پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، انتقال تکنولوژی، اسباب بازی

دانلود پایان نامه ارشد

ارزی بالاترین ذخیره را در جهان داراست در حالیکه امریکا تنها دارای 61/128میلیارد دلار ذخیره ارزی است . میزان واردات امریکا از چین 19 درصد و میزان صادرات امریکا از چین 14 درصد است.
اقتصاد چین از اواخر دهه هفتاد قرن 20 به تندی تغییر کرده و در حال رشد است. بر اساس برابری قدرت خرید ، چین دارای دومین اقتصاد بزرگ جهان و یک بازیگر اصلی در اقتصاد جهانی است.
حجم اقتصاد چین 380/12تریلیون دلار در سال 2012 بود که پس از امریکا و اتحادیه اروپا در مقام سوم جهان قرار میگیرد .
صنایع اصلی چین بسیار گسترده و شامل محصولات آهن و استبل ، ذغال سنگ ، ماشین آلات ، پترولئوم، اسباب بازی، کفش و لوازم الکتریکی است. صادرات عمده چین ماشین آلات ، پوشاک ، کفش ، اسباب بازی ، سوخت معدنی و مواد شیمیایی و واردات آن ماشین آلات ، مواد شیمیایی ، آهن ، استیل و سوخت معدتی است.
بانک جهانی وضعیت اقتصادی چین را مطلوب ومحیط اقتصاد کلان این کشور را باثبات توصیف کرده است.
برخی معتقدند تا سال 2025 میلادی خواهد توانست 10 شهر در حد و اندازه های نیویورک احداث کند.
هنری کسینجر وزیر اسبق امریکا طی مقاله ای تحت عنوان( سودای نظم بین المللی) می نویسد : در گذشته تغییر در ساختار قدرت عمومأ به جنگ منجر می شد همان طور که با ظهور آلمان به عنوان قدرتی مطرح در اواخر قرن نوزدهم اتفاق افتاد . امروز ظهور چین به عنوان قدرت نقش آلمان در آن زمان را تداعی می کند با این تفاوت که این بار زنگ خطر باید بلندتر به صدا درآید.
به عقیده ی بوزان چین مناسب ترین شرایط عمومی را به عنوان رقیب از خود نشان داده است و از نظر توانمندی دارای اقتصادی است که به سرعت در حال رشد و نوسازی است . این کشور گرچه هنوز از نظر تکنولوژی و سازمانی از بسیاری جهات عقب است ، ولی در فراگیری فناوری سلاح های هسته ای و پرتاب های فضایی سرنشین دارد و ارائه ی تصویری از خود به عنوان کشوری که در زمینه ی توسعه اقتصادی به طور کلی در حال رشد مداوم است ، موفق بوده است ( بوزان ،1389 :162 ).
جوزف نای برآنست که افکار عمومی نشانگر این واقعیت اند که یک سوم آمریکایی ها بر این باورند که چین به زودی بر جهان مسلط خواهد شد و این در حالی ست که نزدیک به نیمی از امریکا ها ظهور چین را تهدیدی برای صلح جهان نمی دانند.
در مقابل بسیاری از چینی ها نیز از این بیم دارند که ایالات متحده ظهور صلح آمیز آن ها را قبول نخواهد کرد . در طول تاریخ هرگاه قدرت در حال ظهوری در میان سایر قدرت های بزرگ با همسایگانش به ایجاد ترس پرداخته ، این ترس تبدیل به تخاصم و کشمکش شده است ( نای ،1386).
آنچه هم اکنون در کانون نگرانی های ایالات متحده در مورد ساختار در حال پیدایش منطقه ی شرق آسیا قرار دارد ، نفوذ روزافزون چین است. در صورت تسلط چین بر نهادهای منطقه ای شرق آسیا این خطر وجود دارد که این کشور آن ها را در مسیری قرار دهد که با منافع امریکا انطباق نداشته باشد. بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران سیاسی معتقدند که چین با جغرافیا و جمعیت قابل توجه ، بازار گسترده و پرظرفیت به همراه رشد اقتصادی ، توسعه نهادهای پولی و به عنوان عضو دائم شورای امنیت ، به آینده چشم دوخته است. چین با این قابلیت ها تا حدودی می تواند خلاء قدرت شوروی را در معادلات منطقه ای و جهانی پر کند. چین کشوری است که در سال های اخیر ، رویکرد جدی به بازسازی و ترمیم ساختار ارتش خلق نشان داده است و در همان حال بنیان های حزب کمونیست را تقویت کرده است و با پرهیز از خشونت و نیز مشارکت نکردن در درگیری ها ی منطقه ای و به دنبال توسعه و رشد سریع اقتصادی در اولین سال های قرن بیست و یکم نگاه خود را به همکاری های اقتصادی – تجاری منطقه ای از جمله آ، سه ، آن ، شانگهای و اپک ، با هدف در دست گرفتن ابتکار عمل و تقویت جایگاه منطقه ای و جهان معطوف کرده است. چین در تمام سال های دهه 90 به ایجاد روابط جدید در سطوح مختلف ار مشارکت و همکاری های اقتصادی گرفته تا همکاری های امنیتی با بسیاری از کشورها برای موازنه کردن امریکا ، در مناطق متحد خود اقدام کرده است از مجموعه اوضاع و قراین نیز حاکی از ان است که چین به سرعت روند تحکیم و تقویت مناسبات خود با روسیه ، هند و ایران را در دستورکار خود قرار داده است وبه همین علت برای نیل به اهداف و استراتژی خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.
چین در ارزیابی های استراتژیک خود به امریکا به عنوان عاملی بسیار موثر و قوی می نگرد و چگونگی ارتباط با آن ابرقدرت را با توجه به مصالح امنیتی و دفاعی خود در رأس اولویت ها قرار داده است . محققان چینی ، استراتژی امریکا در دوران پس از جنگ سرد را نیز ادامه ی گذشته می دانند که در آن هدف برتری بی رقیب بر جهان و جلوگیری از پدید آمدن رقیب دنبال می شود.
در مقابل یکی از اهداف امریکا آن است که از پدید آمدن قدرت هایی که در صحنه ی بین المللی در مقابل آن وزنه ای به شمار می آیند ، جلوگیری کند. امریکا برای سرنگونی شوروی تلاش بسیار و هزینه های سنگینی کرد. بنابراین در آینده اجازه نخواهد داد کشور دیگری در مقابل آن ، قدرت ایستادگی و مقاومت داشته باشد. با این حال استراتژیست های امریکا هشدار داده اند که تا اواسط قرن آینده ، کشورهایی پدید خواهند آمد که رقیب آمریکا خواهند بود و در فهرستی که ارائه داده اند ، نام های چین و روسیه نیز وجود دارد.
چین راهبرد خود را صلح آمیز اعلام کرده است و در حال حاضر نیز قصد ندارد با هیچ کشوری به ویژه ایالات متحده وارد درگیری شود با اتخاذ چنین راهبردی ، چین قصد دارد بیشترین زمینه مساعد را برای رشد سریع اقتصادی خود ایجاد کند و قدرت و توان عمومی کشور خود را ارتقاء دهد.
دهه آینده ، دهه قدرت چین در تمام زمینه هاست. این کشور درباره ی محیط امنیتی پیرامون خود به ویژه شرق آسیا ، خط مشی جدیدی را اتخاذ خواهد کرد. توجه به این نقطه نیز لازم است که واکنش امریکا به چین در حال ظهور ، حفظ توازن از طریق تداوم اتحادیه های دوجانبه و حضور نظامی در منطقه است ، احتمال می رود که این راهبرد با ایجاد معضل و معمای امنیت چین را به موضعی خصمانه و پرخاشگرانه بکشاند.
شورای اطلاعات ملی آسیا اخیرأ در گزارش با عنوان( شکل دهی آینده ی جهان ) پیش بینی کرده است که قرن بیست ویکم احتمالأ قرن آسیایی خواهد بود . در این گزارش بر نقش اساسی چین در شکل دهی به آینده جهان با عنوان ” موج سوم جهانی شدن “، تاکید شده است ( شریعتی نیا ، 1386)
شیوه های موازنه سازی سخت :
موازنه ی سخت یا همان موازنه ی نظامی شکل سنتی موازنه سازی است هدف این نوع از موازنه افزایش قدرت نسبی یک دولت در برابر یک دولت تهدیدآمیز و قدرتمند دیگر ، از طریق ساخت توانمندی های نظامی داخلی و اتحادهای خارجی است .
زمانی که شکاف و اختلافات در سطوح قدرت اندک باشد موازنه ی سخت هم برای دولت قوی و هم برای دولت قوی و هم برای دولت ضعیف بسیار معنی دار خواهد شد . چرا که برتری قدرت اندک در برابر دولت ضعیف نمی تواند امنیت دولت قوی تر را تضمین کرده و بنابراین ساخت توانمندی نظامی داخلی ، شکل دهی به اتحادها ، کمک های اقتصادی استراتژیک ، انتقال تکنولوژی به هم پیمانان برای تقویت توانمندی خود بسیار معنادار خواهد شد ( Waltz , 2000 : 20 ).
موازنه سخت را می توان در دو شکل موازنه ی سخت نظامی و موازنه ی سخت غیرنظامی بررسی کرد :
موازنه ی سخت نظامی مربوط به موازنه داخلی و خارجی شده و موازنه ی سخت غیر نظامی نیز به معنای تلاش های غیر نظامی برای افزایش توانمندی های یک دولت یا گروهی از دولت ها در برابر قدرت تهدید آمیز می باشد .موازنه سخت غیر نظامی شامل مسائلی از قبیل کمک های اقتصادی استراتژیک و انتقال تکنولوژی به دیگران نیز می شود .
به عنوان مثال طرح(مارشال) در اروپا و انتقال تکنولوژی های نوین به کشورهای هم پیمان امریکا می تواند به عنوان موازنه ی سخت غیرنظامی در برابر شوروی در طول جنگ سرد در نظر گرفته شود ( زارع ، 1390) .
تلاش های ایالات متحده را نیز در جهت موازنه سازی سخت در مقابل چین را می توان در اشکال نظامی و غیر نظامی تقسیم بندی کرد.در موازنه سخت نظامی ، افزایش توان و بودجه ی نظامی و در موازنه سخت غیر نظامی به کمک های استراتژیکی این کشور به کشورهای مخالف منطقه و اتحاد ها و پیمان های نظامی و همچنین ایجاد پایگاه های نظامی در کشورهای رقیب می توان اشاره کرد.

1- افزایش توان نظامی :
ایالات متحده در طول سال های اخیر قدرت و توازن نظامی خود را افزایش داده است .
براساس اعلام موسسه سیپری ، بودجه نظامی امریکا بعد از سال2001 ، معادل 81 درصد رشد داشته و از8/2 درصد به7/4 درصد تولید ناخالص داخلی امریکا رسیده است . براساس این گزارش امریکا از نظر هزینه ی دفاعی با 43درصد کل بودجه ی نظامی دنیا مقام نخست جهان را دارد ( 2012، Sipri ) .
بودجه نظامی تصویب شده امریکا برای سال2012 ، برابر با 696میلیارد دلار است که19 درصد بودجه73/3تریلیون دلاری امریکا در سال 2012 میلادی است که از آن میزان ، 5/115 میلیارد دلار صرف ماموریت های فرامرزی امریکا شده است.
ایالات متحده تنها کشوری است که هم دارای سلاح هسته ای بین قاره ای و پیشرفته ترین نوع این سلاح و هم دارای نیروهای دریایی و زمینی است که قادرند در سرتاسر جهان مستقر شوند. ایالات متحده همچنین جهان را در انقلاب امور نظامی مبتنی بر اطلاعات رهبری میکند . هزینه های نظامی امریکا نیمی از هزینه های نطامی جهان را تشکیل می دهد در بعد اقتصادی هم ، امریکا تقریبا یک چهارم بهره وری اقتصادی جهان را به خود اختصاص داده است.
طی 10 سال گذشته ، تولید غیر صنعتی در آمریکا 19 درصد کاهش داشته در حالی که تولید نظامی123 درصد نسبت به سال 2000 ، رشد داشته است و تنها بخش تولیدی که رشد را نشان می دهد تولیدات نظامی است . اقتصاد نظامی در امریکا در حال حاضر سه برابر بزرگتر از دیگر بخش هاست . این وضعیت باعث ایجاد این تلقی در ایالات متحده شده که مجتمع صنعتی – نظامی ، محرک اقتصادامریکا ست.
امپراطوری نظامی حاصل از این وضع ، آثار و نتایج بسیار مهمی نه تنها در سیاست داخلی امریکا بلکه در زندگی بسیاری از مردم در سراسر جهان به بار آورده است ( حسین زاده ، 1389 :60-59).
ایالات متحده افزایش بودجه نظامی خود را با افزایش سریع بودجه نظامی چین مرتبط دانسته بارها نگرانی خود را از این افزایش بودجه ابزار کرده است . از سال 2002پنتاگون در گزارش های سالیانه ی خود روند افزایش توان نظامی این کشور و تهدیدات احتمالی آن را برای ایالات متحده بررسی می کند .
بدیهی است که تفاوت قدرت نظامی چین با امریکا قابل توجه است . چین برای کاهش این تفاوت مدرانیزاسیون ارتش خود را در دستور کار دارد تا بتواند قابلیت های خود را افزایش دهد.
در گزارش سالانه وزارت دفاع امریکا به کنگره در مورد قدرت نظامی چین در سال 2010 ، آمده است که چین اخیراً دست به نوسازی موشک های مستقر در خشکی خود زده و توان زیر دریایی های خود را افزایش داده است . این کشور همچنین توان سلاح های هسته ای خود را بهبود بخشیده است.
براساس این گزارش ، رشد سریع نوسازی و توسعه ی نظامی چین که با پنهان کاری همراه است می تواند باعث بروز اشتباه محاسبه و سوء تفاهم شود .
در سال های اخیر هزینه های نظامی چین به سرعت افزایش یافته و در سال 2011، 13 درصد افزایش ، به میزان تقریبی 91 میلیارد و 500میلیون دلار رسیده است به موجب گزارش پنتاگون ، چین در حال گسترش برتری نظامی خود در منطقه و نو سازی نیروی نظامی آن کشور است براساس این گزارش ، چین ارتقای توان نظامی خود را در یک برنامه مدون و دراز مدت شامل مدرن سازی نیروی نظامی ، تسلط بر تنگه ی تایوان ، فعالیت های سایبری ، موشک های ضد بالستیک ، هواپیما های پیشرفته ، موشک های کروز و زیر دریایی ها در دستور کار دارد .
چین هم چنین در حال تقویت نیروهایی با توانایی حمله به اهدافی درآسیا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، رشد اقتصادی، سیاست خارجی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نیروی دریایی، ایالات متحده، نظام بین الملل