پایان نامه با کلید واژگان افغانستان، امواج گرما

دانلود پایان نامه ارشد

ناهنجاري‌هاي اتمسفري و ليتوسفري است. در شرايط بلاکينگ امواج رزباي، وقتي وزش بادهاي غربي، نصف النهاري بوده و فرودها عميق‌تر شوند، گردش چرخندي فرود به صورت گودالي بريده شده و پر از هواي سرد می‌شود که آن را سردچال مي‌نامند. اين چرخندهاي سردچال بيشتر در اواخر فصل زمستان و اوايل فصل بهار جلوه مي‌کنند که در شرق آنها جريان‌هاي صعودي و در غرب آنها جريان‌هاي نزولي ادامه پيدا مي‌کنند و به دليل ايجاد ناپايداري‌هاي نسبتاً ساکن در يک منطقه، به بارش‌هاي درازمدت منجر مي‌شوند. اين بارش چرخندي صرفاً به جبهه‌ها محدود نمي‌شود بلکه در داخل مراکز فروبار نيز باران‌هاي ناشي از همرفت محلي ناشي از ساطع شدن گرماي سطح زمين ايجاد مي‌شود (کاوياني و عليجاني، 1385: 301–300). چرخندهاي مسير مديترانه از طريق شاخه‌هاي متعددي وارد منطقه خاورميانه مي‌شوند و تا هندوستان پيش مي‌روند. اين چرخندها که عامل اصلي بارش در منطقه خاورميانه‌ می‌باشند در فصل تابستان کمتر و ضعيف‌تر از فصل زمستانهستند
(کاوياني و عليجاني، 1385: 314). در عرض‌هاي جغرافيايي ميانه از قبيل منطقه خاورميانه گردش امواج سياره‌اي رزباي به همراه پيچک‌هاي کم‌فشار و مرتبط با آن انتقال انرژي را بر عهده دارند. اما يکي از عوامل مهم مؤثر بر تداوم اين سامانه‌هاي فروبار چرخندي، تغيير در مسيرهاي آنها در خاورميانه و ايجاد بارش‌هاي شديدتر، اثر وقوع بلاکينگ است (Karaca et al. 2000). نتايج مطالعات بر روي بلاکينگ‌هاي نيمکره شمالي نشان مي‌دهند که وقوع اين پديده مانع اقليمي در عرض‌هاي مياني از جمله خاورميانه داراي يک روند افزايشي است. در اين زمينه مي‌توان به نتيجه جالب توجه وايدنمن و همکاران در شناسايي چرخندزايي مقدم بر وقوع بلاکينگ در منطقه اروپاي شرقي و آسياي غربي اشاره کرد که به طور مستقل از بلاکينگ اقيانوس اطلس (آتلانتيک) و آرام (پاسيفيک) در سطح سياره‌اي رخ مي‌دهند (Widenmann et al. 2002). اين منطقه درست بر روي مديترانه تا خاورميانه گسترده شده است جايي که بر روي کمربند تکتونيکي آلپ– هيماليا قرار دارد.
2–5–3– ناهنجاري‌هاي بلاکينگ
نقش بلاکينگ در وقوع مخاطرات و ناهنجاري‌هاي اتمسفري همچون خشکسالي، بارش‌هاي سيلابي، توفان‌هاي تندري، دماهاي فرين90، امواج گرمايي و حتي وارونگي دمايي در بسياري از مقالات بررسي و ارزيابي شده‌اند (Sillmann and Croci–Maspoli 2009). بلاکينگ 5 شکل عمومي دارد که عبارتند از بلاک امگا91، بلاک رکس92، بلاک شار شکافته93، بلاک بريده پرفشار يا حلقه آتش94 و بلاک بريده کم‌فشار95. درهنگام رخداد بلاكينگ، جريان‌هاي غربي كه درحالت طبيعي ازغرب به شرق در حال حركت هستند، مسير اصلي خود را به سمت شمال يا جنوب تغيير داده و اقليم مناطقي را كه مي‌بايست از روي آنها عبور مي‌كنند متأثر مي‌كند. البته براي مناطق واقع درناحيه پشته96، خشكي و گرما و براي مناطق واقع در ناحيه ناوه97 نيز ناپايداري، کاهش دما و بارش ايجاد مي‌کند (Schwierz et al. 2004). سيستم‌هاي بلاکينگ بر مبناي ناهنجاري ارتفاع ژئوپتانسيل در سطح 500 هکتوپاسکال به همراه ديگر ناهنجاري‌هاي اتمسفري شامل نرخ بارش، دماي سطحي، سرعت عمودي توده هوا، شار گرماي نهان، رطوبت ويژه و فشار هواي سطحي قابل شناسايي هستند. با توجه به اهميت پديده بلاكينگ در ايجاد ناهنجاري‌هاي آب وهوايي درمقياس زماني بيش ازپنج روز، رفتار اقليم شناختي بلاكينگ از اواسط قرن گذشته ميلادي مورد توجه اقليم‌شناسان قرارگرفته است
(Rex 1950). با اين حال هنوز توافق كلي در مورد ساز و كار ايجاد، تداوم و اضمحلال آن موجود نيست. تا قبل از سال 2000 تحليل‌هاي کيفي و کمّي زيادي توسط برخي از اقليم‌شناسان همچون تريدل و همکاران (Triedl et al. 1981) و تيبالدي و مولتني (Tibaldi and Molteni 1990) ارائه شد که نقش عمده‌اي در بازشناسي بلاکينگ داشتند. در نتيجه گيري جالب توجهي باريو پدرو و همکاران در بررسي بلاکينگ‌هاي نيمکره شمالي متوجه وقوع تصادفي زماني آنها شده‌اند و در گزارش خود تأکيد کرده‌اند که تغيير‌پذيري اقليمي وقوع بلاکينگ در بلند‌مدت داراي روند معناداري نيست (Barriopedro et al. 2006). اين نتيجه نشان می‌دهد که پيش‌بيني وقوع بلاکينگ به لحاظ زماني در مکاني مشخص تابع نظم خاصي نيست. لذا از اينجاست که مي‌توان بلاکينگ را پديده‌اي کاتاستروفيک قلمداد کرد که مثل مخاطرات ژئواقليمي98 تابع رفتار خاصي است. مخاطرات ژئواقليمي شامل انواع پيش آمدهايي چون خشکسالي، بارش‌هاي سيلابي، توفان‌هاي تندري، زمين‌لرزه و زمين لغزش است که حاصل برخي پيوندها بين زمين و آب‌و‌هوا می‌باشد (Gupta 2001). در اين پژوهش اثرات ناپايداري جلوي هسته کم‌ارتفاعي که به دليل کاهش قدرت تاوايي (چرخندگي) مداري، همراه با يک هسته کم‌ارتفاع در تراز فشار 500 هکتوپاسکال به وجود آمده و در اثر حاکميت بلاکينگ اتمسفري حرکتي تدريجي حداقل در طول 5 روز داشته باشد، مورد بررسی قرار گرفته است. اين نوع از ناپايداري عامل اصلي ايجاد ناهنجاري‌هاي بارش و افزايش ناگهانيSLHF چند روز قبل از زلزله‌هاي بزرگ مورد مطالعه در خاورميانه است. پيش از اين دلايل شکل گيري واچرخند‌هاي بلاکينگ خود حيطه گسترده‌اي را در اقليم‌شناسي به خود اختصاص داده بود که همچنان مورد توجه بسياري از پژوهشگران هم مي‌باشد. بررسي‌هاي کمّي در زمينه رخداد بلاکينگ‌هاي نيمکره شمالي نشان مي‌دهند که بيشينه رويدادهاي بلاکينگ در فصل‌هاي زمستان و بهار و کمينه آنها در فصل تابستان است. اين نتيجه کمّي با نتايج تحقيقات ديناميکي در اين زمينه انطباق دارد (فهيمي، 1392).

فصل سوم
روش‌شناسي پژوهش

3–1– مقدمه
در اين فصل، در مورد موقعيت عمومي محدوده مورد مطالعه يعني منطقه جغرافيايي خلورميانه توضيحاتی ارائه شده است. در همين ارتباط ابتدا ويژگي‌هاي جغرافيايي و اقليمي منطقه تشريح گرديده و سپس درباره ويژگي‌هاي لرزه‌زمين‌ساخت آن توضيحاتي ارائه شده است. سپس آمار و اطلاعاتي پيرامون تدوين پايگاه داده‌هاي زمين‌لرزه خاورميانه براي زلزله‌هاي بالاي 3 درجه ريشتر و زلزله‌هاي بزرگ بالاي 6 درجه ريشتر ارائه شده است. آنگاه پيرامون فراهم‌سازي داده‌هاي سري زماني و مکاني روزانه اقليمي و بلاکينگ‌هاي اتمسفري مورد مطالعه تحقيق آمار و اطلاعات لازم نشان داده شده‌اند. در مرحله آخر روش تجزيه و تحليل داده‌ها، مدل‌ها و روابط توليد شده، به طور کامل تشريح گرديده‌اند.

3–2– شناخت قلمرو مطالعاتي خاورميانه
3–2–1– موقعيت جغرافيايي
قلمرو مورد مطالعه تحقيق شامل محدوده جغرافيايي خاورميانه است که طبق مستندات علمی زمين ساخت سازمان زمين شناسی ايالات متحده دربرگيرنده چارچوبی است که در ميان طول 26 تا 76 درجه شرقي و عرض 22 تا 42 درجه شمالي قرار دارد و به لحاظ جغرافيايي در عرض‌هاي مياني نيمکره شمالي واقع مي‌شود (USGS 2013). فرآيند کوهزايي و زمين‌ساخت اين قلمرو در ميان کمربند چين خورده آلپ– هيماليا، شرايط تکتونيکي جوان و فعالي را رقم زده است. زمين‌ساخت و لرزه‌خيزي منطقه خاورميانه در حال حاضر به شدت تحت تأثير صفحه‌هاي تکتونيکي آفريقا در غرب، هندوستان در شرق، عربستان در جنوب، اوراسيا در شمال و بلوک کوچکتر آناتولي در شمال غرب مي‌باشد (شکل (3–1)).

مهمترين عوارض توپوگرافيکي و ژئومورفولوژيکي خاورميانه شامل چين خوردگي‌هاي فلات آناتولي و شکاف تکتونيکي درياي سرخ در غرب، چين خوردگي‌هاي کوهستاني زاگرس، البرز، کپه داغ و فلات مرکزي ايران در مرکز و کمربند کوهزايي کشمير هند، چين خوردگي‌هاي کوهستاني سليمان، هندوکش و پامير در شرق آن است. اين منطقه از غرب منتهي به درياي سرخ، درياي مديترانه، درياي اژه و درياي سياه مي‌شود. در شمال درياي خزر را احاطه مي‌کند و از جنوب به خليج فارس، درياي عمان و درياي عرب از اقيانوس هند منتهي مي‌شود. منطقه خاورميانه محل توسعه برخي از بيابان‌هاي بزرگ دنيا نيز مي‌باشد که به طور مشخص شامل کمربند بياباني از مصر و عربستان تا ميانه ايران و آسياي مرکزي است. به همين دليل سيماي محيطي و جغرافيايي خاورميانه بيشتر تحت تأثير ژئومورفولوژي چين خورده کوهستاني، سواحل گسترده دريايي و مناطق گسترده بياباني آن است.

3–2–2– بررسي‌هاي اقليمي
مناطق لرزه‌خيزي خاورميانه در عرض‌هاي مياني جغرافيايي قرار دارند. عرض‌هاي مياني هم داراي بيشترين ناپايداري جوي مي‌باشند و شرايط اتمسفري در اين مناطق طوري است که منجر به جبهه‌زايي و تشکيل سيستم‌هاي کم‌فشار مي‌شود که شاخص چرخه بالايي دارند (عزيزي، 1383: 31). بر اساس داده‌هاي شبکه‌اي جهاني اقليم99 در سلول‌هاي 5/2×5/2 دقيقه‌اي و براي دوره زماني 2000–1950 (Hijmans et al. 2005)، منطقه خاورميانه داراي ميانگين دمايي 3/21+ درجه سلسيوس و انحراف معيار 8/8+ درجه سلسيوس است. سردترين مناطق خاورميانه به طور محدود در ارتفاعات هندوکش و پامير مرتبط با هيماليا به ميزان حداقل سالانه 3/21– درجه سلسيوس ثبت شده است و گرم ترين مناطق آن به طور گسترده در دشت‌هاي داخلي فلات ايران، بيابان ربع الخالي عربستان و شبه قاره هند به ميزان حداکثر سالانه 6/34+ درجه سلسيوس می‌باشد (شکل (3-2)). طبق شکل مذکور مشخص است که بيشترين مقادير دما (بالاتر از ميانگين) در عرض‌هاي جغرافيايي پايين‌تر از 32 درجه شمالي قرار گرفته‌اند که به لحاظ ژئومورفولوژيکي منطبق بر اراضي پست و هموار واقع در بيابان‌هاي داخلي و ساحلي مصر، تمامي شبه جزيره عربستان تا جنوب آناتولي، بيابان داخلي و سواحل جنوبي ايران و اراضي پست داخلي و ساحلي غرب هند مي‌باشند. کمترين دماها (پايين‌تر از ميانگين) نيز در عرض‌هاي جغرافيايي بالاتر از 32 درجه شمالي قرار گرفته‌اند که به لحاظ ژئومورفولوژيکي منطبق بر کمربند کوهستاني آناتولي در ترکيه، زاگرس و البرز در ايران و هندوکش و پامير در شمال شرق افغانستان مي‌باشند. همچنين منطقه خاورميانه در دامنه مجموع بارش سالانه بين صفر تا 2370 ميليمتر با ميانگين بارش 260 ميليمتر و انحراف معيار 240 ميليمتر واقع شده است (شکل (3-3)). طبق شکل مذکور مشخص است که بيشترين ميزان بارش (بالاتر از ميانگين) در تمامي فلات آناتولي ترکيه، سواحل شرقي مديترانه، منطقه قفقاز، شمال و مرکز کوه‌هاي زاگرس، ساحل جنوب خزر و همچنين در سرزمين‌هاي کوهستاني افغانستان، کشمير پاکستان و فلات مرکزي هند گسترش يافته است. به طور خاص مناطق پر بارش خاورميانه در شمال غربي خاورميانه و بالاتر از عرض جغرافيايي 32 درجه شمالي قرار دارند و يا در شرق خاورميانه و از طول جغرافيايي 67 درجه شرقي و بيشتر گسترش پيدا کرده‌اند. معمولاً مهمترين عامل مقياس همديد بارش‌هاي شمال غرب خاورميانه به ويژه در آناتولي چرخندزايي و فرود شرق درياي مديترانه در مرکز فروبار قبرس و تقويت آن توسط مرکز فروبار درياي سرخ مي‌باشد (مفيدي، 1388). در شرق خاورميانه هم جريان‌هاي موسمی هند و تقويت مرکز فروبار پاکستان عامل اصلي بارش‌ها به شمار مي‌روند. منطقه خاورميانه در فصل تابستان غالباً در مرکز تحت تأثير سيستم‌هاي پرفشار ديناميک و حرارتي جنب حاره و از سمت جنوب تحت تأثير کمربند همگرايي درون حاره از جمله جريان هواي موسمی قرار دارد. اما در فصل زمستان از سمت شمال عمدتاً تحت تأثير سيستم پرفشار سيبري و شرق اروپا بوده و از سمت غرب و جنوب تحت تأثير کم‌فشارهاي مهاجر مي‌باشد. مهمترين عامل بارش‌هاي ايران در مقياس همديد به ويژه در فصل زمستان ناشي از استقرار فرود شرق مديترانه است كه جريان‌ها را به صورت نصف النهاري درمي آورد و آنها را با جهت جنوب غربي به روي ايران روانه مي‌كند. اين فرود هرچه عميق‌تر باشد جريان‌هاي نصف النهاري تقويت شده و پتانسيل ايجاد بارش آنها نيز افزايش مي‌يابد (رضيئي و همکاران، 1389). از نظر همديد مهمترين عامل تأثيرگذار بر اقليم و بارش منطقه خاورميانه مربوط به دو موج فرود شرق مديترانه و درياي خزر مي‌باشد
(Alijani 2002). در شرايط وجود چنين فرودي در سطح 500 هکتوپاسکال به دليل شيب حرارتي شديد ايجاد شده و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مي‌شود، تشکيل، ناهنجاري، اتمسفري Next Entries پایان نامه با کلید واژگان افغانستان، دوره بازگشت، نفت و گاز، امواج سرما