پایان نامه با کلید واژگان ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

استانداردهاي پذيرفته شده حسابرسي، بيانيه ها و با لحاظ داشتن شرايط محيطي ايران سيزده عامل مؤثر بر كيفيت حسابرسي مستقل شناسايي شد.
نتايج آزمون فرضيه هاي گروه “الف” نشان داد كه پرسش شوندگان بر وجود بيست و چهار عامل تأكيد بيشتري دارد و نتايج آزمون فرضيه هاي گروه “ب” نشان داد كه در اغلب موارد تفاوت معني داري بين ديدگاهها وجود ندارد. فلذا با توجه به عدم بررسي كافي اين حوزه از حسابرسي در ايران لزوم تحقيقات بيشتر در زمينه كارايي احساس مي گردد.

2-3-2- تحقيقات خارجي
در سطح جهان تحقيقات متعددي در ارتباط با سطوح كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي و شناخت عوامل مؤثر بر آن انجام شده است.
در اغلب تحقيقات عوامل مؤثر بر كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي، مد نظر محققان بوده است و در برخي از مطالعات صورت گرفته بررسي عوامل مؤثر بر كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي به كمك تعيين سطوح مختلف كارايي انجام شده است. در ادامه به برخي از تحقيقاتي كه تاكنون در اين زمينه صورت گرفته اشاره مي‌شود كه منبع و انگيزه براي تحقيق حاضر نيز هستند.
پالمروز5 (1989) تحقيقي تحت عنوان «ارتباط بين نوع قرارداد حسابرسي و هزينه‌ها و ساعات حسابرسي» انجام داده است كه طي آن به تأثير نوع قرارداد حسابرسي بر هزينه و زمان انجام حسابرسي پرداخته شده است. او با در نظر گرفتن دو نوع قرارداد حسابرسي مستقل صورت‌هاي مالي كه عبارت از قرارداهاي حسابرسي «با قيمت مشخص6» و قرار دادهاي حسابرسي «بازپرداخت هزينه‌ها7» هستند دو فرضيه را بيان مي‌كند كه به اين شرح است:
1) تفاوتي بين هزينه‌هاي اين دو نوع قرارداد نيست.
2) تفاوتي بين زمان انجام كار در هر يك از ين قراردادها وجود ندارد. در نهايت محقق با كمك پرسشنامه به بررسي ارتباط بين نوع قراردادها و هزينه‌ها و زمان انجام آنها مي‌پردازد و نتايج حاصله نشان دهنده آن است كه نوع قرارداد حسابرسي صورت‌هاي مالي با هزينه‌هاي انجام حسابرسي رابطه معناداري دارد ولي با طول زمان انجام كار رابطه معناداري ندارد.
مي‌توان گفت تحقيق فوق اثر محدوديت هزينه‌ها بر كارايي حسابرسي صورت‌هاي مالي را مورد بررسي قرار داده است. محقق در اين مطالعه به وسيله تعيين ضريب رگرسيون بين متغير مستقل در نمونه‌اي شامل 361 شركت به اين نتيجه مي‌رسد كه هزينه‌هاي حسابرسي با نوع قرارداد رابطه مستقيمي دارد يعني هر چه قرارداد محدوديت بيشتري براي حسابرسان از لحاظ هزينه‌ها ايجاد كند در نتيجه هزينه‌هاي انجام كار نيز كاهش خواهد يافت اما اين امر اثر معناداري بر زمان انجام كار نخواهد داشت.
نتيجه خدمات حسابرسي ايجاد اطمينان نسبي در استفاده‌كنندگان از طلاعات مالي است، كه در اختيار آنان قرار گرفته است. اين اطمينان ايجاد شده در استفاده‌كنندگان يك امر نامشهود و تقريباً غيرقابل محاسبه است و اندازه‌گيري چنين متغيري بسيار دشوار است، زيرا كه اطمينان يا در واقع ميزان اطمينان صرفاً يك حس دروني در انسان است كه ارتباط تنگاتنگي با ويژگي‌هاي فردي افراد دارد. لذا در امر ارزيابي كيفيت خدمات حسابرسي امكان استفاده از ميزان اطمينان ايجاد شده در استفاده‌كنندگان به عنوان يك متغير يا وجود ندارد يا امري بسيار دشوار است و با قضاوت‌هاي ذهني بسيار همراه است و اين امر از عينيت ارزيابي‌ها مي‌كاهد. علاوه بر اين ميزان اطمينان ايجاد شده در استفاده كنندگان بيشتر به نام مؤسسه حسابرسي مربوط است تا كيفيت خدمات ارائه شده. لذا براي ارزيابي خدمات حسابرسي و عوامل مؤثر بر كيفيت و ويژگي‌هاي اين خدمات، بايد متغير ديگري را مورد آزمون قرار داد.
در اغلب تحقيقات انجام شده تاكنون متغير مورد آزمون، ساعات كار حرفه‌اي صرف شده جهت انجام كار حسابرسي بوده است كه به عنوان داده مدنظر قرار داشته و نحوه تأثير عوامل مختلف با بررسي رابطه اين عوامل با ساعات كار حرفه‌اي صرف شده مورد مطالعه قرار گرفته است.
پالمروز (1989) نيز جمع ساعات كار حرفه‌اي را به عنوان داده‌هاي فرايند حسابرسي در نظر گرفته است. البته پالمروز ساعات حرفه‌اي صرف شده براي انجام كار حسابرسي را بدون توجه به رده‌هاي مختلف پرسنل مدنظر قرار داده است.
در تحقيقي ديگر أكيف8 و همكاران (1994) عملكرد محققان قبلي را تا حدودي زير سؤال بردند چرا كه آنان خدمات ارائه شده توسط يك شريك، مدير و يا سرپرستي با تجربه را معادل خدمات ارائه شده توسط يك حسابرس تازه كار در نظر گرفته بودند. أكيف و همكارانش اين بار تحقيقات قبلي را با افزودن اين فرض انجام دادند كه، ساعات كار حرفه‌اي صرف شده بايد با توجه به رده‌هاي مختلف سازماني پرسنل و بطور مجزا مورد ارزيابي قرار گيرند. أكيف، سيمونيك9 و استين10 در اين تحقيق بيان مي‌دارند كه در بررسي ميزان داده‌ها يا همان ساعات كار مورد نياز براي انجام هر كار حسابرسي خاص بايد تركيب خدمات حرفه‌اي از لحاظ رتبه و تجارب اعضاي تيم حسابرسي را نيز مد نظر قرار داد، چرا كه آنان معتقد بودند كه صرفاً ميزان ساعات كاركرد كل و بدون توجه به رده‌ها و تجارب پرسنل مي‌تواند از دقت نتايج حاصله بكاهد. در اين تحقيقات به بررسي اثر ويژگي‌هاي شركت مورد حسابرسي شامل اندازه، پيچيدگي اطلاعات و فعاليت‌هاي شركت تحت رسيدگي و مخاطرات مختلف مربوط به شركت و ميزان اتكاي حسابرسان بر سيستم كنترل داخلي، تأثير منحني يادگيري و همچنين ارائه خدمات همزمان ديگري مانند مشاوره بر ميزان ساعات كار لازم جهت انجام هر حسابرسي پرداخته شده است.
تحقيق فوق بر روي نمونه‌اي شامل 249 شركت آمريكايي انجام شد و از طريق استفاده از تعيين ضريب رگرسيون آماري بين ساعات كار حرفه‌اي و عوامل فوق به اين نتيجه رسيد كه حدود هشتاد درصد تغييرات در ساعات كار حسابرسي با متغيرهاي اندازه‌ شركت، پيچيدگي اطلاعات مالي و فعاليت‌هاي شركت تحت رسيدگي و ريسك‌هاي مربوط به شركت، قابل تبيين است.
البته در تحقيقات صورت گرفته بعدي باز محققين تفكيك خدمات ارائه شده توسط پرسنل با رده‌ها و تجارب پرسنلي مختلف را ضروري ندانستند و كل ساعات كار حرفه‌اي صرف شده را بدون در نظر گرفتن رده‌هاي سازماني به عنوان متغير در مدل‌هاي خود مورد استفاده قرار دادند كه به مواردي از اين تحقيقات در زير اشاره خواهد شد.
در تحقيقات ديگري عوامل مورد بحث در تحقيق أكيف و همكارانش از جنبه قيمت‌گذاري خدمات بررسي شده است يعني در آنها نحوه تأثير اين عوامل بر داده‌هاي حسابرسي كه همان ساعات مورد نياز براي انجام كار مي‌باشند جهت تعيين هزينه انجام كار و نهايتاً بهاي ارائه خدمات براي هر ارباب رجوع خاص مورد آزمون قرار گرفته است. در نهايت بيان مي‌گردد كه به كاهش كارايي ارزش هر واحد خدمات حسابرسي كه همان ساعت كار حرفه‌اي است، كاهش يابد. زيرا مبلغ دريافتي به عنوان حق‌الزحمه انجام كار ثابت ولي تعداد ساعات انجام كار افزايش يافته است. از جمله اين تحقيقات مي‌توان به تحقيقات انجام شده توسط سيمونيك (1980) و پالمروز (1986) و فرانسيس و سيون11 (1987) اشاره كرد.
داپوچ12 و همكاران (2003) به تعيين كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي پرداختند. آنها براي اين كار ابتدا از مدل برآورد حدود اتفاقي(SFE)13 براي تعيين سطوح مختلف كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي استفاده كردند. در نتايج بدست آمده در اين تحقيق مشخص شد كه با استفاده از مدل SFE هيچگونه مداركي دال بر ارتباط بين عدم كارايي و استفاده از خدمات حسابرسي حسابرسان در رده‌هاي مختلف سازماني شامل شريك، مدير، حسابرس ارشد يا حسابرس ديده نمي‌شود در حالي كه اين تغييرات باعث تغييرات چشمگيري در هزينه‌هاي انجام كار حسابرسي مي‌شد و اگر مؤسسه‌اي به جاي استفاده از خدمات حسابرسي حسابرسان تازه‌كار و بي‌تجربه از خدمات حسابرسان در رده‌هاي بالاتر استفاده مي‌كرد، قطعاً مجبور به پرداخت هزينه‌هاي بيشتري مي‌شد اما همانطور كه ذكر شد نتايج بدست آمده از كاربرد مدل SFE، سطح كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي را بدون تغيير نشان مي‌داد. بنابراين محققان به اين نتيجه رسيدند كه اين مدل كارايي لازم را براي اين بررسي ندارد و پس از آن مدل تحليل پوششي داده‌ها 14(DEA) را مورد استفاده قرار دادند. نتايج حاصل از به كارگيري اين مدل بر خلاف مدل قبلي كه بيانگر عدم ارتباط بين تغيير در تركيب تيم حسابرسي و سطح كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي بود، نشان داد ارتباط معناداري بين تركيب تيم حسابرسي و سطح كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي وجود دارد. قطعاً اين نتيجه منطقي‌تر به نظر مي‌رسيد و راهنماي بهتري براي قيمت‌گذاري خدمات حسابرسي، بود. لذا در اين تحقيق محققان به اين نتيجه رسيدند كه استفاده از مدل تحليل پوششي داده‌ها براي تعيين سطح كارايي نسبي حسابرسي صورت‌هاي مالي مناسب‌تر است و همچنين هدف ديگر يعني قيمت‌‌گذاري خدمات حسابرسي را بهتر تأمين مي‌كند.
در تحقيق ديگري توسط بلودي جك و ديگران15 (2003) تحت عنوان «شناخت تركيب روش‌هاي حسابرسي: عواملي كه حسابرسان را وادار به تغيير در روش‌هاي انجام كار مي‌كند» منتشر شد.
هدف اين تحقيق شناسائي عوامل محيطي اساسي و واحد مورد رسيدگي بود كه باعث تغيير در روش‌هاي به كار رفته توسط حسابرسان براي حسابرسي صورت‌هاي مالي مي‌شدند. در اين تحقيق با بررسي ساعات تخصيص داده شده براي انجام هر كار حسابرسي و روش مورد استفاده، سعي بر شناسائي بهترين روش و همچنين تعيين عوامل مؤثر بر كاهش يا افزايش ساعات مورد نياز براي انجام يك كار حسابرسي بود.
در تحقيق فوق مراحل انجام كار حسابرسي به چهار مرحله شامل:
1) برنامه‌ريزي كار، 2) ارزيابي ريسك، 3) انجام آزمون محتوا و 4) مرحله تكميل كار و نوشتن گزارش حسابرسي تقسيم شد. در اين تحقيق علاوه بر شناسايي عوامل مؤثر خارجي بر ميزان ساعات مورد نياز براي انجام هر كار حسابرسي خاص به بررسي اين موضوع نيز پرداخته شد كه آيا اختصاص زمان بيشتر به هر يك چهار مرحله مذكور در فوق مي‌تواند باعث تغيير در كل ساعات مورد نياز براي انجام كار گردد يا خير؟
نتايج تحقيق حاكي از آن است كه: اگر شركت‌ها براي سال‌هاي متوالي توسط يك مؤسسه حسابرسي خاص حسابرسي شوند ساعات كار مورد نياز براي انجام حسابرسي در سال‌هاي بعد از سال اول افزايش خواهد يافت. ريسك بالاي تقلب مديريت به مقدار كمي باعث افزايش در ساعات كار اختصاص يافته براي انجام كار حسابرسي مي‌شود، اما تغييري در روش‌هاي انجام كار، ساعات كار اختصاص يافته را كم مي‌كند. بخصوص اين تأثير در ساعات اختصاص يافته به مرحله برنامه‌ريزي و مرحله ارزيابي ريسك بيشتر است.
اين تحقيق استفاده از سيستم‌هاي استراتژيك مدرن مانند مدل ريسك تجاري را باعث ايجاد تغييرات قابل توجهي در روش حسابرسي صورت‌هاي مالي معرفي مي‌كند. از نتايج حسابرسي صورت‌هاي مالي مانند مشاوره مديريت باعث كاهش ساعات تخصيص يافته به مراحل برنامه‌ريزي و ارزيابي ريسك مي‌شود، ولي تأثير قابل توجهي بر كل ساعات حسابرسي ندارد. اين نتيجه تا حدودي منافع استفاده از خدمات همزمان غير حسابرسي مؤسسات حسابرسي را زير سؤال مي‌برد. استفاده از اين نوع خدمات براي كمك به مؤسسات حسابرسي كوچك از لحاظ افزايش درآمد اين نوع مؤسسات و همچنين تأثير مثبت شناخت ايجاد شده از محيط كاري صاحب كار براي حسابرسان مجاز شناخته شده است كه نتايج اين تحقيق حداقل اين فرض را كه انجام خدمات همزمان به دليل شناختي كه براي حسابرسان ايجاد مي‌كند، باعث صرفه‌جويي در هزينه و زمان انجام كار مي‌گردد را زير سؤال مي‌برد.
در نهايت از نتايج اين تحقيق مي‌توان به مورد ديگري در ارتباط با تفاوت حسابرسي انجام شده توسط پنج مؤسسه بزرگ بين‌المللي حسابرسي كه معروف به پنج بزرگ هستند و ساير مؤسسات حسابرسي اشاره كرد كه جزئيات گزارشات حسابرسي منتشر شده توسط پنج بزرگ منطقي‌تر، قابل اطمينان‌تر از ساير مؤسسات است. عاملي كه شايد دليلي براي بالا بودن ارزش خدمات اين مؤسسات در مقابل ساير مؤسسات باشد.
در اين زمينه تحقيق ديگري وجود دارد كه توسط استين16 (2004)، منتشر شده است. اين تحقيق را شايد بتوان به عنوان تكميل كننده و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان حسابرسان مستقل، حسابداران، حسابرس مستقل، انتقال اطلاعات Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع استان خراسان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان