پایان نامه با کلید واژگان امر به معروف، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

شـــارب مــن بـا چــوم کامان
57- مـاچــام طـهــارت خــاطــر جـمــن جـــوا وم مـــديـــن ديـــن بـــوه مــن
58- يــا حـيـف مــه نيم خلق خور دار کم ويــــم ويـــي نـفـــت پـــرده بـردار کم
59- اي گــالا گــالــه ، اي بـيـت و تـنـه اي ســـويـــل ونـــــوم اگـــر گــر تنه
60- و تـيـت ســر تـيپت داسته سر جوخه آقــا او اژ گــيـــان مــر مـغـفـرت لـوقه
61- و جـمـع آوري جــــم اعـــلان بـــدر ((اهل حق)) تــمــوم کــلان ســان بـدر
62- ژ لاي نـشـنـه مــن نـيـن خـــور دار ار گـــوه گـــريــن بـنـيــن ار ســر بـار
63- کاميـن سـرتيپـن کاميـن سـر جوخـه گــواهـي بـاريـم ژاي گـشـت مـخـلـوقــه
64- آقـــا بـيـــار بــو ژاي خـاو مــسـتـي بــکـــو اي فـــتـــراق ري حــق پرستي
65- آرايــي مـيـچــه ديــن مـدر ژ دسـت ميـچه ي ((پاک تري)) ار کل جائي هست
66- ار تــو پــي تـقـسيـم مـيـچه بو گني هـــان اژ نــعـمــت جــاويــدان کـنــي
67- آقـــا وقــتـتـه حـقـيـقـت اونــــــه مـگـشـت بــر انــات وصــفـيــان چـونه
68- اول نـبــاتــات عـلـــف حـشـيـــش مــچـــو اي شــکــم بــز و گـاو و ميش
69- پــس اژ وضــع هـضم خالصش خوينه خـلـطــش ژ مـجـــراي روده ســر گـينه
70- خـلــط خــارجـه مـاو چـونيـا کثيفن در عـکـــس اون بـــدن لـطـيــفـــن
71- مــکــانــش تــمــام عـرصـه وجـود بــي خـــويــن ا لـبـتــه بــدن نـا بودن
72- اوســا اخــويـنـه وژ کــاوش مـکــي ژ ســيـــلاي مـمــک تــراوش مـکــــي
73- اژ راه مــمــک خــويـن مـيـو و شـير پــــري پــــرورش نــــوزاد صـغـيـــــر
74- مـخـتـصــر بـايـد تفصيـل بدين پيش شـــريـکــي و مــاس، کـري بـگري ليش
75- کــي هــم بـايـــد و نــاز بـجــوشـي تــا ا وســا لـبـاس رفــعــت بـپــوشـي
76- يــعـنــي خـا لـص بـو گشت ژ آلايش چـي چـــراغ نــه حـوض بـدي نمايش
77- نـه و حــرف مـفـت حشـيش مـاورون نــــه تـــو ا هـــل حـــق و نـحـو بطون
78- و تــتــه رشـتــه اجـــدادت کــامــه آقـــا رشــتـه مـــن رشــتـــه بـابـامـه
79- ا لــوت اي وا تــه و گــوشــت يـــاوا روژ فـــوت بـطــون مـطــلـو شــکــــاوا
80- وات مـــردم و رســـم آداب شـيـعــه و خــــاک بـسـپــارن مـــن و وديــعــه
81- بـســپـارن و خــاک و شــرط مـمکن جــســـدم و خـــاک بـــدرن ضــامــن
82- هـــر وقـت طـلو کـرد مولاي خافقين دفـــنـــم کـن و خـاک کـربـلاي حسين
83- داخــل کــن و خـاک جـنـب شهيدان ژاو دمــــا دسـتــور بـــدم و پـيــشــان
84- مـن ژ تـوقـيـعــــات پـاک اجـــدادم پـي مـــردم سـيــد حـسـيــن نــــژادم
85- تـشـخيص دم آداب ري حــق ژ باطل بلکــم گـفـتـــــاري نـوشـــم بي حاصل
86- ايســا پيــر بيمــه واي ناکــامي ويـم واي عمــــر کـوتـــاه نــافـرجام مي ويم
87- خــالـصـــا ژ دار دنيــــا گـذشتـــم و طاغـــي عــازم روضــــــه بـهـشـتــم
88- بـاري اي جنـاب آقــا ((سـي منصور)) مـن رشتـــه پــدر ويـــم کــردم منظور
89- گـذشـتــم ژ سـود وجــه دس بوسـي نــه داراي پـاکــــي داراي مـنـحـوســي
90- کـاميـن خاصتــرن آقـــاي اهل حـق حــق بـوش تـا بــوشـــــم آمنـــا صدق
91- سـي منصـور در راه خـــدا دين مکــه وژت شــرمســار لاي حـيـن مــکـــه
92- مـــولا شفــاخـــواه ناپاکــــان نبــه بـهـشـت جـــاي بـي عقل و ادراکان نيـه
93- هــر کس ژاي دنيــا مختــــار ويشن گـــر ديــن داران، اگــر بــد کـيـشـــن
94- بايد بـــو خشين عرضــي که کـــردم هـر کس اراي ويش، مــه چــام اژ مردم
ترجمه:
1- خطاب به ((سيد منصور)) = اندرز نامه ات رسيد.
2- راجع به بيماري باد مفاصل واينکه چه نتيجه اي از سوزن و دارو به دست آمده سخن رفته است.
3- هر بنا به پي استوار است و هر انسان بي ريشه اي مانند غريق دست به گياه خشک مي زند.
4- پيامبر فرمود: ((ريشه دين پنج است و خارج از اين پنج رنج و عذاب است.))
5- خداشناسان به اينها ((اصول)) گويند و با اين اصول پنجگانه دين رونق مي گيرد.
6- توحيد به معناي يکتايي يگانه، عدل يعني اجراي حق بر معيار کردار هر کس.
7- نبوت به معناي پذيرفتن فرستاده خدا و ايمان به او از آدم تا خاتم.
8- پيام آوران و مبلغان حق و حقيقت.*
9- در عصر خود آنها نافذالامر بودند و ملاعين آنها را انکار مي نمودند.
10- آخرين آنها ((احمد)) امي لقب بود که در مدينه مسکن داشت و نسبت به هاشم مي برد.
11- خداوند در کتاب مقدس خود فرموده است که چنانچه به خاطر او نبود افلاک را نمي آفريدم ((لولاک لما خلقت الافلاک)).
12- نورش مشتق از ذات اوست فداي ذاتي شوم که خدا صفاتش را ستوده است ((انک لعلي خلق عظيم)).
13- تا روز رستاخيز امرش جاري است و نصيب دشمنانش خواري و مذلت خواهد بود.
14- اين اصول را آقاي سيد منصور ! گوش کن تا يک يه يک آن را شرح دهم.
15- اصل چهارم ((امامت)) که تا روز حشر بر مردم رهبري دارند.
16- آنها به فرمان پروردگار، شمشير حق و هر يازده فرزند پاک و منزه هستند.
17- ستون دين و پناه بي کسان هستند و ساقي کوثر که قيامت را در دست دارند.
18- آخرين فرزندش اما م زمان (عج) و در اصول شيعه آنها يازده تن مي باشند.*
19- بارها نامش در قرآن ذکر شده، او را شاهنشاه دين و مفترض الطاعه مي دانيم.
20- همواره آماده ظهور و منتظر صدور فرمان الهي است.
21- هنگام ظهور زين بر پشت ((دلدل)) مي گذارد و هفتاد و دو مذهب را يکي خواهد ساخت.
22- کار او انجام روزه و اقامه نماز است و بي نماز نزد او به شکل ((گراز)) مي ماند.
23- خودش آقاي شيعه، مذهبش اسلام و با اين تفاصيل نمي دانيم حقيقت از نظر شما چگونه بايد باشد.
24- پنجم ((معاد)) هستي پس از مرگ و آن هنگام است که اسرافيل در ((صور)) مي دمد.
25- همه موجودات زنده صدايش را مي شنوند و به مردگان جان تازه مي بخشد.
26- مردم را در صحراي محشر جمع مي کنند و در آن روز به حساب ها مي رسند و نسبت به کردار هر کسي داوري مي شود.
27- مسلمانها در بهشت جا مي گيرند، کفار و مشرکين رهسپار دوزخ گردند.
28- اين پنج اصل يک ريشه دارند و آن آئين خدائي است.
29- قرآن را باز کن، به سوره ياسين بنگر و اگر اهل معني هستي دستور را ادراک کن.
30- اين اصول پنجگانه اسلام؛ و شيعه دوازده امامي به اين دستورات عمل مي کند.
31- براي اطلاع خاطر شريف اين ابيات را سرودم که حريفان ديگر متوجه شوند
32- بايد اصل و فرع را بداني. قول قرآن و نص شريعت است.
33- درجات دين هشت رکن دارد که عامل آن از پل صراط گذشته است.
34- نخست نماز، دوم روزه، سوم زکات، براي مستمندان.
35- فقير به شرط آنکه اهل نماز باشد نه اينکه بي طهارت و مردار خوار.
36- چهارم خمس آل رسول که يک پنجم را خداوند مقرر داشته است.
37- براي سادات اثني عشر نه تارکان نماز.
38- پنجم ((حج)) است که بر دارندگان ثروت تعلق مي گيرد نه تهيدستان کاسه به کف.
39- ششم ((جهاد)) است به دستور امام که بايد بدون مضايقه جان نثاري کرد.
40- هر وقت که امام قيام مي کند يا تاريکيها بر خلق سايه مي افکند.
41- آن کس متدين است که جان بر کف دارد و براي حفظ اسلام از صف جان بازان خارج نشود.
42- هفتم ((امر به معروف)) هدايت مردم به راه راست و اجراي آنچه دين جايز دانسته است.
43- نادان را از خواب غفلت بيدار کردن و مهار کردن اميال ناروا و ناسزاوار.
44- مشرکين را به راه راست هدايت کردن و دوري از اموري که شخص را با ضلالت سوق مي دهد.
45- خود بي نماز و ناپاک نباشد و از بد زباني و هتاکي اجتناب ورزد.
46- هشتم ((نهي از منکر)) که از همه طاعات اولي است.
47- نهي از کردار زشت و ارائه راه صواب به ديگران.
48- مولا از ناف رسول خدا آب نوشيدن بدان جهت از خوردن شارب خودداري مي کرد.
49- پيش از آن او همواره شارب را قيچي مي فرمود.
50- فرزندانش نيز عموماً اين کار را مراعات مي کردند.
51- حال صرف نظر از دسته پيشين نسبت به وضع فعلي چه مي گوئي؟
52-بزرگ و کوچک کمتر مراعات نظافت را مي کنند و از اين عمل ميرمند.
53- در موهاي شارب ميکروب وجود دارد بدين لحاظ شرب با وجود شارب مردود مي باشد.
54- توليد بيماريهاي گوناگون مي کند.
55- از آب شارب فرقه اهل حق سرپوش دهان تا گوي چانه.
56- آسياب به نوبت، انواع اغذيه همراه با آلودگي به کدامشان بايد گفت؟
57- مي گويم خاطرم از پاکيزگي شما جمع است پاسخ مي دهند اين دين نياکانمان مي باشد.
58- حيف که نيستن تا خلق را آگاه سازم و پرده ها را بالا زنم.
59- اين هلهله و گواژه اين نجوا و کش و فش و سبيل دم آتش زدن چيست؟
60- گفته بودي سر تيپي را بسر جوخگي تنزل داده ام. آقا! مگر دور از جان مغزت تکان خورده است؟
61- به جمع آوري مردم اعلان کن همه اهل حق را سان بده.
62- از کنار نشئه من آگاه نيستند. حتي اگر کوه گرون را سربار بگذاري.
63- کدام سرتيپ هستند و سرجوخه کدام؟ از همه گواهي بگيريم.
64- آقا ! از اين خواب مستي بيدار شو و راه حق و حقيقت را در پيش بگير.
65- براي يک ((ميچه)) دينت را از دست مده ميچه پاک تر هم يافت مي شود.
66- براي اين ميچه متعفن، دندان نعمتهاي جاويد آنرا بکني.
67- آقا ! وقت آن رسيده است که بداني وصف اينها چگونه است؟
68- پگاه نخست حشيش به شکم چهارپايان مي رود.
69- پس از هضم قسمتي تبديل به خون مي گردد. آنگاه تفاله اش از روده ها به صورت سرگين رد مي شود.
70- خلط به صورت معمول خارج مي شود عکس بدن که در ظاهر لطيف و پاکيزه مي نمايد.
71- مکانش عرصه وجود است و جسم بدون خون قادر به ادامه حيات نمي باشد.
72- آنگاه آن خون کارش را مي کند و به صورت شير از پستان ها جريان پيدا مي کند.
73- خون از راه پستانها شير مي شود که نوزاد را در کودکي سير نمايد.
74- بايد بيشتر تفصيل بدهي، از شير، ماست و کره بگيري.
75- کره شير بايد با ملايمت بجوشد تا لباس رفعت پوشد.
76- يعني پاک از آلايش باشد و مانند چراغ نمايش بدهد.
77- نه به حرف مفت حشيش مي آورند؛ نه تو ((اهل حق)) و نحوه بطون، ((بطون دعا مخصوصي است که خليفه اهل حق نذري يا نذورات مي دهد و فوت مي کند)).
78- گفته اي رشته اجدادت کدام است؟ آقا ً رشته من رشته پدرم مي باشد.
79- البته اين گفته به گوشت رسيده است. روز مرگ بطون مطلب را مي شکافد.
80- پدرم فرموده: ((مردم برسم آداب شيعه و ديعه مرا به خاک بسپاريد.))
81- با شرط امکان دفن کنند و جسدم را به ضمانت و امانت گذارند. در لرستان رسم است که اشخاص سر شناس را موقتاً در يکي از بقاع امانت مي گذارند. به اين عنوان که پس از فراهم شدن امکان جسد را به جائيکه مورد نظر است، منتقل کنند.
82- هر وقت مولا طلب کرد مرا به کربلا برده در جوار حضرت امام حسين (ع) دفن کنند. بيشتر اجساد يعني استخوان رفتگان را به نجف و کربلا منتقل مي نمايند.
83- در جوار شهداي کربلا بياسايم. از آن پس بدانها دستور دهم که اين کار را دنبال کنند.
84- من به توقعيات پاک نياکانم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان بــي، حــق، ايــن Next Entries پایان نامه با کلید واژگان تــو، تـــو، تـا