پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، کمال مطلق، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

روی زمین می گردد. امام خمینی(ره) در این باره فرموده است:
اگر چنانچه هواهای نفسانی بگذارد انسان به حسبه فطرت، الهی است، فطرت، فطرت الله است. همه هم توجه دارند به او، لکن این توجه به دنیا که توجه ثانوی است و اعوجاجی است، این جلوگیری می کند از آن مسائلی که باید باشد (همان، ج21: 46).
انسان سازی یکی از موضوعات مهمی است که در برنامة تمام انبیای الهی بوده است و رسول اکرم(ص) مأموریت داشتند تا مردم را تربیت کنند به همان راه رب رسول:
تمام انبیا موضوع بحث شان، موضوع تربیت شان، موضوع علم شان انسان است، آمده اند انسان را تربیت کنند. آمده اند این موجود طبیعی را از مرتبة طبیعت به مرتبة عالی ما فوق الطبیعه، ما فوق الجبروت برسانند. تمام بحث انبیا در انسان است (همان، ج8: 324).
2. 1. 4. 1. 6. جامعیت و لا یتناهی بودن انسان
امام خمینی(ره) در شرح دعای سحر در مورد جامعیت و لایتناهی بودن انسان می فرمایند:
بدان که انسان … جامع همة مراتب عینی و مثالی و حسی است و تمام عوالم غیب و شهادت و هرچه درآنهاست در وجود انسان پیچیده و نهان است. چنان که خدای تعالی می فرماید: خداوند همة نام ها را به آدم آموخت.
بنابراین آدمی با مُلکیان مُلکی است و با ملکوتیان ملکوتی و با جبروتیان جبروتی و آنچه موجب صعود آدمی در مسیر الی الله و صراط مستقیم می گردد، برخورداری از روحی است که متعلق به عالم امر و متصل به عالم ملکوت است:
انسان خلیفة خداست بر خلق او و بر صورت الهی آفریده شده است، متصرف در کشورهای خداست و خلعت های اسما و صفات خداوندی را در برکرده و در گنجینه های ملک و ملکوت او نفوذ دارد. روحش ازحضرت الهیّه براو دمیده شده، ظاهرش نسخه ای است ازملک و ملکوت و باطنش گنجینه های خدایی که زنده است و نمی میرد (امام خمینی، 1386: 40).
انسانی با خصوصیات ذکر شده، تحت تربیت اسم اعظمی قرار گرفت که به همة اسماء و صفات احاطه داشته و برهمة رسم ها و تعین ها حکومت می کرد. پس رب انسان جامع کامل همانا حضرت الهیه است. امام خمینی(ره) می فرماید:
اگر کسی با قدم اختیار، خود را تحت تربیت و تصرف رب العالمین واقع کرد و مربوب آن تربیت شد به طوری که تصرفات اعضا و قوای ظاهریّه و باطنیّة او تصرفات نفسانیه نشد، بلکه تصرفات الهیّه و ربوبیّه گردید، به مرتبة کمال انسانیت که مختص به این نوع انسانی است می رسد (امام خمینی، بی تا، 45).
2. 1. 4. 1. 7. دو بعدی بودن انسان
از نظر امام خمینی(ره) انسان موجودی دو بعدی شناخته می شود که یک بعد او با طبیعت و عالم ماده و بعد دیگر آن به عالم ماوراءالطبیعه پیوند خورده است. مسیر رشد و تکامل او رسیدن از بعد طبیعی به بعد ماوراء الطبیعی است. در این زمینه ایشان می فرمایند:
انسان این هیکل موجود، این جثة موجود و این حواس موجودی که ما احساسش می کنیم … نیست. به این معنا حیوانات و انسان مثل هم هستند. همه مادی هستند. همه این نحو ادراکاتی [دارند] منتها یک قدری کم و زیاد. یک بعد انسان عبارت از این موجود فعلی که دارای این حواس و دارای خواص هست، بعدهای دیگرش اصلاً به آن توجه نشده است و یا کم شده است (صحیفه امام، 1389، ج11: 216).
این طور نیست که انسان فقط خودش باشد و همین طبیعت و مرتبه ای نداشته باشد. انسان مراتب دارد. آن کسی که رفته سراغ آن مرتبة بالای انسان و از این مراتب [مادی] غافل شده اشتباه کرده، آن کسی که چسبیده است به این عالم ماده، و مرتبة طبیعت را دیده و غافل از ماورای طبیعت است، این هم اشتباه کرده است (همان، ج 4: 9).
بر همین اساس امام نه تنها رویکرد مادی گرایانه به انسان را رد می کند، بلکه هرگونه رویکردی را که به یک بعد انسان اعم از مادی یا معنوی توجه نماید، نمی پذیرد. ایشان در این خصوص تأکید می کنند که:
هر مکتبی را به استثنای مکتب اسلام که ملاحظه کنید، یک مکتب مادی [است] که انسان را حیوان تصور کرده است، یک موجود که [کارش] همان خوردن و خوابیدن است، منتها بهتر خوردن و بهتر خوابیدن. حیوانات هم مشترک اند با ما در خوردن و خوابیدن، لکن این مکتبها این طور ادراک کرده اند از انسان که این هم مثل سایر حیوانات هست که تمام چیزها و رشدهایی که دارد در همان ادراکات مادی دور می زند. اسم آن را گفته اند «امور عینی». خیال می کنند که امر عینی عبارت از همین عالم طبیعت است، و حال آن که عوالم دیگری هست که این ها ادراکش نکرده اند … این طور نیست که انسان فقط خودش باشد و همین طبیعت و مرتبه ای نداشته باشد انسان مراتب دارد (همان، ج4: 9).
امام خمینی(ره) براساس وجود این بُعد معتقد است:
«انسان یک موجودی است در ابتدا مثل سایر حیوانات است. اگر رشد بکند، یک موجود روحانی می شود که بالاتر از ملائکه الله می شود و اگر طرف فساد برود، یک موجودی است که از همة حیوانات پست تراست» (همان، ج 10: 446).
بنابراین برای انسان ها مراتب وجودی متعدد و متفاوتی می توان در نظر گرفت که بالاترین حدّ آن اتصال به ذات حق و پست ترین حدّ آن سقوط به اسفل السافلین است.
انسان دارای دو بعد مادی و معنوی و یا روح و جسم است ولی آنچه موجب سعادت او می شود و انسانیت او را می سازد به روح او بستگی دارد:
این معنا را باید بدانید که انسان به روح انسان است، انسان به بصیرت، به بصیرت قلبی انسان است. این آلات ظاهری، آلاتی است که وسیله است و این ها از بین رفتنی است. آنچه باقی می ماند روح انسان است و آنچه در انسان سعادت را ایجاد می کند بصیرت انسان است (صحیفه امام،1389، ج10: 302).
به عقیدة امام خمینی(ره)، اگر انسان به همین حد بود و بیشتر از این چیزی نبود، دیگر احتیاج نبود به این که یک چیزی از عالم غیب برای انسان فرستاده شود تا انسان را تربیت کند. لکن چون انسان مجرد از این عالم طبیعت یک حقیقتی است، تربیت آن ورق که ورق معنوی انسان باشد، باید کسی این تربیت را بکند که علم حقیقی به آن طرف داشته باشد و علم به روابطی که ما بین انسان و آن طرف طبیعت هست، آن روابط را بتواند درک بکند و آن بشر نیست، چون این روابط بر بشر مخفی است و خدای تبارک و تعالی که خالق همه چیز است و این روابط را می داند از این جهت به وحی الهی برای یک عده ای از اشخاص که کمالات معنویه را طی کردند و فهمیدند، به او وحی می شود و برای تربیت آن ورق دوم انسان، بعثت می شوند (همان، ج4: 188).
وجود اوصاف فطری در انسان به معنای بی نیازی انسان از تربیت نیست؛ زیرا کار انبیا، مربیان و معلمان اخلاق، ‌حفظ صفا و سلامت فطرت انسان ها از گزند انحرافات و فساد است. انسان چون تحت تعلیم و تربیت انبیا و مربیان قرار می گیرد استعدادهای فطری خویش را به فعلیت می رساند. بنابراین تربیت مانع از آن می شود که امور طبیعی محیطی و امثال آن و نیز اعمال اختیاری ناصواب، فطرت انسان را بپوشاند و به فعلیت رسیدن کمالات او را ناممکن سازند:
نفوس انسانیه در بدو فطرت و خلقت جز محض استعداد و نفس قابلیت نیستند و عاری از هرگونه فعلیت در جانب شقاوت و سعادت هستند و پس از وقوع در تحت تصرف حرکات طبیعیه جوهریه و فعلیه اختیاریه، استعدادت متبدل به فعلیت شده و تمیزات حاصل می گردد (امام خمینی، 1375: 323).
2. 1. 4. 1. 8. فطرت کمال گرایانه انسان
فطریات انسان از این قبیل اند: آگاهی به وجود مبدأ علیم و حکیم و قدیر؛ آگاهی به توحید؛ عشق به کمال مطلق؛ آگاهی به جهان آخرت (امام خمینی، 1375: 181 ـ 187)؛ آگاهی نسبت به وجود انبیا و ضرورت ارسال رسل.
انتساب مستقیم فطرت به خدا، بدین معنا که مقصود از فطرت الله که خدای متعال مردم را برآن مفطور فرموده حالت و هیئتی است که خلق را بر آن قرار داده که از لوازم وجود آن ها و از چیز هایی است که در اصل خلقت و خمیرة آن ها برآن مخمرشده است و فطرت های الهی از الطافی است که خدای تعالی فقط بنی الانسان را ازجمیع مخلوقات به آن اختصاص داده و دیگر موجودات یا اصلاً دارای اینگونه فطرت هایی که ذکر می شود نیستند یا ناقص اند و حظ کمی دارند (امام خمینی ، 1375: 180).
از دیدگاه امام خمینی(ره) انسان موجودی کمال طلب است. باطن ناآرام اوهمواره طلب عاشقانه دارد. آنچه را که در وجود انسان نمی توان مورد تردید قرار داد و عمومیت و فطری بودن آن را انکارکرد، همانا عشق ورزیدن وکمال جستن انسان هاست. بنابراین کمال طلبی و تلاش دائم برای رسیدن به کمال امری است فطری و در نهاد هر انسانی حتی آنانی که نمی دانند و منحرف هستند نهفته است.
نفس در بدو فطرت خالی از هر نحوکمال و جمال و نور و بهجت است چنانچه خالی از مقابلات آن ها نیزهست. گویی صفحه ای است خالی از مطلق نقوش، نه دارای کمالات روحانی و نه متصف به اضداد آن است. ولی نور استعداد و لیاقت برای حصول هر مقامی در او ودیعه گذاشته شده است و فطرت او بر استقامت و خمیرة او مخمر به انوار ذاتیه است (امام خمینی، 1368: 272).
امام خمینی(ره) برخورداری از فطرتی پاک را از جمله ویژگی های انسان می داند و می فرماید:
انسان از اول این طور نیست که فاسد به دنیا آمده باشد؛ از اول با فطرت خوب به دنیا آمده، با فطرت الهی به دنیا آمده که همان فطرت انسانیت، فطرت صراط مستقیم، فطرت اسلام و فطرت توحید است (صحیفه امام، ج14: 33).
یکی از شناخت های بدیهی انسان، شناخت خداست که همان شناخت در حوزة خواست های فطری در چهرة خداخواهی و خداپرستی ظهور می کند. همچنان که در برخی آراء حضرت امام دیده می شود. ایشان نیز همة هستی را مراتبی از هستی مطلق و محض واجب می دانند. بدین ترتیب هر مُدرکی به اندازة سعة وجودی خود از هستی و ادراک حضوری آن که با طی مراتب به وجود مطلق (واجب متکی است) ادراک می کند و در نهایت، در حوزة شناخت ها، شناخت حق تعالی نیز فطری است. دلیل دیگر همان است که گذشت مبنی بر این که انسان فطرتاً کمال جوست و از نقص گریزان، از طرف دیگر غیر از حق تعالی همة موجودات ناقص و نیازمندند و هیچ یک فطرت کمال خواه انسان را قانع نمی سازد و تنها با رسیدن به کمال مطلق است که اطمینان و رضایت او حاصل می گردد، بنابراین، خداجویی در همة انسان ها فطری است (باقری، 1386: 197).
پس براساس فطرت الهی می توان نتیجه گرفت که خداجویی در همه هست. کافر هم که به دنبال کشف و یافتن چیزی است، خودش ملتفت نیست که دنبال کمال مطلق است، این را کمال خیال کرده، هرکس هرعملی انجام می دهد برای این است که آن را یک خیر وخوبی می داند … همه دنبال کمالند. همه دنبال خدا هستند، اما متوجه این امر نیستند، زیرا غرور و خودبینی آن فطرت ها را خاموش کرده است (صحیفه نور ، ج12: 509 – 510).
امام خمینی(ره) به این نکته عنایت داشته اند که فطرت گاهی دچار حجاب ها و غبارهایی می شود که در اثر آن نمی تواند سوی تعالی وتکامل راه سپارد؛ بنابراین فطرت الهی آنگاه که عاری از غبارها و ظلمات و حتی حجب نورانی باشد، مایة کمال و منشأ تعالی و کرامت انسانی است.
باید دانست عشق به کمال مطلق، که عشق به علم مطلق، قدرت مطلق و حیات مطلق و ارادة مطلق و غیره از آن ناشی می شود، در فطرت تمام عائلة بشر است و هیچ طایفه ای از طایفة دیگر، در اصل این فطرت ممتاز نیستند، گرچه در مدارج و مراتب فرق داشته باشند. لکن به واسطة احتجاب به طبیعت وکثرت و قلّت حُجُب و زیادی و کمی اشتغال به کثرت و دلبستگی به دنیا وشعب کثیرة آن، درتشخیص کمال مطلق، مردم مغترق و مختلف شدند وآنچه اختلاف محیط ها و عادات و مذاهب و امثال آن، در سلسلة بشر تأثیر نموده در تشخیص متعلّق فطرت و مراتب آن تأثیر نموده و ایجاد اختلافات کثیرة عظیمه نموده نه در اصل آن … در اصل عشق به کمال، فرق ندارد، لکن هر یک تشخیص کمال را در منظور خود دارند و این اختلاف تشخیص از احتجاب فطرت است، زیرا که این خطا در مصداق محبوب است و هر یک به اندازة حجاب خود، از محبوب مطلق خود محجوب است (امام خمینی، 1377: 80 ـ 81).
در نظرامام خمینی(ره)، انسان فطرتاً پویاست و در یک حد معینی متوقف نمی شود:
«فطرت، فطرت کمال طلبی است، کمال مطلق را انسان می طلبد، خودش نمی فهمد، خیال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، کرامت انسان، کرامت نفس Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، فرهنگ اسلامی، هویت اسلامی