پایان نامه با کلید واژگان امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

آمرزش مي طلبم، اميد است تو را بيامرزد، زيرا او با من مهربان بوده، دعاهاي مرا مستجاب کرده است» (مريم: 47 ـ 43) (جعفري، 1382).
رحمت، در همة شئونات زندگي انسان بايد جريان داشته باشد. حتي تعزير و قصاص نيز رحمت به حساب مي آيند چون مانع از کسب رذايل بيشتر توسط انسان ها خواهد شد که در نهايت، توجه به سعادت آن ها را نشان مي دهد. معلم نيز بايد تشويق را بر تنبيه مقدم بدارد و سعي نمايد همواره با ايجاد انگيزش در دانش آموزان به وسيله تشويق رفتارهاي پسنديده آن ها، ايشان را به پيشرفت و بهبود وضعيت موجود از نظر اخلاقي، درسي، اجتماعي و ساير موارد ترغيب نمايد.
خداوند انسان ها را کرامت بخشيد و آن ها را به بهترين نحو ممکن آفريد « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم ، که ما انسان را در نيکوترين قوام بيافريديم تا بتواند در نزد خدايش به نيکبختي جاودانه دست يابد» (تين: 4) و به ايشان رحمت بي منتهاي خود را ارزاني داشت، انسان ها نيز بايد با تکريم، بزرگداشت و احترام و رحمت به همنوعان خويش، زمينه هاي مساعد براي رشد و پرورش آن ها فراهم آورده و از رفتارهاي غضب آلود، نامهربانانه و غير محترمانه نسبت به آن ها خودداري نمايند تا روح لطيف انساني افراد خدشه دار نگردد و شرايط تعالي آن ها بهتر مهيا شود.
پروردگار از بسياري خطاهاي بندگان به واسطة رحمتش مي گذرد: « وَ قُلْتَ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم ، و فرمودي « اي بندگان من که بر نفس خويش اسراف و زياده روي کرديد از رحمت خدا نوميد نشويد که خدا همة گناهان را بيامرزد و اوست آمرزنده مهربان»25 » (دعاي مشلول، ص 127) و پرده پوشي مي نمايد تا انسان بتواند عزّت خود را دوباره بازيابد و زندگي خود را ترميم نمايد و راه خود را به سمت حقيقت از پيش گيرد. خداوند خود، درِ توبه را به سوي بندگان باز نمود و با آغوش باز از بندگان اسراف کننده بر نفس استقبال نمود تا از راه خطا باز گردند و دوباره نيکي پيشه نمايند. پس انسان ها بايد آن قدر نسبت به هم رحيم26 و مهربان باشند تا هر فردي که خطا کرد و پشيمان گرديد بتواند بدون هيچ دغدغه اي باز گردد و گذشته را جبران نمايد. حتّي انسان بايد شرايط پي بردن به اشتباهات را براي همنوعش فراهم نمايد تا پشمان گشته و قصد جبران مافات کند. اگر شخصي عذرخواهي نمود و احساس ندامت کرد، با اقتدا به پروردگار که سريع ميبخشايد: « يَا سَرِيعَ الرِّضَا ، اي خداي زودگذر» (دعاي کميل، ص 108)، عذر او را به سرعت بپذيرد و نگذارد بر روح لطيف انساني او خدشه اي وارد گردد. معلم نيز بايد آغوش رحمت به سوي شاگردان بگشايد تا در صورتي که اشتباهي از آن ها سر زد، شرمنده و پشيمان گردند و به سوي معلم عذرخواه باشند. حتّي اگر معلم احساس نمود که شاگرد پشيمان است؛ اما روي عذر خواستن ندارد، بايد اغماض نموده و خطاي او را ناديده بگيرد و رفتار خود را به سمتي سوق دهد که شاگرد بتواند آن چه را ضايع ساخته دوباره ترميم کند. در غير اين صورت پرده حيا دريده خواهد شد و شاگرد جسور گرديده و هيچ گاه بازگشت نخواهد کرد. انسان به جاي آن که سريع از رفتارهاي نامناسب افراد غضبناک شود بايد آن را به ديد رحمت بنگرد و شرايط ايشان را درک نمايد تا بتواند نقش تربيتي صحيحي را در برابرشان ايفا کند.
«رابطة معلم و شاگرد بر دو رکن عمده استوار است. نخست محبت و عشق دو جانبه بين مربي و متربي و دوم اطاعت متربي از مربي در فرايند تربيت» (شمشيري و نقيب زاده، 1384). وقتي معلّم به شاگرد مهر مي ورزد و به او مرحمت مي نمايد، او را آماده مي کند تا با ظرفيتي فراتر از پيش، مطالب درسي را فرا گيرد و اعتماد به نفس او افزايش يابد. حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در اين باره مي فرمايند: «آيا شما را به بهترين اخلاق در دنيا و آخرت خبر بدهم؟ آن ها عبارتند از: گذشت از آن کس که به تو ستم روا داشته، و اين که پيوند کني با آن کسي که رابطهاش را از تو بريده، و نيکي نمودن به آن کس که به تو بدي نموده، و بخشش به کسي که تو را محروم ساخته است. و همانا در نهاد دشمني و کينه توزي بريدن و چيدن نهفته است، منظورم بريدن مو نيست بلکه بريدن دين است» (استاد ولي، 1364، ص 200).
گيلاني (1377) در شرح مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه مي نويسد: «حضرت امام صادق عليه السّلام مي‏فرمايد كه: مصافحه و تحيّت مؤمنان با يكديگر مصافحه و تحيّت الهي است با ايشان. يعني: هر دو مؤمن كه با هم مصافحه مي‏كنند و تحيّت بجا مي‏آورند، خداوند عالم نيز با هر كدام از اين‏ها تحيّت مي‏كند و رحمت خود را شامل حال هر كدام مي‏كند. و حضرت رسالت پناه، صلّي اللَّه عليه و آله، مي‏فرمايد كه: هر گاه دو مؤمن با هم مصافحه كنند، گناهان هر كدام از ايشان از بدنهاي ايشان مي‏ريزد و از همه گناهان صغيره پاك مي‏شوند، گويا كه تازه از مادر زائيده شده‏اند. هر كدام از دو برادر مؤمن كه محبّت او به ديگري بيشتر باشد و تعظيم و توقير او را بيشتر از ديگري بجا آرد، رحمت الهي به او بيشتر است، و هر كدام از ايشان كه علم او بيشتر از ديگري باشد، بر او لازم و واجب است كه از فنون فوايد و شجون عوايد، كه حضرت باري به او كرامت فرموده، از ديگري دريغ ندارد و چنانكه حضرت حق سبحانه و تعالي، او را ارشاد و راهنمائي كرده و به راه مستقيم ‏رسانيده و به داده خود راضي و قانع كرده، او نيز ديگري را به اين انواع ملاطفات مرحمت فرمايد و بشارت دهد او را به رحمت الهي، و بترساند از عذاب الهي. و بر آن ديگر لازم است كه شكر الهي بجا آرد، كه حضرت باريتعالي چنين هديّه‏اي نصيب او كرده، و چنين برادر و نعمتي او را كرامت فرموده، بايد هر چه او را گويد گوش كند، و از وعظ او متّعظ شود و پند گيرد، و در همه حال مطيع و منقاد او باشد، و در همه حال متشبّث و متمسّك به لطف خدا باشد، و لمحه‏اي از شكر الهي فارغ نباشد، و قدر اين نعمت عظيم بداند» (ص 481 ـ 480). اين سخن نه تنها بين دو برادر مؤمن بلکه بين معلم و شاگرد نيز بايد جريان داشته باشد. هر دو به يکديگر عشق بورزند و معلم هر علم سودمندي را به شاگرد بياموزد و او را ارشاد و راهنمايي نمايد و شاگرد نيز قدر معلم خويش را بداند و از او و راهنمايي هاي وي پيروي نمايد، و هر دو رحمت خداوند را در قالب عطوفت و رأفت خويش به نمايش بگذارند.27
شاگرد بايد علاوه بر قدرشناسي معلّم، نسبت به او آن چنان محبّتي داشته باشد که انجام تکاليف درسي را نه از ترس تنبيه و غضب، بلکه از ترس ناراحتي و عدم رضايت محبوب ـ مربي ـ به انجام رساند و مطمئن باشد به خاطر رحمتي که مربّي به او دارد، تکاليف به خير و صلاح وي بوده و آن ها را با رغبت و اشتياق انجام دهد.
هر چه احساس عجز در برابر باريتعالي فزوني يابد، عبد از رحمت بيشتري برخوردار مي گردد؛ شاگرد بايد بداند که غرور و سرکشي باعث استفاده کمتر از مواهب معلم خواهد شد و بالعکس خضوع و فروتني در برابر معلّم، باعث بهره مندي بهتر از عنايات وي خواهد گرديد و به همين دليل است که در دين مبين اسلام مؤکداً سفارش به احترام به معلم شده است؛ تا آن جا که حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: « من علّمنى حرفا فقد صيّرنى عبدا» (نقوي قايني خراساني، 1358، ص 228)، يعني کسي که به من حرفي يا کلمه اي آموزش دهد، مرا بندة خودش ساخته است و اين نهايت احترامي است که نسبت به معلّم مي تواند بيان شود. «…، معلّم پدر روحاني متعلّم است، و به قدري که روح بر جسم شرافت دارد معلّم از پدر شريف تر است، و بنابراين محبّت معلّم بايد کمتر از محبّت موجب حقيقي (خدا) و بيشتر از محبّت پدر باشد، و در حديث آمده است: «پدران تو سه اند: يکي آن که تو را توليد کرده، و کسي که تو را دانش آموخته، و آن که دخترش را به همسري تو داده، و بهترين اين سه پدر آنست که تو را تعليم کرده». از ذوالقرنين پرسيدند: «پدرت را دوست تر داري يا معلّمت را؟ گفت: معلم را، زيرا سبب حيات باقي من است، و پدرم سبب حيات فاني». و امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام فرمودند: « مَن علَّمنى حَرفا فَقد صَيّرنى عَبداً ، هر که حرفي به من آموخت مرا بندة خود کرد» و بنابراين سزاوار است که دوستي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و اوصياء راشدين او عليهم السلام از همة اقسام دوستي بعد از محبّت خداي سبحان بالاتر و شديدتر باشد، که معلّم حقيقي و مکمّل نخست اوست …» (مجتبوي، 1377ج، ص 179).
خداوند بدون داشتن سابقه اي از طرف بندگان و بدون داشتن هيچ نيازي به بندگان، به آن ها مهر مي ورزد و رحمتش «مؤمن و کافر، برّ و فاجر، مطيع و عاصي» (ابوالفتوح رازي، 1408ق، ص 58) را در بر مي گيرد: «فَجَعَلْتَنِي خَلْقا سَوِيّا رَحْمَةً بِي وَ قَدْ كُنْتَ عَنْ خَلْقِي غَنِيّا، و از روي مهري که به من داشتي خلقتم را نيکو آراستي در صورتي که تو از خلقت من بي نياز بودي» (دعاي عرفه، ص864). امام خميني رحمة الله عليه (1378الف) در کتاب آداب الصلاة در اين باره مي فرمايند: «… و با نظري توجّه به سعة رحمت و کمال عطوفت و احاطة رحمانيت آن ذات مقدّس کن که بندة ضعيفي را به بارگاه قدس خود، با همة آلودگي و بيچارگي که دارد بار داده، و او را با همة تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن کتاب هاي آسماني و فرستادن انبياء مرسلين عليهم السّلام دعوت به مجلس انس خود فرموده بدون آن که سابقه استعدادي از براي ممکن بيچاره باشد، يا در اين دعوت و حضور براي حضرتش ـ نعوذ بالله ـ يا ملائکة الله و انبياء عليهم السلام سودي متصوّر بشود» (ص 113). بانو مجتهده امين در کتاب مخزن العرفان در تفسير قرآن سابقة لطف و رحمت خدا را بر بندة ناچيز اين گونه به تصوير مي کشند: «بزرگوار پروردگاري است که انسان را به انواع و اقسام گوناگون نعمت ها و رحمت هاي غيرمتناهي خود پرورش داده و نقاش قدرت جسم و جسد وي را در بهترين صورت نقش نموده «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ» (تين: 4) و باطن وي را مرتبط نموده به عالم اعلاء و قلب او را عرش و محلّ استواء رحمت و سرير محبّت و معرفت خود گردانيده « قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ‏ الرَّحْمَن‏»28 و تمامي موجوات مادّي را به طفيل وجود وي خلقت فرموده و دل او را گنجينه اسرار ازلي و مخزن انوار جبروتي قرار داده و به تاج کرامت او را برگزيده، سرافراز فرموده « لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم » (بني اسراييل: 72) و از هر عالمي از عوالم کبير در عالم صغير انساني نمونه اي گذارده «أتزعم انك جرم صغير و فيك انطوي العالم الاكبري»29 تا آن که حکمت و عظمت خود را به جهانيان بنمايد و انسان را رهين منّت خود گردانيده، در تفسير روح البيان گفته: خداوند انسان را تربيت فرموده و نفس وي را گرامي داشته به تحولّات و فيضان انوار در قواي آن و باطن او را تربيت نموده به رحمت خود و عبادت کنندگان را تربيت نموده به احکام شريعت و اسرار محبّين را به انوار حقيقت و قلوب مشتاقين را به آداب طريقت پاک؛ و منزّه است کسي که به استخوان گوش انسان را شنوا گردانيد و به پيه چشم وي را بينا گردانيد و به گوشت زبان او را گويا گردانيد …» (1361، ص 41 و 42). خداوند، به انسان اين همه لطف و رحمت فرمود بدون آن که او لايق باشد و از خود، استعدادي داشته باشد؛ پس انسان ها نيز نبايد منتظر باشند تا کسي ابتداءاً به آن ها لطف نمايد و بعد آن ها درصدد جبران برآيند، بلکه بايد يک گام جلوتر بروند و به افرادي که به آن ها محبّت و رأفتي نداشته اند و يا حتّي بالعکس، کساني که به ايشان بدي کرده اند نيکي برسانند تا موجبات تربيت الهي و تخلّق به اخلاق رحماني را در خود و ديگران فراهم آورند: «أَنْتَ الذَّاكِرُ قَبْلَ الذَّاكِرِينَ وَ أَنْتَ الْبَادِي بِالْإِحْسَانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعَابِدِينَ وَ أَنْتَ الْجَوَادُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطَّالِبِين، تويي که ياد کني پيش از آنکه ياد کنندگان يادت کنند و تويي آغازنده به احسان قبل از آنکه پرستش کنندگان بسويت توجه کنند و تويي بخشنده عطا پيش از آنکه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع Next Entries پایان نامه با کلید واژگان احساس حقارت، نفس اماره