پایان نامه با کلید واژگان اشتراک دانش، انتقال دانش، داده ها و اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

سازماني به پيدايش سازمان باز مي گردد. تاکنون تعاريف زيادي از فرهنگ سازماني عنوان گرديده است. رابينز233 در کتاب مديريت خود، فرهنگ سازماني را اينگونه تعريف کرده است: فرهنگ سازماني شيوه انجام گرفتن امور را در سازمان براي کارکنان مشخص مي کند، ادراکي يکسان از سازمان است که در همه اعضاي سازمان مشاهده مي شود و بيانگر مشخصات مشترک و ثابتي است که سازمان را از سازمانهاي ديگر متمايز مي کند، به عبارت ديگر فرهنگ سازماني، هويت اجتماعي هر سازمان را مشخص مي‌کند (رابينز،1996). مطالعات رابينز نشان مي‌دهد که فرهنگ سازماني بر تمام جنبه هاي سازمان تأثير مي گذارد که اين تأثير در جنبه هاي رفتار فردي و عملکردهاي سازماني، انگيزش و رضايت شغلي، خلاقيت و نوآوري به وضوح قابل شناسايي است. آنچه که امروزه سازمان‌ها را نگران کرده است تغييرات سريع در محيط کار است و اين امر به نوبه خود باعث مي شود که رقابت بين سازمانها افزايش يابد و بنا به اعتقاد صاحبنظران تنها چيزي که مي تواند به سازمانها کمک کند، استفاده از دانايي موجود سازمان و هدايت اين دانايي در جهت پيشبرد امور است. مطالعات داونپورت وپورساک234 هشت معيار را براي سنجش موفقيت سازمانها در اجراي پروژه هاي مديريت دانايي معرفي کرده است که از بررسي اين معيارها مشخص مي گردد که فرهنگ سازماني به عنوان شاخص اساسي سنجش موفقيت مديريت دانايي در سازمانها مورد توجه است به طوريکه موفقيت مديريت دانايي در سازمان بستگي به ميزان انطباق آن با فرهنگ سازماني دارد (داونپورت و پروساک235، 2000). به طور کلي مي توان گفت که فرهنگ سازماني با ايجاد هماهنگي و انسجام ميان بخش‌هاي مختلف سازمان، تشويق افراد به نوآوري وتوسعه، گسترش ديدگاه‌هاي افراد نسبت به محيط، فرآيند مديريت دانايي را در سازمان مورد حمايت قرار مي دهد. مديريت دانايي که يکي از راه‌هاي بهبود بخشيدن به شرايط بقا سازمان است، زماني به طور موفقيت آميز در سازمان اجرا مي گردد که از قبل زمينه فرهنگي مناسب با اين نظام بسترسازي شده باشد. چرا که هدايت نمودن دانايي موجود سازمان يک امر مردمي است و به طور کامل مربوط به منابع انساني مي گردد و تابعي از فرهنگ کارکنان سازمان مي باشد. لذا سازمانها بايد براي اجراي موفق مديريت دانايي، فرهنگ متناسب با آن را ايجاد نموده و بر اساس آن عمل نمايند.
مؤلفه هاي فرهنگ سازماني از ديد رابينز عبارتند از : حمايت مديريت، حس تعلق سازماني و مشارکت در تصميم گيري که در ادامه به توضيح هر يک مي پردازيم.
2-7-1-1-حمايت مديريت
ميزان ارتباط سازنده مديران سازمان با کارکنان که به آنان کمک کرده و از آنان پشتيباني مي کنند را حمايت مديران مي خوانند(رضائيان،1384). حمايت مديريت آنقدر حائز اهميت است که برخي از صاحبنظران در طبقه بندي انواع فرهنگ سازماني، فرهنگ حمايتي را يکي از انواع فرهنگهاي سازماني معرفي مي کنند. در فرهنگ مبتني بر حمايت، اعضاي سازمان با مديران رابطه نزديکي دارند و سلسله مراتب محدود است (کارنيرو236، 2000).
2-7-1-2-حس تعلق سازماني
ميزان يا درجه اي که افراد،کل سازمان را معرف خود مي دانند. هويت سازماني توسط بعضي از صاحبنظران به عنوان احساس ادراک جمعي اعضاي سازمان در مورد جنبه ها و ابعاد مختلف سازمان تعريف شده است،که اين ادراکات جمعي عميق و نسبتاً پايدار مي باشد و موجب تفکيک سازمان از ديگر سازمانها مي شود. تعلق سازماني حدي است که اعضاي سازمان خود را با کل سازمان نه با گروه خاصي يکي دانسته و دوست دارند که با آن، مورد شناسايي قرار گيرند. مواردي مانند، ميزان تعهد و وفاداري به سازمان، احساس غرور و افتخار، تمايل به ماندن در سازمان و …… همه به علت حس تعلق سازماني مي باشد (ويگ237، 1999).
2-7-1-3-مشارکت در تصميم گيري
عبارتست از چگونگي فرآيند تصميم گيري و مشارکت کارکنان در اين فرآيند.در سازمانهاي خلاق مشارکت جمعي، بهره گيري از نظرات کارکنان و هم فکري در چارچوب سيستمهاي ارتقا به طور گسترده اي رايج بوده و جزء فرهنگ سازماني به شمار مي رود. در يک تعريف کلي” مشارکت” را “ساختارتصميم گيري” و “فعاليت داوطلبانه افراد و نيروها” بر اساس اداره و انتخاب و تفسير در اوضاع و شرايط عيني تعريف کرده اند (مارتنسن238، 2000).

2-7-2-فرآيندهاي دانش
دانش فرآيندي خطي و ايستا نيست، برعکس، فرآيندي پويا و چرخه ايست و به کارکناني نياز دارد که دائما با اطلاعات سر و کار داشته باشند، دانش جديد کسب کرده و آنرا براي اصلاح تصميمات به کار گيرند (گاندهي239، 2004). منظور از فرآيندها در مديريت دانش، جمع آوري و سازماندهي دانش سازماني و بهره برداري و حفاظت از اين سرمايه هاي دانشي، مي باشد. فرآيندهاي مديريت دانش در سازمان بايد داراي اين توانايي باشند که به طور اثر بخش و کارآمد دانش مورد نياز جهت تحقق فرآيندهاي کسب و کار سازماني را پردازش کنند. دست اندرکاران دانش انواع مختلفي از فرآيند دانش پايه را مطرح مي کنند که متشکل از مراحل زير است: در اختيار گرفتن، ذخيره سازي، پردازش، انتقال و تسهيم دانش.
2-7-2-1-پردازش دانش
دانش خام در مرحله پردازش به صورت دانش با ارزش سازماني در مي آيد. پردازش شامل ذخيره سازي، پالايش، سازماندهي، تحليل، مقايسه، هم بسته سازي،کاوشگري و يا انواع فنون مي شود. اين امر کمي فراتر از عنوان دهي به دانش را در بر مي گيرد به گونه اي که ديگران بتوانند به سادگي در موقع نياز آن را بازيابي کنند، يا اينکه مستلزم تحليل پيچيده، پيشرفته و آماري باشد تا بتوان روابط و بينشهاي پنهان در آن را کشف و آشکار ساخت.
به طور مشخص و دقيق به دو نوع پردازش نياز است تا فرآيند ايجاد دانش را از داده هاي خام سرعت بخشد:
1)استخراج240 : فرآيند تعريف داده هاي هدف و گرفتن آنها از نظامهاي توليد و پايگاههايي که داده ها در آن قرار دارند استخراج نام دارد. هدف اين است که فقط داده هاي مطلوب استخراج شوند نه تمام داده هاي ديگر.
2)تغيير و تحول يا تبديل241 : فرآيند تبديل داده هاي خام استخراج شده به صورتهاي قابل انطباق با ساير داده ها و اطلاعات در انبار ذخيره داده ها مي باشد. تبديل داده ها، دسترسي به انبار ذخيره داده ها و پردازش هر چه بيشتر آنها را سرعت مي بخشد و به موازات آن نهايتاً بخشي از آن داده ها نيز به دانش تبديل مي شوند. (رادينگ،1383).
2-7-2-2- انتقال دانش242
دانش، خواه فرآيند انتقال آن را به سازمان کنترل کنيم و خواه نقشي را در اين زمينه نداشته باشيم، به سازمان منتقل مي شود. منظور از انتقال دانش، افزايش توانايي سازمان در انجام کارها و در نهايت بالا بردن ارزش آن است. به طور کلي هر چه دانش غني تر و نامشهود تر باشد مي بايستي براي انتقال آن از فناوري بيشتري استفاده شود تا اجازه تسهيم بي واسطه در آن را به خواستارانش بدهد. اما ارزشها، هنجارها و رفتارهايي که فرهنگ يک شرکت را تشکيل مي دهند، تعيين کننده هاي اصلي موفقيت انتقال دانش ارزشمند هستند. عامل اصلي در موفقيت هر نوع طرح انتقال دانش، پديد آوردن زباني مشترک بين همکاران است. تأكيد نوناكا و تاكه اوچي بر تكرار پذيري يا هم پوشاني حوزه هاي تخصصي و بحث توماس آلن درباره ناسازگاري هاي فرهنگي به عنوان موانع انتقال فناوري، ضرورت دستيابي به زباني مشترك يا همزباني را روشن مي سازد. به گفته آلن، اگر كساني علائم فرهنگي دو فرهنگ متفاوت يا علائم محيطي دو منطقه مختلف را به مرزهاي قابل درك تبديل كنند، زبان مشترك و به تبع آن زمينه برقراري ارتباط و مبادله دانش فراهم خواهد بود ( آلن243، 2002).
2-7-2-3- تسهيم دانش244
مؤسسات به منظور به کارگيري مطلوب مديريت دانش بايستي ضرورت ايجاد فرهنگ اشتراک دانش ميان کارکنان را از طريق فرآيندي تحت عنوان” نهادينه سازي مديريت دانش”درک نمايند. اهميت نهادينه سازي مديريت دانش در مؤسسه به اين دليل است که اولاً درک نادرست کارکنان را از مديريت دانش تصحيح نموده و ثانياً آنها را در درک مزاياي اشتراک دانش در سازمان ياري رساند. تحقيقات حاکي از اين مطلب است که مهمترين مانع اجراي اثربخش مديريت دانش در سازمان فقدان فرهنگ اشتراک دانش به دليل ارتباطات ضعيف ميان کارکنان مي باشد.فرهنگ اشتراک دانش در سازمان به نگرش افرادي که اين فرهنگ را ايجاد نموده اند، وابسته است. در صورتيکه کارکنان تمايلي به تقسيم دانش با ديگر اعضا سازمان نداشته باشند، بسيار مشکل خواهد بود که از طريق سيستم پاداش دهي يا الزامات قانوني، فرهنگ اشتراک دانش را ميان آنان گسترش داد. ايجاد فرهنگ اشتراک دانش در سازمان نيازمند آموزش مديران و کارکنان و فرآيند مديريت تغيير مي باشد. رهبران داراي نقش کليدي در تغيير نگرشهاي کارکنان و ايجاد موفقيت آميز فرهنگ اشتراک دانش و نهادينه سازي مديريت دانش در سازمان هستند (بکرا245، 2000). امروزه اغلب مؤسسات پي برده اند که کارشناس ارشد دانش246 مي تواند به عنوان رهبر بالقوه جهت بهبود فرآيند کشف و انتشار دانش در سازمان و ترغيب کارکنان با شخصيتهاي متفاوت به منظور پذيرش فرهنگ اشتراک دانش نقش ايفا نمايند (ارل و اسکات247، 2001).

2-7-3- نظام فناوري اطلاعات
جديد ترين تعريف فناوري اطلاعات که تعداد کثيري از علما و دانشمندان نظير اندولسن 248(1999)، کمپل249 (1999)، ادواردز250 (1999)، گرام (1999)، شوبر251 (1999)، ويلدسترم252 (1999) و …… بر آن اتفاق نظر دارند اين چنين بيان شده است: “فناوريهاي اطلاعات شامل محدوده وسيعي از اختراعات و رسانه هاي ارتباطي است که سيستمهاي اطلاعاتي و افراد را به همديگر مرتبط مي کنند، شامل پست صدا253، پست الکترونيکي254، کنفرانس صوتي255،کنفرانس ويدئويي256، اينترنت، نرم افزارها، سخت افزارها و مانند آن. سيستمهاي اطلاعات و فناوري هاي اطلاعات اغلب در هم پيچيده هستند و معمولاً آنها را با همديگر به اسم فناوريهاي اطلاعاتي به کار مي برند.” (تي سانگ257، 2002). تکنولوژي اطلاعات مي تواند به عنوان ابزار قدرتمندي عمل کرده و ابزارهايي مؤثر و کارآمد براي همه وجوه مديريت دانش شامل تسخير،اشتراک و کاربرد دانش تأمين کند. مطالعات انجام شده اخير نشان داده است که سازمانهايي که بر روي مديريت دانش سرمايه گذاري مي کنند، عموماً براي رسيدن به اهداف خود بر ايجاد زيرساختهاي مناسب فناوري اطلاعات تأکيد دارند. نظام فناوري اطلاعات با سيستمهاي اطلاعاتي،فرآيندهاي کسب اطلاعات و مديريت فناوري اطلاعات ارتباطي تنگاتنگ دارد که در زير به توضيح هر يک مي پردازيم.

2-7-3-1- سيستمهاي اطلاعاتي
سيستم اطلاعات به سيستمي گفته مي شود كه براي كاربران در يك سازمان داده يا اطلاعات فراهم كند. گروهي از نويسندگان سيستم اطلاعات را همانگونه كه از نامش پيداست به عنوان سيستم در نظر گرفته و آن را از ديد سيستمي تعريف كرده اند.آنها معتقدند يك سيستم اطلاعات را مي توان از نظر فني به مجموعه اي از اجزاي مرتبط با هم تعريف كرد كه اطلاعات را به منظور حمايت از تصميم گيري و كنترل در يك سازمان جمع آوري،پردازش و ذخيره و توزيع و مي كنند. اصولاً سيستمهاي اطلاعاتي، قلب اكثر سازمانها را تشكيل مي دهند. در سيستم اطلاعات نيز مانند هر سيستمي سه فعاليت اصلي انجام مي گيرد. ورودي، داده هاي خام را از درون سازمان يا محيط بيرون جمع آوري مي كند. پردازش، اين وروديهاي خام را به شكل معناداري تبديل مي كند. خروجي، اطلاعات پردازش شده را به افراد ارائه مي دهد. بازخور در سيستم اطلاعات بسيار ضروري است. اين بازخور اطلاعات را به افراد مناسب در سازمان بر مي گرداند تا بتوانند مرحله ورودي را ارزيابي يا تصحيح كنند.
2-7-3-2-مديريت فناوري اطلاعات
در سالهاي‌ اخير در سراسر دنيا هزينه‌هاي‌ فناوري‌ اطلاعات‌ در سازمانها، اعم‌ از كوچك‌ يا بزرگ‌، خدماتي‌ ياتوليدي‌، انتفاعي‌ يا غير انتفاعي‌، افزايش‌ يافته‌ است‌. هزينه‌هاي‌ خودكار سازي‌ دفتري‌ و خودكار سازي‌ توليد كه‌ شامل‌كامپيوترها، بسته‌هاي‌ كاربردي، توسعه‌ نرم‌افزارهاي‌ مطابق‌ با نياز، ارتباطات، شبكه‌هاي‌ كامپيوتري‌ و اينترنت‌ است‌ سرمايه‌گذاري‌ محسوب‌ مي‌شود و معمولا به‌ منظور توسعه‌

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره مورفولوژی، تجزیه واریانس، فیزیولوژی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان پرسش نامه، سلسله مراتب، ساختار دانش