توکیو توافق کردند که فعالیت پایگاه تفنگداران دریایی امریکا در جزیره اوکیناوا ادامه یابد و بر اهمیت هم پیمانی امنیتی و لزوم حفظ نیروهای امریکایی در ژاپن تأکید کردند .
این تصمیم در راستای توافق نامه ی حاصل شده در سال 2006 محقق شد اما نشان دهنده عدم وفاداری (( یو کیوها تویوما )) نخست وزیر ژاپن به قولش بود . هاتویاما سپتامبر گذشته پیش از به قدرت رسیدن قول داده بود که پایگاه (( فوتنمارا )) از جزیره اوکیناوا خارج کند اما پس از گذشت چند ماه از فعالیت وی در این سمت و مذاکرات بی نتیجه میان واشنگتن و مقامات اوکیناوا نخست وزیر ژاپن اعتراف کرد که این پایگاه لازم است در جزیره اوکیناوا باقی بماند .
در صورت مخالفت مردم ژاپن و فشار بر دولت برای تعطیلی این پایگاه از نظر نظامی برای امریکا مشکل ایجاد می شود . در این صورت نبود پایگاه اوکیناوا ارتش این کشور و متحدانش باید به مجموعه ای از ناوهای هواپیمابر برای انتقال جنگنده های خود به منططقه شرق آسیا امید می بست . استفاده از ناوهای هواپیمابر ممکن است که یک گزینه واقعی محسوب شود اما باید به این نکته توجه داشت که چین اخیراٌ چندین نوع از تسلیحات ضدکشتی خود را که به خصوص به منظور غرق کردن ناوهای ایالات متحده به کار می روند ، در آن منطقه مستقر کرده است ، از جمله سلاح های چین می توان به موشک بالستیک (( اف -21)) و ناوگانی کوچک متشکل از کشتی های رادار گریزی که از قابلیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، باراک اوباما، روابط دوجانبه Next Entries پایان نامه با کلید واژگان کره جنوبی، ایالات متحده، نیروی دریایی