پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، فرهنگ اسلامی، هویت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

می کند که مقام می خواهد، لکن وقتی بهش رسید،‌ می بیند این هم نیست. همة عالم را اگر چنانچه جمع کنند و به دست انسان بدهند، قانع نیست» (صحیفه امام، 1389، ج19: 376).
2. 1. 4. 1. 9. آزادی خواهی انسان
امام خمینی(ره) معتقد بود که انسان براساس فطرت، موجودی آزادی خواه است.
… از منظر تفسیری و عرفانی امام خمینی فطرت الهی و یکتاگرای بشری از دو جناح عاشقانه برخوردار است یکی طلب آسایش و راحتی و دیگری آزادی و امکان نیل به خواسته ها و ظهور قدرت خلیفه اللّهی» ایشان می فرمایند: « … جناح عشق به راحت و عشق به حریت دو جناحی است که به حسب فطرت الله غیر متبدله در انسان ودیعه گذاشته شده که با آن ها انسان طیران کند به عالم ملکوت اعلی و قرب الهی (امام خمینی،1368: 187).
این روح آزادی خواهی انسان جوار حق و خشنودی و سلام و فلاح و خرد ورزی انسان از گرایش او به حقیقت است و مقصود از آزادی خواهی همان آزادگی اوست که عرصة اندیشه و عمل و تکامل روح را فراخ می سازد و او را خداگونه ای در روی زمین و زمان خویش در می آورد .
2. 1. 5. هویت اسلامی – انسانی در اندیشه امام خمینی(ره)
واژة «هویت» در سخنان امام خمینی(ره) به صورت واژه هایی همچون: «هویت ایرانی ـ اسلامی» و «هویت اسلامی» به کار رفته است. این واژه به شکل غیرمستقیم، به طور گسترده ای در سرتاسرآثار وکلام ایشان مشهود است. در این باره بکارگیری مفاهیمی همچون: «ما» (درمقابل دیگری) یا مفهوم «خود»، «خودی»، «شرقی»، «ایرانی»، «اسلامی» (درمقابل غربی) و … بسیار دیده می شود که همگی دلالت بر نوعی هویت سازی دارد. ایشان درسخنان خود بر اصطلاحاتی همچون: «انسان ایرانی ـ اسلامی»، «موجود شرقی اسلامی»، «مغز شرقی»، «انسان خودمانی» و «مغز اسلامی ـ انسانی» تأکید دارند و معتقدند که باید برای تحقق آن ها به عنوان «خود واقعی» کوشید. ایشان می فرمایند:
به جای یک موجود شرقی ـ اسلامی، یک موجود غربی بر ما تحمیل شده که خودمان را گم کرده ایم. به جای مغز شرقی، مغز غربی نشسته است … حالا طوری شده ایم که دیگر خودمان هم نمی توانیم خود را بفهمیم، خودمان را گم کرده ایم، به جای خودمان یک موجود غربی نشسته است (صحیفه امام، 1389، ج9: 391 – 392).
امام خمینی(ره) با نفی از خود بیگانگی، تمامی تلاش خود را برای معرفی «خود واقعی» به کارمی گیرند و درتوصیف آن بر جایگزینی «انسان ایرانی اسلامی» به جای «انسان بیگانه با خود» تأکید دارند. منظور ایشان از این «خود» نوعی «خود فرهنگی» است که مرکزیت آن را یک فرهنگ اسلامی ـ انسانی تشکیل می دهد، وقتی ایشان از شرق سخن می گویند در واقع شرق را منشأ فرهنگ اسلامی می دانند و معتقدند: «شرق یک فرهنگ اسلامی دارد که مترقی ترین فرهنگ است، با این فرهنگ اسلامی باید تمام احتیاجاتش را اصلاح کند و دستش را پیش غرب دارز نکند، » (صحیفه امام،1389، ج10: 385).
«مکتب بزرگ اسلام که رأس همه مکاتب است و در شرق است، شرق او را گم کرده است، تا شرق این مکتب را پیدا نکند و نفهمد که مکتبش چه است و خودش چه است و خودش هم یک موجودی است و کشورش هم یک کشوری است، نمی تواند با غرب مقابله کند (همان، ج12: 109).
از دیدگاه امام خمینی(ره) در باب فرهنگ، دو نکته قابل ذکر می باشد؛ نکتة اول این که امام، فرهنگ را اساس هویت ملت، ملیت واستقلال یک ملت می داند و از آنجا که فرهنگ ایرانی را بیش از هر چیز منبعث از دین اسلام می داند، می توان نتیجه گرفت که اساسی ترین مؤلفة تعیین کنندة هویت ایرانیان از نظر ایشان فرهنگ دینی است. به همین دلیل می فرماید:
بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هرجامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعد اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آن ها امکان پذیر است. بی جهت و من باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم به فرهنگ جوامع زیرسلطه است (صحیفه امام، 1389، ج15: 243).
نکتة دیگر توجه دادن امام(ره) به این مهم بود که فرهنگ ترویجی غرب و دشمنان، غیر از فرهنگی است که خود قبول دارند و از آن پیروی می کنند و به عبارت دیگر، امام خمینی(ره) معتقد بودند آنچه برای دشمنان به ویژه غرب مطرح می باشد آن است که کشورهای دیگر را به هر طریق ممکن، از فرهنگ غنی خویش ، دور کرده، به سوی ابتذال و بی هدفی بکشانند. از این رو امام(ره) می فرماید:
باید در فرهنگ توجه به آن داشته باشید و کوشش بشود که خودتان را پیدا کنید. ما گم کرده ایم خودمان را. تمام مفاخر شرقی را کنار گذاشته ایم و هی رفتیم سراغ مفاخر غرب آن هم نه آنی که آن ها دارند، آنی که به ما می دهند. اگر آنی که آن ها داشتند بسیار خوب، اما آنی که به ما تحویل می دهند … نمی خواهد برای ما فرهنگ درست کند. این می خواهد یک فرهنگ غربی درست کند که در خدمت غرب باشد … هر چند از غرب برای ما می آید یا از شرق برای ما می آید آنانی است که ما را تباه کرده است ( همان، ج10: 42).
امام خمینی(ره) آنگاه که از ایرانی و فرهنگ ایرانی سخن می گویند، در واقع منظورشان نوعی فرهنگ نژادی و قومی نیست بلکه فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است که دارای صبغة اسلامی ـ انسانی است. ایشان هویت فرهنگی اصیل درایران را یک هویت اسلامی ـ انسانی می داند وکلام ایشان مبنی براحیای این هویت تأکیدی بر بازگشت به هویت انسانی ـ عقلانی است که جوهرة آموزه های اسلام می باشد. بنابراین هویت انسانی و فطری، موجب ظهور انسانیت انسان می گردد و تجلی آن را در ظهور باورهایی همچون، استقلال، خودباوری، اتکا به نفس، عدم سلطه پذیری، حمایت از پیشرفت واقعی و مظاهر واقعی تمدن، نفی هرگونه تقلید غیرعقلایی از دیگران، نقد سنت های غیرعقلانی خودی، حفظ کرامت و ارزش های اصیل انسانی و … می توان دید که زمینة ساز هرگونه حرکت مستقل و تکاملی است. (فوزی، 1385: 178- 209).
امام خمینی(ره) ضمن انتقاد از مسخ هویت انسانی کشور در حکومت پهلوی می فرمایند:
این ها نیروی انسانی ما را از بین بردند و نگذاشتند رشد بکند در بین خودکشور ما جوری کردند که محتوای انسان را از بین بردند صورتی گذاشتند و محتوا را گرفتند طوری کردند که اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فکری ما و استقلال روحی ما را از دستمان گرفتند این بدتر از آن استقلال گرفتنی بود که کشور ما استقلال نداشت ما روحیه خودمان را از دست داده بودیم و هر چه می شد در ذهن همه این بود که باید از خارج این کارها درست بشود. مردم را جوری بار آوردند که سلب اطمینان کردند از خودشان، استقلال فکر را از ما گرفتند و ما را در فکر و در اندیشه و در روح وابسته کردند این وابستگی بسیار اسفناک است (صحیفه، امام،1389، ج8: 23).
غنای معنا و هویت دینی،‌ مبنای باز تعریف امام خمینی(ره) از هویت انسان ایرانی و انسان مسلمان بود. با این توضیح که «این تعریف در شئونات ما و در دین ما بود؛ ولی چون در فضای اندیشة غربی تنفس می کردیم از آن دور شده بودیم. امام آمد و براساس این شئونات مجدداً انسان را، دنیا را، دین را و نظام اجتماعی را تعریف دوباره کرد» (خانیکی، 1383: 249). به هرحال، این امر مهم است که بنیاد باز تعریف و هویت یابی را از منظر امام خمینی(ره) و نهضتی که او هدایت می کرد، بازشناسیم، آیا این امر جز هویت پیش داشته دینی می توانست امر دیگری باشد (نعیمیان، 1388: 100).
امام خمینی(ره) نیز مانند اغلب اندیشمندان گفتمان بازگشت به خویشتن، غرب گرایی و غرب زدگی را به چالش طلبیده و بازگشت به فرهنگ و هویت دینی را،‌ راه حل مشکل عقب ماندگی و انحطاط معرفی می کرده به اعتقاد او، اساس و ریشة مشکل عقب ماندگی مسلمانان، خودباختگی و غرب زدگی آن هاست که در نتیجة وابستگی فکری و فرهنگی به غرب حاصل شده است و به همین دلیل است که برای درمان این بیماری سخن از جایگزینی «فرم غربی» با یک «فرم اسلامی» می گوید (خلیلی، 1385: 16).
تأکید حضرت امام بر اولویت دین و فرهنگ دینی به عنوان مؤلفة اصلی هویت ساز ملت ایران،‌ منتج از ملاحظات حکومت نیست بلکه بخشی ازآن به حافظة‌ تاریخی و بخش مهم تر آن ناشی از باور و اعتقاد امام به این مؤلفة مهم هویتی ملت ایران است. ایشان درپاسخ به سؤال الیزابت تارگود مبنی براینکه «آیا حضرت آیت الله با این موضوع موافق هستند که در ایران معروفیت و محبوبیت حضرت آیت الله در بین جوانان ایرانی برای آن است که شما تمامی آن چیزهایی را که شاه فاقد است معرفی می نمایید؟» ایشان صریحاً ضمن رد شخصی نمودن موضوع، معیارهایی نظیر هویت دینی را مبنای تصمیم گیری و گرایش مردم ایران به یک فرد تبیین می نمایند: «مسئله مقایسة دو شخص مطرح نیست. مسئله، آگاهی و بیداری سیاسی مردم و هویت اسلامی آنها و معیارهای اسلامی است هرکس بر اساس این معیارهای اسلامی با مردم حرکت کند، مورد قبول و محبوبیت مردم خواهد بود» (صحیفه امام، 1389، ج4: 248 – 249).
آنچه که در بیان فوق مشهود است این که ارزش های دینی بیشترین نقش را در نگرش ایرانیان دارند و لذا هویتی که به این صورت شکل می گیرد،‌ طبقه بندی و دسته بندی را ممکن می سازد و موجبات تسهیل در تصمیم گیری فرد و جامعه را نسبت به یک پدیده فراهم می نماید (خسروی، 1390: 17)
2. 1. 6. هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره)
در اندیشه امام، انسان جلوه ای است از ذات حق و منشأ همه خیرات و در این راستا زن را هم «منشأ خیرات» بیان می کنند. بیان چنین مطلبی در واقع نوعی نگرش فرا جنسیتی به انسان است چرا که جنسیت در واقع قالبی است که روح درآن قرار می گیرد و تکامل روحانی در قالب جسم نمی گنجد؛ لذا تکامل انسان در حقیقت به دور از مباحث جنسیت همواره مطرح می شود. جنسیت را هم حضرت امام(ره) در بیانی چنین ذکر می کنند که زن هم یک انسان است آن هم یک انسان بزرگ. ایشان معتقدند که در بحث جنسیت اصلاً نباید زن به عنوان یک جنس دوم تلقی شود و بر مبنای چنین نگرش و تعریفی که از انسان داشتند الگوی جدیدی از زن ارائه کردند. یعنی درشرایطی که زن به عنوان یک ابزار انگاشته می شد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نگرش شیءگونه نسبت به زن تغییر پیدا کرد.
درحقیقت این نگرش از امام که زن یک انسان است و انسانیت زن ربطی به جنسیت او ندارد و در حقوق انسانی با مرد مساوی است، چنین تفکری را می توان نوعی نگرش و قرائت نو به جایگاه و نقش زن دانست و آن نقش زن در حکومت اسلامی است. ویژگی هایی که برای این زن در این نظام مطرح است برگرفته از مصداق و مثال کامل و مثل اعلای انسان کامل یعنی حضرت فاطمه(س) است.
در حقیقت دین اسلام، در اوج بربریت و توحش، موقعیت زنان را ارتقا بخشید و در جایگاهی برابر مردان قرار داد. امام خمینی(ره) نیز در این باره چنین تصریح می کنند:
… اسلام زن ها را دستشان را گرفته آورده در قبال مردها نگه داشته. در صورتی که در زمانی که پیغمبر اسلام آمد زن ها را هیچ حساب می کردند. اسلام زن ها را قدرت داده است. اسلام زن ها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت به آنها تساوی دارند (همان، ج5: 216).
بنابراین از نظر اسلام زن و مرد به طور یکسان از مواهب انسانیت برخوردارند و خداوند اگرچه بین زن و مرد تفاوت قائل شده، اما در مورد جنس مذکر و مؤنث تبعیض قرار نداده است. همانطورکه مردان دارای حقوقی اند زنان نیز از حقوق مساوی برخوردارند.
امام خمینی(ره) زن را همانند مرد موجودی مستقل می دانند و با توجه به استعدادها و رسالتی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، کمال مطلق، عالم ماده Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، حضور اجتماعی، انقلاب اسلامی