پایان نامه با کلید واژگان ادراک کنترل، ادراک شایستگی، ویژگی های شخصیت، ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

پرورش ما ارزش قایل باشد، در یان صورت چراغ سبز هیجانی را که برای گوش کردن عمیق به میلی که نیاز به ادراک شایستگی در ما ایجاد می کند تا بکوشیم بر چالش های بهینه غلبه کنیم، تجربه می نماییم (کلیفورد، 1988).
حمایت کردن از ادراک شایستگی
الف) بازخورد مثبت
گاهی افراد نمی دانند که عملکرد آنها شایسته است یا ناشایست، بنابراین برای اینکه این ارزیابی را انجام دهند به بازخورد نیاز دارند. بازخورد از چهار منبع زیر حاصل می شود:
– خود تکلیف
– مقایسه عملکرد فعلی با عملکردهای گذشته خویش
– مقایسه عملکرد فعلی خویش با عملکرد دیگران
– ارزیابی های دیگران
در برخی تکالیف، پسخوراند شایستگی در انجام خود تکالیف وجود دارد، مثل وارد شدن موفقیت آمیز به سیستم کامپیوتر، تعمیر کردن یک دستگاه، یا پرتاب کردن توپ در بیسبال. اما در اغلب تکالیف، ارزیابی عملکرد چندان واضح نیست که بتوانیم نتیجه درست یا غلط بکیریم.هنگام انجام دادن مهارت های اجتماعی، کارهای هنری، یا تکالیف دیگری از این دست، عملکرد های گذشته ما، عملکردهای همسالان، و ارزیابی های دیگران (به جای خود تکلیف) اطلاعات لازم را درباره پی بردن به ادراک شایستگی در برابر ناشایستگی در اختیار می گذارند. در رابطه با عملکرد های گذشته خودمان، ادراک پیشرفت، علامت مهمی برای شایستگی است (شانک و هنسون، 1989)، همان گونه که ادراک عدم پیشرفت از ناشایستگی خبر می دهد در رابطه با عملکرد همسالانمان، انجام دادن بهتر از دیگران از شایستگی خبر می دهد، در حالی که انجام دادن بدتر از دیگران از ناشایستگی خبر می دهد. در مورد ارزیابی دیگران، تحسین و بازخورد مثبت، ادراک شایستگی را تقویت می کند، در حالی که انتقاد و بازخورد منفی به آن صدمه می زند.
به طور خلاصه، بازخورد عملکرد به شکل های گوناگون- ناشی از تکلیف، از مقایسه های اجتماعی و یا از دیگران- اطلاعاتی را که افراد برای ارزیابی شناختی سطح عملکرد خودشان نیاز دارند، تامین می کند. در صورتی که این منابع اطلاعاتی با تعبیر انجام دادن خوب کارها هماهنگ باشند، بازخورد مثبت را تجربه می کنیم که می تواند نیاز روان شناختی به شایستگی را ارضا کند.(ریو، 1391)
ب) لذت چالش بهینه و بازخورد مثبت
سوزان هارتر در تایید اینکه افراد از چالش بهینه واقعاً لذت می برند، به کودکان دبستانی آناگرام هایی با سطح دشواری مختلف داد و بعد از حل کردن هر آناگرم، لذت ابراز شده (از طریق لبخند) هر کودک را کنترل کرد (آناگرام کلمه یا عبارتی مانند table است که حروف آن را طوری از نو مرتب می کنند تا کلمه یا عبارت دیگری مثل bleat را تشکیل دهد). به طور کلی، موفقیت در حل کردن آناگرام، بیشتر از شکست، لبخند و خشنودی به بار آورد (هارتر، 1988)، بدین معنی که مهارت به طور کلی نیاز به ادراک شایستگی را ارضا می کند. به علاوه، برخی آناگرام ها خیلی راحت (سه حرفی)، برخی راحت(چهار حرفی)، برخی دیگر نسبتاً دشوار (پنج حرفی)، و برخی خیلی سخت بودند (شش حرفی). هر چه دشواری آناگرام ها افزایش می یافت، کودکان برای حل کردن آنها بیشتر طول می دادند، اما نکته مهم در این تخقیق این بود که کودکان بعد از حل کردن آناگرام ها با سطوح دشواری مختلف، چقدر لبخند می زدند (هارتر، 1988). یک حالت U معکوس نمایان شد که در آن، کودکان بعد از حل کردن آناگرامهای راحت و خیلی راحت، به ندرت لبخد می زدند، بعد ازحل کردن آناگرام های نسبتاً دشوار خیلی لبخند زدند، و بعد از موفقیت در چالش متوسط، بیشترین لذت را تجربه می کنند. به قول این کودکان: « پنج حرفی ها خوب بودند. آنها چالش بودند، ولی نه چالش خیلی زیاد»، و « من آناگرام های سخت را دوست داشتم چون احساس خشنودی به آدم دست می دهد، ولی آنهایی که خیلی سخت بودند، بسیار ناکام کننده بودند» (هارتر، 1988).
مفهوم کنترل
تعدادی از ویژگی های شخصیت را می توان در طبقه عقاید کنترل شخصی منظور کرد که این ویژگی ها از آن جمله هستند: منبع کنترل59، ادراک کنترل، جهت گیری های علیتی60، جهت گیریهای تسلط در برابر درمانده، سبک تبیینی، میل به کنترل، الگوی رفتار تیپ A ، و احساس کارآیی. اما دو مورد از این ویژگی های شخصیت، معنای حقیقی عقاید کنترل را نشان می دهند: ادراک کنترل و میل به کنترل. ادراک کنترل61 به تفاوت های موجود در تجربیات برخوردار بودن از توانایی لازم برای به وجود آوردن پیامدهای مثبت مربوط می شود ( اسکینر62، زیمر63، گمبک64 2007). میل به کنترل65 مربوط می شود به اینکه افراد تا چه اندازه ای سعی می کنند خودشان تصمیم بگیرند، بر دیگران تاثیر بگذارند، نقش های رهبری بپذیرند، و به صورت بیش از حد آماده وارد موقعیت ها شوند (برگر66، اوکمن67، و بولارد68، 1983).
مفهوم ادراک کنترل
شاید یكی از جامع‌ترین اهداف آموزش و پرورش در هر جامعه این باشد كه به دانش‌آموزان آموزش داده شود كه مسئولیت اعمال خود را بپذیرند. زیرا جامعه‌ای كه ما در آن زندگی می‌كنیم، انتظار دارد كه مدارس، همان طور كه خواندن، نوشتن و حل مسائل را به افراد آموزش می‌دهند،‌ مسئولیت‌پذیری را نیز به آنها بیاموزند تا به شهروندانی مسئولیت‌پذیر تبدیل شوند. مسئولیت‌پذیری با مفهومی كه منبع كنترل به ادراك فرد از آنچه باعث رفتارش شده است، اشاره دارد (رضا خانی، 1386).
اگر فرد در یابد كه اعمالش نتیجه عوامل بیرونی است، گفته می‌شود كه او منبع كنترل بیرونی دارد. این نیروهای بیرونی ممكن است مربوط به مراجع قدرت یا وقایع اتفاقی باشد. افرادی كه چنین احساسی دارند، معتقدند كه در آنچه برای آنها اتفاق می‌افتد، نقش كمی دارند. در واقع آنها خود را اسیر شرایط محیط بیرونی می‌كنند (آتش روز، 1387).
شخصی كه اعمالش را نتیجه عوامل درونی بداند، دارای منبع كنترل درونی است. چنین افرادی خود را عامل اصلی اتفاقاتی كه برای آنها رخ می‌دهد؛ می‌دانند. این افراد، به جای این كه خود را اسیر رخدادهای بیرونی بدانند، وقایع بیرونی را حداقل و تا حدی تحت كنترل خود می‌دانند. افراد با منبع كنترل درونی، رفتارشان را منبع و عامل اصلی پاداش‌ها یا تنبیه‌ها می‌دانند؛ خواه اعمالشان به پاداش و تنبیه منجر شود یا نشود. به عبارتی دیگر، افراد با منبع كنترل درونی، نسبت به رفتارشان احساس مسئولیت می‌كنند (افروز، 1380).
همین‌طور دانش‌آموزان با منبع كنترل درونی، خود و توانایی‌هایشان را برای مقابله با رویدادها باور دارند. آنها باور دارند كه این اعمالشان است كه باعث به وجود آمدن رخدادها می‌شود، نه وقایع تصادفی یا اشخاص صاحب قدرت. بنابراین، آنها انگیزه بیشتری دارند كه برای رسیدن به اهدافشان رفتار مثبت انجام دهند (افروز، 1380).‏
همچنین ادراک کنترل اشاره دارد به عقاید و انتظارات فرد درباره اینکه می توان با محیط طوری تعامل کند که پیامدهای مطلوب را به بار آورد و از پیامدهای نامطلوب جلوگیری کند (اسکینر، زیمر، گمبک 2007). برای اینکه کسی بداند بر موقعیت خاصی کنترل دارد، دو چیز باید مهیا باشند، اولاً او باید توانایی به دست آوردن پیامد مطلوب را داشته باشد. ثانیاً ، موقعیتی که فرد سعی دارد آن را کنترل کند باید حداقل تا اندازه ای قابل پیش بینی و پاسخده باشد.
پژوهش درباره ی درماندگی آموخته شده نشان می دهد که وقتی افراد متوجه می شوند در محیط های غیر قابل پیش بینی و بدون واکنش قرار دارند، یاد می گیرند که اعمال و تلاش های آنها بیهوده است. اما بر عکس آن درست نیست. یعنی، وقتی محیط ها قابل پیش بینی و پاسخده هستند، افراد لزوماً برای کنترل کردن پیامدها، تلاش زیادی به خرج نمی دهند. علت آن این است که کنترل کردن حتی موقعیت های منظم، مانندتحصیلات، ورزش ها، روابط، و کار، دشوار است. وقتی موانعی مانند دشواری تکلیف، فرد را از پیامدهای جالب جدا می کند (مثل نمرات خوب، شهرت، ازدواج ، ترفیع)، تفاوت های فردی در ادراک کنترل مداخله می کنند و توضیح می دهد چه موقع و چرا افراد مشتاقانه برای کنترل کردن سرنوشت خود، تلاش لازم را به خرج می دهند.(ریو، 1391)
ادراک کنترل پیش بینی می کند که فرد مایل است چه مقدار تلاش به خرج دهد. وقتی فردی که ادراک کنترل نسبتاً زیاد دارد با موقعیت منظمی رو به رو می شود، تکالیف نسبتاً چالش انگیز را انتخاب می کند، هدف های نسبتاً عالی تعیین می نماید، و برای اینکه چگونه موفق شود و در صورتی که پیشرفت کند بود چه کاری باید انجام دهد، برنامه ریزی جامع می کند. چنین فردی با این دور اندیشی، دست به عمل می زند، تلاش به خرج می دهد، تمرکز خود را حفظ نموده و در صورت روبه رو شدن با مشکل، ایستادگی می کند. فردی که از ادراک کنترل زیادی برخوردار است، هنگام عملکرد، برنامه ها و راهبردهای خود را در ذهن دارد، حالت های هیجانی مثبت را حفظ می کند، راهبردهای حل مسئله را در نظر دارد، و برای تنظیم کردن یا بهبود بخشیدن به مهارت های مربوط، بازخورد به وجود می آورد. تمرکز داشتن به این صورت بر تکلیف، عموماً به عملکرد نیرومند می انجامد و کنترل بر پیامدهای مطلوب و نامطلوب را میسر می سازد. در مقابل، وقتی کسی که از درک کنترل کمی برخوردار است با همین موقعیت مواجه می شود، تکالیف نسبتاً آسان را انتخاب می کند، هدف های پیش پا افتاده و مبهم تعیین می کند، و برنامه های ساده با راهبردهای ناچیزی برای بازخورد، طرح می کند. اگر اوضاع خوب پیش نرود، تمرکز او به هم می خورد، اعتماد به نفس او سریعاً افت می کند، و در این فکر فرو می رود که چرا تکلیف این قدر دشوار است. وقتی تلاش کم می شود، مشغله شناختی و هیجانی کاهش می یابند، و دلسردی حاکم می شود، عملکرد نیز مطابق با آن لطمه می بیند. به مرور زمان، این گونه رویدادها باعث می شود افراد ابداع راهبردها را کنار بگذارند. (ریو، 1391)
پژوهشگران برای ارزیابی تفاوت های فردی در ادراک کنترل، از پرسش نامه هایی استفاده می کنند که سوال های زیر را شامل می شوند:
1- اگر تصمیم بگیرید بنشینید و چیز واقعاً دشواری را یاد بگیرید، می تواند آن را یاد بگیرید؟
2- شرط می بندم دوست ندارین نمره بد بگیرید. آیا می توانید کاری کنید که نمره بد نگیرید؟
3- اجازه دهید بگوییم تصمیم گرفته اید هیچ مسئله ای را غلط حل نکنید. آیا می توانید این کار را انجام دهید؟
از این سؤال ها، چنین بر می آید که ادراک کنترل از لحاظ مفهوم شبیه ساختار های مربوط، مانند ادراک شایستگی، احساس کارآیی، و ادراک توانایی است. با این حال، یک تفاوت این است که ادراک کنترل شالوده ای است که این عقاید دیگر بر آن استوارند. برای مثال، ادراک کنترل، ادراک شایستگی را تقویت می کند، و ادراک شایستگی پیامدهای عملکرد را پیش بینی می نماید. بنابراین، ادراک کنترل با این ساختار عقاید مربوط به شایستگی، کارآیی، و توانایی است. تفاوت دیگر ادراک کنترل با این ساختارهای دیگر این است که ادراک کنترل می تواند نه تنها از شایستگی، کارآیی، یا توانایی، بلکه از هر قابلیت دیگری سرچشمه بگیرد. برای مثال، ورزشکاری ممکن است به خاطر قابلیت کمک خواست از مربی، هم گروه ها، یا از آسمان، ادراک کنترل زیاد داشته باشئ. بنابراین، اعتقاد به اینکه فرد کنترل زیادی بر پیامدها دارد به معنی آن است که اوئ بر هر چیزی که پیامدها را کنترل می کند – خودش، هم گروه ها، شانس، یا آسمان- کنترل دارد. (ریو، 1391)
میل به ادراک کنترل
میل به ادراک کنترل بیانگر آن است که افراد تا چه اندازه ای برای کنترل کردن وقایع زندگی خود انگیزه دارند (برگر، 1992، برگر- کوپر69، 1979). افرادی که میل زیاد به کنترل دارند، با سوال کردن از خودشان که آیا قادر خواهند بود آنچه را که اتفاق افتاده کنترل کنند، با موقعیت ها برخورد می کنند. آنها به آنچه زندگی بر سر راهشان قرار می دهد راضی نیستند بلکه برای تاثیر گذاشتن بر زندگی و اتفاقاتی که روی می دهند، انگیزه دارند (برگر، 1992). این افراد ترجیح می دهند خودشان تصمیم گیرنده باشند، از پیش برای موقعیت ها آماده می شوند، از وابستگی به دیگران خودداری می کنند، و در موقعیت های گروهی نقش های رهبری را می پذیرند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مدارس هوشمند، فناوری اطلاعات، آموزش و پرورش، دوره های آموزش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ادراک کنترل، دندانپزشک، دندانپزشکی، بیمارستان