پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، منافی عفت، عصر جاهلی

دانلود پایان نامه ارشد

هستند به نوعی کشتن دختران را توجیه میکردند.
حتی اگر عوامل دیگر را در نظر مهم جلوه ندهیم؛ نادانی و سوء تربیت صحیح در میان مردم شبه جزیره سبب این جنایات میشد، که دختران خود را با کوچکترین گناهی و در بیشتر موارد بدون گناه به قتل میرساندند. علیالخصوص اگر از دختری عمل منافی عفت سر میزد، بلافاصله او را از نعمت حیات محروم مینمودند. اکثر افراد شبه جزیره برای جلوگیری از رخ دادن اعمال منافی عفت در میان زنان قبیله خود، به زنده به گور نمودن دختران میپرداختند و هر کسی را که به زنده به گوری دختر خود اقدام مینمود، فردی با غیرت و متعصب مینامیدند. اعراب به زنانشان افتخار میکردند و بر کرامت زنان خویش حریص بودند. دلیل پیروزی اعراب بر فارسیان در جنگ «ذیقار»، حرص اعراب برای دفاع از کرامات زنان خویش بود. همچنین «جنگ فجار» در «عکاظ» نیز به همین دلیل اتفاق افتاد.82 بنا به گفته اکثر مورخان و مفسران، مهمترین دلیل زنده به گوری دختران و ننگ دانستن وجود آنان در خانواده و قبیله، ارتکاب اعمال منافی عفت، توسط برخی از دختران بود، که گاهی زنان و دختران اعراب به آن روی میآوردند.83
البته این نکته را هم نباید به فراموشی سپرد که عمل منافی عفت درمرحلهای از زمان در میان برخی از قبایل جاهلی پذیرفته شده بود و زنان و دختران آزادانه با مردان دلخواه خود روابط عاشقانهای برقرار می کردند. بدون اینکه کشته یا تنبیه شوند. به این رسم کسب یا اکتساب میگفتند. علاوه بر این زنانی هم بودند که به روسپیگری میپرداختند، آنان بر سر در منزلشان پرچمی که علامت و مشخصه این اعمال بود میآویختند.84

1-14-3 نبودن هم کفو برای دختران
برخی از اعراب جاهلی به دلیل تعصبات نژادی و قومی، علّت دختر کشی علت خود را نبودن هم کفو و هم رتبه ای برای دخترانشان میدانستند. «مهلهل بن ربیغه» که از طبقه اشراف بود، به علت نبودن هم کفو برای دخترش، به همسر خویش، دستور کشتن دختر تازه بدنیا آمدهاش را صادر نمود؛ همسر وی نیز برای نجات جان دخترش او را به دست خدّامش سپرد، تا آنرا بزرگ نماید. برخی دیگر از کسانیکه هم عقیده «مهلهل» بودند، مرتکب جنایت دختر کشی نمیشدند ولی به دختران خویش اجازه ازدواج را تا آخر عمر نمیدادند و آنان را مجرد نگه میداشتند. «ذو الاصبع عدوانی» از جمله این اشخاص بود، وی که دارای 4 دختر بود، به هیچ یک اجازه ازدواج نداد.85

1-14-4 عوامل اقتصادی ( ترس از فقر)
شبه جزیره عربستان از لحاظ جغرافیایی در منطقه خشک و کم بارانی قرار گرفته بود. بجز در «طائف» و چند شهر دیگر شبه جزیره که تعدادشان انگشت شمار بود، کمبود آب و نبودن هوای مناسب، سبب کاهش دامداری گشته بود. علاوه بر این، اعراب پرداختن به کشاورزی را سبب کسر شأن خود دانسته و آنرا کاری حقیرانه و در شأن زنان میدیدند. این دیدگاههای اشتباه سبب کمبود مواد خوراکی در میانشان گشته بود. در دوران اسلامی هم که با ایرانیان کشاورز آشنا شدند، معتقد بودند که کشاورزی در شأن یک مرد عجم است نه مردی عرب، لذا یک مرد عرب بایستی شمشیر بزند و بجنگد. چنین اعتقادات خرافی، سبب گسترش فقر در میان اعراب جاهلی در شبه جزیره گشته بود.86
علاوه بر کمبود لوازم مناسب جهت کشاورزی، کمبود سرمایه جهت تجارت درمیان تمامی خانواده های ساکن در شبه جزیره، از عوامل مؤثردیگر بر این رکود اقتصادی گشته بود. همچنین به دلیل وجود دزدان و راهزنان در مسیر قافلههای تجاری، تجارت در میان تمامی قبایل عرب رواج نداشت.87 لذا اکثر قبایل عرب، علی الخصوص صحرانشینان بالإجبار از تجارت رویگردان بودند. برخی از قبایل هم که دارای سرمایه جهت تجارت بودند، به دو دلیل قادر به تجارت نبودند:
الف) افراد کافی جهت انجام سفرهای طولانی نداشتند. زیرا ممکن بود در غیاب افراد جوان و نیرومند قبیله، قبایل دیگر به غارت منازلشان بپردازند.
ب) اگر افراد کافی جهت تجارت و نگهبانی از قبیله داشتند، افراد مطلع و کاردان جهت انجام معاملات سودآور در اختیار نداشتند.
درماجرای تجارت «خدیجه» (س) قید شده است که وی به دلیل اینکه قادر به انجام تجارت نبود از برخی از تاجران در ازای پرداخت حقوق در خواست همکاری می نمود. برای اینچنین از سرمایه گذاران، نبودن فرد امین و مناسب، در محیط شبه جزیره که همگی کافر و بت پرست بودند، و کمتر کسی از دزدی و شیّادی دوری می جست مشکل عدیده ای بود، لذا باز هم در زندگی حضرت خدیجه (س) میخوانیم که ایشان چندین فرد را برای تجارت اموالشان در نظر گرفتند ولی از آنها راضی نبودند، تا اینکه از امانت داری و نحوه تجارت و کسب سود توسط حضرت محمد (ص) راضی گشته و یکی از دلایل ازدواج ایشان با پیامبر(ص) امین بودن پیامبر(ص) بود. 88
عدم آشنایی با فنون کشاورزی، نداشتن مزارع مناسب، نبودن آب و هوای معتدل و مناسب جهت کشاورزی، از دلایل دیگر کمبود مواد خوراکی در شبه جزیره بود. همچنین جمعیت زیاد هر خانواده نیز مشکل را دو چندان می نمود، زیرا در شرایطی که غذای کافی برای اعضای خانواده وجود نداشت افزایش جمعیت به دلیل ناآگاهی با فنون کنترل جمعیت، سبب فزونی جمعیت اعراب جاهلی میگشت.
در شبه جزیره نگهداری و پرورش شتران رواج داشت که آن هم نیازمند به مراقبت و نگهداری زیادی نبود. علاوه بر این نگهداری از شتران برعهده مردان بود. مردانی که در سایه چادر مینشستند و از دور مراقب گلهها بودند. زنان عرب هرچند که در آن شرایط بی آبی و کمبود امکانات رفاهی به انجام کارهای منزل می پرداختند، دارای کاری درآمدزا و اقتصادی نبودند. زنان قشری مصرف کننده از دسترنج پدران و برادران و همسر خویش بودند. از این رو به بانوان عرب به دید موجوداتی مصرفی مینگریستند، که کاری بجز مصرف دسترنج مردان نداشتند. لذا وجود یک زن (مادر خانواده) در هر خانهای کافی بود و جایی برای زنان دیگر(دختران) وجود نداشت. به خصوص اگر قرار بود این دختران جهت ازدواج با افرادی از قبیله ای دیگر پرورش یابند و به دنیا آورنده دشمنان قبیله پدری خود باشند.لذا اعراب به دلیل ترس از کمبود مواد غذایی برای همه اعضای خانواده، به کشتن دختران خویش که در مقایسه با مردان دارای قدرت بدنی کمتری بودند، روی آوردند89.
بنابراین اقتصاد نامطلوب دوره جاهلیت تأثیر نسبتاً زیادی بر وضع تحقیرآمیز زنان در عصر جاهلی داشت. برخى از دانشوران معتقدند كه تاريخ ماهيّت مادى دارد و اساس همه حركتها، جنبشها، و تجلّيات تاريخى هر جامعه، سازمان اقتصادى آن است؛ يعنى روابط توليدى و شيوه و ابزار توليد است كه به همه نمودهاى معنوى، اجتماعى، اعم از اخلاق، علم، فلسفه، مذهب، قانون و فرهنگ شكل مى دهد و با دگرگون شدن، آنها را نيز دگرگون مى سازد.90
قبايل كوچ نشينى كه از راه شكار زندگى مىكردند، به زنان با ديده تحقير مىنگريستند، زيرا زنان، در شكار و پرورش دام، نقش مؤثّرى نداشتند، اما وقتى كه اين مردم به كشاورزى پرداختند ارزش زن در ترازوى ارزيابى بالا رفت و رفته رفته مردان از زاويه ملاطفت آميز و به دور از خشونت به آنان نگريستند. بزرگترين علّت اين تغيير ريشهاى، يك دليل اقتصادى محض بود؛ زيرا از آنجا كه زن در زمينه هاى متعددّى چون درختكارى، بذرپـاشى و ميوه چينى، به عنصر مفيدى تبديل شد، پايگاه اجتماعيش ‍استوار گشت و موجود قابل احترامى شناخته شد91.
يكى از علل اصلى آن را، در وضع نابسامان اقتصادى آن روز مى يابيم. چون زنان در آن محيط تنها مصرف كننده بودند و در توليد و توسعه اقتصادى نقشى نداشتند. به همين جهت همواره تحقير مى شدند، ولى پـسران چـون نيروى مولّد حساب مى آمدند، جايـگـاه خوبى داشتند.92
زنده به گور نمودن دختران از ترس ننگی بود که ممکن بود به وجود بیاید.93 خداوند در قرآن به زنده به گور نمودن دختران در عصر جاهلی، اشاره نموده است و اعراب را از این امر برحذر داشته، واین عمل زشت و غیر انسانی را خطایی بزرگ دانسته است.« و لا تَقتُلوا أََولاَدَکُم خَشیَةَ إملَاقِ نَحنُ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ إیّاکُم إنَّ قَتلَهُم کانَ خطأ ً کَبیراً.»94 «و فرزندان خود را از ترس فقر مكشيد، ما آنان را و خود شما را روزى مى دهيم ، و كشتن آنان خطائى بزرگ است » احتمالاً به دلیل پست و حقیر بودن دلایل دیگر در نزد خداوند و یا اینکه اشاره به آنها در شأن باریتعالی نبوده، خداوند فقط به دلیلی مؤدبانه و در شأن خویش اشاره نموده است. هرچند که سایر عوامل نیز در به وجود آمدن آن بی تأثیر نبودند.

1-14-5 نهاد اجتماعی اعراب
یکی دیگر ازعوامل مؤثر برجنایت کشتن دختران توسط اعراب را، می توان نحوه ساخت و نهاد اجتماعی اعراب دانست. فقدان یک حکومت مرکزی و وجود زندگی قبیلهای، باعث ایجاد جنگهای متعددی گشته بود. که افزایش شمار جنگهای قبیله ای سبب کاهش امنیت جانی، امنیت مالی و ناموسی گشته بود. بنابراین مردان برای حفاظت بهتر از خانواده خود، سعی در تقلیل افراد خانواده داشتند. برای این منظور نیز قشری بهتر از زنان وجود نداشت. زیرا زنان از لحاظ قدرت جنگیدن، شمشیرزدن و اسب دوانی در حد بسیار پائینتری از مردان بودند به همین دلیل در جنگها به اسارت گرفته می شدند و سبب سرافکندگی قبایل متعصب اعراب جاهلی را فراهم می نمودند، لذا اعراب جاهلی به کشتن دختران خود مبادرت می نمودند.

1-14-6 ضعف جسمانی زنان
یکی دیگر از عوامل مؤثر در کشتن دختران، ضعف جسمانی زنان در مقایسه با مردان بود. دختران اعراب جاهلی، به خودی خود و در مقایسه با سایر زنان، ضعیف نبودند، ولی در مقایسه با مردان که نیروی دفاعی و تهاجمی قبایل به شمار می رفتند، دارای نیروی بدنی کمتری بودند. اعراب نیز که دائماً در حال نزاع و شکار بودند، به افرادی با نیروی جسمانی زیاد نیاز داشتند. زنان درنظرآنان افرادی مترادف با ضعیف، ترسو و حقیر بودند، لذا اعراب وجود چنین افراد ضعیفی را مایه حقارت خویش دانسته و بهتر می دیدند که چنین فردی در زیر خربارها خاک مدفون گردد، تا زنده باشد و سبب سرافکندگیشان گردد. لازم به یادآوری است که خداوند در قرآن علت اعمال زشت اعراب جاهلی را ترس از فقر می داند. از این آیات می توان چنین نتیجه گیری نمود که اعراب به دلایل مادیگرایی و مال پرستی، دختران خود را میکشتند و اعمال خود را با دلایل دیگر سرپوش مینهادند. به خصوص که گاهی این عمل را به گونهای بسیار فجیع و دور از انسانیت انجام میدادند.
از «عمر بن خطاب» نقل شده است که وی می گفت: درباره جاهلیت 2 امر وجود دارد که از یکی از آنها گریه و از یکی دیگر خندهام میگیرد. امری که از آن گریهام میگیرد این است که در زمان جاهلیت یکی از دخترانم را زنده به گور نمودم و زمانیکه زنده بود خاک به روی او ریختم و هرگاه که آن قضیه را به یاد می آورم گریهام میگیرد، و امر دیگری که مرا میخنداند این است که برای خودم بت و الههای از خرما ساخته بودم و شب هنگام برسرم قرار می دادم تا مرا محافظت نماید و زمانیکه نیازم به آن بت برطرف شد، آنرا خوردم. هرگاه آنرا به یاد می آورم خنده ام می گیرد.95
گاهی کشتن دختران در میان اعراب جاهلی، نوعی سرگرمی و تفنّن محسوب میگشت. گاهی که به دلیل عدم حضور پدر، دختری در بدو تولّدش کشته نشده بود، در بدو ورود دختر به سنّ 6 سالگی، پدر وی از مادرش، آراستن دختر را تقاضا مینمود و سپس او را به صحرا برده و دور از چشم افراد قبیله در گودالی دفن میکرد.96 به طور مثال برخی از قبایل، دختران خویش را به طرز وحشیانهای سر میبریدند.97 برخی دیگر دختر بچههای خویش را از بالای سطحی بلند و حتی از قلّه کوه، به پائین پرت میکردند. در برخی از قبایل هرگاه لحظه تولّد نوزاد فرا میرسید، پدر نوزاد گودالی حفر می نمود تا اگر نوزاد تازه بدنیا آمده دختر باشد، بلافاصله و بدون شستشوی نوزاد وی را در زیر خاک مدفون نماید. چه بسا گاهی اتفاق می افتاد که زنی دو الی سه مرتبه متوالی که دختر به دنیا میآورد، خودش را هم همراه نوزادش زنده به گور میکردند.98
تولّد یک دختر در نظر یک عرب جاهلی تولّد و زایش بیآبرویی و عامل فقر بود. در بالای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، عصر جاهلی، دوران جاهلیت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان عصر جاهلی، اعراب جاهلی، دوران جاهلیت