پایان نامه با کلید واژگان اصل موضوع، صاحب نظران، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

وامي‌دارد.»228
نقد و سنجش
درباره اين مطلب كه رجوع به كتاب و سنّت وجود حقايقي را به حدّي كه براي تأسيس صدها رشته علمي كفايت كند، تأييد نمي كند، بايد به خاطر داشت كه موافقان علم ديني، حداقل در ايران در صدد تأسيس صدها رشته علمي نيستند. آنها در پي استخراج علم رياضيات اسلامي، منطق اسلامي، زيست شناسي و شيمي اسلامي، فيزيك اسلامي و امثال آن از آيات قرآن و روايات نيستند. اهتمام آن‌ها معطوف به توليد علوم انساني اسلامي در چند رشته خاصِ جامعه شناسي، روانشناسي، علوم سياسي، علوم تربيتي و اقتصاد، مي‌باشد. اين مطلبي است كه خود آقاي ملكيان- همان‌گونه كه در قسمت مقصود از علم ديني گذشت- به آن تصريح كردند و جاي تعجّب است كه در اين‌جا و در مقام انتقاد، تأسيس صدها رشته علمي را مقصود موافقان معرفي مي‌كنند و آن را مورد انتقاد قرار مي‌دهند! و عجيب‌تر آن‌كه ايشان ادّعا مي‌كنند مواد خام لازم براي تأسيس حتّي يك علم و معرفت ديني در متون و منابع ديني وجود ندارد! هر شخص منصفي اعتراف مي‌كند اگر دين و متون ديني مطلبي درباره رياضيات، منطق، شيمي، فيزيك، زيست شناسي و امثال آن نداشته باشد از آن‌جا كه براي هدايت، تربيت و سعادت انسان آمده حداقل در باره انسان، ويژگي‌ها و سعادت او كه مواد خام بسياري از علوم انساني است، مطالب فراواني دارد و به گفته برخي از صاحب نظران «تمامي نظريه پردازي‌هاي خرد و كلان در علوم انساني و اجتماعي، در تحليل نهايي، بر دو ركن اساسي استوارند: يكي كيستي انسان و ديگري چيستي سعادت و كمال انسان. البته ممكن است نظريه پردازان مواضع خود را در قبال اين دو سؤال به صراحت بيان نكرده باشند ولي وقتي آثار آن‌ها را به دقت مطالعه مي‌كنيم، به مواردي بر مي‌خوريم كه حاوي تلقي‌اي از ماهيت انسان و سعادت انسان است … سخن بر سر صدق و كذب اين قبيل اظهارات و تلقّيات نيست، سخن اين است كه تمام نظريه‌هاي ارائه شده در حوزه‌هاي علوم انساني و اجتماعي، مبتني بر اين دو نگرش انسان شناسانه است و تفاوت نظريه‌ها را نيز براساس تفاوت اين دو نگرش مي‌توان تبيين نمود. براي مثال وقتي جان استوارت ميل صحبت از آزادي بي حد و حصر در قلمرو خصوصي مي‌كند، در واقع يك تلقي از كيستي و چگونگي انسان و يك تلقي از سعادت و كمال انسان را در نظر دارد. در حقيقت تمامي ترتيبات و نهادهايي كه نظريه پردازان مستقيماً توصيه مي‌كنند و يا هنجارهايي كه در نظرياتشان مضمر است، ابزارهايي هستند براي رساندن انسان از جايي كه هست به جايي كه بايد باشد، به جايي كه به پندار ايشان، انسان در آن جا سعيد و سعادتمند خواهد بود …آيا يكي از مواضعي كه دين و ارزش‌ها و بينش‌هاي ديني مي‌توانند در ساختن علوم انساني و اجتماعي نقش بسيار بنياني ايفا كنند، اين موضع نيست؟»229 در همين زمينه دكتر سروش از منتقدان علم ديني به صراحت ابراز مي‌دارد قبول يا انكار اين اصل كه انسان موجودي است دو بعدي و داراي نفس و بدن، چهره علوم تجربي رفتاري را دگرگون مي‌كند.230 ايشان تأكيد مي‌كنند: «انسان شناسي فلسفي هر مكتب و هر فرهنگ بر انسان شناسي تجربي آن فرهنگ اثر مي‌گذارد … تعريف ما از انسان تعيين كننده چگونگي علم تجربي ما نسبت به انسان است.»231
بايد پرسيد مقصود از اين‌كه مواد خام لازم براي تأسيس يك علم و معرفت ديني در منابع و متون ديني وجود ندارد، چيست؟ آيا مقصود اين است كه در منابع و متون ديني تمام مسائل و گزاره‌هاي علوم مورد نظر، به صورت منظم و مدوّن وجود ندارد؟ اگر مقصود اين باشد، بايد توجّه كرد كه علومي مانند تفسير، حديث، فقه و كلام نيز كه ترديدي در اسلامي و ديني بودن آن‌ها نيست به اين صورت در منابع موجود نبوده‌اند؛ توليد و شکل‌گیری اين علوم با استفاده از كليات، اصول، قواعد و گزاره‌هاي متعدّد و گاه پراكنده‌اي كه در منابع وجود داشته، صورت گرفته است. ولي اگر مقصود اين است كه كليات، اصول، قواعد و گزاره‌هايي كه مواد خام لازم براي تأسيس علوم مذكور مي‌باشند، در منابع و متون ديني وجود ندارد، بايد گفت اين ادّعا قابل قبول نيست. به اعتراف موافق و مخالف، اگر كليات، اصول و گزاره‌هاي مربوط به علوم طبيعي و زیستی در منابع و متون ديني وجود نداشته باشد، حداقل كلّيات، اصول و گزاره‌هاي مربوط به انسان، زندگي، ويژگي‌ها، تربيت و سعادت او كه مواد خام علوم انساني است در منابع و متون ديني وجود دارد. برخي ديدگاه‌ها در باره علم ديني، اين مطلب را كه متون ديني متولي تعليم و تبيين علوم انساني و متضمّن محتواي ناظر به گزاره‌هاي علوم انساني هستند، از سر اطمينان و آگاهانه، پيش فرض و مبناي ديدگاه خود قرار داده‌اند.232
در برابر اين ادّعاي آقاي ملكيان كه مواد خام لازم براي تأسيس حتّي يك علم ديني در متون ديني وجود ندارد به عنوان نمونه از كتاب اقتصادناي شهيد صدر و اقتصاد اسلامي شهيد مطهري نام مي‌بريم. به فرض اين‌كه درباره برخي مطالب اين دو كتاب کسی نظر يا ان‌قلتی داشته باشد ولي نمي‌توان منكر اين مطلب شد كه درباره اقتصاد اسلامي مواد خام لازم، در منابع ديني وجود داشته است كه دو تن از انديشمندان مطرح جهان اسلام و تشيّع در اين زمينه دست به تأليف زده‌اند.
بنابراين موافقان علم ديني در صدد استخراج صدها علم از منابع و متون ديني نيستند بلكه اهتمام آنان‌ها معطوف به علوم انساني و در چند رشته خاص است. منابع و متون ديني اگر هيچ مطلبي درباره علوم طبيعي و زیستی نداشته باشند، حداقل حاوي كليات، اصول و قواعد و گزاره‌هايي درباره انسان و زندگي و ويژگي‌هاي او كه مواد خام علوم انساني‌اند، مي‌باشند. در زمينه اقتصاد اسلامي به وضوع شاهد اين كليات، اصول و گزاره‌ها هستيم و درباره ساير رشته‌هاي مذكور تا زماني كه تلاش در خود توجّهي صورت نگيرد، نمي‌توان حكم كرد، مواد خام لازم براي تأسيس آن‌ها در منابع و متون ديني وجود ندارد.
درباره اين مطلب كه استشهاد به كار شيخ انصاري نيز گرهي از كار نمي‌گشايد، گفته شده:233
«نه تنها در علوم دستوري (نظير فقه و اخلاق) مي‌توان براساس گزاره‌هاي محدود، احكام بيشماري استخراج كرد، كه در علوم توصيفي نيز چنين كاري شدني است. براي مثال تمامي علوم اگسيوماتيك (اصل موضوعي) (براي مثال هندسه، منطق، رياضيات، فيزيك نيوتني و …) از تعداد انگشت شماري تعريف و اصل موضوعه استنتاج شده است. [آقاي] ملكيان هيچ منع منطقي براي اين‌كه بتوان علوم آگسيوماتيك ديگري براي مثال در حوزه روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و … ايجاد كرد، ارائه نكرده است.»
انتقاد دوم
آقاي ملكيان دوّمين انتقادش بر اين معنا و قرائت از علم ديني را اين‌گونه بيان مي‌كند: «در علومي كه با فرآيند پيش گفته پديد مي‌آوريد مدّعايتان را چگونه مستدلّ و موجّه مي‌سازيد؟ اگر استدلال و توجيه معرفتي‌تان با صِرفِ تمسّك به كتاب و سنّت انجام مي‌گيرد، در اين صورت، علومتان همه نقلي خواهند بود و نمي‌توانيد علوم پديد آورده‌تان را جانشين علوم عقلي و تجربي و تاريخي موجود كنيد، چرا كه اين علوم موجود روش‌هاي تحقيق و داوري‌اي همگاني و فارغ از دين و مكتب دارند و از اين رو مي‌توانند از هر كسي مطالبه قبول و تسليم كنند و حال آن‌كه علومي كه شما تأسيس و ايجاد مي‌كنيد متّكي به دين و مكتبند و به همين جهت فقط پيروان دين و مكتبتان مدّعيات اين علوم را مي‌پذيرند. و اگر استدلال و توجيه معرفتي‌تان به مددِ روش‌هاي تحقيق و داوري عقلي و تجربي و تاريخي انجام مي‌گيرد، در اين صورت … از كتاب و سنّت فقط در مقام كشف (يا مقام گردآوري) سود جسته‌ايد نه در مقام توجيه (يا مقام داوري)، و پيداست كه در مقام كشف نه فقط از كتاب و سنّت بلكه از هر منبع و مأخذ ديگري نيز مي‌توان سود جست، ولي اين سودجويي از كتاب و سنّت، علم را ديني نمي‌كند. آنچه علمي را ديني يا عقلي یا تجربي يا تاريخي مي‌كند مقام توجيه يا داوري آن است.»234
ايشان در جاي ديگر اين انتقاد را اين‌گونه تقرير مي‌كنند:
«به فرض محال، حتّي اگر مواد خام لازم را هم در متون مقدّس مي‌يافتيم، باز جاي اين سؤال مي‌بود كه علم ديني‌اي كه با استفاده از آن مواد خام مي‌سازيم و مي‌پردازيم براي چه مخاطباني كارايي و بهره دهي دارد؟ طبعاً علمي كه اتّكا و استنادش مثلاً به قرآن و روايات معصومين شيعه است براي غير مسلمين و حتّي براي مسلمانان غير شيعي هيچ‌گونه اعتبار و حجّيتي ندارد. شايد گفته شود كه اگر في المثل فيزيك اسلامي يا روانشناسي اسلامي پديد آورديم آن را نه به استناد به قرآن و روايات بلكه به مدد همان روش تجربي، كه در فيزيك و روانشناسي غير ديني هم متبوع و مقبول است، به مخاطبان مي‌قبولانيم. امّا بايد توجّه داشت كه در اين صورت فيزيك يا روانشناسي اسلامي در مقام داوري صبغه اسلامي ندارد و فقط در مقام گردآوري است كه مي‌تواند “اسلامي” ناميده شود و مقام گردآوري نه اهمّيتي دارد و نه به علم حجّيت و قداستی مي‌بخشد.»235
نقد و سنجش
همان‌گونه كه ميان موافقان علم ديني در ايران، اجماع و توافقي بر قرائت و معناي واحدي از علم ديني وجود ندارد، در خصوص اين مسأله يعني روش اثبات مدّعيات علم ديني نيز، وحدت نظر و توافقي موجود نيست. برخي از موافقان علم ديني در ايران كه در صدد توليد علوم انساني نقلي هستند مانند مدل پاد، طبعاً از روش نقلي براي اثبات مدّعيات خود استفاده خواهند كرد و عده‌اي ديگر مانند دكتر خسرو باقري اصرار دارند از روش تجربي براي اثبات مدّعيات علم ديني مورد نظر خود استفاده كنند و برخي ديگر مانند آقاي بستان دو سطح تجربي و فراتجربي براي علم ديني مورد نظر خود لحاظ مي‌كنند و طبيعتاً در سطح تجربي از روش تجربي و در سطح فراتجربي از روش نقلي سخن مي‌گويند.236 بنابراين نمي‌توان به صورت كلّي و قطعي گفت همه موافقان علم ديني در ايران براي اثبات مدّعيات علم ديني مورد نظر خود، از روش تجربي استفاده مي‌كنند و يا همه از روش نقلي سود مي‌برند. باورمندان علم ديني در ايران با توجه به معنا و قرائتي كه از علم ديني مدنظر دارند، از روش اثبات مناسب با آن سخن گفته‌اند.
به هر صورت به نظر مي‌رسد استفاده از روش نقلي يا روش تجربي براي اثبات مدّعيات علم ديني با مشكل و ايرادي مواجه نيست. وقتي علم ديني بناست براي رفع مشكلات جامعه اسلامي توليد و ارائه گردد چه ايرادي دارد تنها براي مسلمانان و اهل همان جامعه حجّيت و اعتبار داشته باشد؟ مگر ساير علوم جامعه اسلامي مانند تفسير، فقه، كلام، اخلاق و حتّي قرآن و سنّت، براي غير جامعه اسلامي و غير مسلمانان حجّيت و اعتبار دارد تا علوم انساني اسلامي براي آن‌ها حجّيت و اعتبار داشته باشد؟ به نظر مي‌رسد براي اين قرائت از علم ديني يعني توليد علوم انساني نقلي، رفع مشكلات، چالش‌ها و تنگناهاي جامعه اسلامي در اولويت قرار دارد تا اثبات اين علوم براي غير مسلمانان. آقاي ملكيان گويا متفطّن به اين مطلب هستند و در جايي اين‌گونه به آن ايراد مي‌گيرند: «ممكن است گفته شود مؤمنين به همين آيات و روايات كم نيستند و ما مي‌توانيم براي آن‌ها اين علوم را بازسازي كنيم و اين فايده كمي نيست؛ ولي اين فايده هم منحصر به كساني مي‌شود كه در استفاده‌ي اين مطلب از روايات يا آيات با آنان هم فكر باشند، ولي ممكن است كساني تفسير ديگري از آيه و روايت داشته باشند.»237
پاسخ اين ايراد آن است كه «تفسيرهاي مختلف از متون ديني نيز مشكلي در فرايند علم ديني ايجاد نمي‌كند، چون اين مسأله تنها ناظر به تئوري‌هاي مختلفي است كه از متن بر مي‌آيد و در نهايت هركدام مؤيدات نقلي … بيشتر و كامل‌تري در اختيار داشت، پذيرفته خواهد شد. شبيه آنچه در علوم تجربي و علم انساني عادي پيش مي‌آيد كه ديدگاه‌هاي متفاوتي در يك مسأله پديد مي‌آيد و در نهايت يكي از آن‌ها به دليل داشتن شواهد و دلايل كافي يا بيشتر، ترجيح داده مي‌شود.»238
امّا درباره موضع كساني كه براي اثبات مدّعيات علم ديني بر روش تجربي اصرار دارند، مي‌توان گفت ايرادي متوجه ديني بودن علم مورد نظر آن‌ها نيز نيست؛ زيرا اين مطلب كه آنچه علم را ديني مي‌كند، مقام توجيه يا داوري آن است، صرف ادّعاست و دليلي و استدلالي براي آن اقامه نشده است. استفاده از متون و منابع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان علوم انسانی، علم اقتصاد، صاحب نظران، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ديني، تجربي، انساني، غير