پایان نامه با کلید واژگان ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، نظام مالی

دانلود پایان نامه ارشد

ایجاد درآمد بیشتر برای دولت می‌شود، به دلیل برخی از اهداف مدنظر از جمله کارایی نظام مالیاتی، از این روش صرف نظر شده است.
مالیات بر ارزش افزوده از نوع درآمدی (VATI)
مالیات بر ارزش افزوده از نوع درآمد، مالیات بر فروش تولید خالص کالاها می‌باشد. در این نوع از مالیات بر ارزش افزوده، استهلاک (D) از پایه مالیات کسر شده و سرمایه گذاری خالص مشمول مالیات می‌شود.

2-2
این روش نسبت به روش مالیات بر ارزش افزوده تولیدی، پایه مالیاتی کوچک‌تری دارد اما همچنان به بخش تولید و سرمایه گذاری در اقتصاد، تحمیل می‌شود.
مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف (VATC)
این نوع مالیات بر ارزش افزوده بر مبنای کالاها و خدمات مصرفی می‌باشد. در این روش کلیه مخارج سرمایه گذاری ناخالص (I) از پایه مالیاتی حذف می‌شود.

2-3

در روش مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف، همان‌طوری که مشاهده می‌شود، سرمایه گذاری و استهلاک از شمول پایه مالیاتی خارج شده، یعنی در این حالت بار مالیاتی از تولید به مصرف انتقال یافته است. این امر باعث بالا رفتن انگیزه سرمایه گذاری و تولید در اقتصاد می‌شود. بنابراین اکثر کشورهای اجرا کننده نظام مالیات بر ارزش افزوده از این روش استفاده می‌نمایند
مقایسه سه نوع مالیات بر ارزش افزوده
در بین سه نوع مالیات، مالیات بر ارزش افزوده از نوع تولیدی، بیشترین پایه مالیاتی و مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی، کمترین پایه مالیاتی را ایجاد می‌کند. چون مالیات تولیدی، خریدهای ناخالص کالاهای سرمایه‌ای (بدون مستثنی کردن استهلاک) را شامل می‌شود، موانعی در برابر سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند.
از آن گذشته، در صورتی که محاسبه مالیات بر ارزش افزوده به روش صورت حساب انجام گیرد، در مورد آن دسته از فعالیت‌ها که موفق به انتقال بخشی از هزینه‌های سرمایه‌ای خود به بعد شوند، وضع این مالیات بر کالاهای سرمایه‌ای، منجر به مالیات چند مرحله‌ای می‌شود که در مالیات بر ارزش افزوده از نوع درآمدی، این مسئله در حد کمتری به وجود می‌آید. در بین سه روش فوق، مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی که کمترین پایه مالیاتی را ایجاد می‌کند یک مالیات عمومی بر مصرف است (در صورتیکه از اصل مبدأ استفاده شود، خالص صادرات را نیز در بر می‌گیرد) بنابراین، در بین سه روش مذکور، اکثر کشورها معمولاً این روش را بر می‌گزینند. البته استفاده از این روش، بالاترین نرخ مالیات را برای ایجاد بازده درآمدی مطلوب لازم دارد و به همین علت برخی کشورها کوشش می‌کنند مبنای مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی را به وسیله مالیات پذیر کردن بخشی از کالاهای سرمایه‌ای گسترش دهند. الله محمد آقایی و اکبر کمیجانی، «مبانی نظری مالیات بر ارزش افزوده و مزایای آن در راستای اصلاح نظام مالیاتی» (دانشنامه اقتصادی ۱۳۸۰: ۱۴۰-۱۳۸).
اصل مبدأ و مقصد در نظام مالیات بر ارزش افزوده:
می‌توان مالیات بر ارزش افزوده را تحت دو اصل مبدأ یا مقصد اجرا کرد. در اصل مبدأ، مالیات بر ارزش افزوده، بر روی ارزش افزوده کلیه کالاها و خدماتی که در داخل یک کشور تولید می‌شود، اعمال می‌گردد.
در اصل مقصد، مالیات بر ارزش افزوده، بر روی ارزش افزوده کلیه کالاها و خدماتی که در داخل یک کشور مصرف می‌شود، اعمال می‌گردد. نکته مهم در این مبحث، نحوه برخورد این مالیات با مقوله‌های صادرات و واردات می‌باشد. به این معنا که در اصل مقصد صادرات از شمول نظام مالیات بر ارزش افزوده معاف است، زیرا مطابق با این اصل، مالیات بر ارزش افزوده بر کلیه کالاها و خدماتی وضع می‌شود که در داخل مرزهای یک کشور به مصرف می‌رسد، این در حالی است که کالاها و خدمات صادر شده، در کشوری دیگر یا کشور مقصد مصرف خواهد شد. بر اساس اصل مبدأ: صادرات مشمول مالیات، واردات معاف از مالیات بر اساس اصل مقصد: صادرات معاف از مالیات، واردات مشمول مالیات بنابراین بر طبق اصل مقصد، صادرات مشمول مالیات بر ارزش افزوده نخواهد بود، ولی واردات به دلیل اینکه در داخل کشور مصرف می‌شود، مشمول این مالیات می‌گردد. اما در خصوص اصل مبدأ، دقیقاً برعکس اصل مقصد، واردات معاف و صادرات مشمول است؛ و به منظور تشویق صادرات از اصل مقصد استفاده می‌شود؛ لذا بهترین گزینه جهت اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده، استفاده از نوع مصرف بر اساس اصل مقصد است15.
روش‌های محاسبه مالیات بر ارزش افزوده:
همان‌گونه که بیان شد، ارزش افزوده، برابر ارزش ایجاد شده در هر مرحله ای از تولید است. به بیان دیگر، ارزش افزوده، برابر با ارزش کالای تولید شده یا خدمات (خروجی‌ها) منهای حاصل جمع ارزش عوامل تولید (یا ورودی‌ها مثل مواد خام، انرژی، وسایط نقلیه و…) به کار برده شده در هر مرحله ای از تولید است. بنابراین ارزش افزوده برابر است با: اجاره +دستمزد+بهره + سود می‌باشد که از دیدگاه اقتصاد کلان همان تولید ناخالص ملی است. مالیات بر ارزش افزوده درصدی از این مبنا (ارزش افزوده) است که به موجب قانون توسط دولت‌ها وصول می‌گردد. بنابراین با توجه به مطالب مذکور درباره‌ی ارزش افزوده، از دو دیدگاه مجموع یا تجمعی؛ یعنی حاصل جمع دستمزد، بهره اجاره، سود و تفریقی؛ خروجی منهای ورودی به دست می‌آید.
به این ترتیب می‌توان نوشت: ورودی –خروجی=دستمزد+بهره+اجاره +سود= ارزش افزوده
بر اساس تعاریفی که از ارزش افزوده بیان شد و با توجه به دیدگاه تجمعی و تفریقی، روش‌های مختلف ممکن برای محاسبه مالیات بر ارزش افزوده به شرح زیر است: (t نرخ مالیات)
1-روش تجمعی مستقیم (سود+اجاره +بهره +دستمزد) t= مالیات بر ارزش افزوده
2-روش تجمعی غیر مستقیم (سود) t+ (اجاره +بهره +دستمزد) = مالیات بر ارزش افزوده
3-روش تفریق مستقیم (ورودی – خروجی) t = مالیات بر ارزش افزوده
4-روش تفریق غیر مستقیم (ورودی) t- (خروجی) t = مالیات بر ارزش افزوده

سه روش متداول عملی برای تعیین مالیات بر ارزش افزوده وجود دارد:
روش بستانکاری فاکتور16
در این روش برای محصول هر فروشنده، نرخ معینی مالیات وضع می‌شود و فاکتور میزان مالیات پرداختی به خریدار داده می‌شود. در مرحله بعد در صورتی که خریدار کالاهایی را که ارائه می‌نماید و به فروش می‌رساند مشمول مالیات بر ارزش افزوده باشند، در این صورت بابت مالیات پرداختی برای خریدهای خود بستانکار می‌شود. بنابراین اختلاف بین مالیات بر فروش و مالیات پرداختی، به مقامات مالیاتی برگشت داده می‌شود. همچنین چنانچه میزان مالیات پرداختی بابت خرید بیش از مالیات دریافتی بابت فروش باشد، در این صورت از طرف مقامات مالیاتی تفاوت دو مبلغ به وی بازپرداخت می‌شود. در ایران و بسیاری از کشورها از همین روش برای تعیین مالیات بر ارزش افزوده استفاده می‌گردد.
روش تفریق17
در این روش مالیات به طور مستقیم برای هر حساب و برای هر بنگاه از طریق محاسبه ارزش افزوده به صورت اختلاف بین درآمدها و خریدهای مجاز، تعیین می‌گردد. تنها کشوری که در حال حاضر از روش تفریق، مالیات بر ارزش افزوده را تعیین می‌کند ژاپن است، همچنین فیلیپین قبل از اینکه به روش فاکتور روی آورد از روش تفریق استفاده نموده است. تنها کشوری که در حال حاضر از روش تفریق، مالیات بر ارزش افزوده، را تعیین می‌کند ژاپن است، همچنین فیلیپین قبل از اینکه به روش فاکتور روی آورد از روش تفریق استفاده نموده است.
روش مجموع18
در این روش، مالیات بر ارزش افزوده برآورد شده؛ از طریق مجموع درآمد عوامل تولید (و تعدیلات ضروری در صورت نیاز) وضع می‌شود. با مقایسه روش‌های مختلف مالیات بر ارزش افزوده می‌توان گفت روش تفریق با مشکلات متعددی به خصوص در کشورهای در حال توسعه مواجه است، که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مشکل اجرای آن، فرار مالیاتی به دلیل اختلاف بین قیمت فروش اظهار شده توسط بنگاه با قیمت واقعی اشاره نمود. هم چنین مهم‌ترین مزایای روش فاکتور را می‌توان جلوگیری از تقلب و فرار مالیات ذکر نمود. علاوه بر این، در مواردی که سیستم چند نرخی مالیات بر ارزش افزوده وجود دارد، سیستم فاکتور مناسب‌تر و ساده تر می‌باشد (جعفری و همکاران،1384، ص 263).
نحوه محاسبه عملیاتی مالیات بر ارزش افزوده در ایران
مالیات بر ارزش افزوده در ایران بر اساس استانداردهای حسابداری و با تکیه بر روش صورتحساب به شرح زیر ارائه می‌گردد:
در هنگام خرید: خریدار علاوه بر بهای کالای خریداری شده، حاصل‌ضرب نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بهای آن کالا را به فروشنده می‌پردازد. (اعتبار مالیاتی)
در هنگام فروش: فروشنده علاوه بر بهای محصول، حاصل‌ضرب نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بهای کالای فروخته شده را از خریدار اخذ می‌کند.
در پایان هر دوره مالیاتی: مؤدی ما به تفاوت مالیات بر ارزش افزوده پرداختی در زمان خرید با مالیات اخذ شده در زمان فروش را به صورت دوره ای سه ماه یک‌بار به سازمان امور مالیاتی می‌پردازد.
مالیات بر ارزش افزوده در واقع نوعی مالیات بر فروش کالا و خدمات چند مرحله ای است که طی مراحل زنجیره واردات؛ تولید – توزیع و مصرف با نرخ مالیاتی ثابت «غیر تصاعدی» اعمال می‌شود و در نهایت مصرف کنندگان نهایی؛ تنها پرداخت کننده واقعی آن هستند. مبنای محاسبه این مالیات بهای کالا و خدماتی است که در داخل تولید یا به کشور وارد می‌شوند و فروشندگان و ارائه کنندگان خدمات برای آن‌ها صورتحساب صادر می‌کنند.
در این نظام مالیاتی هر یک از ارائه دهندگان کالا و خدمات که در این نظام مالیاتی از نظر دولت؛ مودیان مالیاتی تلقی می‌شوند؛ به نگهداری دفاتر حسابداری و در هنگام فروش مکلف به تهیه و صدور صورتحساب مکلف هستند در صورت حساب‌های صادره باید مشخصات طرفین معامله؛ مشخصات کامل کالا همراه با قیمت و مالیات آن در ستون‌های مربوط؛ در چند نسخه ثبت شده باشد. در هر یک از زنجیره به هم پیوسته تولید تا توزیع؛ هر یک از بنگاه‌های اقتصادی در زمان خرید مواد اولیه و یا سایر کالاهای مورد نیاز بهای کالای خریداری شده بعلاوه مالیات بر ارزش افزوده را (که به صورت درصد ثابتی از بهای کالاست) به فروشنده کالا می‌پردازد.
با توجه به اینکه در این نظام اقتصادی؛ فعال اقتصادی نباید خود مالیاتی پرداخت کند و باید مالیات تنها از مصرف کننده نهایی اخذ شود؛ فعالان اقتصادی؛ مالیات پرداختی بابت اولیه و سایر کالاها را از وجوه مالیات دریافتی از خریداران کالاها و دریافت کنندگان خدمات خود کسر و تنها مابه‌التفاوت را به خزانه دولت پرداخت می‌کنند.
به این ترتیب هر فعال اقتصادی تنها به میزان ارزش افزوده ای که در کارش ایجاد می‌شود مالیات به حساب دولت واریز می‌کند و عمل انتقال مالیات از هر عنصر زنجیره تولید تا توزیع به بعد، تا زمانی که مالیات به مصرف کننده نهایی اصابت می‌کند؛ ادامه پیدا می‌کند. در نهایت مصرف کننده نهایی که حلقه آخر زنجیره تولید؛ توزیع مصرف است کل مالیات را که در مراحل مختلف زنجیره توسط عناصر تولید؛ توزیع انباشته شده است، پرداخت می‌کند. در مالیات بر ارزش افزوده؛ عاملان اقتصادی از تولیدکننده گرفته تا خرده فروش هیچ گونه مالیاتی را از حساب خود پرداخت نمی‌کنند و هر مؤدی مالیات بر ارزش افزوده؛ در زنجیره تولید – توزیع؛ فقط مالیات را به عامل بعدی منتقل کند تا در نهایت به مصرف کننده نهایی برسد.
بابت هر کالا؛ در مجموع فقط به میزان بهای محصول نهایی مالیات پرداخت می‌شود.
مأخذ محاسبه مالیات؛ بهای کالا یا خدمت مندرج در صورتحساب خواهد بود در مواردی که صورتحساب موجود نباشد یا از ارائه آن خودداری شود یا به موجب اسناد و مدارک مثبت احراز شود که ارزش مندرج در آن‌ها واقعی نیست؛ مأخذ محاسبه مالیات بهای روز کالا یا خدمات به تاریخ روز تعلق مالیات است.
پایه مالیاتی مالیات بر ارزش افزوده
اصولاً آنچه که نرخ مالیاتی بر آن اعمال می‌گردد پایه مالیاتی نامیده می‌شود. در نظام مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر کالاها و خدمات متفاوتی وضع می‌شود که البته برخی از آن‌ها به دلایل مختلف از دامنه شمولیت این نظام مالیاتی معاف می‌گردند و در نتیجه گستره یا پایه این نظام مالیاتی را محدودتر می‌نماید. این مالیات می‌تواند تا سطح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، نظام مالی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، نرخ مالیات