پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع

دانلود پایان نامه ارشد

معرفي مي نمايند و در مورد انسان که دلش با رحمت و احسان پيوند مي خورد بايد گفت که «براي پيوند خلق با خالق … از همين صفت رحمت بايد استفاده کرد» (مکارم شيرازي، 1374الف، ص 26)، «يَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِيم، اي که فضلش عمومي است» (دعاي جوشن کبير، ص149).
انساني که به صفت رحمت و مهرباني پرورگار مي انديشد به آن دل خوش مي دارد، مهر در گرو آن کردگار مهربان مي بندد و تنها به درگاه او دست حاجت دراز مي کند و در دامن مهر او اشک مي ريزد، تنها با او درد دل را نجوا مي نمايد و در دامان محبّت و رحمت او مسرور مي گردد (يونس: 58). انساني که دل در گرو مهر پروردگار نهاد، نسبت به او اميدوار مي گردد: « وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاج، و (اي) برتر کسي که اميدواران بدو اميد دارند» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 719) و خود را اين گونه معرفي مي نمايد: « مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِك، کسي که آرزومند رحمت توست» (دعاي کميل، ص 104)، « وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَك» (همان) « وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لا أَرْجُو غَيْرَهُ وَ لَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجَائِي، و ستايش خدايي را که به جز او اميد ندارم و اگر به غير او اميدي داشتم نااميدم مي کرد» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 717). « وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ إِلَيْكَ مُتْرَعَةً ، و چشمه هاي اميد را به سويت سرشار مي يابم» (همان). اميد به پروردگار شرط ايمان، و نااميدي از رحمت او کفر و گمراهي است (حجر: 56، يوسف: 87 و عنکبوت: 23). پروردگار با رحمت خود خطاهاي انسان را پرده پوشي مي نمايد: « وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَه، به واسطة رحمتت بود که آن ها (گناهان) را پنهان داشتي» (دعاي کميل، ص 106) و خداوند برحمت خود او را حفظ مي فرمايد: «وَ احْفَظْنِي بِرَحْمَتِك، و به رحمت خود مرا نگه دار» (همان، ص 107) و غضب خود را به واسطة رحمت و مهربانيش به تأخير مي اندازد: « سُبْحَانَ مَنْ هُوَ رَحِيمٌ لا يَعْجَل، منزّه است آن خداي مهرباني که شتاب نکند» (دعاهاي هر شب ماه مبارک رمضان، ص 712)؛ و رحمتش بر خشمش پيشي مي گيرد: « يَا مَنْ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه، اي که رحمتش همه چيز را فرا گرفته، اي که رحمتش بر خشمش پيشي جسته» (دعاي جوشن کبير، ص 143)، و کسي را که هيچ کس بر او ترحم ننمايد، مورد رحمت قرار مي دهد « يَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَه، اي ترحّم کنندة آن کسي که ترحّم کننده اي ندارد» (همان، ص 152).
مناجات حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام در مسجد کوفه فرازهاي بسيار زيبايي دارد که رحمت پروردگار را در هر فراز مورد اشاره قرار مي دهد: «مَوْلايَ يَا مَوْلايَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلا الرَّحْمَن، مولاي من اي مولاي من تويي بخشاينده و منم بخشش پذير و آيا رحم کند بخشش پذير را جز بخشاينده» (ص 342) و در تمامي فرازها، رحمت پروردگار را طلب مي نمايد تا به خاطر صفات الهي اش، بر صفات ضعف بنده ترحّم نمايد.
در اعمال ماه جمادي الثاني وارد شده است که انسان سر را به سجده بگذارد و در نزديکترين حالات بنده به خدا16 او را با صفت رحمتش مورد خطاب قرار دهد: «يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين» (ص 620). هر چه انسان به فقر ذاتي و ضعف دروني خويش بهتر اقرار کند، ابواب رحمت الهي بر او افزون بر گذشته گشوده مي گردد و از رحمت الهي بيش از پيش سيراب مي شود: «و چون (انسان) ذلّت عبوديت خود را نصب العين نمود و متوجّه به اضطرار و فقر و امکان ذاتي خود شد و از تعزّز و غرور و خودخواهي بيرون آمد، بابي از رحمت به روي او گشاده گردد و ارض طبيعت مبدّل به ارض بيضاء رحمت گردد … و هر چه اين نظر، يعني نظر به ذلّت خود، در انسان قوّت گيرد، مورد رحمت بيشتر گردد… » (خميني، 1378الف، ص 67). ولي صد حيف با اين که «رحمت، مواصلت، مودّت، رحمت با حبّ دنيا متخالفند» (همان، ص 49) اما انسان با حبّ دنيا و فراموشي رحمت پروردگار از سعادت دور مي گردد و «عالم را رحمت واسعة حق فرو گرفته و ما در لب چشمة حيوان از تشنگي به هلاکت مي رسيم» (همان، ص 37 ـ 36).
خداوند اولين و آخرين پناهگاه و مفرّ انسان است همچنان که در دعاي کميل مي خوانيم: «مُقِرّا مُذْعِنا مُعْتَرِفا لا أَجِدُ مَفَرّا مِمَّا كَانَ مِنِّي وَ لا مَفْزَعا أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ رَحْمَتِك، و به گناه خويش اقرار و اذعان و اعتراف دارم و راه گريزي از آن چه از من سر زده نيايم و پناهگاهي که بدان رو آورم در کار خويش ندارم جز اين که تو عذرم بپذيري و مرا در فراخناي رحمتت در آوري» (ص 102).
« فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِك، گيرم که اي معبود و آقا و مولا و پروردگارم من بر عذاب تو صبر کنم امّا چگونه بر دوري از تو طاقت بياورم» (ص 104)، و دوري از رحمت پروردگار، براي انسان غيرقابل تصوّر است که جز به رشتة محبت و رحمت پروردگار به چيزي نمي تواند بياويزد؛ و رحمت خداوند تا آن جا اوج مي گيرد که بندة گنهکار اينچنين مي گويد: « فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلادِ مُعَانِدِيكَ لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْدا وَ سَلاما وَ مَا كَانَ لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّا وَ لا مُقَاما، و من به طور قطع مي دانم که اگر فرمان تو در معذّب ساختن منکرانت صادر نشده بود و حکم تو به هميشه ماندن در عذاب براي دشمنانت در کار نبود حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامي سرد و سالم مي کردي و هيچ کس در آن منزل و مأوا نداشت …» (ص 105).
پروردگار رحمت، خدايي است که «به صفت رحمت خداونديش و به فيض منبسط الهيش ممکنات را از کتم عدم و نيستي به عرصه وجود و هستي آورده، و پس از خلقت به صفت ربوبيش موجودات را پرورش مي دهد و هر يک را به کمال لايق به خود مي رساند و … در سراي ديگر به بني آدم حيات جديد افاضه مي نمايد و بر اعمال نيک آن ها پاداش نيکو و بر اعمال بد آن ها مجازات مي فرمايد و اين منتهاي فضل و کرم و احسان است نسبت به بشر که پس از آن که وي را به خلعت وجود برافراشته و به تاج کرامت « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم» مفتخر نموده و به انواع و اقسام نعمت ها وي را رهين منّت خود گردانيده هر فردي از بشر را در ادوار خلقت مي گرداند تا به منتهاي کمال لايق به خود برساند» (امين، 1361، ص 47) و اين است معناي « إِلَهِي رَبَّيْتَنِي فِي نِعَمِكَ وَ إِحْسَانِكَ صَغِيرا وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِي كَبِيرا فَيَا مَنْ رَبَّانِي فِي الدُّنْيَا بِإِحْسَانِهِ وَ تَفَضُّلِهِ وَ نِعَمِهِ وَ أَشَارَ لِي فِي الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ كَرَمِه، خدايا مرا در خردسالي در نعمت ها و احسان خويش پروريدي و در بزرگي نامم را بر سر زبان ها بلند کردي پس اي که در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمت هاي خود پروريدي و براي آخرتم به عفو و کرم بشارت فرمودي» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 719 ـ 718) و « مَوْلايَ يَا مَوْلايَ ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الامْتِنَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏، مولاي من اي مولاي من، به من رحم کن به رحمت خود و خشنود شو از من به جود و کرم و فضل خود اي صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اي مهربانترين مهربانان» (مناجات حضرت اميرالمؤمنين درمسجد کوفه، ص 342).
هر چه انسان خود را بيشتر به صفات الهي نزديک نمايد، بهتر در مسير تکامل گام خواهد برداشت « امّا مناسبت ظاهري كه ميان بنده و پروردگار اوست همانا قرب بنده است به خدا در صفات ربوبي و اخلاق الهي: مانند علم و نيكي و نيكوكاري و لطف و رساندن خير و رحمت به خلق، و ارشاد ايشان به حق… و امثال اين‏ها از صفات الهي، و از اين رو گفته‏اند: «به اخلاق الهي خو گيريد17». و شكّي نيست كه همه اين‏ها بنده را به خدا نزديك مي‏سازد، و او را در خور اين تقرب ميگرداند» (مجتبوي، 1377ج، ص184). به همين دليل است که همواره انسانها دعوت به رحمت و مهرباني به يکديگر گرديده اند. ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي در المراقبات مي فرمايند: «بهره ات از در رحمت اين است که به بندگان غافل خدا رحم کني و آنان را با وعظ و نصيحت و لطافت بدون درشتي و خشونت، از راه غفلتي که دارند به راه خدا آوري، و با گناهکاران با چشم رحمت نگاه کني نه با چشم آزار و اذيت. و نيز تمام گناهاني را که در دنيا انجام مي شود را مانند گناهان خود در نظر بگير و سعي کن به اندازه توانايي آن را از بين ببري با اين هدف که مبادا خشم خدا شامل حال او شده و سزاوار ممنوعيت از همسايگي خداوند شود. و نياز هر نيازمندي را به اندازه توان برآور و اگر نتوانستي برايش دعا، و با او همدردي کن» (محدث بندرريگي، 1376،ص181)، «انسان مؤمن بايد بر اساس اصل کلّي «براي ديگران دوست بدار هر آنچه براي خود مي خواهي» برادران و خواهران مؤمن خود را از دعاي خير خويش محروم نسازد» (زرسازان، بي تا). اميرالمؤمنين علي عليه السلام در خطبه غدير به نقل از امام رضا عليه السلام مي فرمايند: «مهرباني با يکديگر رحمت و عطوفت خداوند را برمي انگيزد. از مالي که خداوند به شما داده است به اندازه توانايي به برادران و خانواده خود بخشيده، با يکديگر خوشرو بوده و در ديدارهاي خود مسرور باشيد» (همان،ص487).
«اولياي حق مظاهر رحمت الهيه اند و وجودشان در همه عوالم منشأ خير و برکات است، از اين رو راضي نيستند که احدي از موجودات از کمال مطلوب خود بازماند و تا آنجا که امکان دارد و با اختيار منافات ندارد و موافق با نظام اتمّ خلقت است از ارشاد و دستگيري خلق خدا مضايقه ندارند، حتي پس از انتقال از اين عالم به جوار رحمت الهي» (خميني،1376، ص24). و هر چه کمالات انساني شخص پيشرفت بيشتري داشته باشد نسبت به انسانها و موجودات عالم رحمت و مهرباني بيشتري از خود نشان خواهد داد و بالعکس «کسي که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالي باشد، او را بايد از مسلک اين جمعيت خارج کرد و از حقّ دخول به عائله بشري محروم نمود» (خميني، 1378هـ ، ص233). «و لهذا انبياء عظام مظاهر رحمت حق – جلّ و علا – هستند، چنانچه خداي تعالي معرفي رسول اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم- را فرموده در آخر سوره توبه- که خود سوره غضب است- به اين نحو: لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم18 (توبه:128) و در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشري بس است آيه شريفه اول سوره شعراء که فرمايد: لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ19 و در اوايل سوره کهف که فرمايد: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفا20 سبحان الله تأسف به حال کفار و جاحدين حق و علاقه مندي به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا – صلي الله عليه و آله – تنگ نموده که خداي تعالي او را تسليت دهد، و دل لطيف او را نگهداري کند که مبادا از شدّت همّ و حزن به حال اين جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهي کند» (خميني،1378هـ ،ص235-234) و به همين دليل است که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در کتاب شريف مفاتيح «نبي الرّحمه، پيامبر رحمت» (دعاي توسل به چهارده معصوم عليهم السلام،ص177) و «إمام الرّحمه، پيشواي رحمت» (همان) ناميده مي شوند و خاندان پاک ايشان با عنوان «أهل بيت الرّحمه، خاندان رحمت» (زيارت حضرت حمزه عليه السلام، ص251) ياد شده اند. در زيارت جامعه کبيره اهلبيت با عنوان «مَعدِنَ الرَّحمَه، معدن رحمت (حق)» (ص538) و «الرَّحمَةُ المَوصولَه، رحمت پيوسته (حق)» (ص541) خوانده شده اند. همچنين در زيارت مخصوصه امام جواد عليه السلام (زيارت دوم) در کتاب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امر به معروف