پایان نامه با کلید واژگان امام سجاد، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

الهام فرمودي و بوسيلة عجائب حکمتت به هراسم انداختي و بيدارم کردي بدانچه آفريدي در آسمان و زمينت از پديدههاي آفرينشت…» (ص 859). و از آن به بعد، نعمت هاي خدا در دنيا براي هدايت انسان تشريح ميگردد که بسيار خواندني و جالب توجّه است.
جسم و روح بر يکديگر تأثير گذارند. در مورد اهمّيت هر دو جنبه وجودي انسان در روايت آمده است: «از ما نيست کسي که به جهت آخرت، دنياي خود را ترک گويد، و نيز کسي که به جهت دنيا از دين خود دست بکشد» » (عابدي، 1380،ص193). در آيات و روايات به کرّات خير دنيا و آخرت از خداوند درخواست گرديده و سلامتي، ثروت، فرزند نيک از او مطالبه شده است. به طور مثال، در دعاي ابوحمزة ثمالي عمر طولاني و زندگي خوش از پروردگار خواسته مي شود: «وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ أَطَلْتَ عُمُرَهُ ، و بگردانم از کساني که عمرش را طولاني (گردانده اي)» (ص 735)، « وَ أَرْغِدْ عَيْشِي‏، (خدايا)… و زندگيم را خوش و فراخ گردان » (همان، ص 734).
در سوره مبارکه آل عمران آيه شريفه 38 از قول حضرت زکريا به پيشگاه پروردگار دعا ميشود: « رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ» ، « پروردگارا مرا از ناحيه خود فرزندي و نسلي پاك ببخش كه تو شنواي دعائي‏» (تفسير الميزان، ج3، ص266). در دعاي کميل سلامتي و قوت در جسم و رزق گسترده از پروردگار طلب مي شود: « يَا رَبِّ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي، پروردگارا نيرو ده بر انجام خدمتت اعضاي مرا» (ص107)، « وَ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِن کُلِّ … رِزْقٍ بَسَطْتَه، و نيز بهرهام را سرشار گرداني از هر … رزقي که بگستراني» (ص106) و در اعمال روز جمعه به طور غير مستقيم شفا و توانگري از خدا خواسته مي شود: « يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غَنَاءٌ، اي آنکه نامش دواي دردها و يادش شفاي امراض و اطاعتش موجب توانگري و بي نيازي است» (ص978)، اين عبارات در دعاي کميل نيز با اندکي تفاوت تکرار شده اند.
« اللَّهُمَّ أَعْطِنِي السَّعَةَ فِي الرِّزْقِ وَ الْأَمْنَ فِي الْوَطَنِ وَ قُرَّةَ الْعَيْنِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ وَ الْمُقَامَ فِي نِعَمِكَ عِنْدِي وَ الصِّحَّةَ فِي الْجِسْمِ وَ الْقُوَّةَ فِي الْبَدَنِ وَ السَّلامَةَ فِي الدِّينِ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَبَدا مَا اسْتَعْمَرْتَنِي وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَوْفَرِ عِبَادِكَ عِنْدَكَ نَصِيبا فِي كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَه، ‏خدايا به من عطا فرما وسعت در روزي، و امنيت در وطن، و چشم روشني در خاندان و مال و اولاد و پايدار ماندن نعمت هايي که در پيش من داري و تندرستي و نيرويي در بدن و سلامتي در دين و هميشه تا زندهام مرا به طاعت خود و اطاعت پيامبرت محمّد صلّي الله عليه و آله وادار کن و بگردانم از پر نصيب ترين بندگانت در هر خيري که نازل کرده(اي)» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 735).
اين مفاهيم از قبيل مال و ثروت، مقام، همسر و فرزندان در دنيا نعماتي است به منظور استفاده در مسير آخرت تعبيه شده اند و عدم استفاده صحيح از آنها باعث گمراهي و سوق يافتن انسان به سمت پرستش دنيا و محبت افراطي به آن خواهد شد که انسان را از مسير آخرت و جلب رضايت حق دور خواهد ساخت؛ و الّا اينها همگي تمهيداتي است که پروردگار مهربان براي بهره بردن انسان، کسب رضايت ربّ و عمران حيات اخروي در اختيار وي قرار داده است.
امام سجّاد عليه السلام «دنياي اخروي» و «ماديات معنوي» را از خدا مي خواهند: «خدايا از تو خواهم خوبي زندگاني را، آن زندگاني که نيرو گيرم بدان بر همة خواسته هايم و برسم بِدان در زنده بودنم به آخرت، بدون آنکه بي خبر و سرکشم کني در آن که طغيان کنم، يا سخت گيري بر من که بدبخت گردم، وسيع گردان بر من از روزي حلالت و زياده بخش بر من از فضل ريزانت، نعمتي از تو ريزان و عطايي بي منّت، سپس سرگرمم مکن از سپاسگزاري نعمتت به زيادي آن که غافل کند مرا خرّمي و شادابيش و بفريبد مرا آب و رنگ فريبنده اش، و نه به اندک دادنش بر من از دنيا که در نتيجه کوتاه آيد زحمت من از تلاشش و پر کند سينه ام را اندوهش، عطا کن به من – اي خدا- از آنچه را که بي نيازي از بَدان خلقت باشد و برساند مرا به خشنوديت و پناه برم به تو خدايا از شرّ دنيا و شرّ آنچه در آن است و قرار مده دنيا را بر من زندان و نه جدا گشتنش را اندوه …» (امام سجاد عليه السلام، دعا براي توسعة در رزق، ص 1151)؛ و در حکمت 463 نهج البلاغه امام علي عليه السلام درباره اين آفريدۀ خدا مي فرمايند: «دنيا براي رسيدن به آخرت آفريده شده، نه براي رسيدن به خود» (دشتي، 1380،ص739) و در همين راستاست که امام سجاد عليه السلام در دعاي ابوحمزه ثمالي از خداوند مي خواهند که محبت دنيا براي خودِ دنيا را از دل ايشان بيرون کند: «سَيِّدِي أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيَا مِنْ قَلْبِي» (ص 729) .
البته امکانات دنيايي و يا به عبارتي «زمين و اعيان موجود در آن» (نراقي،1377، ص328) و مدت زمان بهره گيري از آن براي هر فرد انساني به تصادف بستگي دارد نه به شايستگي انسان «ألدّنيا بالاتّفاق، دنيا به تصادف است نه به شايستگي» (انصاري قمي، بي تا الف، ص12) و مهدوي کني (1376) مي گويد: تفاوتهاي برخورداري از نعمتهاي دنيا « بر اساس امتياز و فضيلت نيست بلکه مبتني بر ضرورتهاي طبيعي و تکويني است و هيچ ربطي به ارزشهاي معنوي و اخلاقي ندارد. ممکن است گاهي مؤمن مخلص، فقير و تنگدست و کافر و شياد، بي نياز و ثروتمند باشد» (ص659). «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون، مگر اينان مقسم رحمت پروردگار تواند؟ اين ماييم كه معيشت انسانها در زندگي دنيا را تقسيم مي‏كنيم، و بعضي را به درجاتي بالاتر از بعض ديگر قرار مي‏دهيم، تا بعضي بعض ديگر را رام و مسخّر خود كنند، و رحمت پروردگار تو از آنچه جمع مي‏كنند بهتر است» (زخرف:32) (تفسيرالميزان،ج18، ص140). در نتيجه هر انساني مکلّف است که از همان موجودي اي که از جانب خداوند حکيم برايش مقرر شده و با تلاشي که در جهت اطاعت خداوند انجام داده، به دست آورده است، نهايت بهره گيري را بنمايد و در جهت وصول به غايت آفرينش – عبوديت- جهد کند چرا که هرکس به همان ميزان بهره مندي و استفادۀ از دنيا مورد حساب قرار خواهدگرفت.
و به همين دليل در دعاي ابوحمزه ثمالي از خداوند خواسته مي شود که: «و خشنودم کن در زندگي به همان که نصيبم کرده اي» (ص 740) «وَ رِضًى بِمَا قَسَمْتَ لِي‏» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 748) « وَ صَبِّرْنِي فِيهِ عَلَى كَائِنَاتِ الْأَقْدَار ، و شکيبايم کن به مقدراتي که خواهد شد» (اعمال مخصوص روزهاي ماه رمضان، ص 814).
انساني که از خداوند عاجزانه طلب مي نمايد: « وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَ مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا أَحْتَسِب، و فراخ گردان بر من از روزي حلال و پاکيزه ات از جايي که گمان دارم واز جايي که گمان ندارم» (اعمال شب عيد فطر، ص 823)، بايد توجّه داشته باشد که: « لذائذ مادي، همه وسيله و متاع زندگي موقّت در دنيا و زندگي است که خود مقدّمه است براي رسيدن به آنچه نزد خداست و آن عبارت است از حسن مآب و عاقبت نيکو … خداي سبحان مقرّر کرده … تا به عنوان وسيله بدان (دنيا) بنگرند، نه به نظر استقلالي، و به عبارت ديگر زندگي دنيا را وسيله زندگي آخرت قرار دهند، نه اينکه آن را هدف پنداشته و ماوراي آن را فراموش کنند … » (تفسيرالميزان، ج3،ص149).
در دعاي يستشير اينگونه به آفريده بودن دنيا اشاره گرديده است: «حمد و سپاس مخصوص خداوندي است که … روشنايي آسمان و زمين و آفريننده و بوجود آورندة آنهاست. آنها را بدون ستون آفريد و به نحو خاصّي گشود، پس آسمانها به فرمان او مطيعانه در جاي خود قرار گرفتند و زمين با کوههايش بر روي آب استقرار يافت، پروردگار ما همان بخشندهاي است که بر آسمانها و بر عرش مسلّط است، آنچه در آسمان و زمين و بين آنها و زير خاک است از آن اوست … و تويي خدايي که معبودي جز تو نيست، تو بودي در زماني که نبود آسمان برافراشته، و نه زمين گسترده، و نه خورشيد تابناک، و نه شب تاريک و نه روز روشن و نه درياي موّاج و نه کوه استوار و نه ستارگان در حرکت و نه ماه تابان و نه بادهاي وزان و نه ابرهاي بارنده و نه برق درخشنده، و نه رعد به تسبيح غرّنده و نه موجود زنده و نه مرغ پرنده و نه آتش فروزنده و نه آب روان، تو قبل از هر چيز بودي، و همه چيز را تو پديد آوردي، و تو بر هر چيز توانايي، و همه چيز را تو بوجود آوردي» (ص 128).
دنيا آفريدهاي است که انسان، با اختيار خود به آن حريص گشته، نسبت به آن محبّت مفرط پيدا مي کند، آن را هدف و همّت خود قرار مي دهد، از آن استفادة حرام و غيرصحيح نموده و آن را به دنياي مذموم مبدّل مي سازد وگرنه خودِ مفهوم دنيا، شرّ و مذموم نيست. اين گرسنگي بيش از حدّ انسان است که او را در مواجهه با دنيا به اشتباه مي اندازد: در حديثي از امام علي عليه السّلام آمده است که ايشان فرمودند: «دو گرسنه اند که هرگز سير نميشوند، خواهان دانش و خواستار دنيا» (عطايي، 1374، ص 789) و اگر انسان، گرسنگي خود را در بدست آوردن دنيا مهار نکند، هيچگاه سيري نخواهد داشت و خود را به هلاکت خواهد افکند. در تعقيبات نماز، از همة شرهاي دنيوي و اخروي به خداوند پناه برده مي شود و از او خواسته مي شود که از خواري دنيا -که نتيجة انتخاب هاي غير صحيح خود انسان است – او را بر حذر بدارد: «وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ و… مِنْ شَرِّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة، به تو پناه ميبرم از رسوايي و خواري دنيا و عذاب آخرت … و از شرّ دنيا و آخرت» (تعقيبات مشترک نماز، ص 1033).
در احاديث آمده است که دنيا براي رسيدن به آخرت، خوب ياوري است: «نِعمَ العَون عَلي الآخرةِ الدُّنيا» (جباران، 1378، ص 294) و مال دنيا براي اينکه انسان پرهيزگار باشد، ياري مناسب است: «نِعم العَون عَلي تَقوي الله المَال» (پاينده، 1385، ص 587). انسان مي تواند با استفاده از مواهب الهي در دنيا، مقدمات سير معنوي خويش را به سمت خدا و قرب به او مهيّا نمايد: «در احاديث وارد شده که نيکو مددکاري است دنيا جهت محافظت نمودن دين، چه فقر و احتياج بسيار، باز ميدارد صاحبش را به آن که مرتکب دزدي و کسبهاي حرام و شغلهاي نامشروع گرديده، مطلقاً اجتناب از محرمات و اموال غير ننمايد» (سيد بن طاووس، 1379، ص 47) و البتّه منظور از اين مال، مال حلالي است که روزي خداوند بر مردم است (مترجمان، 1360). در پيام رسول، مي خوانيم: «نِعم المال الصّالِح لِلرّجُل الصّالح، چه خوب است مال پاکيزه براي انسان شايسته» (پاينده، 1385، ص 587). انسان صالح مي تواند مال حلال و پاکيزه را وسيلهاي براي اطاعت از فرامين الهي و کمک به همنوعان و آبادان ساختن زندگي خود و ديگران قرار دهد.
از قول رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم آمده است که خداوند فرموده است: «ما مال را براي بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات فرو فرستاده (پديد آورده) ايم و اگر فرزند آدم، يک وادي (پر از طلا و نقره) داشته باشد، دوست مي دارد، دو وادي داشته باشد و اگر دو وادي داشته باشد، دوست مي دارد يکي ديگر به آنها ضميمه گردد. شکم (و دهان) فرزند آدم را جز خاک پر نميکند، آنگاه خداوند، روي رحمت به سوي کسي مي کند که رو به سوي خداوند آورد» (خرمشاهي و انصاري، 1376، ص 215). پس اين انسان است که بايد با غلبه بر حرص ، از مواهب و نعمات دنيوي در جهت جلب رضايت پروردگار استفاده نمايد. در همين راستاست که ائمه عليهم السلام طلب نمودن نعمات دنيوي را از خداوند، به انسان ها آموزش مي دهند. در دعاي جوشن صغير روزي وسيع را سبب شرافت دنيا و آخرت معرفي مي نمايند: «وَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امر به معروف، سلامت روان، حقوق انسان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نهج البلاغه، حکمت خداوند