پایان نامه با کلید واژگان اعداد و ارقام، اعتماد متقابل، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

که مدير ميتواند به کار گيرد تا کاري بيش از پردازش مراوده فردي را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکيل اعداد و ارقام، کلمات و گزارههاي انباشته شده را به خود گرفته و معنايي را ارائه ميکند که بزرگتر از آن چيزي است کـــه از دادههاي خام مکشوف مي‌گردد. ولي نظريهپردازان و دستاندرکاران دانش همگي بر اين باورند که اين اطلاعات است و نه دانش.
اگرچه خط و مرز بين دانش و اطلاعات روشن نيست، ليکن چند ويژگي وجود دارد که اين دو را از هم جدا ميکند.
1- سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعيت‌ها، شرايط، فرآيندها و يا هدف‌هاي خاص اشاره دارد. در اين صورت در برگيرنده سطحي از ظرافت و دقت است که آن را براي کار مورد نظر مناسب مي‌کند. وراي موقعيت يا کار خاص، اطلاعات تا زماني که به دانش تبديل نشود، کمارزش خواهد بود. براي مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چيزهاي زيادي در خصوص محصول ب آشکار نميکند. ولي دانش، کاملاً انتزاعي است و بهگونهاي طراحي شده که بتواند ظرافت خاص را از بين برده و کاربرد وسيعتري داشته باشد.
2- زمينه: اطلاعات معادل دادهها در متن18 است. زمينه ممکن است محصول مشتري يا فرآيند کسب‌وکار باشد و شکل اوليه دادهها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمينه، اطلاعات را براي مديريت جهت تصميمگيري و برنامهريزي مفيد ميکند. مدير نتايج معناداري را در خصوص معاملات با بررسي و بازبيني دادهها استخراج ميکند. براي اينکه داده مفيد واقع شود، بايد در درجه اول در زمينه قرار گيرد.
3- دامنه19: دامنه اطلاعات بطورکلي محدود به زمينهاي است که در آن ايجاد ميشود. اطلاعات فروش به مديران در خصوص فروش مطالبي ارائه ميدهد، دانش در اين خصوص فراتر عمل ميکند و در موقعيت‌هاي گوناگون کاربرد دارد، داشت.
4- بههنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتني است و بنابراين، بهطور مداوم در حال تغيير است. به مجرد اينکه داده جديد، اخذ شود، اطلاعات جديدي مورد نياز خواهد بود، به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردين، به احتمال زياد، متفاوت خواهد بود زيرا دادههاي تشکيل دهنده آنها تغيير پيدا کرده است. دانش به علت بار معنايي زياد خود، حساسيت زماني کمتري دارد. دانشي که از اطلاعات ديروز و امروز بهدست آمده، ميتواند براي درک اطلاعات فردا به کار رود (رادينگ20، ????).

3. دانش
به هنگام تحقيق در مديريت دانش، تعريف دانش از ضروريات به شمار ميرود. بدون چنين تعريفي، مديران دقيقاً متوجه نميشوند که به دنبال مديريت چه چيزي هستند و آيا اين اصولاً چنين دانشي براي اعمال مديريت دارند يا خير؟.
دانش، فراتر از دادهها و اطلاعات است. تراگل، دانش را اينگونه تعريف نمودهاست:
دانش= اطلاعات در متن + ادراک
اکثر مردم، به طور شهودي فکر ميکنند که دانش، وسيع‌تر، عميقتر و غنيتر از دادهها و اطلاعات است. مردم معمولاً هنگام گفتوگو درباره صاحبان دانش، تصوير کساني را که ارائه ميدهند که در زمينهاي خاص داراي اطلاعاتي زياد، عميقتر و قابل اعتماد بوده و اشخاصي هوشمند و تحصيل کردهاند. مردم لفظ دانشمند يا دانشور را براي يادداشت، کتاب راهنما و يا پايگاههاي اطلاعاتي به کار نميبرند، حتي اگر اين موارد بوسيله افراد صاحب دانش تدوين شدهباشند (داونپورت، پروساک، 1379). داونپورت و پروساک در مقالهاي با عنوان “اصول مديريت دانش” دانش را اينگونه تعريف کردهاند:
“ترکيبي منعطف و قابل تبديل از تجارب، ارزش‌ها، اطلاعات معنيدار و بينشهاي متخصصان که چارچوبي را براي ارزيابي و انسجام اطلاعات و تجارب جديد ارائه ميدهد.” (داونپورت و پروساک21،????).
بلاکر هم در تعريف دانش گفته است که: دانش، يعني موضوعي چند لايه، پيچيده، پويا و انتزاعي که در ذهن انسان نهفته است(بلاکر، ????). تعريف دانش در اين پاياننامه مبتني بر تعريف هوبر (هوبر22، ????) و نوناکا (????) از دانش است. آنها معتقدند که دانش عبارت است از اعتقاد و باوري که منجر به افزايش توان بالقوه پديدهها براي اقدامات و تصميمات اثربخش ميشود. در اين تعريف چند نکته اساسي نهفته است: اول اينکه دانش الزاماً موجب اثربخش شدن اقدامات و تصميمات نميشود و اين اثربخشي تابع عوامل مختلفي است (که اين عوامل در بخشهاي بعدي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.) دوم اينکه، در اين تعريف، پديده ممکن است فرد، گروه يا سازمان و حتي جامعه باشد. سوم اينکه، دانش در درون افراد نهفته است و لذا از اطلاعات و داده متمايز ميگردد. مطابق اين تعريف، دانش به اطلاعاتي گفته ميشود که از اين طريق فرآيندهايي مثل ژرفانديشي و تبادلنظر و يادگيري در ذهن افراد و يا گروه‌ها پردازش شده است، لذا اطلاعات ماده خام ايجاد دانش است که ممکن است در کتابها، گزارشات، فايلهاي کامپيوتري و … گرفته باشد (آلوي23، ????).

2-3-2-روابط داده، اطلاعات و دانش
داده عاملي است که ذخيره مي‏شود و پس از پردازش به اطلاعات تبديل مي‏گردد. در واقع مي‏توان گفت آنچه که به عنوان مقادير صفات خاصه در پايگاه اطلاعاتي ذخيره مي‏شوند، داده است اما زماني که هريک از اين مقادير براي پرسش يا مسئله‏اي مورد تفسير قرار گيرند و زمينه اقدام يا عدم اقدام عملي را فراهم مي‏کند، به اطلاعات مبدل مي‏شوند. از تجزيه و تحليل، درک و به خاطر سپردن اطلاعات، دانش بدست مي‏آيد. دانش افراد مختلف در يک زمينه موضوعي با دارا بودن اطلاعات يکسان و مشابه مي‏تواند متفاوت باشد. نوناکا معتقد است اطلاعات زماني به دانش تبديل مي‏شود که توسط اشخاص تفسير گرديده، با عقايد آنان آميخته شده و به آن مفهوم داده مي‏شود. بي. سي. بروکز بين دانش و اطلاعات به يک نسبت تجربي معتقد است. وي مي‏گويد اطلاعات به دانش افراد مي‏افزايد. ساختمان اصلي دانش با ورود اطلاعات تغيير مي‏يابد و سرانجام يک ساختار دانشي جديد به دست مي‏آيد. البته تمايز قائل شدن بين داده، اطلاعات و دانش تا حدود زيادي به خود کاربر مربوط است و اين فرايند تبديل داده به اطلاعات و سپس دانش برگشت‏پذير است.
روابط ميان داده، اطلاعات و دانش، سلسله مراتبي و مطلق نيست، افراد و موقعيت‌ها تعيينکننده داده، اطلاعات و يا دانش بودن اين عوامل هستند(هوبر، ???? و نوناکا، ????).

2-3-3- عناصر دانش
پيچيدگي و ظرافت خاص مفهوم دانش ميطلبد که عناصر تشکيلدهنده آن (وراي دادهها و اطلاعات) مورد تعمق بيشتر قرار گيرد. دانش، موضوعي پيچيده و پوياست و به دليل ماهيت اجتماعيشدن و آميخته بودن آن با ارزش‌ها، باورها و تجارب انساني، بسيار پيچيده و پوياست و درک آن مستلزم تعمق در مفهوم و عناصر تشکيل دهنده دانش است.
داونپورت و پروساک از جمله صاحب‌نظراني هستند که عناصر دانش را مورد بررسي قرار دادهاند:

تجربه24
دانش، با گذشت زمان از راه تجربيات کسب شده از دورههاي آموزشي، مطالعه کتابها و آموزش غيررسمي، گسترش مييابد. تجربيات، به کار و رويدادهاي گذشته باز ميگردند. تجربه و خبرگي دو کلمه مربوط به هم بوده و معادل فارسي واژههاي Experience و Expert در انگليسي هستند که از يک فعل لاتين به معني “به بوته آزمايش گذاشتن” ريشه گرفتهاند. بنابراين مجرب و خبره به کساني اطلاق ميشود که در زمينهاي خاص از دانش عميقي برخوردارند، در عمل آن را آزمودهاند و مهارت کسب کردهاند. يکي از فوايد اصلي و اوليه تجربه، ايجاد تصويري تاريخي است. بهوسيله اين تصوير ميتوان شرايط و اتفاقات جديد را مشاهده و درک کرد. دانش ناشي از تجربيات، نقش يا نقوشي در ذهن بهوجود ميآورد که با استفاده از آنها ميتوان بين آنچه که اکنون در حال شکل گرفتن است و آنچه که قبلاً افتاده، ارتباط برقرار کرد (داونپورت و پروساک، 1379).

حقيقت زميني25
تجربه، تصورات مربوط به “آنچه بايد رخ دهد” را به دانش “آنچه اتفاق ميافتد” تغيير ميدهد. بر اساس نتيجهگيري “مرکز نظامي آموزههاي ارتش آمريکا” دانش داراي “حقيقتي زميني” است. اين مرکز با استفاده از اين عبارت، به غناي موقعيتهاي واقعي و عيني زميني که بدون توسل به مفاهيم نظري، خيالي و کلي‌گوييهاي اثبات نشده به انبان ذخاير بشر افزوده ميشود، اشاره کردهاست، انتقال دانش مؤثر در ارتش به دلايلي کاملاً روشن امري حياتي است. آگاهي از اين مسأله که در شرايط خاص نظامي انتظار وقوع چه اتفاقي را بايد داشت و چه بايد کرد، مسأله مرگ و زندگي است. حقيقت زميني به اين معناست که بدانيم واقعاً چه کنيم و چه نکنيم. افراد حرفهاي و ماهر براي آمادگي جهت حضور در عمليات واقعي نظامي دوره آموزشي اين مرکز را طي کرده و از طريق عکسها، نوارهاي ويدئويي و شبيهسازها، بر دانش خود مي‌افزايند. مثلاً تمام تجربياتي که طي اوايل دهه نود در رواندا و سومالي به دست آمد، به نيروهاي شرکت‌کننده در عمليات 1994 “هائيتي” منتقل شد. تجربيات واحدهاي اوليه ما در مورد هائيتي نيز که در پي يافتن اسلحه دست به جستجوي خانه به خانه زدند از طريق فيلمهاي ويدئويي به ديگران و واحدهاي بعدي منتقل شد. کليد اصلي موفقيتهاي ارتش در مديريت دانش، “مرور بعد از عمليات” است. اين نوع مرور، مستلزم پاسخگويي به سؤالاتي است تا بدانيم در عمليات واقعاً چه اتفاقي افتاد، چه اتفاقي بايد مي‌افتاد، اين دو با هم چه تفاوت‌هايي داشته و از اين تفاوتها چه نتيجهاي ميتوان گرفت. در محيطي باز و سرشار از اعتماد متقابل، سرباز و افسران داوطلب، براي تشريک مساعي با يکديگر ديدار ميکنند. نتايج حاصله از جلسات “مرور پس از عمليات” با سرعت به اصول رويههاي مدون و اساسي و يا برنامههاي تمريني افزوده ميشود. برنامه ارتش، بهمثابه ماشيني دانشآفرين پيش نميرود بلکه به صورت وسيلهاي براي بازگشت به ارزشهاي بيعيب، درست و مطمئن تکوين ميپذيرد. اين ارزشها در طول جنگ ويتنام به طور محسوسي دچار خدشه شده بود. به همين علت رهبران ارتش، پيجويي برنامههاي مطالعات پس از عمليات را براي بازگشتن به ارزشها آغاز کردند. اين اقدام در ابتدا در مأموريتهاي تمريني و سپس براي ديگر مأموريتها عملي شد. طي چند سال اخير، ارتش آمريکا طي برنامههاي مطالعات پس از عمليات کاملاً متوجه وجود دانش و ارزش به کار گرفتن ابزار مطالعاتي خود شدهاست. نقطه عطف ديگري که در گسترش تجربيات ارتش بهوجود آمد به زماني باز ميگردد که يک افسر ارشد در وسيله نقليه خود داستان “جنگ و صلح” تولستوي را مطالعه کرد. او از مشاهده تفاوت موجود بين توصيفهاي تولستوي از جنگ ناپلئون و آنچه در کلاسهاي نظامي تدريس ميشد، يکه خورد. از نظر او توضيحات و توصيف‌هاي تولستوي غني، واقعي و زميني بودند (او در واقع با سربازان بازنشسته شرکتکننده در لشکرکشيها مصاحبه کردهبود). البته وقتي او آنها را با توصيفهاي خونين و خيالپردازيهاي به ظاهر منطقي تدريس شده در کلاسهاي نظامي مقايسه ميکرد، به اختلاف موجود بين “حقيقت زميني” و “تجزيهوتحليلهاي خيالي” که به شکلگيري مرکز (CALL) انجاميد، مواجه شد. بين راهبردهاي بازرگاني که در عمل به اجرا در ميآيند و آنچه که در کلاسهاي بازرگاني تدريس ميشود، ميبايستي وجوه مشترک زيادي ايجاد کرد. هر چند که تأييد کردن يا نکردن بر اين موضوع، در اهميتي که مديران براي دانش منتج از زندگي واقعي و حقيقت زميني قائل هستند، تغييري ايجاد نميکند. اين مسأله در برخي گفتهها و کلمات آنها نمود پيدا ميکند؛ آنها به جاي “داستانهاي جنگي” از “زندگي در سنگرها” صحبت ميکنند. به بياني ديگر نکات دقيق را با تجربيات واقعي در هم ميآميزند و به دانش مبهم، گنگ و در هم واقعيات زندگي بيش از نظريههاي مربوط به آنها اهميت ميدهند (داونپورت و پروساک، 1379).

پيچيدگي26
دانش، قدرت برخورد با پيچيدگيها را دارد. دانش بنايي سخت و غيرقابل نفوذ نيست، که پديدههاي جديد را به درون خود راه ندهد. دانش ميتواند با استفاده از روشهاي پيچيده با پيچيدگيها برخورد کند. اين يکي از امتيازهاي اصلي آن است، هر چند که همواره در پي يافتن جواب‌هايي ساده براي مشکلات پيچيده هستيم و با ناديدهگرفتن معضلات پيچيده آنها را حل شده ميانگاريم. کارل ويکدر کتاب “حسگري سازماني” ميگويد: “براي ثبت و تنظيم موضوعي پيچيده، استفاده از نظام حسگري پيچيده لازم است”. دانش ميداند که چه چيزي را نميداند. بسياري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اقتصاد دانش، سلسله مراتب، سازمان دانش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان انتقال دانش، اشاعه اطلاعات، ارزش افزوده