پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

مخصوص شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، ص787) و در پايان بسياري از ادعيه کتاب مفاتيح حريصانه، نيکيها طلب گرديدهاند و ميتوان گفت بقيه دعا، مصروف به القاي معارفي ميگردد که در پايان، آنها به درخواستهاي مشتاقانه ميانجامند و اين معارف، قلب انسان را آماده درخواست بهترينهاي حقيقي مي گرداند.
«حرص» اگر از مسير اصلي خود عدول کند و با ايمان و دينداري ملازم نگردد، به رذيلهاي مبدل ميگرددکه انسان را به شقاوت دنيوي و اخروي و بيماري روح دچار خواهد کرد. معرفت غير صحيح در مورد دنيا که حرص را منحرف ميگرداند به عناوين مختلف بروز مي يابد. بدليل جهان بيني غير صحيح، انسان حريص «خيال مي‏كند مالي كه براي روز مبادا جمع كرده زندگي جاودانه به او مي‏دهد، و از مردنش جلوگيري مي‏نمايد … پس انسان نامبرده به خاطر اخلاد در ارض و چسبيدنش به زمين و زندگي مادي زميني، و فرو رفتنش در آرزوهاي دور و دراز، از مال دنيا به آن مقداري كه حوائج ضروري زندگي كوتاه دنيا و ايام گذراي آن را كفايت كند قانع نمي‏شود، بلكه هر قدر مالش زيادتر شود حرصش تا بي‏نهايت زيادتر مي‏گردد، پس از ظاهر حالش پيداست كه مي‏پندارد مال، او را در دنيا جاودان مي‏سازد، و چون جاودانگي و بقاي خود را دوست مي‏دارد، تمام همش را صرف جمع مال و شمردن آن مي‏كند، و وقتي جمع شد و خود را بي‏نياز احساس كرد، شروع به ياغي‏گري نموده، بر ديگران تفوق و استعلا مي‏ورزد» (تفسير الميزان، ج 20، ص616).
« شيخ طريحي در ذيل واژه ضنك در آيه: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً، طه:124» مي‏نويسد: يعني كسي كه از دين، روي گرداند، آزمندي شديد و حرص دنيا بر او چيره مي‏شود، بطوريكه دستش از بخشش و انفاق بسته مي‏شود و بخل مي‏ورزد، لذا دنيا بر او تنگ و سخت گشته و نفس لوّامه و ملامتگر، جهان را بر او تيره و تار مي‏كند و در قيامت با كوري و يا نابينائي از هدايت و حجّت و دليل محشور مي‏شود كه بدترين كوري است، و در دعا آمده است كه: «اَللّهُمَّ اجعَل لى مِن كُلّ ضَنك مَخرَجاً»49 يعني: خدايا از هر سختي مرا در امان نگهدار و بيرون آر» (خسروي حسيني، 1375ب، ص467). ميتوان اينگونه نتيجهگيري کرد که: رويگرداني از دين باعث انحراف حرص از مسير اصلي خود مي شود و نتيجه آن سختي در زندگي دنيوي و تيره بختي در آخرت است. در مناجات شعبانيه، بنده اعتراف خود را اينگونه به در خانه محبوب مي برد و زاري مي نمايد: «إِلَهِي و قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ‏، خدايا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپري کردم و جوانيم را در مستي دوري از تو از بين بردم» (ص675). علامه طباطبايي در الميزان طغيان حرص را بيماري روح مي دانند: «هم چنان كه برائت و بيزاري از ربوبيت چيزي كه بقاء ندارد، نيز از فطريات اوليه بشر است. و اگر طغيان غريزه حرص … نظر او را متوجه لذت‏هاي فاني نموده و او را از تأمل و دقّت در اينكه اين لذت بقايي ندارد، باز بدارد، در حقيقت انحراف از فطرت بوده مانند طغيان حرارت غريزي تب كه بيماري محسوب مي‏شود» (تفسير الميزان، ج 7، ص260).
«كوزۀ چشـــم حريصــــان پـــــر نشد تا صــدف قـــانع نشــــد، پُر در نشـــد»
(مثنوي معنوي، مولوي)
آموزه هاي تربيتي
با توجه به آنچه در مورد صفت حرص در انسان بيان گرديد، و اينکه ذاتاً « انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده» (حجتي،1384، ص569)، مي توان گفت که مربي انسان موظف است که وي را به وجود و چگونگي صفت حرص در وي آشنا گرداند و شيوۀ استفاده صحيح آن را که همانا به کارگيري عقل در انتخاب گزينه ها و حريص گشتن به انتخاب آنچه خير و مصلحت فرد و اجتماع در آن است، ترغيب نمايد. براي استفاده صحيح از اين موهبت الهي لازم است به انسانها در مورد مسائل مربوط به زندگاني معرفت کافي داده شود تا هنگامي که او حق و باطل را به مدد قوۀ عقل تشخيص داد، براي بدست آوردن آنچه حق و خير است حريص گرديده و به همان ميزان از هرآنچه که موجب هلاکت وي مي گردد دوري نمايد. در دعاهاي مفاتيح حريص بودن به علم و اعمال نيک و … پسنديده به شمار آمده است: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِي قَلْبِي نُورا وَ بَصَرا وَ فَهْما وَ عِلْما إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير، بارخدايا در دل من نور (معرفت) و بصيرت و فهم و علمي قرار ده كه تو بر هر چيز توانايي» (تعقيبات مشترک نماز، ص1035)، « اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي لِكُلِّ عَمَلٍ صَالِحٍ تَرْضَى بِهِ عَنِّي وَ قَرِّبْنِي إِلَيْكَ زُلْفَي، خدايا موفقم بدار براي هر عمل شايسته اي که به وسيله آن از من خشنود شوي و مرا به مقام قرب خويش نزديک کن» (اعمال مخصوص شب اول ماه رمضان، ص778).
يکي از خصائل دوستان اهلبيت عليهم السلام «حرص بر عمل خير» (طيب، 1378ب، ص277) بيان گرديده است؛ کسيکه ادعاي محبت پروردگار را دارد، حريصترين افراد در شناخت خداوند و شناختن وظائف تشريح شدۀ او براي انسان است. داورپناه (1375ب) در تفسير آيه 31 سوره آلعمران مي گويد: « محبّ صادق كسي است كه بر معرفت محبوب و شناسائي امر و نهي او حريص باشد تا بدينوسيله به او تقرب بجويد» (ص293). از امام حسن مجتبي عليه السلام‏ «از جوانمردي و مروّت سؤال شد، فرمود: حريص بودن شخص بدين خود و اصلاح مال و پرداخت حقوق» (خسروي،1364،ص102). امام صادق عليه السّلام نيز در اينباره مي فرمايند: «وصف مؤمن قوت در دين است و حزم با نرمش، ايمان با يقين و حرص در فهم و دانش … » (کمره اي، بي تا، ص232). با معارفي اينچنيني مي توان حرص انسان را در مسيرهاي صحيح هدايت نمود. در کتاب شريف مفاتيح نيز انسان حريصانه همه خير و خوبي را از خداوند خواسته و از تمامي بديها پناه ميجويد: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُك، خدايا از تو مي خواهم هر خيري را که علمت بدان احاطه دارد و پناه مي برم به تو از هر شري که علمت بدان احاطه دارد» (تعقيبات مشترک نماز، ص1024).
همانگونه که پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام نسبت به هدايت انسانها حريص بودند، معلم نيز بايد سعي نمايد با اقتدا به ايشان، اين صفت را در قبال شاگردان خود، و همچنين هر انسان در برابر ساير انسانها اِعمال نمايد و حريص و مشتاق به هدايت ايشان باشد.
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در قالب دعاي افتتاح و با بکار بردن ضمير جمع به انسانها آموزش مي دهند که هدايت و اکتساب نيکيها را براي همگان بخواهند و در آن حريص باشند: «اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا وَ أَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنَا وَ أَغْنِ بِهِ عَائِلَنَا وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنَا وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنَا وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنَا وَ يَسِّرْ بِهِ عُسْرَنَا وَ بَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنَا وَ فُكَّ بِهِ أَسْرَنَا وَ أَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنَا وَ أَنْجِزْ بِهِ مَوَاعِيدَنَا وَ اسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ سُؤْلَنَا وَ بَلِّغْنَا بِهِ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ آمَالَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنَا يَا خَيْرَ الْمَسْئُولِينَ وَ أَوْسَعَ الْمُعْطِينَ اشْفِ بِهِ صُدُورَنَا وَ أَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلُوبِنَا وَ اهْدِنَا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ انْصُرْنَا بِهِ عَلَى عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّنَا إِلَهَ الْحَقِّ آمِين‏» (ص709).
آگاهي دادن درباره حريص گشتن به دنيا که موجب تباهي و از دست دادن آخرت مي شود، باعث مي شود که انسان بدليل حب ذات، سعي نمايد از حرص به دنيا دوري نمايد تا دچار تبعات و پيامدهاي آن نگردد. مثلاً اينکه حرص دشمن انسان است (حسيني جرجاني، 1404ق) و يا اينکه حرص از ابواب شيطان است (طيب، 1378الف). در اهمّيت توجه به حريص بودن به دنيا مي توان گفت که بزرگ معلم انسان امت خويش را از آن نهي فرموده: «پيغمبر اكرم صلّي اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند: بر دنياتان حريص و آزمند مباشيد تا اعمال ديني شما مشوب50 به اغراض دنيوي نگردد» (داورپناه، ،1375ج ،ص28). اولين گناهي که نوع بشر مرتکب شد حرص به آنچه به نفع او نيست، بود: «در كافي به سند خود از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه: اوّل معصيتي كه براي خداوند شد، تكبّر بود و آن را شيطان نمود و كافر شد. معصيت دوم حرص بود كه آدم با خوردن از ميوه آن درخت به جا آورد و اين حرص تا روز قيامت در ميان فرزندان آدم ماند» (داورپناه، 1375الف،ص466) : « السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَنْ تَابَ اللَّهُ بِهِ وَ بِأَخِيهِ عَلَى آدَمَ إِذْ غَوَى‏»، سلام بر تو اي کسي که به وسيلة او و برادرش خدا توبة آدم را پذيرفت» (زيارت امير مؤمنان در روز ميلاد رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، ص302).
اگر انسان با معرفت حقيقي بداند که براي بي نياز شدن کافيست خود را از اسارت حرص و آز خلاص نمايد، حتماً همين عمل را انجام خواهد داد: «بي‏نيازترين مردم، كسي است كه اسير حرص‏ و آز نباشد» ( امام صادق عليه السلام) (کوشا،1374،ص48). «يحيي بن عقبه ازدي از امام صادق عليه السّلام روايت مي‏كند كه امام باقر عليه السّلام فرمودند: مثل آدم حريص‏ مانند كرم ابريشم است كه همواره بر دور خود مي‏تند و بعد در ميان بافته‏هاي خود حبس مي‏شود و نميتواند از آن خارج گردد و در آن‏ جان مي‏دهد» (عطاردي، 1378ب، ‏ص505). انساني که تبعات حرص به دنيا را بفهمد و فطرت وي از مسير اصلي خارج نشده باشد قطعاً از آلودگي به آن خود را نگه خواهد داشت و در اينجا اهميت مسئله آموزش و اعطاي بينش مورد نظر مي باشد.
مربي بايد به شاگرد آموزش دهد که تلاش در دنيا وقتي ارزشمند خواهد شد که در مسير آخرت باشد و در غير اينصورت اگر فريب دنياي زينت شده را بخورد، به گمراهي کشانيده خواهد شد. بي ارزشي تلاش براي دنياي بدون آخرت را مي توان با آموزش چنين رواياتي تبيين نمود: «چون مال هر قدر هم كه زياد و زيادتر باشد دردي از صاحبش را دوا نمي‏كند، تنها سودي كه به حالش دارد همان مقداري است كه به مصرف حوائج طبيعي خودش مي‏رساند، مختصري غذا كه سيرش كند، و شربتي آب كه سيرابش سازد، و دو قطعه جامه كه به تن كند» (تفسير الميزان، ج20، ص616).
بيهودگي تلاش براي دنيايي که با ظاهر فريبنده اش انسان را گول مي زند و گمراه مي نمايد را اينگونه ميتوان آموزش داد: « وَ خَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا، و دنيا با ظواهر فريبنده اش مرا گول زد» (دعاي کميل، ص101) : «در تفسير قمي ، از سويد بن غفله، از امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه فرمود: فرزند آدم وقتي به آخرين روز دنيا و اولين روز آخرت مي رسد مال و فرزندان و اعمالش در نظرش مجسم مي‏شوند، نخست متوجه مال خود مي‏شود و به او مي گويد: بخدا سوگند من براي جمع آوري و حفظ تو بسيار حريص بودم و بسيار بخل ورزيدم، حال چه كمكي ميتواني به من بكني؟ مال به او مي گويد: كفن خود را مي تواني از من برداري» (تفسير الميزان، ج1، ص545).
امام زين العابدين عليه السلام آنچه که انسان حريصانه از دنيا کسب مي کند و همة آنچه که به همراه خود به زندگي جاويدان مي برد را اينگونه معرفي مي کنند: «أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَانا ذَلِيلا حَامِلا ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي، گريه کنم براي بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوارکه بار سنگينم را به پشتم بار کرده ام » (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص730) و اگر انسان بداند که حريص بودن به دنيا حتي به درد همان زندگي دنيوياش هم نمي خورد در برابر آن موضع بهتري خواهد گرفت: «رزق نه با حرص حريص به دست مي‏آيد، و نه كراهت اكراه كننده مي‏تواند آن را برگرداند» (تفسير الميزان، ج18، ص575)؛ «وَ لا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ وَ لا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْت، (اي خدا) آنچه را که عطا کني منعش نتوان کرد و آنچه را که منع کني عطايش نتوان کرد» (دعاي يستشير، ص128).
«گر به قسمت قانعي بيش و کـم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، قضا و قدر Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع