پایان نامه با کلید واژگان آموزش و یادگیری، نظام ارزشی، نظام ارزشیابی، یشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

به انتظارات آموزشي دسترسي پيدا نمايند. به عبارت ديگر ارزشيابي در شکل دادن به شناخت و مهارتها تأثير دارد.
5- مستمر : بر خلاف تصور رایج از ارزشیابی مستمر، استمرار به معني اجرای آزمونهاي مکرر نيست. بلکه به اين معني است که در آن حلقه بازخورد، محور و اساس کار معلم و شاگرد است. بين معلم و شاگرد در جريان يادگيري تبادل اطلاعاتي بهوجود مي‌آيد که به آن حلقه بازخورد گفته میشود. در جريان اين تعامل اطلاعاتي يادگيري رشد مي‌يابد و توسعه می یابد. لذا بازخورد، مهارت توليد و ارائه آن، يکي از مهارتهاي تخصصی معلمان مي‌باشد. به سخن دیگر بازخورد محوري‌ترين مفهوم اين رویکرد ارزشيابي‌ تحصیلی است(حسنی،1388).
نقش سنجش در فرآیند آموزش – یادگیری
در گذشته سنجش چیزی جدا از آموزش تلقی میشد که برای بررسی و مستند سازی پیشرفت دانشآموز مورد استفاده قرار میگرفت. به عبارتی دیگر تصور میشد که سنجش پایان دهنده فعالیتهای آموزشی معلم و تابع هدفهای اوست. با این وجود امروزه نظریههای جدید یادگیری، انگیزش و آموزش به مفهوم سازی جدیدی از مفاهیم، مطالب و اصول سنجش منجر شدهاند.
واقعیت کنونی این است که سنجش به طور جامعتری قابل تصور است و یک بخش ضروری از آموزش به حساب میآید. امروزه سنجش صرفاً برای مستند سازی یادگیری دانشآموز تلقی نمی شود، بلکه به عنوان یک ابزار و برای افزایش دادن یادگیری نگریسته میشود (مک میلان11، 2001).
سیف (1374) درباره تاثیر سنجش بر آموزش معلم و یادگیری دانشآموزان گفته است که سنجش و اندازهگیری تعیینکننده فعالیتهای آموزشی معلم و کوششهای یادگیری دانشجویان و دانشآموزان است. به سخن دیگر، چگونگی مطالعه و یادگیری دانشآموزان و دانشجویان و نیز نحوه آموزش معلمان مستقیماً از ماهیت سنجش تأثیر میپذیرند. زمانی که دانشآموزان یک کلاس از پیش میدانند که در ارزشیابی از یادگیری آنان یک آزمون عینی (مثلاً یک آزمون چند گزینهای) استفاده خواهد شد، هنگام مطالعه و یادگیری مطالب درسی، در جهت پیدا کردن و به یاد سپردن نکات جزئی و پراکنده درسی خواهند کوشید و به مسائل کلی و ساختاری آن توجه زیادی نخواهند کرد. در مقابل یادگیرندگانی که خود را برای شرکت در یک امتحان تشریحی آماده می کنند، به اطلاعات پراکنده درسی چندان اهمیتی نداده و بیشتر سعی میکنند تا مسائل کلی و استنباطی را فرا بگیرند. به همین مقیاس، معلمی که شاگردانش را برای گذراندن یک امتحان تشریحی آماده میکند، بر سازمانبندی مطالب و روابط بین قسمتهای مختلف موضوع درسی تاکید میکند. اما معلمی که به دانشآموزان خود کمک می کند تا در یک آزمون عینی شرکت کند، به نکات دقیق و اطلاعات پراکنده موضوع درسی اهمیت بیشتری خواهد داد. (پوفام12 ،2002؛به نقل از سیف، 1384) بیان نموده است در گذشته سنجش بر فعالیتهای آموزشی معلمان تاثیر چندانی نداشت. بلکه آموزش تعیینکننده ماهیت سنجش بود. آزمونها به ندرت پیش از آموزش ساخته میشدند، بلکه پس از پایان فعالیتهای آموزشی معلم تهیه و اجرا میشدند تا نیازهای سنتی آموزش و پرورش را که در نمره دادن به دانشآموزان خلاصه می شد، برآورده سازند. مک میلان (2001) معتقد است که امروزه سنجش از آموزش جدا نیست. بلکه آموزش و سنجش جنبههای یکپارچهای از تدریساند که هر یک به دیگری وابسته است. بنابراین معلمان امروزه میدانند چگونه سنجش را با تدریس و یادگیری یکپارچه سازند تا تأثیر سنجش بر یادگیری و هدفهای آموزشی را افزایش دهند.تاثیر سنجش یا اندازهگیری بر فرآیند آموزش باعث پیدایش مفهوم آموزش جهت داده شده به وسیله اندازهگیری گردیده است. منظور از آموزش جهت داده شده به وسیله اندازه گیری، یک رویکرد کلی نسبت به آموزش است که در آن هدف اصلی معلم بالا بردن سطح عملکرد دانشآموزان در یک روش خاص اندازهگیری است (لفرانسوا، 2000). برای کاستن از تأثیرات منفی سنجش بر آموزش و یادگیری، لازم است معلمان بکوشند تا هم برای درسهای خود هدفهای متنوع و مفیدی را برگزینند و هم روشهای سنجش متناسب با آن هدفها را مورد استفاده قرار دهند (سیف، 1384).

ارزشیابی مستمر و رابطه آن با بهبود فرآیند یاددهی – یادگیری
ارزشیابی مستمر یکی از قواعد بهبود فرآیند یاددهی – یادگیری است . اطیایی ( 1384) در مقالهای تحت عنوان “هفت قاعده کلی برای بهبود آموزش” یکی از این قواعد را “ایجاد بازخورد سریع” معرفی کرده است. به طورکلی علم به اینکه چه میدانیم یا چه چیزی را نمیدانیم بر یادگیری موثر است. دانشآموزان برای اینکه بتوانند استعدادها و دانش خود را ارزیابی کنند ، نیاز به کمک دارند. برای اینکه بتوانند پیشرفت کنند نیاز به فرصتهای زیادی در کلاس برای پذیرش القائات و به اجرا درآوردن آنها دارند . همینطور به فرصتهایی نیاز دارند تا آموختههای خود و آن چیزهایی که هنوز لازم است بدانند و چگونگی ارزیابی خودشان در کلاس را منعکس سازند و این همان معنای بازخورد است. “در مدل سیستمی که نظام آموزش و پرورش را به عنوان یک سیستم کلی در نظر می گیرد، باز خورد به معنای آن است که یک سازمان با کسب اطلاعات درباره نتایج کار خود در فراگیر در فعالیتهای خود تجدید نظر بهعمل آورد تا خود را با نیازها و تغییرات سازگار سازد ” ( علاقه بند، 1375).
این اطلاعات از طریق دانشآموزان در کلاس درس و عکسالعملهای آنها به جریان آموزش با استفاده از ارزشیابی مستمر حاصل میشود.
آموزش و یادگیری فرآیند مدار
در دیدگاه روانشناسی شناختی و رویکرد ساختنگرا در یادگیری، دانشآموز نه به عنوان دریافتکننده دانش و اطلاعات، بلکه به عنوان آفرینندگان ساختارهای شناختی خویش تلقی میشوند. یادگیرنده ضمن دریافت اطلاعات آنها را تعبیر و تفسیر میکند. به تجارب پیشین خود مرتبط میسازد، آموختههایش را سازمان میدهد و آنها را برای حل مسایل واقعی زندگی و حل مسایل پیچیده در موقعیتهای تازه بهکار میگیرد. بر این اساس، معلم نه به عنوان انتقالدهنده دانش و مهارت، بلکه در نقش شکلدهنده محیط، برانگیزاننده دانشآموز، راهنما و هادی او در جهت سازماندادن به اندیشهها و ساختن دانش ظاهر می شود(سیف،1385).
استفاده از راهبردهای فراشناخت در سازماندهی یادگیری نقش اساسی دارد. بر اساس نظریه فراشناخت، یادگیرنده تفکر خود را به شیوهای نظم میدهد و تحت نظارت و بازبینی خود در میآورد و بدین ترتیب فرآیند تفکر را در اختیار و کنترل خود می گیرد. این تفکر فراشناخت یعنی اندیشیدن فرد درباره اندیشه خود و آگاهی از بازنماییهای ذهنی و درونی از واقعیتهای بیرونی و احساسیاش نه تنها در کنترل شخص یادگیرنده است، بلکه پژوهشگر و ارزشیاب بیرونی هم میتواند آنها را مورد سنجش قرار دهد. بنابراین فراشناخت، مستلزم قضاوت یادگیرنده درباره نقاط قوت و ضعف خود در جهت اهداف یادگیری است (شکرالهی، 1385).
مزایای آموزش و یادگیری فرآیند مدار
1- تاکید بر فرآیند یادگیری به جای نتیجه گیری
2- توجه به سطح آمادگی و تجارب قبلی یادگیرنده
3- تاکید بر مشارکت فعال یادگیرنده در جریان یادگیری
4- تاکید بر انگیزش های درونی
5- تاکید بر پردازش اطلاعات و یادگیری معنا دار
6- تاکید بر فعالیت های گروهی و یادگیری مشارکتی
7- استفاده از راهبرهای فراشناختی(احمدی،1387).
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آموزش و یادگیری فرآیند مدار
در رویکرد فرآیند مداری، فرآیند یادگیری و چگونه آموختن مهمتر از بازده و نتایج یادگیری است. اولاً ارزشیابی به عنوان بخشی از فرآیند آموزش و یادگیری جنبه مستمر و تکوینی دارد که بهصورت تدریجی و مرحله به مرحله فرآیند آموزش و یادگیری را از جنبه های مختلف مورد ارزشیابی قرار می دهد. ثانیاً این نوع ارزشیابی مبتنی بر عملکرد یادگیرنده است که از طریق آن شیوه به کارگیری دانش ها، مهارتها و نگرشهای فراگیران در جریان عمل مورد اندازهگیری و سنجش قرار می گیرد. این نوع ارزشیابی بهصورت طبیعی و در همان زمانی که یادگیری در حال اتفاق افتادن است، انجام میگیرد.
معلم از مقایسه دانشآموزان با یکدیگر و ایجاد رقابت میان آنها پرهیز میکند. او میکوشد تا وضعیت فعلی هر دانشآموز را با وضعیت وی در گذشته مقایسه کند و از این طریق فرصتهای آموزش و یادگیری بهتر و مناسبتری برای فراگیران خود فراهم کند. ارزشیابی فرآیند مدار حالتی طبیعی و غیر رسمی دارد. به همین جهت در جلسات امتحانی مواردی مانند ترس و اضطراب از امتحان، محدود بودن زمان پاسخگویی به سوالات، تقلب، تاکید بیش از حد به نمره، رقابت کشنده میان فراگیران و مقایسه آنها با یکدیگر، به شدت کاهش می یابد و در این نوع ارزشیابی معلم فرصت مییابد تا با عادات گوناگون یادگیری فراگیران و نحوه عملکرد آنها در موقعیتهای مختلف آموزش و یادگیری آشنا شود و از طریق دریافت بازخوردهای مناسب برای کیفیتبخشی بیشتر به روشهای آموزش خود و نحوه یادگیری فراگیران اقدام کند(سیف،1385). این نوع ارزشیابی از تنوع ابزارها برخوردار است. مانند ارزشیابی عملکردی، ثبت مشاهدات، فهرست وارسی رفتار، معیارهای درجهبندی، آزمونهای عملکردی، پوشه کار، پروژه، نگرش سنجها، تکالیف و تمرینهای درسی، واقعه نگاری و … .
ضرورت تغییر نظام ارزشیابی در ایران
روشهای فعلی ارزشیابی عمدتاً بر مبنای پاسخدهی سطحی به انتطارات هنجاری (مقایسه افراد با هم، بدون توجه به تفاوتهای فردی و ویژگیهای مناطق مختلف) مسئولین تبدیل شده است. علاوه بر آن این گونه آزمونها (تشریحی، محدود پاسخ یا عینی از نوعی که در مدارس رایج است و عمدتاً پاسخهای همگرا دارند و سطوح بالای یادگیری را نمی سنجند) در بهترین حالت ممکن طراحی و تدوین، قادر به سنجش ابعاد مختلف رشد دانشآموزان نیستند. بهطور کلی روشهای فعلی اطلاعات لازم و کافی درباره میزان دانستنیها، نگرشها و ارزشها و مهارتهای دانشآموزان در اختیار ما قرار نمیدهند. بنابراین وسیله مناسب برای کشف نارسایی یادگیری دانشآموزان و هدایت مستمر آن محسوب نمیشود (کلهر، 1385).
یکی از مهمترین عوامل مؤثر در اصلاح نظام آموزش – یادگیری هر کشوری و ایجاد تغییر بنیادی و پایه در کیفیت تدریس – یادگیری مدرسهای، کیفیت نظام آموزشی، کارآمدی آن و نیل به اهداف آموزشی – اجتماعی، توسط نظام ارزیابی و اندازهگیری تحصیلی، معین میگردد. برای اصلاح آموزش نیز میبایست به مقوله ارزیابی توجه نمود. اهمیت خرده نظام سنجش و ارزشیابی در نظام آموزش کشور تا حدی است که برخی از کارشناسان و صاحبنظران معتقدند یکی از مهمترین عوامل بازدارنده اصلاح و بهبود، نظام سنجش و امتحانات آن است. علت و چرایی این تأکید را باید در نقش و جایگاه آزمون و ارزیابی در مجموعه آموزش جستجو نمود. تا آنجا که تغییر و اصلاح معنادار در نظام آموزشی را اصلاح خرده نظام سنتی و غیر علمی امتحان و آزمون مدارس می دانند (خلخالی به نقل از فراهانی، 1383، ص 51).
تغییرات نظام ارزشیابی کلاسی در جهت بهبود فرآیند یادگیری دانشآموزان و توجه هر چه بیشتر به فرآیندهای عالی شناختی و فراشناختی امری است که امروزه بیش از هر زمانی مورد توجه کشورها قرار گرفته است.
بررسی نظام ارزشیابی کشورهای مختلف جهان نشان میدهد استفاده از کارنامه توصیفی امری رایج و دارای سابقهای طولانی است. در کشور فرانسه روش نمرهگذاری استفاده از طیف با عبارات توصیفی: بالاتر از استاندارد، مطابق با استاندارد، ناسازگار با استاندارد و … می باشد. در آلمان شش مقوله و یا طیف و در ژاپن استفاده از پنج مفهوم همراه با جملات توصیفی است. خلاصه اینکه در بسیاری از کشورهای مختلف جهان، کارنامه فقط نمرات خام را شامل نمیگردد و تمامی فعالیتها و مهارتها و نگرش کودک، توصیف و ارزشیابی میشود. ارائه نمره صرف ضمن ایجاد رقابت و اضطراب، یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را تحتالشعاع قرار داده، و با ایجاد افسردگی، بخش زیادی از منابع و استعدادهای بالقوه انسانی و اقتصادی را تلف می نماید. برخورد معلمان و ارزش بیش از حد قائل شدن به امتحان و تکرار بیهوده آن و استفاده ابزاری از آن باعث ایجاد دلسردی از تعلیم و تربیت و امتحان با این سبک و سیاق، نقطه پایان یادگیری و نوعی رهایی از درس و تحصیل محسوب می شود (محقق معین،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رفتارگرایی، شناخت گرایی، اجرای برنامه، رویکرد شناختی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ارزشیابی توصیفی، آموزش و پرورش، آموزش عمومی، نظام ارزشی