پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، منابع معتبر، ابوسهل نوبخت

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط عالمان با رسول خدا(ص):
ـ آگاهي بيشتر آنان به نخستين منبع فقه اجتهادي كه كتاب خداوند است از حيث خصوصيات و ويژگيهاي آن از زمان و مكان صدور و شأن نزول آنها كه دانستن اينها نقش بسزايي در تسهيل استنباط دارند.
ـ آگاهي بيشتر آنان به دومين منبع فقه اجتهادي كه سنت رسول خدا(ص) است اعم از قول و فعل و تقرير او از حيث خصوصيات آن از قبيل اصل صدور و دلالت و جهت در قول، و وجوب و يا استحباب و يا اباحه در فعل، و اباحه در تقرير او.
ـ آسان بودن شناخت حديث صحيح از سقيم در احاديث متعارضه و نبودن نياز به قواعد و قوانين خاص، زيرا با مطرح نمودن آن نزد رسول خدا، حديث صحيح براي عالم معلوم مي گشت و بدين جهت ملاك و مقياسي در اين زمينه براي عالمان و قاريان لازم نبوده است.
دو ـ نبودن فقه اجتهادي به صورت فن خاص:
در اين دوره قاريان و عالمان در مقام استنباط نياز به علوم مقدماتي و ابزار خاصي از قبيل علم رجال، حديث، علم اصول و امثال اينها نداشته اند.
سه ـ نبودن مسائل تازه: سومين علت آسان بودن اجتهاد در اين دوره، نبودن مسائل تازه و رويدادهاي پيچيده است.
چهار ـ نبودن مسائلي كه داراي نص خاص نباشد:
علت ديگر نبودن رويدادهايي كه داراي نص خاص نباشند و اگر احيانا بود بسيار كم و ناچيز بود.
پنج ـ عدم نظريات متضاد و متنافي:
پنجمين علت، نبودن آراء و نظريات متفاوت و متضاد و بدين جهت قاريان و عالمان به مجرد مراجعه به منبع استنباطي، حكم مسأله را استخراج كرده و پاسخگو مي شدند.
شش ـ عدم نياز اجتهاد به بحثهاي استدلالي:
ششمين علت آسان بودن اجتهاد در اين دوره، نياز نداشتن استنباط به بحثهاي نظري و استدلالي است بدانگونه اي كه در دوره هاي بعدي متداول شده است، بلكه تنها نياز كمي به ادراك و تأمل داشته است، و نيز جز اينها از عواملي كه در تسهيل و آساني اجتهاد در اين دوره دخالت داشته است و هر چه عالمان از اين دوره دورتر شده اند و مراتب ابهام و پيچيدگي در استنباط براي آنان بيشتر شده و شكافها و خلاءهاي گوناگون در اين جهت پديد آمد كه در نتيجه امر استنباطي مشكل شد. از اين رو محققان در صدد برآمدند كه به مقدار ممكن از سختي آن بكاهند. لذا در اين زمينه قواعد و علوم مخصوصي از براي زدودن ابهام ها و حل مشكلات وضع و تدوين نمودند كه در اين صورت از سختيها و اشكالها در اين زمينه كاسته شود و هر چه از دوره اول فاصله زيادتر شد، نياز به آن علوم و قواعد براي مجتهدين در مقام استنباط بيشتر احساس گرديد، و اين بدين جهت بود كه عناصر خاصه استنباط روايات بر اثر نقلهاي گوناگون مبتلا به معارض شد، منتها تعارض در بعض روايات به گونه اي بود كه جمع بين آنها امكان داشت ولي در بعضي ديگر امكان نداشت. علاوه بر اين برخي روايات از نظر سند و برخي ديگر از نظر دلالت ضعيف بود كه شرح اينها مي آيد.109
3-2 منابع اجتهاد و تفقه
در اين دوره منابع اجتهاد و تفقه منحصر به كتاب خدا و سنت خدا بوده و اسمي از منابع ديگر مانند اجماع، قياس، استحسان، مصالح مرسله، قاعده استصلاح، مذهب صحابي، شريعت سلف و…در ميان نبوده است. و هر گاه در اين دوره نياز به اجتهاد براي پاسخگويي پيدا مي شد از راه به كارگيري اجتهاد در كتاب خدا و يا سنت رسول خدا اعم از قول و فعل و تقرير او پاسخگويي مي شد. و در بين نظر مجتهدان و انديشمندان مذاهب اسلامي اختلافي وجود ندارد. از ميان مجتهدان شيعه سيد مرتضي در كتاب اصولي خود الذريعه(ج 1: ص 32) و در ميان مجتهدان اهل سنت، شاه ولي الله دهلوي حنفي در كتاب الانصاف في سبب الخلاف(ج 3 ص 212) و ابن قيم جوزي حنبلي در كتاب اعلام الموقعين عن رب العالمين(ج 2 ص 32) به اين مطلب تصريح نموده اند و تنها اختلافي كه بين دانشيان مذاهب وجود دارد در اين است كه برخي از عالمان اهل سنت بر اين اعتقادند كه سنت رسول خدا را دو سبب و منشأ بوده است: يكي وحي از جانب خداوند و ديگري رأي و تفكر شخصي خود پيامبر، در آن جايي كه وحي نبوده است. ولي عالمان شيعه بر اين عقيده اند كه سنت رسول خدا يك سبب و منشأ بيش نداشته كه همان وحي از جانب خدا است و سبب دوم را كه رأي و تفكر شخصي او براي تحقق سنت باشد نپذيرفته اند، زيرا حق تشريع از راه رأي و تفكر شخصي براي رسول خدا نبوده و بدين جهت هيچ حكمي را از راه رأي شخصي بيان نكرده است تا آنكه منشأ ديگري براي پيدايش سنت دومي باشد.110
3-2-1 عوامل پيدايش تدريجي اصول احكام
علت اول: در ابتداي بعثت و آغاز نزول قرآن مخاطبين از دانش كمي برخوردار بودند
علت دوم ـ مردم شبه جزيره عربستان بخصوص بخش مركزي آن، قبل از ظهور اسلام افرادي بدوي و فاقد تمدن و فرهنگ و دانش بودند
علت سوم: سومين علت پيدايش تدريجي اصول احكام اجتهادي و قوانين كلي استنباطي تشتت افكار و عقايد و مرامهاي امت عرب در عصر بعثت بود. در روزگار جاهليت، يكي از شيوه هاي رايج ميان اعراب، شرابخواري و قمار بازي بود كه اسلام يكباره آن را ممنوع نكرد.111
3-3 دومين دوره عصر تمهيد و زمينه سازي به كارگيري اجتهاد
دوره تمهيد و زمينه سازي براي بکارگيري اجتهاد است و دامنه آن بسي گسترده تر از دوره اول است. اين دوره، از نخستين روز وفات پيامبر شد و تا زمان غيبت کبراي امام(عج) به سال 329 هري ادامه داشت و حدود بطول انجاميد، اين دوره شامل عصر امامان که 249 سال و نيز عصر غيبت صغرا که 69 سال طول کشيد، مي باشد.112
در اين دوره، اجتهاد از راه منابع معتبر شرعي، مانند کتاب و سنت، در ميان علما و مجتهدان وجود داشت، اما با وجود ائمه عليهم‌السّلام، شيعه نياز چنداني به آن نداشت و در جاهايي که ائمه حضور نداشتند، مردم توسط آن‌ها به بعضي از اصحاب رجوع داده مي‌شدند. در اين دوره، ائمه عليهم‌السّلام اصحاب را به تفريع فروع بر اصول امر مي‌کردند و همين امر، دليل گسترش علم اصول و در نهايت، اجتهاد گرديد. در اين دوره، امامان عليهم‌السّلام اجتهاد به رأي را به شدت سرزنش مي‌کردند. 113

3-4 زمان پيدايش پديده انسداد باب اجتهاد
از مجموع كلمات برخي محققان به دست ميآيد كه انسداد باب اجتهاد مطلق از اوايل قرن چهارم پديد آمد، ولي به نظر برخي ديگر از اواخر قرن چهارم بذرهاي سد باب اجتهاد توسط خليفه عباسي القادر بالله افشانده شد و اجتهاد از تكامل و گسترش باز ايستاد، ولي منعي از طرف حاكم زمان و فقيهان بر اجتهاد در ميان نبوده است. در هر حال، پديده انسداد باب اجتهاد در زماني به وجود آمد كه وحدت و همبستگي اسلامي به وسيله اختلافات قومي، طايفه اي، قبيله اي، طبقاتي، نژادي و مذهبي از هم گسيخته شده و اتحاد مسلمانان از ميان رفته بود و دولتهاي گوناگون و مختلفي به وجود آمد.114 که بحث پديده انسداد باب اجتهاد در فصل چهارم مفصل توضيح داده مي شود.
3-5 دلايل گسترده تر اجتهاد در دوره دوم
به كارگيري اجتهاد در عصر ائمه عليهم السلام در زمينه گسترده تري انجام مي شد. براي اثبات اين موضوع به دلايل زير مي توان تمسك جست:
3-5-1 امر امامان به تفريع و تطبيق
الف ـ امام صادق(ع) فرمود: انما علينا ان نلقي اليكم الاصول و عليكم ان تتفرعوا سفينة البحار 1 / 22 بر ما لازم است اصول احكام را بيان نماييم، و بر شما لازم است كه فروع تازه را به اصول پايه باز گردانيد.
ب ـ امام رضا(ع) فرمود: علينا بالقاء الاصول و عليكم التفريع اعيان الشيعه 1 / 387 بر ماست بيان اصول احكام و بر شما تفريع است.

3-5-2 امر امامان به صادر كردن فتوا:
دومين دليل بر مدعي، رواياتي است كه امامان در آنها به عالمان و بزرگان اصحاب خويش امر مي كردند كه براي مردم فتوا دهند. به نمونه هايي در اين باره اشاره مي كنيم:
الف ـ امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: اجلس في مسجد المدينه و أفت الناس، فاني احب ان يري شيعتي مثلك) جامع الرواة 1 / 9 و رجال نجاشي ترجمه ابان بن تغلب
در مسجد مدينه بنشين و براي مردم فتوا ده، زيرا من دوست دارم مانند تو در ميان شيعيانم ديده شوند.
3-5-3 پذيرش امام شيوه معاذ را در بيان فتوا
سومين دليل اين است كه فقيه بزرگ معاذ بن مسلم نحوي كه معاصر امام صادق(ع) بود مي گويد وي به من گفت: بلغني انك تقعد في الجامع فتفتي الناس، قلت: نعم واردت ان اسالك عن ذلك قبل ان اخرج: اني اقعد في المسجد فيجيئني الرجل
فيسألني عن الشي فاذا عرفته بالخلاف لكم، اخبرته بما يفعلون و يجيئني الرجل اعرفه بمودتكم و حبكم فاخبره بما جاء عنكم و يجي الرجل لااعرفه و لا ادري من هو فاقول جاء عن فلان كذا و جاء عن فلان كذا فادخل قولكم فيما بين ذلك؟ فقال لي: اصنع كذا فاني كذا اصنع(وسائل ج 18/ باب 11 از ابواب صفات قاضي)
به من خبر رسيده كه تو در مسجد براي مردم فتوا مي دهي، گفتم آري چنين مي كنم، سپس عرض كردم پيش از ترك خدمتتان سئوالي دارم، شخصي ميآيد و هنگامي كه شخصي مسأله اي را طرح مي كند، اگر دانستم كه مخالف شماست و به آراء شما عمل نمي كند فتواي مورد پذيرش مذهب او را نقل مي كنم و اگر دانستم كه از پيروان شماست فتوا را مطابق مذهب شيعه بيان مي كنم و اگر ندانستم كه از كدام دسته است آراء مختلف را برايش بيان مي نمايم و نظر شما را در آن ميان ميآورم. 115
3-5-4 تدوين كتابهاي اصولي در اين دوره
چهارمين دليل بر گستردگي به كارگيري اجتهاد در اين دوره تدوين كتابهاي اصولي و بحثهاي اجتهادي توسط اصحاب امامان است. براي نمونه برخي از آنها بيان مي شود:
– هشام بن حكم، از اصحاب امام صادق ع رساله اي دارد در بحث الفاظ و يونس بن عبدالرحمان، از اصحاب امام رضا ع رساله اي مختصر در اصول فقه و نيز رساله اي در اختلاف حديث و مسائل آن تنظيم نموده، نجاشي اين رساله و رساله هشام بن حكم را در كتاب رجالش يادآور شده است. ابوسهل نوبختي، از اصحاب امام حسين ع رساله اي در موضوع عام و خاص تدوين نموده است، نجاشي اين رساله را نيز در رجالش يادآور شده است.
3-5-5 ارجاع امامان به بعضي از عالمان:
پنجمين دليل رواياتي است كه امامان، بعضي از پيروان خود را در اخذ احكام، به اصحاب برجسته خود ارجاع مي دادند كه شامل حديث و فتوا مي شود. به عنوان نمونه: در وسائل ج 18 / باب 11 از ابواب صفات قاضي / حديث 34 آمده است: عبدالعزيز مهتدي مي گويد از امام رضا(ع) سؤال كردم:((اني لا اقدر علي لقائك في كل وقت فمن آخذ معالم ديني فقال: خذ عن يونس بن عبدالرحمن)). من هميشه نمي توانم شما را ملاقات كنم، امور ديني و مسائل شرعي خود را از چه كسي ياد بگيرم ؟ امام فرمود: از يونس بن عبدالرحمن.

3-5-6 منع از فتواي بدون علم:
ششمين دليل بر مدعي، رواياتي است كه از فتوا دادن بدون علم منع مي كند و نيز فتوا دادن از راه منابع غير معتبر.
رسول خدا(ص) فرمود:”من افتي الناس بغير علم فليتبوأ مقعده من النار” هر كس بدون علم فتوي دهد، جايگاهش از آتش پر خواهد بود.
3-5-7 امر امام به رها كردن آراء ديگران
هفتمين دليل بر مدعي، روايت است در وسائل ج 18 / باب 11 كه حسين بن روح از ابومحمد حسن بن علي ع درباره كتب بني فضال پرسيد، حضرت فرمود: (خذوا بما رووا و ذروا بما راؤا ) آنچه را كه از ما روايت كرده اند بگيريد و آنچه را كه خود نظر داده اند رها كنيد.116

3-6 اجتهاد صحابه
اجتهاد و استنباط احكام در زمان صحابه كه حدود 100 سال طول كشيد، اگر چه براي اهل نظر به آساني مانند زمان تشريع انجام نمي پذيرفت. ولي با اين وصف اينگونه نبود كه با دشواري مواجه شوند، زيرا صحابه رسول خدا ص در جامعه بودند و مردم با مراجعه به آنها نياز خود را در مسائل شرعي بر طرف ميكردند. از اين رو همانند زمان تشريع براي شناخت وظيفه شرعي نياز چنداني بر بكارگيري ابزار علمي در عناصر استنباطي نبوده است. در اين زمان بر اهل استنباط، راويان اطلاق مي شد.117
3-7 اجتهاد تابعين
در زمان تابعين كه حدود 70 سال به طول انجاميد، استنباط از ادله براي اهل نظر به دليل دسترسي آنان به امامن- همانطور كه پيش از اين زمان به برخي از آنان دسترسي داشتند- به مشكل مهمي مبتلا نمي شدند. در اين زمان بر اهل استنباط و اجتهاد، محدثان اهل حديث اطلاق مي شد.
3-8 از پيشوايان ديگر شيعه در عصر تابعين:
3-8-1 اجتهاد در عصر امام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان عسر و حرج، فقه و احکام، عنصر زمان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان دولت اسلامی، بیداری اسلامی، ایالات متحده