پایان نامه با کلید واژگان ابراز وجود، مهارتهای ارتباطی، کودک و نوجوان، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

پاسخ هایی که (اگر نتوان گفت همیشه) اغلب، اثری منفی بر ارتباط دارند. وقتی که یک یا چند تن از افراد در حال تعامل، گرفتار فشار روانی باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که این موانع ظاهر شوند. اثرات ناگوار موانع ارتباطی، بسیار زیاد و متنوع است. اما در اغلب موارد یا عزت نفس طرف مقابل را کاهش می دهند . منجر به تحریک حالت دفاعی، مقاومت و رنجش می شوند و یا به وابستگی، گوشه گیری، احساس شکست یا بی کفایتی می انجامند. ضمن آنکه این احتمال را نیز کاهش می دهند که فرد دیگر، خود راه حل مشکل خویش را بیابد. هر مانع علاوه بر آنکه یک «مسدود کنندۀ احساس» است، یعنی از احتمال این که فرد دیگر به شکلی سازنده احساسات واقعی خود را بیان کند می کاهد، اگر به طور مکرر به کار رود چون با خطر افزایش پیامدهای منفی همراه است، می تواند به آسیب دائمی رابطه بینجامد. (بولتون، ترجمة سهرابي،1381)
سدهای خاصی که مانع یک گفتگو می شوند، کدامند؟ متخصصان ارتباط های بین فردی، مانند کارل راجرز، ریوئل هووه، هائیم گینوت، و جک گیب پاسخ هایی را که باعث توقف گفتگو می شوند مشخص کرده اند. توماس گوردون فهرست جامعی ارائه کرده است که آن را «دوازده بازدارندۀ پلید ارتباط» می نامد.
این پاسخ های نامطلوب عبارتند از:
انتقاد28: ارزیابی منفی از فرد دیگر و اعمال و نگرش های او: «تو خودت باعث این مشکل شدی؛ به خاطر دردسری که گرفتارش هستی، نمی توانی دیگران را سرزنش کنی.»
نام گذاری29: خوار و خفیف کردن و یا دادن یک عنوان کلیشه ای به شخص دیگر: «عجب آدم خنگی!»؛ «دقیقاً مثل یک زن»؛ «روشنفکر»؛ …
تشخیص گذاری30: تجزیه و تحلیل رفتار فرد دیگر و بازی کردن نقش یک روانشناس مبتدی: «ذهنت را مثل یک کتاب می توانم بخوانم. تو برای عصبانی کردن من، آن کار را کردی.» «فقط چون به دانشگاه رفته ای فکر می کنی از من بهتری.»
ستایش همراه با ارزیابی: قضاوت مثبت در مورد شخص دیگر و اعمال و نگرش های او: «تو همیشه دختر خوبی هستی. می دانم که امشب، در کارها به من کمک می کنی.»
دستور31: دادن دستور انجام کاری که مایلید انجام شود به فرد دیگر: «همین الان تکالیفت را انجام بده» . «چرا؟» «چون من اینطور می گویم…»
تهدید32: تلاش برای کنترل اعمال و رفتار طرف مقابل از طریق هشدار در مورد پیامدهای منفی آنچه برایش تدارک دیده اید: «آن کار را می کنی یا…» «همین الان ساکت شوید، و گرنه بعد از زنگ تعطیل مدرسه هم، کلاس را تعطیل نمی کنم.»
اخلاقی ساختن33: بیان این نکته که فرد دیگر، باید چه کاری را انجام دهد؛ «موعظه کردن» او: «شما نباید طلاق بگیرید. هیچ فکر کرده اید که چه بلایی بر سر بچه هایتان می آید؟» «باید به او بگویی که متأسفی.»
پرسش های زیاد و نامناسب: سؤالهای پاسخ – بسته اغلب از سدهای عمدۀ ارتباط می باشند. اینها، سؤالهایی هستند که معمولاً، می توان با کلماتی کوتاه و مختصر به آنها پاسخ داد؛ اغلب با یک بله یا خیر ساده: «کی اتفاق افتاد؟» «آیا به خاطر این حادثه متأسفی؟»
نصیحت کردن34: نشان دادن راه حل مشکل فرد دیگر به او: «اگر من جای تو بودم حتماً با او دعوا می کردم» «راه حل این مشکل خیلی ساده است. اول….»
منحرف سازی35: کنار زدن مشکلات فرد دیگر از طریق ایجاد حواس پرتی: «سارا، این قدر به آن موضوع فکر نکن. بگذار در مورد چیزهای بهتری حرف بزنیم.» یا: «فکر می کنی این حادثۀ خیلی بدی بوده؟! پس بگذار اتفاقی را که برای من افتاد تعریف کنم.»
بحث منطقی36: تلاش برای متقاعد کردن فرد دیگر با توسل به حقایق یا منطق، و معمولاً بدون در نظر گرفتن عامل هیجانی مربوط : «واقع بینانه فکر کن؛ اگر آن ماشین را نخریده بودی می توانستیم قسط خانه را بدهیم.»
اطمینان آفرینی37: تلاش برای متوقف کردن هیجانهای منفی فرد دیگر: «نگران نباش؛ همیشه پایان شب سیه سفید است». (بولتون، ترجمة سهرابي،1381)
2- 1- 6 ) اصول برقراری ارتباط رضایت بخش38:
مهارت های ارتباطی و بین فردی وجه مشترک در همۀ نیازها است. به عبارت دیگر مهارت در برقراری ارتباط صحیح با دیگران بسیاری از نیازهای انسان را برطرف می کند (وود، ترجمة فیروز بخت، 1379).
مردم، در زمینۀ روش های ارتباطی خود، بیشتر به سرنوشت اعتقاد دارند. آنان به این فکر گرایش دارند که نحوۀ گفتگو و گوش کردن آنها، مانند رنگ چشمهایشان ارثی است. بنابراین، مدعی اند که تلاش برای تغییر شیوۀ ارتباطی امری غیر ممکن است و حتی اگر چنین باشد کاری است که به تظاهر و تقلب می انجامد ( بولتون، ترجمة سهرابي، 1381).
بولتون (1381) طبق تجربۀ خود با همکارانش در آموزش مهارتهای ارتباطی به هزاران نفر، به نتیجۀ کاملاً متضادی رسیده است: انسان متوسط دارای ذهن سالم و ارادۀ قوی، در هر دوره از حیاتش، می تواند راههای مناسب تر برقراری ارتباط را یاد بگیرد. پژوهش های برخی از دانشمندان مشهور رفتارگرا نیز این حقیقت را تأیید می کند که افراد بالغ می توانند شیوۀ برقراری ارتباط اثر بخش را بیاموزند.
به پژوه (1375)، در برقراری یک ارتباط مؤثر اصولی را برمی شمرد، که از این قرارند:
۱- اصل دانایی
۲- اصل آموزش پذیری و تربیت پذیری
۳- اصل آشناسازی با واقعیت ها
۴- اصل اعتدال
۵- اصل اغماض و انعطاف پذیری
۶- اصل الگوپذیری و تقلید
۷- اصل اهمیت بازی
۸- اصل ایجاد امنیت روانی
۹- اصل برخورد مثبت و مثبت فکر کردن
۱۰- اصل برقراری ارتباط عاطفی و کلامی
۱۱- اصل پاسخگویی به پرسش های کودک و نوجوان
۱۲- اصل پذیرش و احترام متقابل
۱۳- اصل پرهیز از برچسب زدن و پیش داوری
۱۴- اصل پرهیز از خجالت دادن و سرزنش کردن
۱۵- اصل پرهیز از دستور دادن و تهدید کردن
۱۶- اصل پرهیز از مشاجره
۱۷- اصل تشویق و تایید کردن
۱۸- اصل تعدیل انتظارها باتوانایی های کودک و نوجوان
۱۹- اصل توجه به تفاوت ها و شباهت های فردی
۲۰- اصل توجه به نیازهای همه جانبه
۲۱- اصل ثبات عاطفی
۲۲- اصل خود تصمیم گیری و مشارکت
۲۳- اصل خودشناسی
۲۴- اصل خودنمایی مطلوب و ابراز وجود
۲۵- اصل رازداری
۲۶- اصل شناخت و آگاهی
۲۷- اصل شکیبایی و بردباری
۲۸- اصل صداقت و اعتماد
۲۹- اصل عامل بودن و عمل گرایی
۳۰- اصل قاطع و جدی بودن
۳۱- اصل محبت
۳۲- اصل مستقل سازی
۳۳- اصل مسوولیت پذیری
۳۴- اصل مهار احساسات
۳۵- اصل هماهنگی عاملان تربیت
بولتون (ترجمة سهرابي،1381) پنج گروه از مهارت های لازم برای ایجاد روابط بین فردی رضایت بخش را اینگونه بر می شمرد:
مهارت های گوش کردن: این روشها که فرد را در فهم واقعی گفته های دیگران توانا می سازند شامل راههای جدیدی برای پاسخ دادن هستند. پاسخ هایی که طرف مقابل با مشاهدۀ آنها احساس می کندمشکلات و احساساتش درک شده اند. هنگامی که مهارتهای گوش کردن به نحوی مناسب به کار رود اغلب فرد دیگر می تواند بدون اتکاء به شما مشکلات خود را حل کند.
مهارت های ابراز وجود: این رفتارهای کلامی و غیر کلامی شما را قادر می سازد که احترام خود را حفظ کنید، نیازهایتان را ارضا کنید و بدون توسل به فریبکاری یا تقلب، سوء استفاده و یا کنترل دیگران از حقوق خود دفاع کنید.
مهارت های رفع تعارض: این تواناییها به شما امکان می دهد که با اغتشاش هیجانی همراه با تعارض مواجه شوید؛ اینها، تواناییهایی هستند که وقتی بحث شدت گرفته است روابط صمیمی تر و دوستانه تری را ترویج می کنند.
مهارتهای حل مشکل اشتراکی: مهارتهایی هستند که راه رفع نیازهای تعارض آمیز، راضی نگهداشتن همۀ افراد گروه و حل مشکلات و تداوم آن را نشان می دهد.
گزینش مهارت: این رهنمودها نیز در انتخاب مهارتهای ارتباطی متناسب با موقعیت به شما کمک می کنند.
2- 2 ) نوجوانی و ویژگیها
2- 2- 1 ) تعریف نوجوانی39:
اﺻﻄﻼح ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ از ﻛﻠﻤﺔ ﻻﺗﻴﻦ ‪ adolescere‬ﻣﺸﺘﻖ ﺷﺪه ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨـﺎي “رﺳـﻴﺪن ﺑـﻪ ﺑﺰرﮔﺴـﺎﻟﻲ”‬اﺳﺖ. ﺷﺮوع آن ﺑﺎ ﺑﻠﻮغ اﺳﺖ و ﺑﺎ ﻋﻬﺪه دار ﺷﺪن ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﻫﺎي ﺑﺰرﮔﺴـﺎﻟﻲ ﭘﺎﻳـﺎن ﻣـﻲﻳﺎﺑـﺪ؛ ﻓﻴﻠﺴـﻮﻓﻲ‬ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﺑﺎ زﻳﺴﺖﺷﻨﺎﺳﻲ آﻏﺎز ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. از اﻳـﻦرو دورة ﻧﻮﺟـﻮاﻧﻲ‬ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﺑﻌﻀﻲﺟﻮاﻣﻊ اﺑﺘﺪاﻳﻲﺗﺮ ﻛﻮﺗﺎه ﺑﺎﺷﺪ و در ﺑﻌﻀﻲ ﺟﻮاﻣﻊ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻃﻮﻻﻧﻲﺗﺮ.ﺷﺮوع آنﺑﺎ‬ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺳﺮﻳﻊ در اﻧﺘﻈﺎرات و ﺗﻮﻗﻌﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﻳﺎ اﻧﺘﻘـﺎل ﺗـﺪرﻳﺠﻲ از ﻧﻘـﺶﻫـﺎي ﻗﺒﻠـﻲ ﺑـﻪ‬ﻧﻘﺶﻫﺎي ﺗﺎزه ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ. ﻋﻠﻲرﻏﻢ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻨﻮﻋﺎﺗﻲ، ﻳﻜﻲ ازﺟﻨﺒﻪﻫﺎي ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ اﺳـﺖ و آن را‬ از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺮاﺣﻞ ﻗﺒﻠﻲ رﺷﺪ ﺟﺪا ﻣﻲﻛﻨﺪ وآنﺗﻐﻴﻴﺮات ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ و ﻓﻴﺰﻳﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ ﺑﻠﻮغ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺮوع آن‬‫راﻣﺸﺨﺺﻣﻲﻛﻨﺪ. (خدایاری فرد، 1387)
ﺳﻦ ﺑﻠﻮغ در ﻣﺤﻴﻂﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮده ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺘﻌﺪدي از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮاﻣﻞ زﻳﺴﺘﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و‬ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ در زﻣﺎن ﭘﻴﺪاﻳﺶ آن دﺧﻴﻞ اﺳﺖ. وﻟﻲ ﻣﻌﻤﻮﻻً دﺧﺘﺮان ﺑﻴﻦ13 ﺗﺎ 14 ﺳـﺎﻟﮕﻲ و ﭘﺴـﺮان ﺑـﻴﻦ‬‫15 ﺗﺎ 16 ﺳﺎﻟﮕﻲ ﺑﻪ ﺑﻠﻮغ ﺟﻨﺴﻲ ﻣﻲرﺳﻨﺪ.ﻧﺸﺎﻧﺔﺑﻠﻮغ ﺟﻨﺴﻲ، ﺷﺮوع ﻗﺎﻋﺪﮔﻲ در دﺧﺘﺮان (ﺧﺮوج ﺗﺨـﻢ‬از ﺗﺨﻤﺪان) و ﻧﻤﺎﻳﺎن ﺷﺪن ﻧﻄﻔﻪﻫﺎي زﻧﺪه (اﺳﭙﺮﻣﺎﺗﻮزوﺋﻴﺪ) در ادرار ﭘﺴﺮان اﺳﺖ. اﻳﻦ دو ﻋﻤﻞ ﺑﺎرﺷـﺪ‬ﻏﺪهﻫﺎي ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺨﻤﺪان در دﺧﺘﺮان و ﺑﻴﻀﻪ در ﭘﺴﺮان و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻋﻀﺎيﺗﻨﺎﺳﻠﻲ ﺧﺎرﺟﻲ ﻫﻤﺮاه‬ ‫اﺳﺖ.‬ (خدایاری فرد، 1387)
فرایند بلوغ یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی هر فرد است. استانلی هال40، که به پدر روان شناسی بلوغ معروف است، این مرحله را «دوران طوفان و فشار» می نامد.نوجوان دراین دوره، تمایلات وخواهش های متضادی دارد; مثلا با این که می خواهد با دوستان باشد، به تنهایی نیزعلاقه مند است. (احمدی،1369) ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎل در ﻫﯿﭻ ﺳﻨﯽ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ، اﻧﺴﺎن آﻣﺎدﮔﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺗﺤﻮّل ﻧﺪارد. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ او ﺑﻪ‬ ﺷﺪت ﺑﺮاﻫﻤﯿﺖ ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺗﺄﮐﯿﺪ ﮐﺮده اﺳﺖ. وی ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﺗﻤﺪن زﻣﺎﻧﯽ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﯿﺪاﻣﯽﮐﻨﺪ‬ ﮐﻪ ﻣﺴﺆوﻻن ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ را ﺑﺎدﻗﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﻨﺪ و ﺗﺤﺖ آﻣﻮزش وﭘﺮورش ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ. ﺑﻪ ‬اﻋﺘﻘﺎد او ﺑﺮﺧﯽ از ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ داﺷﺘﻦ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﻣﻄﻠﻮب از ﺗﻮان ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و رﻫﺒﺮی ﻫﻢﺳﺎﻻن‬ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ؛ درﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ ﺑﺮای ﻣﺸﺎﻏﻞ دﯾﮕﺮ و ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﮐﺎرﮔﺮی ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﻧﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﻫﺎل ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ‬ ﺑﺴﯿﺎری از روان ﺷﻨﺎﺳﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎی ﭘﺴﺮان ﺧﻮش ﺑﯿﻦﺗﺮ ﺑﻮد. او اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺖ دﺧﺘﺮان ﺟﻮان ﺑﯿﺸﺘﺮ‬ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ازدواج و ﻓﺮزﻧﺪﭘﺮوری آﻣﺎده ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﺧﻮشﺑﯿﻨﯽ ﻫﺎل ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﻞ دوران ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ و‬‫ﺳﻮﮔﯿﺮی وی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺗﺎ ﺣﺪودی ﺑﺎﻋﺚ ﮐﺎﻫﺶ اﻋﺘﺒﺎر ﻧﻈﺮﯾﻪ او در ﻣﺤﺎﻓﻞ ﻋﻠﻤﯽ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ. (جمهری، 1385 )
برخي از نظريه پردازان روان كاوي نيز نوجواني را وضعيتي مي دانند كه نوجوان در آن دچار اختلال رواني است. البته بررسي هاي تجربي درباره نوجوانان به طور كلي نشان مي دهند كه آشفتگي دوران نوجواني بيش از حدّ بزرگ جلوه داده شده است. با اين وجود، فرايند انتقال از كودكي به بزرگسالي، دشوار و پركشمكش است. نوجوان از يك سو با سرعت بي سابقه اي بلوغ جسمي و جنسي را مي گذراند و از سوي ديگر، خانواده، فرهنگ و جامعه از او مي خواهند تا مستقل باشد، روابط جديدي را با هم سالان و بزرگ سالان برقرار كند و آمادگي ها و مهارت هاي لازم را براي زندگي شغلي و اجتماعي به دست آورد. نوجوان بايد علاوه بر پذيرش و سازگاري با اين همه تغيير و تحوّل، هويت منسجمي نيز براي خود كسب كند و به سؤالات دشوار و قديمي «من كيستم؟»، «جاي من در هستي كجاست؟» و «از زندگي خود چه مي خواهم؟» پاسخ مشخص و اختصاصي بدهد. (حسينخاني، 1385)
ﻓﺮوﯾﺪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮد ﻫﺪف ﻧﻬﺎﯾﯽ رﺷﺪ رواﻧﯽ – ﺟﻨﺴﯽ، رﺳﯿﺪن ﺑﻪ رﺳﺶ ﺟﻨﺴﯽ اﺳﺖ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﺷﮑﻞ‬ دﺧﺘﺮان و ﭘﺴﺮان ﺑﺮای ازدواج و ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜﻞ آﻣﺎده ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺗﺎ ﻗﺒﻞ از ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ رواﺑﻂ ﻋﻤﺪه ﮐﻮدﮐﺎن ﺑﻪ ﺣﻠﻘﻪ‬ﺧﺎﻧﻮاده و دوﺳﺘﺎن ﻫﻢﺟﻨﺲ ﻣﺤﺪود ﺑﻮده اﺳﺖ؛ وﻟﯽ اﮐﻨﻮن ﻧﻮﺟﻮانﺑﺎﯾﺪ ﺗﻤﺎﯾﻼت ﺟﻨﺴﯽ ﺧﻮد را ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮی‬اﻓﺮاد ﻏﯿﺮ از ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮد، ﻣﻬﺎر ﮐﻨﺪ و در اﯾﻦ ﻣﻮرد، اﺻﻮل اﺧﻼﻗﯽ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻣﺤﺘﺮم‬ ‫ﺑﺸﻤﺎرد. ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ، ﻧﻮﺟﻮان ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ اﺳﺖ از ﻧﻈﺮ رواﻧﯽ از واﻟﺪﯾﻦ ﺧﻮد ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺷﻮد. ﮐﺴﺐ‬اﺳﺘﻘﻼل ﻣﺴﺘﻠﺰم اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻬﻢّ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره ﺑﺎ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان روایی محتوا، روابط صمیمی، همسانی درونی، روایی سازه Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نظام اجتماعی، پسران نوجوان، ارزش های اجتماعی، قضاوت اخلاقی