پایان نامه با کلید واژگان ارزش افزوده، سلسله مراتب، آموزش کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان فراِيندهاي به اشتراك گذاري دانش 157
جدول 4-?? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان فراِيندهاي به كارگيري دانش 159
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان سيستم هاي اطلاعاتي 161
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان فرآيندهاي كسب اطلاعات 163
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان مديريت فناوري اطلاعات 165
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان مشاركت در تصميم گيري 166
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان حس تعلق سازماني 169
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان حمايت مديريت 171
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان اعتماد 173
جدول 4-3? خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون رابطه دستگاه‏ههاي اجرايي با ميزان تناسب مديريت دانش 175
جدول 4-?? خروجي آزمون فريدمن براي اولويت بندي متغيرهاي تاثيرگذار 176
جدول 4-?? آزمون فريدمن براي تعيين اولويت متغيرهاي تاثيرگذار بر ميزان زيرساخت هاي مديريت دانش 177
جدول 5-1 وضعيت دستگاه هاي مورد مطالعه در زيرابعاد مروبط به زيرساخت هاي مديريت دانش 181
جدول 5-2 مقايسه دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان در ارتباط با زيرساخت هاي مديريت دانش 183
جدول ?-? مقايسه دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان در زير ابعاد زيرساخت هاي مديريت دانش 184

فهرست شکل‌ها
شکل 2-1: سلسله مراتب دانش 12
شکل 2-2: چرخه مديريت دانش 37
شکل 2-3: چرخه توليد دانش 39
شکل 2-4: مدل عمومي دانش در سازمان 56
شکل 2-5: چارچوب مفهومي فرايندهاي ايجاد دانش 58
شکل 2-6: مدل شش بعدي مديريت دانش (تومي و پري، 2001) 59
شکل 2-7: سلسله مراتب اشكال دانش (ويگ، 1993) 69
شکل 2-8: مروري بر مدل مديريت دانش چوو (1998) 73رش سازماني و مديريت دانشپرداختيشغلي، وابستگي شغلي، تعهد ساس کند با اداي وظايف شغلي خود، فرد مفيدي براي سازمان و جامعه است. تگي
شکل 2-9: مدل مديريت دانش (بويست، 1998) 74
شکل 2-10: چهارچوب مديريت دانش با محوريت اجزاي اصلي تشكيل‌دهنده (پرابست و همكاران، 2000) 77
شکل 2-11: مباني زير ساخت مديريت دانش(sivan, 2000) 100

فهرست نمودارها
نمودار 2-1: مدل مبتني بر فرايندها و فراهم كننده‌هاي مديريت دانش (اودل و گرايسون، 1998) 62
نمودار 2-2 : مدل مبتني بر فرايندهاي دانش (هالس، 2001) 64
نمودار 3-1: فرآيند تحقيق 113
نمودار3-2: مدل مفهومي پژوهش 115
نمودار 4-1: دادههاي مربوط به جنسيّت پاسخ دهندگان 124
نمودار 4-2: دادههاي مربوط به مشخصّات سابقه خدمت…………………. 125
نمودار 4-3 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات 126
نمودار 4-4توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب پست سازماني 127

فصل اول
کليات پژوهش

1-1- مقدمه
عصر حاضر، عصر اقتصاد دانش محور ناميده شده است. در اين دوران توجه مديران سازمان‌ها بيشتر به مقوله‌هايي همچون دانش و خلاقيت جلب شده است و در پي آن انسان‌هاي دانش‌گرا نسبت به انسان هاي عمل‌گرا اهميت بيشتري پيدا كرده‌اند.
صاحب‌نظران معتقدند دهه 80 دهه جنبش كيفيت و دهه 90 دهه مهندسي مجدد بوده است و دهه كنوني دهه مديريت دانش است. به گفته پيتر دراكر چالش 50 سال اول هزاره سوم بهره‌وري دانش در سازمان‌هاست كه جز با مديريت درست و مؤثر آن امكان‌پذير نيست (افرازه، 1386). از اين‌رو جاي تعجب ندارد كه دانش قواعد قديمي مربوط به رقابت و استراتژي را دگرگون كرده است، به‌طوريكه پايه و اساس اقتصادهاي صنعتي از منابع مادي به سمت دارايي‌هاي فكري سوق داده شده است. اين امر محققان را بر آن داشته است تا درباره چگونگي مديريت اين سرمايه ارزشمند تحقيق كنند.
علي‌رغم تحقيقات قابل توجهي که تاکنون در حوزه مديريت دانش صورت گرفته است، کمتر پژوهشي به‌طور جامع به بررسي کليه مولفه‌هاي زير ساختي مديريت دانش پرداخته است. لذا اين تحقيق سعي دارد تا مولفه‌هاي مربوط به زيرساخت هاي پياده سازي مديريت دانش را به‌طور جامع و يکپارچه در بين دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهد. در اين فصل قصد داريم تا اهميت، سوالات پژوهشي و مسير انجام تحقيق را به اختصار تبيين نموده تا تصويري کلّي از آن حاصل گردد.

1-2- بيان مسأله تحقيق
الزامات مديريت دانش، سازوكاري است كه سازمان از طريق آن دانش را مديريت ميكند و افراد در بخشهاي متفاوت آن، دانش خود را از طريق اين زيرساخت تسهيم ميكنند، به طوري كه اعضا بتوانند از آن دانش به طور كاملاً اثربخش استفاده كنند. اين زيرساخت باعث ميشود، فرآيندهاي ضروري دانش با حداكثر كارآيي صورت گيرند، از فناوريها اعم از سختافزار و نرمافزار كارآمدتر استفاده شود و خلق، تسهيم و به كارگيري دانش انجام پذيرد. هدف اصلي اين زيرساخت، چيزي جز جريان دادن دانش در رگهاي فرآيندهاي كاري سازمان نيست. الزامات مديريت دانش شامل الزامات فرهنگي، الزامات فرايندهاي دانشي و الزامات فناوري اطلاعات ميباشد. يك زيرساخت قوي دانش بر اساس مباني قوي ايجاد ميشود و اين مباني به استفاده كامل از دانش ميانجامد. در اين ميان، مديريت دانش بر افراد و تعاملات آنها تمركز دارد. خلق و تسهيم دانش، حاصل تعاملات انسانها در حين كار است، لذا در مديريت دانش ابتدا بايد افراد را به اطلاعات مرتبط كرد. اين ارتباط شامل فرايندها و تشويق لازم است؛ نه صرفاً براي ايجاد اعتماد و استفاده از اطلاعات موجود، بلكه به دنبال آن، براي سهيم شدن در منبع جهاني اطلاعات. سپس افراد بايد با هم مرتبط شوند. آنها بايد قادر به يافتن يكديگر بوده و در مورد درخواست و دريافت كمك و انتشار تجاربشان راحت باشند. اين كار به آنان اين احساس را ميدهد كه خود را همواره در تحقق اهداف استراتژيك سازمان سهيم ببينند. مديريت دانش را نبايد با مديريت دادهها اشتباه كرد. مديريت دادهها بر فرآيند و فناوري تمركز دارد، در حالي كه اركان مديريت دانش، افراد و توانايي جمعي آنان براي تشريك مساعي سريع و اثربخش است. بدون مديريت دادهها، مديريت دانش موفق نخواهد بود. پيوند دادن اين دو، نيازمند تعهد به فرهنگ تسهيم دانش است. سازمان براي رسيدن به اين منظور چارهاي جز سرمايهگذاري و تعهد به ايجاد فرهنگ مطلوب سازماني ندارد. بدون آنكه افراد نسبت به دانش تعهد داشته باشند و فعاليتهاي فعلي دانش را بپذيرند، زيرساخت دانش موفق نخواهد بود. همچنين، بدون داشتن يك زيرساخت فناوري كه به اندازه كافي براي پشتيباني فعاليتهاي دانش قوي باشد، زيرساخت دانش عمل نميكند و تا زماني كه فرآيندهاي مبتني بر دانش نباشند نيز، مديريت دانش داراي زيرساخت مناسبي براي عمل نخواهد بود(سيوان1، ????). استعاره انتقال علم از بازو به مغز و تبديل اطلاعات به دانش و نهايتاً به كار يا خروجي مشخص داراي ارزش افزوده، حاكي از آن است كه تنوع، خلاقيت، نوآوري و دانش محور شدن سازمانها، انتخابي اجتنابناپذير براي سازمانهاي قرن بيستويكم خواهد بود(ميشل و رايس2، ????).
همان گونه که بيان شد مباني زير ساخت مديريت دانش شامل نظام فناوري اطلاعات، فرايندهاي دانش و فرهنگ سازماني مي باشد که اين مباني منجر به استفاده کامل از دانش مي گردند. اين تحقيق نيز با مفروض داشتن اين سه عامل در پي تبيين و سنجش وضعيت هر يک از اين عوامل در سازمانهاي مورد مطالعه جهت استقرار مديريت دانايي و نيز رتبه بندي آنها به منظور توجه و تقويت عوامل ضعيف تر مي باشد. لذا با توجه به اهميت بحث الزامات و زيرساختهاي پيادهسازي مديريت دانش، سوال اساسي تحقيق حاضر اين است که دستگاه هاي اجرايي ستادي در استان سيستان و بلوچستان از نظر زيرساخت هاي مديريت دانش در چه سطحي هستند؟ رتبه بندي آنها به چه صورتي است؟ و راهکارهاي بهبود وضعيت اين سازمان ها در ارتباط با زيرساخت هاي مديريت دانش کدامند؟

1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلي
* ارزيابي وضعيت عوامل زمينهاي در پيادهسازي مديريت دانش در دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان

اهداف فرعي (ويژه):
* بررسي و ارزيابي وضعيت شاخصهاي عامل فناوري براي استقرار مديريت دانش در دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان
* بررسي و ارزيابي وضعيت شاخصهاي عامل فرهنگي براي استقرار مديريت دانش در دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان
* بررسي و ارزيابي وضعيت شاخصهاي عامل فرآيندهاي مديريت دانش براي استقرار مديريت دانش در دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان
* مقايسه دستگاه هاي اجرايي ستادي استان سيستان و بلوچستان در ارتباط با زيرساخت هاي مديريت دانش

1-4-ضرورت انجام تحقيق
مديريت دانش در عصر جديد، تحولات شگرفي را در مباحث مديريتي ايجاد کرده است. مديريت دانش به دنبال تصرف دانش ، خرد و تجربيات با ارزش افزوده کارکنان و نيز پياده سازي، بازيابي و نگهداري دانش به عنوان دارايي‌هاي سازمان است. به گفته پيتر دراکر3″راز موفقيت سازمانها در قرن 21 همان مديريت دانش است”. بنابراين مديريت سازمانها بايد با تکيه بر دانايي برتر امکان اتخاذ تصميمات معقول تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهاي مبتني بر دانش را پيدا کنند. از اين رو مديريت دانايي مقولهاي مهمتر از خود دانايي محسوب مي شود که در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگي تبديل اطلاعات و دانسته هاي فردي و سازماني را به دانش و مهارتهاي فردي و گروهي تبيين و روشن نمايد(گلسر4، ????). هر چند در حال حاضر سازمانهاي بسياري در زمينه توسعه دانش در سطوح مختلف سرمايه گذاري کرده و موفق بوده اند، اما سازمانهاي بسيار زيادي نيز با شکست مواجه شده‌اند. عدم وجود مکانيزمهاي صحيح ارزيابي و پياده سازي مديريت دانش، اين نوع سرمايه گذاري را در ذهن مديران تنها به يک هزينه اضافي تبديل نموده است. از اين رو سازمانها بايد محيطي را براي اشتراک، انتقال و تقابل دانش در ميان اعضاي خود به وجود آورند و افراد را در جهت با مفهوم کردن تعاملاتشان آموزش دهند و سعي در ايجاد بسترسازي و شناسايي عوامل زمينهاي جهت استقرار مديريت دانش در سازمان نمايند (بالوگان5، ????). اين مهم در سازمانهاي دولتي نيز ضرورت دارد.
شرکتهاي خصوصي به توليد کالا و خدماتي مي پردازند که مستقيماً در رقابت با کالا و خدمات بخش دولتي است. آموزش، دانش، امنيت و علم از جمله زمينه هاي رقابت بين اين دو بخش است. براي مثال آموزش از راه دور و به ويژه آموزش از طريق اينترنت توسط شرکت‌هاي خصوصي، ارائه خدمات آموزشي توسط دولت را به شدت تحت تأثير قرار داده است. وقتي مشتريان بتوانند نيازهاي خود را به صورت کاملاً دلخواه و سفارشي توسط بخش خصوصي برطرف کنند، ناخودآگاه چنين انتظاري را از بخش دولتي نيز خواهند داشت. بازنشسته شدن کارمندان دولت و هم چنين انتقال آن‌ها بين بخش‌هاي مختلف، چالش جديدي براي ابقاي دانش و حفظ حافظه سازماني و متعاقب آن آموزش کارکنان جديد ايجاد مي‌کند. به مرور زمان کارمندان فعلي دولت تا چند سال آينده بازنشسته خواهند شد. اين به عنوان يک مشکل اصلي پيش روي بسياري از دولتهاست. سازمانهاي دولتي نيازمند اين هستند تا با ابتکار عمل، دانش کارکنان ارشد را حفظ کنند زيرا در غير اين صورت ارائه خدمات به بخش عمومي دچار مشکل خواهد شد. بنابر اين، کسب دانش از کارکنان ارشد و سپس انتقال آن به ساير کارکنان و نيز روزآمد کردن آموخته ها طي زمان امري بسيار حياتي است. افزايش روز افزون شهروندان دانش مدار، دولت را مجبور مي کند تا در رأس دانش‌هاي ايجاد شده و به روز قرار گيرد. مديريت دانش بيان مي کند ک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان پرسش نامه، انتقال دانش، سابقه خدمت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان اقتصاد دانش، سلسله مراتب، سازمان دانش