پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، عصر جاهلی، دوران جاهلیت

دانلود پایان نامه ارشد

نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی، عبارت بود از اینکه اگرمردی به همسر مردی دیگر علاقه مند میشد، همسر خویش را با همسر وی، معاوضه مینمود.61 در این نوع از ازدواج نیز، زن هیچگونه قدرت مخالفت با شوهرش را نداشت و همچون کالایی مبادله میگشت.

1-10-7 نکاح الخدن یا زناشوئی دوستانه
نکاح الخدن یا زناشوئی دوستانه نوعی از ازدواج رایج در عصر جاهلی بود که، زنان و مردانی که بنا به عللی از عیاشی آزاد نصیبی نداشتند، میکوشیدند با زن یا مرد مورد علاقهشان روابط محرمانهای برقرار کنند. نه آنچنان که کسی نفهمد و کاملاً محرمانه باشد و نه آنچنان که زن، مشهور به فاحشگی گردد.62 قابل ذکر است که این نوع از روابط مردان و زنان را نمیتوان ازدواج و نکاح نامید ولی چون در عصر جاهلی رواج داشته است، ناچاراً به نام نکاح مشهور گشته است.

1-10-7 نکاح استبضاع یا زناشویی جهت باردار شدن
گاهی در دوره جاهلیت، مردی همسرش را در اختیار مردی دیگر -که دارای سمتی والا در اجتماع و متّصف به صفات کرامت و شجاعت بود -قرار می داد تا از وی آبستن گشته و بدین وسیله دارای فرزندی نجیب گردد. در این نوع از ازدواج که هیچ تفاوتی با زنا نداشت، زن پس از پاک شدن از حیض به منزل مرد نجیب برده می شد و تا زمان اطمینان از آبستن شدنش در آنجا می ماند و سپس به منزل شوهرش آورده می شد.63
کسی از وجود چنین رابطهای خجل و شرمسار نمیگشت و نوزاد به دنیا آمده از این رابطه «الفرخ» به معنای «جوجه» نامیده میشد. حتی اگر شوهر زنی چنین کودکی را از آن خویش میدانست، باز هم آن کودک لقب «الفرخ» را دارا بود. در این نوع از ازدواج شوهر زن بایستی عقد ازدواج خویش با همسرش را باطل مینمود وپس از طهر وی را به منزل مرد نجیب میفرستاد، و پس از به دنیا آمدن کودک، همسرش را به منزل خود برمیگرداند. همچنین اگر شوهر تمایلی به نهادن نامش بر چنین نوزادی را نداشت، مادر کودک وی را به اسم خویش میخواند و توسط وی پرورش مییافت.64

1-10-8 ازدواج سياسي
رئيس قبائل در عصر جاهلي، جهت كسب دوستي و الفت و همچنین به قصد پيروزي بررقیبان خویش و یا حتی جهت جلوگیری از انتقام، تن به ازدواج دخترانشان با قبايل ديگر ميدادند. پس ازدواج سياسی، ازدواجی برون قبیلهای بود.65 اينگونه از ازدواج را ميتوان به وفور در دوران جاهليت مشاهده نمود. همچنين در دوران اسلامي نيز گاهی، ازدواج سیاسی مورد عمل واقع ميگشت.66

1-10-9 ازدواج سفاح
در عصر جاهلی، ازدواج بدون مهريه را «ازدواج سفاح» ميگفتند.67 گاهی برای اتمام جنگهای قبیلهای و در صورت کشته شدن فقط یک نفر، خانواده قاتل برای جبران عملشان، دختری که ممکن بود دختر و یا خواهر قاتل باشد را بدون گرفتن مهریه به ازدواج فردی ازخانواده مقتول درمیآوردند. در حین انجام اینگونه ازدواج به خانواده دختر گفته میشد که پس از اتمام مأموریت دخترشان، وی را به آنان باز خواهند گرداند. زنی که با این شکل از ازدواج به منزل شوهر قدم میگذاشت، در نزد خانواده شوهرش، حالتی شبیه به برده را داشت و کاملاً به عنوان همسر شوهرش پذیرفته نمیشد، هرچند که به وی منسوب بود. چنین زنی بایستی تمامی رفتارهای ناشایست و دور ازقانون شوهرش را، بدون وجود رویهای جهت حمایت خانواده پدریاش از وی، تحمّل مینمود و پسری به دنیا میآورد، سپس پسرش را تا دوران بلوغ، مراقبت و نگهداری مینمود. در آن هنگام، وظیفه شاقّ و طاقتفرسای وی به اتمام میرسید؛ سپس در صورت عدم تمایل شوهر، به نگهداری از همسرش، وی قادر به ترک منزل شوهرش بود و اگر شوهرش قصد نگهداری وی را داشت، بایستی مهریه وی را می پرداخت.68

1-11 غايت و نهايت ازدواجهای عصر جاهلی
از نظر اعراب عصر جاهلي غايت و نهايت ازدواج، توليد مثل و به دنيا آوردن فرزند بود. زن قبيح و زشت روي، ولي بچّهزا، در نزد اعراب جاهلی بسي بهتر از زن زيباروي و نازا بود. ميتوان اين نظراعراب جاهلی را از ضرب المثلهاي به جا مانده از آن دوران متوجه شد.
«المرأة القبيحة الولود، خير من الحسناء العاقر»69
زن زشت روی که قادر به زاد و ولد است بسیار بهتر از زن زیباروی نازاست.
و همچنین «سوداء ولودًا خير من حسناء عاقر»70
زن سیاه چهرهای که قادر به زاد و ولد است بسیار بهتر از زن زیباروی نازاست.
در نزد اعراب جاهلي مرد عقيم بسي بهتر از زن نازا بود. زیرا مرد عقيم ميتوانست با زنان متعددي ازدواج كند، ولي زني نازا مجبور بود با قناعت و رضايت از وضعش در منزل شوهرش بماند و يا اينكه اگر شوهرش قصد ازدواج ديگري را داشت، وي را طلاق داده و ديگر كسي حاضر با ازدواج با وي نبود. زن مطلقه نازا بايستي براي هميشه درميان خانواده پدري خويش ميماند. زيرا اعراب دختران باكره را بر زنان مطلقه و به خصوص زن مطلقه نازا، ترجيح ميدادند.71

1-12تعدّد زوجات
مردان عرب در زمان واحد با هر تعداد از زنان كه مايل بودند ازدواج ميكردند. البته با این زنان همچون برده رفتار نمیشد، بلکه همچون خدمتکارانی در نزد شوهرشان بودند، که مرد بر آنان تسلط کامل داشت.72 حق طلاق در دستان مرد بود.73 در دوران جاهلیت، وجود جنگهای گاه دائمی و پی درپی میان قبایل مختلف اعراب، سبب کشته شدن مردان و به تبع آن کاسته شدن ازجمعیتشان گشته بود.74 به دلیل وجود تعداد کثیری از زنان در جامعه جاهلی، اکثر مردان عرب به ازدواجهای متعدّد اقدام مینمودند، که از قِبَِل این امر، از هر مرد عرب جاهلی، نسلهای زیادی به وجود میآمد. همچنین پیامد دیگر تمایل به تعدد ازواج، به وجود آمدن انواع ازدواجها بود، که برخی از این ازدواجها با زناء چندان تفاوتی نداشتند. برخی از نسلهای اعراب حاصل اینگونه از ازدواجهاست. مانند«زیاد بن ابیه» که «ابوسفیان» ادعای پدری وی را بود.75

1-13 شیوع زنده به گور نمودن در عصرجاهلی
یکی از معمولیترین و موجّهترین عمل در نزد اعراب جاهلی، کشتن دخترانشان بود. زندگی دختران و زنان در عربستان دوره جاهلی در وضع بسیار فجیعی قرار داشت. فجایع ضایع نمودن حقوق زنان در نزد اعراب جاهلی، طولانیتر از سایر اقوام است؛ به گونهای که تا ظهور پیامبراسلام (ص) باز این اعمال فجیع جریان داشت. جای بسی شگفتی است که پدری فرزند خویش را که از گوشت، خون و پوستش است را به طور زنده دفن نماید. حتی اینگونه اعمال در نزد وحشی ترین حیوانات نیز مصداقی ندارد، زیرا در حیوانات وحشی نیز عاطفه و حس فرزند دوستی وجود دارد. ولی شیوع زنده به گور نمودن، در میان اعراب جاهلی نشان میدهد آنان حتی به اندازه حیوانات وحشی نیز عاطفه و محبّتی نسبت به فرزندان خویش نداشتهاند. برخی از قبایل اعراب جاهلی بسیار متعصّبانه و مصرّانه به زنده به گور نمودن دختران پایبند بودند. به طور مثال خزاعه و مضر دخترانشان را به طور زنده دفن میکردند و قبیله تمیم در زنده به گور نمودن دختران، از همه قبایل سخت گیرتر بودند، آنان برخی از دختران را میکشتند و برخی را در آب غرق مینمودند.76

1-14 علل زنده به گور نمودن دختران، توسط اعراب جاهلی
اگرچه برخی معتقدند کشتن دختران از ترس فقر بوده است، امّا این تعبیر زمانی می تواند قابل قبول باشد که عمل فجیع «زنده به گور نمودن دختران» در مورد نوزادان ذکور هم صدق نماید، ولی در بررسی متون دست اول باقیمانده از نزدیکترین دوره مربوط به عصر جاهلیت، حتی به یک مورد نیز از کشتن پسران را نمییابیم. بنابراین این عمل فجیع دلیل دیگری دارد که به بررسی آن می پردازیم. تاریخ، زنده به گور کردن دختران را بدعتی میداند که قبیله تمیم آن را بنیان نهاد. مورخین داستان رئیس قبیله تمیم را در کتب تاریخی، اینگونه نقل میکنند:

1-14- 1 قیس بن عاصم، پایه گذار زنده به گور نمودن دختران
قبیله تمیم هر سال به پادشاه حیره که «نعمان» بود، مالیات میدادند. یک سال قبیله تمیم از دادن مالیات به وی سرباز میزند و «نعمان» نیز دستور لشکرکشی به سوی قبیله تمیم را صادر میکند. در نتیجه اموال افراد قبیله مصادره گشته و زنان و دختران آنها، به اسارت برده میشوند. مردان قبیله از «نعمان» تقاضا مینمایند که همسران و دختران آنها را بازگرداند؛ «نعمان» با خواسته افراد قبیله تمیم موافقت میکند، امّا به این شرط که انتخاب بین رفتن به قبیله پدری و ماندن در نزد وی، به دست خود زنان باشد. برخی از زنان و دختران بنا به دلایلی( آبستن شدن در دوران اسارت) به قبیله خویش باز نمیگردند. 77
یکی از کسانی که اسارت را ترجیح میدهد، دختر رئیس قبیله تمیم، «قیس بن عاصم» است. «قیس» از این بابت بسیار ناراحت میشود و احساس میکند که به ننگی بزرگ دچار گشته است،«قیس» با خود عهد میکند که اگر از آن زمان به بعد صاحب فرزند دختری گردید، او را زنده بهگور نماید و از این رو دختران خویش را زنده به گور مینمود. دیگر افراد قبیله نیز به پیروی از رئیس قبیله «قیس بن عاصم» به چنین عملی اقدام مینمایند. از آن زمان بود که زنده به گورکردن دختران در بین اعراب رواج یافت و دیگر قبایل عرب نیز،به این عمل وحشتناک و کورکورانه اقدام نمودند. البته باید توجه داشت که یکی از عوامل زنده به گور کردن دختران و خوار وحقیر دانستن آنها، چنانچه از داستان مذکور فهمیده میشود، ناشی از ترس اعراب نسبت به ننگ احتمالی بود که ممکن بود توسط دخترانشان به وجود آید.78
اعراب جاهلی میترسیدند که مبادا شرافتشان به خاطر اسارت دخترانشان در جنگهای قبیلهای لطمه ببیند. از این رو به عقیده اعراب، تولّد دختر به منزله یک مصیبت هولناک بود. دختران را زنده به گور میکردند و این جنایت را مایه افتخار خویش میدانستند و تمام تلاششان بر این بود که آنرا با بهانه های مختلف به نوعی توجیه کنند و کشتن دختران را کار نیک و نجیبانه ای جلوه دهند. قرآن به یکی از دلیل تراشیهای اعراب جاهلی بر اعمالشان اشاره نموده است، و آنرا ترس از فقیر شدن توسط اعراب دانسته است.
برخی از مورخان، داستان دخترکشی «قیس بنس عاصم» را در رواج سنت زنده به گور نمودن دختران، در دوران جاهلیت مؤثّر میدانند و حتی به اشتباه او را پایه گذار این رسم دانستهاند؛ درحالیکه بنا به گفته یکی از مورخان معاصر، این رسم به قبل از زمان قیس مربوط میگردد و چه بسا مربوط به قبل از میلاد باشد. البته این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داشت که تمامی اعمال رئیس قبیله مورد تقلید کورکورانه افراد قبیله بوده است.79
همچنین نباید این موضوع را فراموش نمود که شروع کننده این عمل غیر انسانی هر کسی که باشد، چه درعصر جاهلی باشد و چه در عصر قبل از میلاد، از تقبیح عمل زشت «وأد» کاسته نمیگردد؛ و همچنین علت امر وقیح «وأد» به ذات زنان از حیث زن بودنشان مربوط نمیگردد، بلکه معلول یکسری عوامل خارجی و بیرون از ذات زنان است، که می توان به برخی از این عوامل اشاره نمود:

1-14-2 انحطاط اخلاقی در دوره جاهلیت
گاهی در دوران جاهلیت بنا به دلایلی بسیار واهی و پیش پا افتاده، جنگهایی بسیار بزرگ و طولانی رخ میداد که تمامی افراد قبیله به دلیل تعصب بیجا و نادرست نسبت به یکی از اعضاء قبیله، ناچاراً مجبور به شرکت در آن جنگ بودند. قانون جاهلیت به قبیله غالب این اجازه را می داد که به غارت تمامی اموال و دارائی های قبیله مغلوب بپردازد و همچنین این اجازه را داشتند که تمامی زنان و کودکان را به اسارت و بردگی ببرد.
اعراب اعمال دختر کشی خود را چنین توجیه می کردند، « نلحَقهُنَّ ِِبِِِِِِبَِناتِ الله؛ ملائکه دختران خداوند هستند و ما با کشتن دختران خود، آنان را به دختران خداوند ملحق میسازیم..»80
خداوند در این باره چنین میفرمایند:
«و یَجعلونَ لله البَنات سُبحانه و لَهُم ما یَشتَهون» 81
« آنان دختران را_ با آنکه خداوند منزه از فرزند است_ فرزندان خداوند می دانند و حال آنکه برای خودشان پسران را آرزو می کنند.»
اعراب جاهلی با این توجیه نادرست و ساختگی خویش مرتکب جنایت هولناک، «وأد» می شدند، و با این عقیده باطل خویش که دختران، فرزندان خداوند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان عصر جاهلی، اعراب جاهلی، عقد ازدواج Next Entries پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، منافی عفت، عصر جاهلی