پایان نامه با کلید واژگان انقلاب مشروطه، طبقه حاکم، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

ريشه دوانده وپايه هاي بنيادي يافته بود.اساسا انقلاب در شرايطي نزج گرفت وبه استمرار وپيروزي رسيد که مي توان گفت،يک سري تسلسلي از عوامل منجر به جرقه انقلاب شد وبا ممارست وگفتمان سازي در اين راه وشرايط موجود درآن،به پيروزي وثمر رسيد.ميشل فوکو درکتابِ ايرانيان چه رويايي درسردارند؟ گفته است که:”هنگام عزيمت از پاريس به صدزبان به من گفته بودند:ايران درچار بحران نوسازي61 شده است.يک حاکم خودستا وبي لياقت ومستبد هواي رقابت باکشورهاي صنعتي را دارد وچشم به سال دوهزار دوخته است.اما جامعه سنتي نمي تواند ونمي خواهد با او همراهي کند،اين جامعه زخم خورده از حرکت مي ماند،به گذشته خود مي نگرد وبه نام اعتقادات هزارساله از يک روحانيت واپسگرا پناه مي جويد. وچندين بار تحليل گران ماهر را ديده بودم که به جد ازخود مي پرسيدند که چه نوع حکومتي مي تواند ژرفاي ايران را با نوسازيي که براي آن لازم است آشتي بدهد:يک نظام سلطنتي ليبرال؟يک نظام پارلماني؟يک نظام رياست جمهوري قدرتمند؟ وقتي به تهران رسيدم اين پرسشها توي کله ام بود واز آن پس دهها بار آنها را مطرح کرده ام ودهها پاسخ شنيده ام:بايد که شاه سلطنت کند نه حکومت،بايد به قانون اساسي سال1324[هجري قمري]برگرديم،بايد پيش از تصميم گيري نهايي مدتي نايب السلطنه تعيين شود، شاه بايد براي هميشه يا مدتي از صحنه بيرون برود،خاندان پهلوي چاره اي ندارند جزاينکه کشور را ترک کنند وديگر اسمشان هم به ميان نيايد.اما درهرحال،پشت همه اين جوابها يک فکراصلي است:ماديگراين رژيم رانميخواهيم.من ازآنجا که بودم زيادجلوتر نرفته ام.”(فوکو،1392: 18-17)شرايط طوري بود که پايه هاي قدرت بر اساس چندين محور سست گشته بود که در ادامه اين محورها حول گفتمان شبه مدرنيستي ومدرنيزاسيون ودر عين حال، مطرح شدن پرسش اصالت بررسي خواهد شد. اما بايد فضاي سياسي واجتماعي ايران در عصر پس از مشروطه وزمان زمامداري رضا شاه را هم به صورت مجمل بررسي وتوصيف نمائيم.بطور کلي اگر بخواهيم فضاي ايران را در عصر دو پهلوي تحليل نمائيم،فضاي خفقان واستبداد است که مجال انديشيدن وابراز نظر مخالف با هزينه هاي گزافي همراه است واصلي بنام تفکيک قوا وآزادي بيان محلي از اِعراب ندارد.در اين باره بايد گفت که:”عصر رضاه شاه را بايد در مجموع از مقاطع عجيب تاريخ معاصر ايران به شمار آورد،نه از بابت ويژگي هاي سياسي،اجتماعي واقتصادي آن عصر که از اين بابت اتفاقاً عصر رضاه شاه پيچيدگي خاصي ندارد؛چرا که حکومت رضاشاه مصداق نظام استبدادي مطلقه بود،باتمام خصوصياتي که چنين نظام هايي از آن برخوردارند.تعجب وشگفتي عصر رضا شاه در آن است که آن ديکتاتوري نفس گير واستبداد مطلقه پس از دودهه تلاشهاي پيگير مبارزات مردم ايران براي آزادي،حاکميت قانون ودموکراسي برايران حاکم شد.شگفتي حاکميت ديکتاتوري رضا شاه درآن است که آن ديکتاتوري سياه وهولناک پس از دودهه مبارزات مشروطه خواهي مردم ايران ويک انقلاب سياسي عظيم به نام انقلاب مشروطه به وجود آمده بود؛انقلابي که درآسيا از نخستين حرکتهاي بزرگ سياسي واجتماعي بود که برضد استبداد وحاکميت مطلقه نظام هاي سلطنتي اتفاق افتاده بود.اينکه چه شد پس از آن همه مبارزات آزاديخواهانه وضد استبدادي ايرانيان که اوج تبلور آن انقلاب مشروطه بود،سرانجام يک نظام استبدادي که بمراتب خشنتر ومستبدتر از قاجارها بود در ايران حاکم شد از رمز ورازهاي پيچيده تاريخ معاصر ايران است.چه شد که پس از آن همه مبارزات،جانفشانيها زجر وتحمل کشيدنها براي حکومت مشروطه وتحقق آزادي،نهايتاً يک نظام بمراتب خفقان آورتر از استبداد وخفقان قاجارها در کشور ظهور کرد،پرسشي است که پاسخ مشخصي به آن داده نشده است.”(زيباکلام،ج،1387: 7) البته درادامه آن به امواج نوگرايي وزنگ آهنگِ ورود افکار وايده هاي جديد ونگرشهاي مدرن درامرسياست درايران پرداخته شده است وبه نوعي مدرنيسم62 هم کم کم وارد مي شود و به نوعي:”امواج نوگرايي که از سالهاي پاياني قرن نوزدهم به ايران وارد شده بود باخود فضايي تازه،افکار وآرائي جديد ونگرشهاي مدرن رانسبت به حکومت ،جامعه وانسان به همراه آورد.مفاهيمي که قبل از ، برروي کار آمدن رضا شاه در ايران به وجود آمده بود، عبارت بودنداز:ايجاد پارلمان يا مجلس،وضع قانون اساسي،محدود ساختن قدرت واختيارات حکومت،بويژه شخص اول مملکت،تفکيک قواي مملکت(ودر نتيجه شکسته شدن قدرت حکومت به سه حوزه مستقل)،محدود کردن اختيارات وقدرت حکام وفرمانروايان درچهارچوب قانون ودرنتيجه کاهش اقتدار مطلق آنان،مسئوليت پذيري وپاسخگو بودن حکومت در قبال عملکرد وسياستهايش در برابر ملت براي نخستين بار،ايجاد قوه قضائيه مدرن(مستقل از حکومت ومحاکم شرعي که روحانيون آن را اداره مي کردند)،پيدايش نخستين تشکلهاي صنفي سياسي،آزادي بيان،انديشه،مطبوعات واجتماعات وبرابري در مقابل قانون وسرانجام صحبت از حقوق نسوان وحقوق رنجبران.امواج نوگرايي ونوخواهي يکي پس از ديگيري به پيکر جامعه ايران برخورد مي کرد.ودر هربخشي از آراء وگفتمان سنتي سياسي واجتماعي فرو مي ريخت وافکار وآراء تازه جاي آن رامي گرفت.نويسندگان،روحانيون بيدار،تجار،رجال و درباريان فهيم وآگاه به ذکر مشکلات ومصائب جامعه پرداخته وبه زعم خود انگشت روي اسباب وعلل عقب ماندگي ودرماندگي ايران گذاشته بودند.برخي نبود قانون وعدليه را اسباب بدبختي وپريشاني مملکت ذکر مي کردند؛برخي از استبداد وخودکامگي حکومت وحکام ورجال را ريشه بدبختيها مي دانستند وعده اي ديگر فساد رجال قاجار را عامل تباهي ايران ارزيابي مي کردند.بسياري از علما ورحانيون ظلم وزيادت خواهي حکام را عامل مصيبت مي دانستند بعضي نبود امنيت نبود امنيت وتجاوز حکومت به حقوق مردم را درنتيجه بي قانوني،عامل عقب ماندگي تلقي مي کردند وبعضي ديگر جهل وبي خبري ايرانيان از پيشرفتهاي جهان مدرن وعلوم معارف جديد را مسبب همه دردها مي دانستند.نقطه اشتراک درهمه اين آراء نياز به تغيير،ضرورت اصلاحات وفکر ايجاد بنيانهاي جديد بود.به نظر اصلاح طلبان يا به تعبير درست تر،مشروطه خواهان ،مجموعه حاکم به همراه ساختارهاي سياسي واجتماعي آن ديگر قابليت پاسخگويي به مقتضيات ونيازهاي آن روز جامعه ايران را نداشت.بدين ترتيب،نهضت يا انقلاب مشروطه برپاشد.از ديگر دستاوردهاي مهم مشروطه گسترش مطبوعات بود.تا پيش از انقلاب مشروطه تعداد مجله ها وروزنامه هايي که درايران چاپ مي شد از شش عدد تجاوز نمي کرد،اما در نخستين سال مشروطه شمار آنها يه يک صد فقره رسيد.در اين دوره بيشترين تغيير وتحولات در حوزه نگرش به حکومت ومحدوديت قدرت آن صورت گرفت.نمايندگان نخستين مجلس تاريخي شوراي ملي(1285ش)علي رغم اختلاف نظر در مورد چگونگي جامعه آرماني مورد نظرشان،درمسأله اي اساسي باهم اتفاق نظرداشتند وآن کاهش قدرت فردي شاه ودر مقابل،افزايش اختيارات مجلس بود.شعار قواي مملکت ناشي از ملت است ومجلس نماينده ملت است.حکايت از روحيه مجلس داشت.-مجلس تا آنجا که مي توانست اختيارات شخص اول مملکت وقبله عالم را محدود کرده بود وتا آنجا که پادشاه قبل از آن سايه خدا بر روي زمين بود،درعمل تاحد يک مقام تشريفاتي غيرمسئول تنزل يافته بود.”(زيباکلام،ج،1387: 12-9) ودر اين باب مي توان اشاره نمود که :”نهادهاي رژيم هرچه به دربار نزديکتر بودند،بيشتربه مظاهر فساد تبديل مي شدندوکم کم از درون مي پوسيدندوناگهان فرو مي ريختند.باآنکه احتمال وقوع فساد درهررژيمي وجود دارد،اما عواملي که باعث بي اعتمادي مردم از رژيم شاه شده بود: يکي برخورد نکردن نظام ونهادهاي آن بافساد بود وديگري رخنه کردن فساد در بدنه ورأس نظام يعني نهادينه شدن فساد.”(عبدالمنافي،1385: 35) اساساً آنچه که مشهود ومبرز است،حاکي از فضايي است که درآن به نوعي استبداد سياسي جولان مي دهد ومشورت وخرد جمعي وراي ونظر مردم آنچنان که بايد کارساز وتاثيرگذار نيست.اساساً انقلاب مشروطه به آن دليلي رقم خورد که روبروي نظر يکه تازانه شاه بايستد ونقش قانون وبطورکلي خرد جمعي ونقش بي بديل مردم را پررنگ نمايد ولي باشکست انقلاب مشروطه به نوعي دوباره استبدادي به مراتب بدتر از قاجار به صحنه آمد وتوان وياراي برخورد ومواجهه منطقي به انديشه مقابل ويا به تعبيري مخالف را نداشت.البته قصد آن نداريم در اينجا آسيب شناسي جامعه شناسي دوره پهلوي را بازگو نماييم ولي بايد زواياي مهم مربوط به انقلاب اسلامي را بررسي نمائيم.حتي برخي از انديشمندان حوزه انقلاب در ايران معتقدند ،که اگر انقلاب مشروطه با اهدافي که داشت به ثمر مي رسيد واستمرار مي يافت شايد نيازي به انقلاب اسلامي نمي بود وانقلاب در سال 1979 به وقوع نمي پيوست.البته اين هم خود يک نظر ويا يک فرضيه مي باشد.
“پويش تاريخي ايران معاصر، به ويژه در طول نيم قرن سلطنت پهلوي، قرين تحولات بي شماري بوده که عمدتا از تحولات و الگوهاي بيروني ناشي مي شدند و تاثيرات عميقي بر محيط سياسي بر جاي گذاشته اند. با روي کارآمدن دولت نوگراي رضاشاهي، پروژه نوسازي آغاز گرديد و به تبع آن، چالش ميان فرايند نوسازي و ارزش هاي ديني جامعه نيز آغاز شد. شکاف حاصل از اين منازعه، تا روزهاي آخر عمر سلسله پهلوي ادامه داشت و هرگونه دخالت دولت در اين وضعيت، با حمايت تجددگرايان همراه بود.تاثيرات فکري نهضت مشروطيت و حضور طبقه جديد تحصيل کردگان غرب در کنار طبقه حاکم، بيش از هر عامل ديگري، سبب رويکرد پهلوي اول به مدرن سازي در کشور شدند. البته اين موضوع به معناي انکار نقش رضاشاه در تاسيس ارتش نوين، درهم شکستن سيستم ملوک الطوايفي، متحدالشکل کردن لباس، خريد سلاحهاي جديد، ايجاد راه هاي ارتباطي، تاسيس دانشکده افسري، تاسيس بانک سپه براي سامان بخشيدن به امور مالي و حقوقي نظاميان، تصويب قانون نظام اجباري، تشکيل سازمان ثبت احوال براي شناسايي مشمولان نظام اجباري و بالاخره تاثير همه اين مولفه ها در ايجاد يکپارچگي ملي نيست اما بدون شک اين تلاشها نه نشأت گرفته از روحيه نظامي گري رضاشاه، بلکه تبلور خواست ها و آرمان هاي روشنفکراني بودند که تنها راه رسيدن به تمدن غرب را دوري از سنت هاي ديني حاکم بر جامعه ايراني مي دانستند. اين مساله در کنار تحولاتي که مصطفي کمال در ترکيه به راه انداخت، توجه شاه و حاميان او را به خود جلب کردوآنان رابهاقتباس ازاقدامات ضدمذهبي آتاتورک فراخواند.اصلاحات و نوسازي فرهنگي رضاشاه بر سه محور ناسيوناليسم باستان گرا، تجددگرايي و مذهب زدايي مي چرخيد. از جمله اقدامات رضاشاه در محور نخست، به تاسيس نهادهاي نوپديد، ترويج باستان گرايي با تاکيد بر يکتاييِ نژاد آريايي، پرداختن به تاريخ شاهان قديم و نشان دادن عظمت دولتهاي شاهنشاهي ايران، تاسيس فرهنگستان زبان فارسي، بازسازي آثار باستاني ــ که به زعم شاه، سيماي درخشان تمدن پرشکوه ايران باستان بودند ــ و برگزاري جشن هزاره فردوسي مي توان اشاره کرد. تجددگرايي و تضعيف ارزشهاي ديني، بخشي از برنامه هاي نوسازي فرهنگي دولت رضاشاه محسوب مي شد؛ چراکه از نظر رضاشاه ريشه داربودن تفکر ديني و مباني ارزشي حاکم بر جامعه ايراني، مانعي جدي بر سر راه فرايند مدرن سازي به شمار مي رفت. ازاين رو دولتمردان رژيم سلطنتي از راه رواج بي قيدي و تحقير نهادهاي ديني و سنتهاي ملي، پيکار خود را عليه مذهب آغاز کردند. تاسيس مدارس جديد، بازگشت اشراف زادگان تحصيل کرده از فرنگ، تاسيس کانونها و انجمنهاي روشنفکري، ترويج بي قيدي در ميان زنان، کشف حجاب بانوان و نيز تغيير نظام آموزشي، از جمله فعاليتهايي بودند که در اين دوره با اهتمام جدي پيگيري و انجام شدند.تمامي اين اقدامات و اصلاحات فرهنگي، در پي ايجاد هويت ملي جديد صورت مي گرفتند و جوهره اصلي آنها، تاکيد بر ناسيوناليسم بود. تلاش براي ايجاد دگرگوني عميق در جامعه و نهادهاي سنتي ايران، با تاسيس سريع نهادهاي جديد انجام مي شد. درواقع درک دولت نوگرا از تمدن جديد، سلوک و رفتار تجددمآبانه و تغيير در ظواهر بود، نه شکوفايي انديشه و فرهنگ. همسان سازي فرهنگي و روياي رسيدن به تمدن اروپايي، نخبگان غرب زده ايراني را به ايجاد تغيير در پوشاک و کشف حجاب زنان کشانده بود و ازاين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ابزار ارتباط، گفتمان مدار، روابط قدرت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روشنفکران، انقلاب مشروطه، کانون توجه