پایان نامه با کلید واژگان احساس حقارت، سلامت روان، فهرست راهنما

دانلود پایان نامه ارشد

ممکن است از همين فرمان ها سرچشمه بگيرند. اين امر و نهي ها تعيين مي کنند که ما در زندگي درباره جنس، شغل، ماديات، ازدواج، خانواده، تفريح يا بازي و افراد چگونه فکر کنيم و چه احساسي داشته باشيم. براي مثال، وقت و پول خود را هدر نده.
بهترين راه براي اطلاع از اين سناريوهاي درون خود آن است که ببينيم اوقات خود را چگونه سپري مي کنيم و با ديگران چه روابط (تبادلات)ي داريم. اين سناريوها بر اساس درون مايه هاي عمده اي شکل گرفته اند، مثل سناريوي آزارگري، سناريوي تنبلي، سناريوي موفقيت طلبي، سناريوي ناکامي جويي، سناريوي سرزنش گري، سناريوي آشفته سازي، سناريوي خشنودسازي و سناريوي محاسبه گري. همچنين سناريوها را مي توان به سه نوع عمده تقسيم کرد: برنده، بازنده و خنثي. به نظر مي رسد عده معدودي هميشه به طور طبيعي برنده هستند و به هر چه دست مي زنند تبديل به طلا مي شود. در مقابل، عده معدود ديگري که تعدادشان از گروه نخست اندکي بيشتر است، در زندگي ظاهراً هميشه بازنده هستند، اينان به هر کاري دست مي زنند با فرجام خوبي روبرو نمي شوند. اما اکثريت که شايد تعدادشان 80 يا 85 درصد را تشکيل مي دهد، از سناريوي نقش هاي خنثي پيروي مي کنند. اين افراد اغلب اين جمله را بر زبان مي آورند: اما لااقل … (من به مدرسه رفتم و نمرات خوبي نگرفتم اما لااقل مردود نشدم).
اصطلاحات و تمثيلاتي که در تحليل تبادلي به کار مي روند، عمدتاً از افسانه هاي خيالي و داستان هاي پريان به عاريت گرفته شده اند. براي مثال، سناريوي سيندرلا اساساً يک برنامه معقول يا سازگارانه به حساب نمي آيد، زيرا فردي که دايم در حال انتظار در گوشه اي مي نشيند، هيچ گاه موفق به ديدار شاهزاده يا گرفتن جايزه نمي شود. حتي رنج فراواني که سيندرلا به خاطر نامادري و ناخواهري هايش متحمل مي شود به او کمکي نمي کند. سناريوي بابانوئل نيز بر افسانه مشابهي مبتني است. از آنجا که سناريوهاي زندگي در خردسالي شکل مي گيرند، انتخاب داستان هاي زندگي کودکان مستلزم دقت زيادي است. مجموعه کتاب هايي در فهرست راهنماي مطالعه براي کودکان وجود دارد که به اعتقاد ما براي کودکان و خانواده هايشان مفيد هستند.

نمودار سناريوي زندگي، دستورها و فرمان ها

خلاصه آنکه برن معتقد بود سناريوها پنج مؤلفه را دارا هستند:
1- دستورالعمل هايي از سوي والدين.
2- رشد شخصيت بر اساس دستورهاي والدين.
3- تصميم جدي در خردسالي درباره خود و زندگي.
4- تمايل مفرط به موفقيت يا ناکامي.
5- انتخاب الگويي براي رفتار.

روان شناسي فردي:
آلفرد آدلر، بنيانگذار روان شناسي فردي در سال 1895 درجه دکتري خود را از دانشگاه گرفت. او علاوه بر پزشکي، اطلاعات وسيعي نيز در زمينه روان شناسي، فلسفه، کتاب مقدس و شکسپير داشت.
در پايينز سال 1902 آدلر به گروهي که زيگموند فرويد براي بحث و گفتگو تشکيل داده بود، پيوست. همين گروه بود که نخستين انجمن روانکاوي را به وجود آورد. آدلر طرفدار نظريه رواني جنسي فرويد نبود.

و آثار وي در زمينه احساس حقارت که در سال هاي 1910 و 1911 منتشر شد، آغاز جدايي او از فرويد محسوب مي شد. فرويد در سال 1910، در تلاشي براي رفع اختلافات بين طرفداران آدلر و خود، آدلر را رئيس انجمن روانکاوي وين و نويسنده همکار در مجله خودش کرد. با وجود اين، آدلر همچنان مخالفت خود را با نظريه رواني جنسي فرويد ابراز مي داشت. آدلر نخستين روانکاوي بود که تأکيد مي کرد سرشت انسان اساسا اجتماعي است. به دليل آنکه فرويد از تمامي اعضاي انجمن روانکاوي خواسته بود بدون هيچ قيد و شرطي نظريه اش را بپذيرند، آدلر به همراه هفت نفر ديگر از اين انجمن کنار کشيدند و انجمن پژوهش هاي روانکاوي آزاد را بنيان گذاشتند. در سال 1912، آدلر نام اين انجمن را به انجمن روان شناسي فردي تغيير داد (ارگلر، 1965).
پس از آنکه آتش جنگ جهاني اول شعله ور شد، آدلر به مدت دو سال به عنوان دکتر ارتش خدمت کرد و پس از آن نيز رئيس بيمارستان بزرگي براي محرومان و مبتلايان به روان رنجوري جنگ شد. آدلر در سال 1926، استاد مدعو در دانشگاه کلمبيا در نيويورک شد و در سال 1935 نيز خانواده اش را به ايالات متحده آمريکا برد. دو فززندش، يک پسر و يک دختر، روانپزشک شدند و در کار خويش از اصول روان شناسي فردي پدرشان تبعيت مي کردند. آدلر در 28 مه سال 1937، در حالي که براي ايراد چند سخنراني به اسکاتلند رفته بود، ناگهان در خيابان بر زمين افتاد و بر اثر حمله قلبي از دنيا رفت.
موفقيت هاي آدلر اينها بود: انتشار مجله اي در زمينه روان شناسي فردي (1912)، طرح اصطلاح احساس حقارت و باب کردن روان درماني انعطاف پذير و حمايتگرانه براي آنکه افرادي را که از نظر عاطفي بر اثر احساس حقارت دچار ناتواني شده اند، به سمت رشد يافتگي، رسيدن به حس مشترک و توانمندي اجتماعي سوق دهد.
آدلر (1919) براي نخستين بار شبکه اي از کلينيک هاي مشاوره کودک را تأسيس کرد. اين کلينيک ها که مراکز آموزش والدين بودند، عملا براي آن بنيان گذاشته شدند تا هر کس هر سوالي درباره تعليم و تربيت داشت، بتواند پاسخ خود را در آنجا بگيرد. کارکنان اين مراکز شامل پزشکان، روان شناسان و مددکاران اجتماعي بود. خيلي ها معتقدند آدلر به دليل ايده بحث هاي گروهي با خانواده ها، 50 سال جلوتر از زمان خود بوده است، و تأکيد کنوني بر مشاوره گروهي و آموزش والدين تأييدي است بر اين مدعا.
شايد ردولف دريکورز از جمله کساني باشد که مفيدترين تغييرات يا اصلاحات را در کار آدلر انجام داده که به بسط و گسترش نظريه روان شناسي فردي انجاميده است. دريکورز که تا زمان مرگش در سال 1972 يکي از طرفداران اصلي نظريه روان شناسي فردي بود، از پيشگامان موسيقي درماني و روان درماني گروهي محسوب مي شد. وي موسيقي درماني و روان درماني گروهي را در سال 1929 وارد حرفه روانپزشکي خصوصي کرد. يکي از مهمترين کمک هاي دريکورز به مقوله مشاوره با کودکان، توانايي او در پياده کردن مسائل نظري در عمل بود. دريکورز کمک کرد بسياري از آرا و ايده هاي پيچيده آدلر به روشي نسبتاً ساده و کاربردي براي شناخت رفتارهاي کودکان در خانه و مدرسه هر دو، و تغيير يا اصلاح رفتارها به کار گرفته شود.
سرشت انسان
همان طور که پيش از اين گفتيم، اگر فرويد و کارهايش را تنها در اين خلاصه کنيم که ديگر نظريه پردازان را به تفکر درباره نظريه خود و ابراز واکنش برانگيخت، بايد اذعان کنيم او بيشترين کمک را به مشاوره و روان درماني کرده است. آدلر نيز همچون بسياري نظريه پردازان ديگر در برابر آراي فرويد واکنش نشان داد و نظريه اي جديد را مطرح کرد. فرويد کوشيد همه رفتارها و مشکلات فرد را با توجه به مسئله جنسيت، لذت و غريزه مرگ تفسير کند و توضيح دهد. آدلر اعتقاد داشت به علت آنکه انسان به هنگام تولد کاملا درمانده و ناتوان است و تا سال هاي متمادي، در دوران خردسالي، اين ناتواني و درماندگي ادامه مي يابد، در او نوعي احساس حقارت به وجود مي آيد. چنين احساس حقارتي وقتي شدت مي يابد که در بدن يا اندام هاي نقصي (به طور خيالي يا واقعي) نيز وجود داشته باشد يا فرد، خواهر يا برادر بزرگتر و قوي تر داشته باشد يا والدين از طفل غفلت کنند، او را طرد نمايند يا او را نازنازي بار بياورند.
يک راه براي مقابله با احساس حقارت، جبران ضعف هاي خود يا کسب قدرت براي از بين بردن احساس ضعف است. تأثيرات ضعف در يک اندام يا بدن را مي توان با پرورش مهارت ها، رفتارها، ويژگي ها و قوت هايي که احساس ضعف و درماندگي را از بين مي برند، کاهش داد. موساک (1992) اشاره مي کند که آدلر نظريه احساس حقارت بدني را در سال 1907 ارائه کرد، يعني زماني که هنوز طرفدار فرويد بود و فرويد نيز او را به دليل افزودن بر نظريه اش مورد تمجيد و تحسين قرار داد. طرفداران آدلر و ديگران اظهار داشته اند که افراد داراي احساس حقارت ناشي از ضعف بدني اين گونه ضعف ها را جبران مي کنند، هر چند چنين چيزي امروزه در نظريه آدلر وجود ندارد.
به اعتقاد آدلر رفتار انسان بر روي پيوستاري قرار مي گيرد که از يک سو به نرينگي يا قوت و اقتدار و از سوي ديگر به مادينگي يا ضعف و حقارت منتهي مي شوند. آنچه آدلر آن را اعتراض مردانگي يا تلاش براي قدرت مي ناميد، در هر دو جنس به ويژه رد زنان ديده مي شود. آدلر مفهوم تلاش براي قدرت را جايگزين لذت جنسي، که فرويد آن را محرک اصلي رفتار مي دانست، کرد.
بر اساس نظر آدلر، رشد شخصيت در مسيري صورت مي گيرد که برتري شخصي يا حقارت شخصي زمينه ساز آن هستند. ما در خردسالي چون طفل، ناتوان و ناآزموده هستيم، به ويژه در معرض هوس ها و اميال ديگران قرار داريم و اسير احساس حقارت مي باشيم. به تدريج که بزرگتر مي شويم، خانواده و جامعه هر دو به امتيازات قد و قواره، زيبايي و قدرت بدني ما اهميت و بها مي دهند. بنابراين اميال و آرزوهاي ما براي تفوق، تلاش هايمان براي برتري جويي، و واقعيت هاي اجتماعي که احساس حقارت را در ما دامن مي زنند، پيوسته در تعارض قرار دارند. تلاش براي کسب قدرت (اعتراض نرينگي) در نظريه آدلر همان جايگاه را دارد که عقده اديپ در نظريه فرويد. کشمکش ميان اين اعتراض نرينگي و واقعيت اجتماعي است که سبب مي شود شخص در طول دوره رشد خود به فردي بهنجار، روان رنجور يا روان پريش مبدل شود.
فرويد معتقد بود، عشق و کار دو مشخصه مهم سلامت رواني هستند، به عبارت ديگر سلامت رواني فرد به اين بستگي دارد که اين دو مقوله چگونه پيش بروند. به همين ترتيب، آدلر اعتقاد داشت مشکلات افرادي که براي درمان مراجعه مي کنند، به اين حوزه ها مربوط مي شود: شغل (حرفه)، روابط عاشقانه (روابط زناشويي) و روابط دوستانه (کرن، هاوز و کريستنسن، 1989).
نکات زير خلاصه اي از ديدگاه آدلر درباره سرشت انسان است:
از آغاز طفوليت، به تدريج احساس حقارت در فرد ريشه مي دواند و علتش نيز آن است که فرد تماماً به والدينش وابسته است. زندگي به مرور براي فرد اين معنا را پيدا مي کند که بايد راههايي بيابد تا کمتر وابسته و بيشتر مستقل باشد. افراد مي کوشند رفتارهايي ابراز کنند که به آنان احساس کامل بودن يا برتري ببخشد.
اين آينده است که زمان حال را معين مي کند، زيرا افراد به گونه اي رفتار مي کنند تا به شخص ايده آلي که خود آن را به عنوان هدفي در آينده شان ترسيم کرده اند، مبدل شوند. همه وجود شخص، از جمله تلاش هاي شناختي، عاطفي، رفتاري، هشيار و ناهشيار او، براي رسيدن به خود ايده آل (هدف فرد) عمل مي کنند. درمان جويان اغلب از هدف هاي رواني بي اطلاع هستند و مشاوران در حين بررسي هدف هاي رفتار آنان بايد اين هدف هاي رواني را شناسايي کنند و برايشان توضيح دهند.
دريافت فردي شخص از رويدادها و روابط، متأثر از ديدگاه خاص او از جهان و مردمان است. شناخت روابط خود با ديگران اولين گام در شناخت خود خويش است.
افراد بايد آموزش ببينند تا براي ارتباط اجتماعي ارزش قايل شوند و از خود علاقه اجتماعي نشان دهند. کودکان و بزرگترها در بهبود و افزايش علاقه اجتماعي موثرند و وقتي است که محيط (جهان) بهتري را براي بهتر در کنار هم بودن و زندگي بهتر با يکديگر به وجود مي آورند.
مشکلات ناگشوده فرد، اگر پيش از آنکه به صورتي لاينحل در آيند، گشوده نگردند، ممکن است به مشکلاتي براي جامعه تبديل شوند.
نياز به موفقيت
ميل شديد افراد به موفقيت در زندگي، يعني راههايي که مردم قدرت و اعتبار را مي جويند و به دنبال هدف هايي هستند که در جامعه مطلوب و مقبول اند، موضوعي بود که آدلر را بسيار تحت تأثير قرار داده بود. آدلر بيش از هر چيز به بررسي مشکلات رقابت، جاه طلبي هاي فرومانده، احساس تنفر و دشمني و انگيزه براي تلاش و مقاومت يا تسليم شدن و کوتاه آمدن علاقه داشت. آدلر در کارهاي باليني خود به تدريج به جاي توجه جدي به پيشينه رواني جنسي درمان جويان به بررسي الگوي موفقيت ناکامي يا شيوه زندگي آنان پرداخت. اصطلاح شيوه زندگي که آدلر به کار مي برد، بر جهتي که فرد حرکت مي کند، تأکيد دارد. تحليل شيوه زندگي عبارت است از ارزيابي واکنش هايي که کودکان از روي عادت در برابر ناکامي، قبول مسئوليت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کودک خردسال، واژه نامه، عدل و داد Next Entries پایان نامه با کلید واژگان فرويد، هايي، كمك