پایان نامه با کلید واژگان امام زمان، آموزش و پرورش، رفتار انسان، سرچشمه ها

دانلود پایان نامه ارشد

تشخيص دستور مي دهد و محکم کار و حکمت کردار است». (قرشي، 1371 الف، ص 164).
درباره روش تعليم حکمت از ديدگاه قرآن ميتوان گفت که: «قرآن آدمي را دعوت به مواجهة حسّي با هستي کرده است. امّا اين مواجهه آغاز است و بايد از آن پيشتر رفت و بر پايهي محسوسات انديشيد و آن چه از اين انديشه ها استوار و متين است (حکمت) برگزيد و آن ملازم شد تا عقل بشکفد. لذا قرآن همواره پس از دعوت به رويارويي حسّي، انديشه را دامن مي زند. سستي انديشه هاي باطل در باب جهان را آشکار مي کند و بر انديشه هاي حق، استدلال مي کند و بدين طريق حکمت مي آموزد. هر يک از استوانههاي اساسي انديشه اسلامي يعني توحيد مبدأ هستي، معاد و نبوّت با طي چنين مسيري عرضه شده است، يعني شروع از مواجهه حسّي، دامن زدن به انديشه، ارزيابي انديشههاي سست و استدلال بر حکمت آميز بودن اصول فکري مزبور (اصل توحيد؛ ملک: 34، معاد و نبوّت، انبياء:17-10)» (باقري، 1387، ص 208) و اين اهميّت عقل و انديشه را در آموختن حکمت تأکيد مي نمايد و به همين دليل است که حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «بالعقل يستخرج غور الحكمة، به وسيله عقل است که پايان حکمت و فرزانگي بيرون آيد» (رسولي محلاتي، 1378ب، ص 148).
در اين کتاب شريف، علاوه بر خداوند و قرآن، ائمه نيز داراي حکمت معرفي گرديده اند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ يَنَابِيعِ الْحِكْمَة، خدايا درود فرست بر محمد و آلش آن پيشوايان که سرچشمه هاي حکمتند» (اعمال مخصوص شب ها و روزهاي ماه رجب، ص 640)، «السَّلامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَكِيم‏، سلام بر امام فرزانه» (اعمال مسجد کوفه، ص 321)، « وَ أَنْتُمْ حُكَمَاءُ اللَّه فى ارضه، و شماييد فرزانگان خدا در زمين» (همان، ص 324)، « السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين … وَ حِكْمَتَهُ الْبَالِغَة، سلام بر تو اي امير مؤمنان … و حکمت رسايش (حکمت رساي خداوند)» (زيارت اميرمؤمنان، زيارت صفوان جمّال، ص 265)، «وَ النَّاطِقِ بِحِكْمَتِه‏، و گوياي به حکمتش» (همان، ص 266)، «وَ مُسْتَوْدَعِ حِكْمَتِك‏، و جاي سپردن حکمتت» (زيارت مخصوص امام هادي عليه السلام، ص 488)، «وَ سَحَابِ الْحِكْمَة، و ابر (ريزان) حکمت» (زيارت مخصوص امام حسن عسکري عليه السلام، ص 492)، «وَ بَابِ حِكْمَتِه‏، و درگاه حکمتش» (صلوات بر اميرالمؤمنين عليه السلام، ص 563)، «وَ يَنْبُوعِ الْحِكْمَة، و سرچشمه حکمت» (زيارت مخصوص امام جواد عليه السلام، ص 451). امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف سخن گويندة به حکمت خدا معرفي شده اند: «النَّاطِقِ بِحِكْمَتِك‏، و سخن گويندة به حکمتت» (دعاي ديگري دربارة امام زمان عليه السّلام، ص 525) و امام حسين عليه السّلام خوانندة به سوي خدا به فرزانگي و پند نيکو بيان گرديده اند: « الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة» (زيارت امام حسين عليه السّلام در عيد فطر و قربان، ص 419).
نه تنها ائمه اطهار عليهم السّلام بلکه افرادي متّقي نظير سلمان فارسي و لقمان نيز با اين صفت ياد گرديده اند. «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ سَلْسَلٌ يَمْنَحُ الْحِكْمَةَ وَ يُؤْتِي الْبُرْهَان33، … (سلمان) آب گوارايي است که حکمت مي بخشد و برهان مي دهد» (بحارالانوار، ج 99، ص 291، به نقل از مفاتيح نوين، ص 458). «يَا مُؤْتِيَ لُقْمَانَ الْحِكْمَة، اي که به لقمان حکمت عطا کردي» (دعاي مشلول، ص 125) و در دعايي از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف حکمت و جريان يافتن آن بر زبان براي انسان ها درخواست شده است: « وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَة، و استوار کن زبان هاي ما را به درستگويي و حکمت» (ص 200) و تقاضاي حکمت از پروردگار، به ايشان آموزش داده شده است: « وَ أَنْ تَمْلأ … سَمْعِي نُورَ الْحِكْمَة، و ديگر آن که پر کني … گوشم را با نور فرزانگي و حکمت» (زيارت صاحب الامر عليه السلام، ص 506). پس: «حکمت، علمي است که مي توان با آن، هم در حيطة انديشه و هم در حيطة عمل، به واقع و حق نائل شد. عقلِ نهادي با علم مي بالد و از اين رو قرار دادن انسان در مسيري که در آن به علمي راست بين (حکمت) دست يابد، به منزلة شيوه اي براي تربيت عقلاني اوست» (باقري، 1387، ص 208). همان گونه که دواني (1373) مي گويد: «حکمت بالغه را مي توان از طريق بينش عقلاني و نيز شهود عرفاني به دست آورد» (ص 16). حکمت موجب مي شود که انسان بتواند بين کشش هاي الهي و شيطاني فرق قائل شده به «فرقان» دست يابد و با انتخاب صحيح به سلامت در ساحل سعادت لنگر اندازد (مکارم شيرازي، 1374ب).
آموزه هاي تربيتي
خداوند حکيم است و علاوه بر آن که به حقايق اشياء و امور آگاهي کامل دارد، هر فعلي نيز که از او سر مي زند همگي راست و درست، متين و استوار است. براي هر عملي که از پروردگار صادر گرديده است، دليل متقن و محکمي وجود دارد « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُون » (انبياء: 23). به همين دليل است که استفاده از حواس و درک آفريده هاي الهي و غور در آن ها و يافتن دلايل موجود و مصلحت اعمال پروردگار، مي تواند انسان را به خداوند نزديک تر گرداند و همين هدفمند بودن هستي، از دلايل اثبات وجود پروردگار مي تواند باشد.
خداوند حکيم، جهان آفرينش را هدفمند آفريده است که به سوي مقصد از پيش تعيين شده اي در حال حرکت است و اين حکمت در تار و پود همة مخلوقات، ساري و جاري است. دعوت انسان ها به دقّت در اسرار آفرينش، گامي استوار در جهت شناساندن پروردگار و ايجاد ايمان و يقين نسبت به او در افراد بشر است.
هنگامي که ظرافت هاي حکمت در آفرينش بيان مي شوند و با دقّت در موجودات، اسرار آفرينش آن ها کشف مي شود، هدفمند بودن خلقت و وجود خالقي حکيم به اثبات مي رسد و هر چه بيشتر در رموز خلقت تفکّر گردد به تقويت ايمان و يقين کمک مي شود و در قلبي که ايمان جايگزين شد، حکمت و علم راستين لانه گزيده و در عمران زندگاني، وي را ياري خواهد رسانيد.
خداوند، قرآن حکيم را براي راهنمايي عالميان فرو فرستاد که اين کتاب ارجمند، سراسر حکمت و دانش راستين است. قرآن، انسان ها را با حقايق امور آشنا مي سازد و ايشان را در صحيح انجام دادن اعمال راهنمايي مي نمايد و تدبر در آن روشي براي دريافت حکمت است: «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ‏نَظَرِي فِيهِ عِبَادَةً وَ قِرَاءَتِي فِيهِ فِكْرا وَ فِكْرِي فِيهِ اعْتِبَارا وَ اجْعَلْنِي مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيَانِ مَوَاعِظِكَ فِيهِ وَ اجْتَنَبَ مَعَاصِيَكَ وَ لا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِي عَلَى سَمْعِي وَ لا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِي غِشَاوَةً وَ لا تَجْعَلْ قِرَاءَتِي قِرَاءَةً لا تَدَبُّرَ فِيهَا بَلِ اجْعَلْنِي أَتَدَبَّرُ آيَاتِهِ وَ أَحْكَامَهُ آخِذا بِشَرَائِعِ دِينِكَ وَ لا تَجْعَلْ نَظَرِي فِيهِ غَفْلَةً وَ لا قِرَاءَتِي هَذَرا إِنَّكَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِيمُ، خدايا پس قرار ده نظر مرا درآن عبادت و قرائتم را در آن از روي انديشه و فکرم را در آن عبرت آور و بگردانم از کساني که پند گيرد به بيان پندهاي تو در آن، و از معصيتهايت دوري کند و مهر مزن هنگام خواندنم بر گوش من و مينداز بر ديدهام پرده و مگردان خواندنم را خواندني که تدبر در آن نباشد بلکه چنانم کن که تدبر کنم در آيات و احکامش و در بر گيرم دستورات دين تو را و قرار مده نظر مرا در آن نظر بي خبري و نه قرائتم را بيهوده که براستي تو رؤوف و مهرباني» (اعمال مخصوص شب اول ماه رمضان، ص774). سخنان حکيمانه قرآن، مرهم دل هاي خستة انسان هاست و اگر وجود تشنة آنان به چشمة زلال وحي متّصل شود، و لذّت نوشيدن و سيراب گشتن از جام نوشين پروردگار به آن ها چشانده شود، آن را رها نخواهند نمود و از علوم يقيني آن جان را صفا خواهند داد. از طرفي «امام علي عليه السلام نخستين اقدام خود را در امر تربيت فرزند خويش – امام حسن عليه السلام – آموزش قرآن و معارف و احکام آن بيان مي نمايند» (همت بناري، 1378). پس آشنا کردن فطرت حکمتجوي انسان ها با سرچشمة حکمت ها، از لوازم تربيت اسلامي است و روخواني، تفسير و ترجمة قرآن کريم به صورت الزامات دروس در مطالب آموزشي در خواهد آمد.
معلّم بايد دانش آموزان را تشويق به تحليل موضوعات درسي و تعمق در آن ها بنمايد. «هر که از سخنان حکيمان پرده بردارد از حقايق (و معارف پنهان) آن ها سودمند گردد» (رسولي محلاتي ، 1378 الف ، ص 289).
خداوند حکمت را به بندگانش نيز عطا مي فرمايد و هر کدام را به شرط فراهم آوردن شرايط لازم از نعمت حکمت به اندازه ظرفيت وجودي وي، برخوردار مي نمايد. مربّي بايد در تمام مراحل آموزش و پرورش اين نکته را از نظر دور ندارد که: «تمام خلقيات، چه فطري و چه اکتسابي، قابل اصلاح و تغييرند. آموزش انضباط و تنبيه34 منظم، چنان که تجربه نيز ثابت کرده است، مي تواند انساني شرير را به انساني متقي بدل سازد، از اين راه مي توان شرّ را سخت کاهش داد، و يا يکسره از ميان برد. از آن جا که از پيش هرگز نمي توان گفت که يک شرّ خاص تا چه حد در مقابل اصلاح و تغيير مقاومت مي کند، شرط عقل و دين هر دو اين است که نهايت کوشش خود را براي اصلاح به کار بريم» (دواني، 1373، ص 17). پس در آموزش حکمت به انسان ها نيز بايد اين نکته را مد نظر داشت که انسان ها قابليت آموزش و اصلاح و رسيدن به کمال مطلوب را دارا مي باشند و يادگيري و ياد دادن حکمت جزء تکاليف انسان قرار خواهد گرفت.
در سخنان اهلبيت عليهم السّلام روشهايي براي اخذ حکمت معرفي شده است. معلّم بايد بوسيله روشها و ايجاد زمينه ها براي انتقال حکمت، آن را آموزش داده و شاگردان را به حکمت و راه هاي اخذ آن آشنا گرداند.
يکي از روش هاي تعليم حکمت در کتاب شريف مفاتيح، بيان موعظه و سخنان پندآموز و حکيمانه توسط شخص حکيم معرفي شده است و «موعظه يکي از روشهاي «تذکّر» است» (قائمي مقدم، 1387). ائمّه اطهار عليهم السّلام به عنوان حکيمان الهي و معدن هاي حکمت و فرزانگي خدا «وَ مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّه‏ ‏» (زيارت جامعه کبيره، ص 538) اين روش را به طريقه احسن انجام ميدادند و مردم را با حکمت و پند نيکو به راه سعادت دعوت مي نمودند35 : «وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة» (زيارت جامعه کبير، ص 540) و وجودشان اقيانوسي از پند و موعظه براي آموزش حکمت به آدميان بود: «وَ بَحْرِ الْمَوْعِظَة ، و درياي پند و وعظ» (زيارت مخصوص امام حسن عسکري عليه السّلام، ص492). امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براي امت دعا مي فرمايند که خداوند به شنوندگانشان پند گرفتن عطا نمايد و در راستاي آن، بتوانند حکمت بياموزند: «وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِينَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَة، (تفضل فرما) بر شنوندگان به پيروي کردن و پند گرفتن» (دعاي ديگر از حضرت مهدي عليه السّلام، ص 201)؛ «وَ سَمعي نورَ الحِکمه» (زيارت صاحب الأمر عليه السلام، ص 506)؛ امام سجاد عليه السلام در دعاي مکارم الاخلاق از خداوند درخواست ياري در جهت پيروي و اطاعت از مربي را دارند: «وَ وَفِّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي، (خدايا) و موفّقم بدار براي فرمانبرداري کسي که کمکم کند و پيروي کسي که به راه راستم وادارد» (ص183)، پس موعظه کردن،گوش دادن به مواعظ و اطاعت از واعظ از نکاتي است که در يادگيري حکمت نقش مهمي ايفا مينمايند.
حواس انسان بالأخص شنوايي و بينايي، دريچه هاي ورود اطلاعات به ذهن انسان مي باشند که انسان به وسيلة تفکر و انديشيدن، آن ها را تحليل نموده و از بين آن ها مطالب راست و درست را جدا کرده و آن ها را جزء بينش خويش قرار مي دهد. اصلاح بينش و ارتقاي آن به سمت مطالب راستين، باعث مي گردد که اعمال و رفتار انسان نيز براساس راستي و امور صحيح شکل بگيرد و حکمت به معناي تامّه به وقوع بپيوندد. داستان ها، مثال ها، مواعظ و اوامر و نواهي که در قرآن حکيم مطرح گرديده است، همگي براي اصلاح شناخت ها و صحّت انديشة انسان هستند و هدف از ارائه آن ها ايجاد حکمت در افراد بشر است. پس مربّيان بايد از اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام رضا ع، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، محبت خداوند، امام صادق