پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، امام زمان، دانش آموختگان

دانلود پایان نامه ارشد

باقر(ع)
آن گونه كه از تاريخچه تاسيس علم اصول بر مي آيد، تاسيس اين علم و گردآوري قواعد آن در زمان امام باقر صورت گرفته است. اگر چه اميرالمومين(ع) برخي از قواعد اجتهاد را بيان كرده بودند، اما دوران امامت امام باقر(ع) نقطه عطفي براي استفاده دانشمندان راستين اسلامي از محضر معادن علم الهي و چشمه هاي جوشان دانش و بينش و حياني بود تا در اين عرصه به كسب دانش و معرفت بپردازند. پيش از دوران امامت امام باقر ع اوضاع خفقان بار جامعه هرگز به پيشوايان معصوم ع اجازه نمي داد. كه با آسودگي خاطر به پرورش استعداد هاي نهفته در جامعه اسلامي بپردازند.
تزلزل در حكومت اموي در دوران امام باقر ع و ناتواني حاكمان در پياده كردن سياست هاي تجربه شده بني اميه مبني بر اعمال فشار بر شيعيان، موجب ايجاد بستر مناسب فرهنگي در اين عصر گرديد. اتخاذ سياست هاي دوگانه و كشمكش هاي تمام نشدني بر سر قدرت توسط حاكمان از يك سو، و ژرف نگري امام باقر(ع) از سوي ديگر، زمينه رشد و تعالي و بارور سازي ارزش ها را در بين مسلمانان پايه ريزي كرد و تلاش هاي بي پايان امام در اين راستا، تشنگان زلال معرفت و انديشه را بر آن داشت كه با جاري كوثر امام باقر(ع) همراه شوند و هر چه بيشتر در معرفي تعاليم انسان ساز ان امام همام قرار گيرند، اين روند رشد، آن گونه در دانشمندان مختلف علوم ديني در زمنيه هاي تفسير، حديث كلام، فقه، اصول و.. نهادينه شد كه امروز كمتر كتابي از متون ديني اسلامي، خالي از كلمات تابناك ان حضرت باشد. از جمله تلاش هاي گسترده امام در اين عرصه تبيين شيوه هاي صحيح استنباط شرعي از منابع ديني بود كه بيش از پيش به اعتلا و توانمندي فقه شيعه غنا بخشيد. امام باقر ع شخصا بر اين امر مبادرت ورزيد و با تدوين قواعد علم اصول و آموزش آن به شاگردان مكتب خويش، گام مهم و كارسازي در پيش برد اهداف بلند اجتهاد برداشت به گونه اي كه امروز شيعه مي تواند با سربلندي اذعان دارد كه ميراث دار دانش پيامبر اكرم ص و جانشيان او در بهره گيري از منابع ديني در قالب اجتهاد و استنباط حكم شرعي مي باشد.118
مرحوم صدر در اين باره مي نويسد:” به واقع، اولين كسي كه دروازه علم اصول و اجتهاد در احكام را گشود و به تبيين و ترفيع قواعد آن پرداخت. امام ابوجعفر محمد بن علي الباقر(ع) و پس از او، فرزند برومندش، ابوعبدالله الصادق(ع) است. اين دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسياري از شاگردان خود، و آنان نيز با جمع آوري و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگي در فقه و اصول شيعه برداشتند.119
3-8-2 نمونه اي از اجتهاد امام باقر(ع):
زراره مي‏گويد: از امام باقر ع پرسيدم: شما در مسح پا و سر، مسح تمام سر و پا را لازم نمي‏دانيد، بلكه مسح مقداري از آن را كافي مي‏دانيد؛ آيا ممكن است بيان كنيد كه اين حكم را چگونه و از كجا بيان مي‏فرماييد؟ امام با تبسمي پاسخ دادند: اين همان مطلبي است كه پيامبر(ص) نيز بدان تصريح دارد و در قرآن نيز آمده است؛ به درستي كه خداوند مي‏فرمايد:”فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ. پس صورت هايتان را بشوييد”. از اين جمله، فهميده مي‏شود كه شستن صورت واجب است. پس خداوند شستن دست ها را عطف بر صورت نمود و فرمود:”وَاَيْدِيَكُمْ اِلَي الْمَرافِقِ””و دستانتان را تا آرنج بشوييد”. بنابراين، خداوند شستن دو دست تا آرنج را به صورت متصل[و معطوف] بيان نمود. پس دانستيم كه شستن تمام دست تا آرنج لازم است. پس خداوند اين دو كلام[موردنظر و جمله بعد] را جدا مي‏كند و جمله[بعد]، از ماقبل خود جدا مي‏شود و با فعل جديدي آغاز مي‏گردد كه:”وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُم””و سرهايتان را مسح كنيد”. پس مي‏فهميم هنگامي كه فرمود: بِرُؤُوسِكُم، مقداري از مسح سر كافي است و اين مطلب از مكان باء فهميده مي‏شود[كه مراد مسح برخي از سر است؛ چرا كه نفرموده وَاْمسَحُوا رُؤُسَكم و آن را مانند فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم وَاَيْديكُم بدون باء نياورده است و در واقع، امام باء را باء تبعيضيه گرفته اند]. پس خداوند، رجلين را به رأس وصل و عطف نموده است؛ همان گونه كه يدين را به وجه وصل و عطف نموده. و هنگامي كه فرمود:”واَرْجُلَكُم الي الْكَعْبَيْنِ” از اين كه رجلين را به رأس وصل كرده، مي‏فهميم كه مسح بر برخي از قسمت هاي پا نيز كافي است.[اين همان چيزي است كه] رسول خدا ص آن را براي مردم تفسير كرده بودند، اما مردم سخن او را تباه ساختند.
2- در روايتي ديگر، زراره و محمد بن مسلم مي‏گويند: از امام باقر(ع) پرسيديم: نظر شما در مورد نماز مسافر چيست؟ امام فرمود: خداوند بلند مرتبه مي‏فرمايد:”وَاِذا ضَرَبْتُمْ فِي الاْرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوةِ”
“هنگامي كه سفر مي‏كنيد، گناهي بر شما نيست كه نماز خود را كوتاه كنيد.” پس تقصير در سفر واجب شده است، همانند وجوب تمام خواندن آن در”حَضَر”.
به امام عرض كرديم: خداوند فقط فرموده بر شما”جناحي” نيست و نفرموده”افعلوا” [كه ظهور در وجوب داشته باشد]، پس چگونه[از اين آيه فهميده مي‏شود كه] واجب گردانيده است؟ امام فرمود: آيا خداوند بلند مرتبه در[مورد] صفا و مروه نفرموده است:”فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما””كساني كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مي‏دهند، مانعي نيست كه بر آن دو طواف كنند”. آيا نمي‏بينيد طواف آن دو واجب شده است؟ چون خداوند در كتاب خود آورده و پيامبر او ص نيز بدان عمل كرده است. تقصير در سفر نيز همين گونه است كه پيامبر(ص) بدان عمل كرده است و پروردگار تعالي نيز آن را در كتابش آورده است.120
3-8-3 نقش امام صادق(ع) در گسترش اسلام
تأثير امام در تبلور فقه جعفري و گسترش اسلام ناب امري مسلم در ميان شيعيان است. از زمان امام صادق(ع) است كه شيعه با فقه و فقاهت، تكاليف و استنباط احكام شرعي آشنا مي‌شود، و به تعبير ديگر”تفقه” در دين پيدا مي‌كند. مسلماً در مكتب امام صادق(ع) در مدرسه و درس امام صادق(ع) هزاران فرهيخته و دانشمند و عالم اسلامي شركت و رشد ‌كرده‌اند كه آثار آن فراتر از تشيع مي‌باشد، بعنوان مثال”جابربن حيان” در عصر امام صادق ع و پس از رحلت آن حضرت تعداد زيادي از رشته‌هاي علوم را به رشته تحرير در آورد كه برخي از آن ها را به امام صادق ع عرضه و منسوب كرده است. لكن آن چه بيشتر از همه در مدرسه امام صادق ع اهميت داشت، علمي بود كه به تعبير امام زين العابدين ع از انسان درباره آن بازخواست مي‌شود، يعني علم به فرايض و احكام و مسائل فقهي. مدرسه امام صادق(ع) يك مدرسه گسترده و داراي رشته‌هاي مختلف علوم بود. فقه و احكام اسلامي مسلماً يكي از برجسته‌ترين رشته‌هايي بود كه امام صادق ع شاگردان بسياري را تربيت كردند، مانند”محمد بن مسلم””زراره بن اعين” و ابان تعداد زيادي كه ده ها هزار حديث را فرا گرفتند و هر حديث شامل چندين حكم شرعي و احياناً به چند رشته علمي تعلق داشت بود. اين ها ناقلان فقه براي اعصار بعدي بودند. در هر حال يكي از عمده‌ترين نقش‌هاي علمي امام صادق ع در عرصه تمدن سازي بسط و توسعه فقه و نظام حقوقي اسلام است كه در اين زمينه امام صادق ع نقش بسيار مهمي را ايفا كردند. و بعد از ايشان فقه شيعه، سرآمد مذاهب فقهي گرديد چرا كه بسياري از سران مذاهب مشهور اهل تسنن خود دانش آموخته مكتب امام صادق ع بودند. “مالك و ابوحنيفه” از بزرگترين فقهاي مذاهب اهل تسنن از محضر امام باقر و امام صادق(ع) بهره‌هاي فراوان برده‌اند دلايل بسياري كه از نكات برجسته ويژگي هاي مكتب فقهي امام صادق(ع) همين فتح باب اجتهاد است. امام صادق(ع) حتي در زمان خويش كه عصر امام معصوم است به دانش آموختگان فقهي خود توصيه مي‌كرد در صورت عدم دسترسي به امام معصوم اجتهاد بكنند و بر اجتهاد خود عمل كنند؛ حتي نتايج اجتهاد خود را به ديگران هم انتقال بدهند و ديگران نيز مجاز بودند در صورت عدم دسترسي به امام معصوم به فقهايي كه در حد شاگردان امام صادق(ع) بودند، مراجعه كنند، از آن ها فتوي بگيرند و طبق آن عمل كنند. مسأله بسيار مهمي در توسعه فقه در آن زمان به شمار مي‌رود. يعني اگر امام صادق(ع) چنين اجازه‌اي را نمي‌داد، فقه به شكل فقه بسته، محدود و جامد مي‌بود كه نمي‌توانست در زمان و با زمان پيش برود. امام صادق ع حتي در عصر خويش اين توصيه را مي‌كند. روايت ابان در اين زمينه گويا است. وقتي ابان در خصوص حكم شكستگي پا به نتيجه مطلوبي نمي‌رسد و خدمت امام صادق(ع) رسيده و سؤال مي‌‌كند چگونه بر موضع شكسته مسح نمايد و امام صادق ع با يك لحن سرزنش آميز به ابان مي‌گويد‌”يا ابان، مسأله، چنان نيست كه تو اين همه زحمت بر خود هموار كني و بيايي از من سؤال كني. اين گونه مسائل را شما مي‌توانيد به قرآن مراجعه كنيد”.”يا ابان يعرف هذا و اشباه من كتاب الله” به واسطه فقاهت و دانشي كه آموخته‌ايد درك كنيد قرآن مي‌فرمايد”و ما جعل عليكم في الدين من حرج” حرج در دين برداشته شده است، وقتي پا شكسته و باند پيچي شده است و نمي‌توان آن را باز كرد و به بشره و پوست پا مسح كرد، كافي است روي باندي كه بر روي پا قرار گرفته، مسح كرد. در اين جا مي‌بينيم امام صادق(ع) با تبيين و تعاليم قاعده لاحرج، راه استفاده از اجتهاد را مي‌آموزد حتي راه قاعده سازي را هم مي‌آموزد، امام صادق ع به ابان اخطار مي‌كند كه به آيات مراجعه كند و قواعد فقهي را از آن ها استخراج نمايد”ما جعل عليكم في الدين من حرج” مبناي قاعده لاحرج مي‌شود. قاعده لاحرج مصاديق بسيار زيادي دارد كه شخص فقيه مي‌تواند با استفاده از اين قاعده در موارد آن، احكام شرعي را استنباط كند.121
3-9 مشهورترين فقيهان در زمان تابعان عبارتند از:
در مكه: طاووس بن كيسان يماني( م 106 )، و عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريح( م 150 )، و عكرمه مولي بن عباس (م 115) و عطاء بن ابي رياح (م )115 و جز اينها كه براي پرهيز از طولاني شدن از ذكر آنها خودداري مي نماييم.
در مدينه: عامر بن شراحيل( م 104 ) و قاسم بن ابي بكر(م 101) و يحيي بن يعمر عدواني (م 129) و ابان بن تغلب(م 141) و عبيدالله بن عبدالله بن عقبه.
3-10 اجتهاد در زمان تابعان تابعين
در زمان تابعان تابعين بويژه در اواخر ايام غيبت صغراي امام زمان عج و اوايل غيبت كبراي ايشان، كه فقه اجتهادي مجتهداني مانند ابن ابي عقيل عماني و ابن جنيد اسكافي كه موازين علمي اجتهاد را معين كردند را به خود ديده است، اگر چه استنباط احكام آنان از ادله رو به دشواري و سختي گذاشت، ولي به دشواري و سختي زمان هاي بعد نبود. زيرا در اين زمان علاوه بر اينكه فقهاي شيعه به زمان امامان نزديك بودند، به نايبان خاص امام زمان عج و نيز به اصول اربع ماة كه شاگردان امام صادق ع تنظيم نموده بودند، دسترسي داشتند و با آنها رفع نياز مي كردند. در اين زمان بر اهل استنباط محدثان اطلاق مي شد.
در زمان غيبت كبراي امام زمان(عج) فقه اجتهادي مجتهدان برجسته اي را به خود ديد، از جمله شيخ طوسي كه اجتهاد را بگونه عملي در ادله بكار برده است. گرچه استنباط از ادله دشوارتر از زمان پيش بوده و شناخت احكام از ادله نياز بر بكارگيري ابزار علمي و موازين اجتهادي در آنها داشت، ولي در عين حال به دشواري اجتهاد در زمان هاي بعد از آن نبوده و اين بدليل نزديك مجتهدان شيعه به زمان امامان و دسترسي به اصول چهارصدگانه اصول اربع ماة و يا به بخشي از آن ها بوده است. از اين رو اجتهاد به آن اندازه كه در زمان هاي بعد به ابزار عملي و روش هاي فني نياز پيدا كرده، نيازمند نبود ولي با گذشت زمان، اين پديده براي اهل آن مشكل تر شد كه مي توان براي آن عللي را ارائه داد.122
3-10-1 امامان شيعه در زمان تابعان تابعين

در اين زمان امام موسي کاظم(ع) حضور داشتند.
در زمان تابعان تابعين مشهورترين فقها عبارت بودند از:
مالك بن اسحاق م 179 در مدينه، سعيد بن ابي عروبه و حماد بن سلمه م 176 و ربيع بن صبيح م 160 و سعيد بن ابي عوانه در بصره، زياد البكائي م 185 و ابن عياش در كوفه، هشيم بن بشير در واسط، يونس بن عبدالرحمان و محمد بن ابي عمير م 217 و صفوان بن يحيي بجلي م 210 و احمد بن محمد بزنطي م 221 و ابوبصير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان دولت اسلامی، بیداری اسلامی، ایالات متحده Next Entries پایان نامه با کلید واژگان منابع معتبر، مصالح مرسله، گونه مطلق