پایان نامه با کلید واژگان ابزار ارتباط، گفتمان مدار، روابط قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

است كه مشخص كنند كداميك از انواع گفتمان‌هاي فعال ومطرح در يك بازه زماني در درون يک جامعه ، گفتمان انقلابي بوده است و چگونه وبا چه انديشه ها وکارويژه هايي توانسته اين گفتمان ، به يك گفتمان مبدّل انقلابي بدل شود وحتي در مورد جنبش هاي اجتماعي هم اينگونه مي باشد که يک جنبش اجتماعي وقتي درون جامعه اي اتفاق مي افتد،بايد گفتمانهاي مطرح در آن جنبش اجتماعي شناسنانده ومطرح شوند،البته در فصول بعدي براي روشن‌تر شدن وتشريح بحث درمورد انقلاب و ابعاد حاضر درآن تشريحاً بحث خواهيم نمود.

“برخي ازويژگي ها يا ساختارهاي زباني ،گفتمان مدار58 هستند.يعني به کارگيري يا عدم استفاده ويا تغيير وتبديل آنها به صورت ديگر در گفته يا متن باعث مي شود که از گفته برداشت هاي متفاوتي بشود،مطلبي پوشيده ويا مبهم شود ويا صراحت بيشتري پيدا کند.بخشي از گفته را برجسته نمايد،بخش رادرحاشيه قراردهد وبالاخره درمتن،لايه هاي زيرين وزبرين ايجادکند،از طريق کشف وبررسي وتبيين وتوجيه اين ساختارها وبابه کارگرفتن اين مؤلفه ها در تحليل متون ماقادريم متن رابکاويم وبه لايه هاي زيرين آن برسيم وبه پيام واقعي که درچارچوب ديدگاه فکري-اجتماعي سازمان داده شده است دست يازيم که خود کاري است بس سترگ. وقتي به سازوکار گفتماني آگاه شديم مي توانيم آنها را دستکاري کنيم واز اين رهگذر ديدگاه هاي فکري-اجتماعي را به سمت وسويي که مايليم يا فکر مي کنيم مناسب است جهت دهيم ودر نتيجه به شکل دادن تفکر ورفتار جمعي به سمت وسوي مشخص تاثير بگذاريم.”(يارمحمدي وخسروي نيک،1380: 180)

“تحليل گفتمان بر اين اعتقاد است که زبان نه تنها ابزار ارتباط ميان انسان‌هاست، بلکه عملي اجتماعي است. در اين‌جاست که به نظر مي‌رسد بايد از منظر تحليل گفتمان و در سطح تحليل کلان، متون را به سه بخش زير تقسيم کرد: 1- متن حقيقي يا مکتوب؛ 2- متن واقعي يا متن شفاهي؛ 3- متن مجازي يا متن رفتاري.
ازاين‌رو متون هم نوشتار، هم گفتار، و هم رفتار را در بر مي‌گيرند؛ متوني که پيامد عمل گفتماني و نشانه شناختي هستند و رفتاري که نه تنها از طريق متن‌ها شناخته مي‌شوند، بلکه خودشان بخشي از متن هستند. متن‌ها بازتابي از ارکان سه‌گانه و تثليث‌گون? انسان، زمان، و مکان هستند. اين سه در متن و حتي مي‌توان گفت خود متن هستند. مکان آرايش شکلي، زمان آراي? محتوايي، و انسان ارتباط‌دهند? آنها (زمان و مکان) با يکديگر است. هر متني در شرايط ويژه و با درجاتي متفاوت از انتخاب و در يک نسبتي از قدرت توليد مي‌شود و با همين درجات متفاوت نيز در دسترس خواننده‌اي با شرايط متفاوت قرار مي‌گيرد. به عبارت ديگر زبان ابزار مهمي براي برقراري و حفظ روابط و ديدگاه‌هاي اجتماعي ـ سياسي است. بنابراين از اين منظر هيچ متني را نمي‌توان يافت که عاري از ديدگاه‌هاي شخصي نويسنده و… نباشد. همچنان‌که واقعيت اجتماعي ناب وجود ندارد، گفتمان خنثي و بي‌طرف نيز وجود ندارد، بلکه ما با گفتمان‌ها يا متن‌هاي وابسته به شخص خاص، جناح خاص، فرهنگ خاص و… روبه‌روييم. شناخت اين ديدگاه‌ها و موضع‌گيري‌هاي اجتماعي، سياسي، و ايدئولوژيک نويسنده، که هم در داخل متن و هم در خارج متن پنهان است، بدون توّجه به پيش‌فرض‌ها و اهداف تحليل گفتمان ممکن نيست؛ ازاين‌رو مي‌توان اهداف تحليل گفتمان را در موارد زير دسته‌بندي کرد: 1- نشان دادن ارتباط بين نويسنده، متن و خواننده؛ 2- روشن ساختن ساختار عميق و پيچيد? توليد متن؛ يعني جريان توليد گفتمان؛ 3- شفاف‌سازي پژواک و تأثير بافت موقعيتي (عوامل اجتماعي، فرهنگي، سياسي، تاريخي و شناختي) در توليد متن و فرايند توليد گفتمان؛ 4- نشان دادن تأثير بافت متن (واحدهاي زباني، محيط بلافصل مربوطه و کل نظام زباني) بر گفتمان؛ 5- روشن ساختن موقعيت و شرايط خاص توليدکنند? گفتمان در متن توليد گفتمان؛ 6- نشان دادن بي‌ثباتي معنا و تأکيد بر اينکه معنا هميشه در حال تغيير است، هرگز کامل نيست و هيچ وقت به طور کامل درک نمي‌شود؛ 7- آشکار ساختن رابط? بين “متن و ايدئولوژي”. تحليل گفتمان از آغاز پيدايش همواره درصدد بوده است نشان دهد که هيچ متن يا گفتار و نوشتاري بي‌طرف نيست، بلکه به موقعيتي خاص وابسته است. اين امر ممکن است کاملاً ناآگاهانه و غير عامدانه روي دهد؛ 8- سرانجام تحليل گفتمان بر آن است که روش جديدي را براي مطالع? متون، رسانه‌ها، فرهنگ‌ها، علوم، سياست، اجتماع و… به کار گيرد.”(مطهرنيا،1389: 10)و بدنبال اين مباحث تحليل گفتمان انتقادي در نظريه هاي سياسي ومعرفت شناسي فلسفي مطرح است بدين گونه که:”تحليل گفتمان انتقادي،نوعي پژوهش گفتماني است که بيشترين وجه جامعه شناختي رادارد،همچنان که از لفظ انتقادي بر مي آيد،دردرجه اول به مساله سوءاستفاده از قدرت،سلطه،نابرابري وبازتوليد مقاومت دربرابر قدرت درمتون مي پردازد.اين ديگاه با گرايشي سازه گرايانه،به ساخته شدن هويت ها درچارچوب زبان،کشف خصايص ايدئولوژيک وسياسي کاربست هاي زبان وبازتوليد روابط قدرت توجه دارد.نگاه تحليلي هم در سطح خرد وهم در سطح کلان،باتکيه برتحليل متن،وپژوهشي تجربي در حيطه زبان شناختي وجامعه شناختي است.ياورسکي59 وکاپلان60 به پژوهش هاي گفتماني اي توجه داشته اند که ارتباط نزديک با تحليل متن دارند.اما يکي از مشهورترين انواع مطالعات گفتماني ناظر برپژوهش هايي ست که منسوب به پساساختارگرايي فرانسوي بوده وبيشتر با نام ميشل فوکو شناخته شده است.اين گونه مطالعات کلان نگر هستند،غالباً از تحليل متن به معنايي که در موارد پيشين ذکر شد دور هستند وبيشتر پژوهش هايي فلسفي اند و درغالب موارد تمايل به تأسيس معرفت شناسي جديدي دارند.”(فاضلي،1383: 88) و درادامه”اين نکته تاحدودي روشن است که ارتباطات مختلف ميان افراد با ميانجي گري کلمات ومفاهيم صورت مي گيرد،يا مي تواند صورت بگيرد.به اين نکته نيز بايد توجه نمود که کلمات ومفاهيم تنها ابزارهاي برقراري ارتباط ميان افراد نيستند وعلائم،رموز،وکنايه هايي نيز دربرقراري چنين ارتباطاتي مؤثرند.از اين رو،گفتمان ها فقط منحصر به کلمات،عبارات، و جملات نبوده وعلائم وکنايه هاي غيرکلامي نيز درشکل دادن آنها نقش دارند.اگريک عالم زبان قصد کند که به سيماها و ويژگي هاي اين ارتباطات پي برد يا آنها را طبقه بندي نمايد،گفتمان مي تواند هم موضوع وهم هدف مطالعه اوقرار گيرد.به عبارت ديگر،براي به اسارت درآوردن زبان وپي بردن به ويژگي ها وسيماهاي مختلف ارتباطات ميان افراد،وهمچنين طبقه بندي کردن موضوعات آنها،گفتمان يکي از ابزارهاي موثرتري است که دراختيار ما قراردارد.در واقع در يک گفتار متوالي،هم شروع وهم خاتمه صنعت بيان با حرکت توامان اشکال موضوعات-يعني همان گفتمان-همراه است.از درون چنين چشم اندازي است که مي توانيم گفتمان را به عنوان نمايانگر تبيين زبان در وراي مقياس هايي بزرگ تر ازجمله بررسي نماييم.به عقيده ميشل فوکو:گفتمان ها تشکيل شده از علامات اند،اماکارکردشان از کاربرد اين علامات،براي نشان دادن وبرگزيدن اشياء بيشتر است.همين ويژگي است که آنها را غيرقابل تقليل به زبان،سخن،وگفتار مي کند.اين ويژگي همان است که مابايد آن را آشکارکرده وتوصيف نماييم.گفتمان در ميان سطوح ساختار پايدارزبان وتکلم يا گفتاري قرار دارد که ظاهراًصورت مي گيرد.” (عضدانلو،1380، :17- 16) “نظريه گفتمان لاکلاو وموفه اگرچه ارجاعات زيادي به معنا ونشانه دارد ،ولي داراي ابزاري براي تحليل هاي معنايي نيست واين شايد اصلي ترين نقطه ضعف اين نظريه است.تحليل معنايي بدون تحليل متن، مسير نامطمئن ولغزنده اي است که باعث افزايش ضريب خطاي تحليلگر مي شود. درحقيقت براي نشان دادن منازعات معنايي ميان گفتمان ها ضرورتاً بايد به متوني مانند:مطبوعات،کتاب هاوسخنراني ها مراجعه کرد،اما اين نظريه فاقد روشي براي تحليل متن است.درمقابل روش هاي تحليل گفتماني،مانند:تحليل گفتمان نقش گراوتحليل گفتمان انتقادي ،چون ريه در زبان شناسي دارند،داراي ابزارهاي کارآمدي براي تحليل متن هستند.”(سلطاني،1383: 166) البته با نگاه دقيق تر به مسئله تحليل گفتمان اين نکته مشهود است که بنيان هاي فکري تحليل گفتمان، فراتر از تحليل متن يا نوشتار يا تحليل گفتار است.”تحليل گفتمان يک الگوي پژوهشي نظرورزانه است.اين نکته بسيار مهمي است که اصولاً تحليل گفتمان را از تحليل محتوا متمايز مي سازد.تحقيقي که مدعي بهره گيري از روش تحليل گفتمان است اما درنهايت شما را به ذکر خصوصياتي ظاهري از يک متن رسانده است، يک تحليل موفق نيست،تحليل گفتمان مدعي عمق کاوي متن است،مدعي است که درتحليل عمق متن،به جوانبي راه برده است که از خود آگاه مؤلفان ومخاطبان فراتر رفته است.”(غلامرضاکاشي،1387: 193) البته همانطور که در متون قبلي هم ذکر شد درساحت تحليل گفتمان به مسئله اي همچون تحليل انتقادي گفتمان هم بر مي خوريم که خود مبحث جداگانه اي را مي طلبد اما در توضيح اين مطلب مي توان گفت که:”آخرين مفهوم کليدي،يعني قدرت،درتحليل انتقادي گفتمان،عموماً به منزله ي چيزي است که در دست بعضي ها هست و در دست بعضي هانيست.از اين روست که دراين نگرش،همان طور که درنقل قول هاي فوق مشخص است،بسيار صحبت از روابط نابرابر قدرت ونابرابري هاي اجتماعي مي شود. نورمن فرکلاف تعريف خود را از قدرت صراحتاً ازبرداشت فوکويي متمايز مي کند وآن را اينگونه بيان مي دارد: براي گره زدن ايدوئولوژي به قدرت و سلطه،به روابط نامتقارن قدرت وبه سلطه رجوع مي کنم.آثارفوکو به ويژه فهم متفاوتي از قدرت را رواج داده است[که براساس آن قدرت] به مزله فراگيرفناوري هايي است که به نهادهاي جديد ساخت مي بخشند،قدرتي که دراختيار هيچ طبقه ي اجتماعي ،طيف،يا گروه خاصي نيست وبه آنها منتسب نيست.”(سلطاني،1392: 33) و در تحليل گفتماني از يک متن همواره امکان تفاسير متفاوت وفهم هاي مشترک در آن نهفته مي باشد.باتوجه به توضيحاتي که در مورد گفتمان مطرح شد،حال مي توانيم به مبحث هاي مهم بعدي در مورد گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن با تکيه بر روش گفتماني وتوصيفي بپردازيم.

فصل سوم: گفتمان انقلاب اسلامي

3-1)گفتمان شبه مدرنيستي وپرسش اصالت:
آنچه که باعث شد تا در اين فصل(گفتمان انقلاب اسلامي)،به بحث درباره گفتمان شبه مدرنيستي وبمثابه آن بحث درباره پرسش بنيادين اصالت بپردازيم،همگي حکايت از شرايط انقلاب در قبل ودر بحبوحه پيروزي انقلاب است،که بسيار درادامه مبحث مفيد خواهد بود.براي آنکه بخواهيم به بررسي پديده انقلاب اسلامي ايران بپردازيم ،ابتداً بايد شرايطي را که منجر به انقلاب شد وفضاي گفتماني ويا به نوعي محيط پيرامون سياسي ِ فضاي قبل انقلاب را معرفي وبازشناسي نمائيم.
همه انقلاباتي که دردنيا واقع شده است، از انقلاب فرانسه گرفته تا انقلاب بريتانيا وهمه ي جنبش هاي آزادي بخش دنيا،حاکي از وجود علل متعدد در چرائي وقوع انقلاب وجنبش ها هستند.”نوشته هاي تاريخي با ثبت موارد زيادي از انقلابها،شورشها،جنگ داخلي،کودتاها ومنازعات سياسي در تاريخ کشورهايي مانند:مصر،ايران ويونان حکايت از قدمت وقوع انواع بي ثباتي هاي سياسي وازجمله انقلاب دارند.اما هرچند بررسي اين پديده ها نيز از گذشته وجود داشته است،مطالعه موردي ونگرش به جنبه هاي گوناگون آنها يک امر نسبتاً جديد است.حتي ارسطو که به دليل مباحث کتاب پنجم از رساله سياست بنيانگذار مطالعه انقلاب خوانده شده است،مجموعه اي از دگرگوني هاي سياسي ونه صرفاً انقلاب به مفهوم امروزي آن،را درنظر
داشته است.ديدگاه هاي نخست را مي توان به دو دسته نويسندگان غربي وانديشمندان مسلمان تقسيم کرد.

درميان نويسندگان نخست غربي،بويژه نکاتي از نوشته هاي افلاطون وارسطو با بحث نظريه هاي انقلاب ارتباط مي يابد.به اين نکات اشاره مي شود.(ملکوتيان،1392: 10-9) اما از آنجاييکه بحث ما معطوف به انقلاب اسلامي ايران است،ابتداً بايد به علل وقوع انقلاب اسلامي ايران وشرايط حاکم بر قبل انقلاب بررسي نمائيم. شرايط در کشورايران بعد از مشروطيت وناکامي آن بگونه اي بود که فضاي اختناق واستبداد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ساختار زبان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان انقلاب مشروطه، طبقه حاکم، روشنفکران