پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امر به معروف، سلامت روان، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

بزرگ و اي شکسته بند استخوان شکسته که ببخشي بر من گناهان نابود کننده ام را و بپوشي بر من کارهاي پنهاني رسوا کننده را» (مناجات التّائبين، ص 64-63).
معظمي (بي تا) در اين باره مي گويد: « از ديدگاه اسلام، گناه آثار زيانبار و متعددي برانسان مي گذارد. از جمله آثار آن، آسيبهاي رواني است. پس از انجام گناه، شخص گناهکار مورد سرزنش نفس لوّامه يا وجدان اخلاقي قرار مي گيرد و دچار تعارض ناشي ازگناه مي شود. در نتيجه نشانه هاي افسردگي و اضطراب نسبت به عقوبت گناه و ياس و نااميدي در صورت عدم رهايي از اين اضطراب و بعضاً تکرار گناه در وي آشکار مي شود. … اسلام بهترين روش براي رهايي از تعارض ناشي از گناه و عواقب منفي آنرا «توبه» مي داند. توبه موجب آمرزش گناهان و تقويت اميد انسان به جلب رضايت خداوند مي شود در نتيجه موجب کاهش غم و اندوه و اضطراب مي گردد… با توجه به شرايطي که در توبه وجود دارد، توبه عامل پيشگيري کننده از گناهان بعدي و نيز موجب ارزش وجودي شخص مي گردد. شخص تائب مورد لطف و رحمت خداوند قرار مي گيرد. از اينرو توبه ضمن رهايي فرد از اختلالات اضطرابي و افسردگي موجب اصلاح رفتار، سلامت روان و تکامل شخصيت فرد مي گردد».
در فرهنگ تشيع، به انسان ها آموخته مي شود که نه تنها براي خود، بلکه براي بقية انسان ها هم طلب آمرزش و عفو و غفران الهي داشته باشند، به خاطر محبت و دلسوزي و رأفتي که به همنوعان دارند، و به خاطر سرنوشت مشترکي که در جامعه براي مردم وجود دارد و يا به خاطر قدرداني از آنها: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرا اجْزِهِمَا بِالْإِحْسَانِ إِحْسَانا وَ بِالسَّيِّئَاتِ غُفْرَانا اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ تَابِعْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ بِالْخَيْرَاتِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنَا وَ مَيِّتِنَا وَ شَاهِدِنَا وَ غَائِبِنَا ذَكَرِنَا وَ أُنْثَانَا صَغِيرِنَا وَ كَبِيرِنَا حُرِّنَا وَ مَمْلُوكِنَا، خدايا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و بر ايشان رحم کن چنانچه مرا در کودکي پروريدند و پاداششان بده در برابر نيکي به نيکي، و در مقابل بديها به آمرزش. خدايا بيامرز مردان و زنان با ايمان را چه زندگانشان و چه مردگانشان را و پيوند ده ميان ما و ايشان را در نيکيها، خدايا بيامرز زندة ما و مردة ما و حاضر ما و غائب ما، مرد ما و زن ما را، کوچک ما و بزرگ ما را، آزاد ما و بردة ما را » (دعاي ابوحمزة ثمالي، ص 724).
«در حضرت تو توبه شکستم صـــد بار زين توبه که صــد بار شکســتم توبه»
(ابوسعيد ابوالخير، ديوان اشعار، به نقل از درج 3)

آموزه هاي تربيتي
براي اين که انسان بتواند از خطاها مصون بماند، اولين گام آن است که فرامين الهي را بشناسد و به نسبت به اوامر و نواهي پروردگار معرفت لازم را کسب نمايد.
انسان پس از معرفت به تکاليف خود، ميبايست به هر نحو ممکن، سعي در اطاعت از پروردگار خويش داشته باشد و در اين راه تمامي قواي خويش را به مدد گرفته و از پروردگار نيز طلب ياري نمايد: «وَ ارْزُقْنَا عَمَلا بِطَاعَتِك‏، و عمل به طاعتت را روزي ما گردان» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 724)، «وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ بِأَفْضَلِ عَوْنِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِم ، و کمکم ده بر انجام وظائف آن به بهترين کمک خود و موفّقم دار در اين ماه براي اطاعت خودت و پيروي پيامبرت واوليائت درود تو بر ايشان باد» (اعمال مشترک روزهاي ماه مبارک رمضان، ص 742).
در صورت انجام خطا به دليل فراموشکاري، غلبة خواهشهاي نفساني و وسوسههاي شيطان، انسان مي بايست به سرعت توبه و بازگشت نموده و اراده بر عدم ارتکاب مجدد آن بنمايد.
انسان بايد براي حفظ عزّت نفس خود و جلوگيري از اشاعة گناه، آن را براي کسي بازگو ننموده و فقط در درگاه الهي اعتراف به گناه شايسته است و در غير آن توصيه نگرديده است (مگر در مواردي که عدم اعتراف به گناه موجب پايمال شدن حقوق انسانها شده و مصالح عمومي به خطر بيفتد).
فقط پروردگار است که مي تواند انسان را ببخشايد و اوست که با معين کردن شيوههاي جبران خطا و به واسطة رحمانيت خود، شايستگي عفو نمودن انسان ها را داراست. در حيطه آموزش و پرورش رسمي نيز ممکن است دانش آموز، هم در رفتارها و هم در انجام تکاليف درسي و پاسخ به سؤالات خطا نمايد. معلم نيز با توجه به اين ويژگي انسان، بايد وي را ببخشد و در جهت جبران خطا او را ياري نمايد: «يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُون، اي بزرگوارترين کسي که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهي کنند» (مناجات شعبانيه، ص 674). معلم نبايد عمل خطاي دانش آموز را به کل شخصيت وي سرايت بدهد و بايد فقط همان عمل را خطا معرفي کند و نه اين که کل شخصيت دانش آموز را زير سؤال ببرد.
گاهي اوقات در قبال خطاي شاگرد ـ بسته به شدت خطا و با توجه به اصول تربيتي ـ نياز به جريمه و تنبيه وجود دارد که تنبيه حتماً بايد در جهت جبران خطا بوده، با ميزان خطا هماهنگي داشته باشد و شاگرد دقيقاً بداند که در ازاي کداميک از رفتارهاي اشتباه او، تنبيه انجام گرديده است.
معلّم چون مي داند شاگرد ممکن است خطا نمايد، بايد راه هاي خطا کردن را تا حدّ ممکن بر او ببندد. اعطاي بينش به شاگرد دربارة مسايل زندگي و تذکّر درباره عواقب انجام خطاها و ايجاد زمينه اي که تا حد ممکن ارتکاب خطا را به حداقل برساند (مثلاً قرار دادن شاگرد در محيط سالم از لحاظ اخلاقي، اجتماعي، پرورش نيکي ها در بين شاگردان، تشويق رفتارهاي شايسته شاگردان، تکريم نمودن شخصيت شاگرد، افزايش عزت نفس و اعتماد به نفس در شاگرد) و در کلّ پرورش نظارت دروني (پرورش نفس خود شاگرد) و نظارت بيروني (امر به معروف و نهي از منکر) باعث مي شود که تا حدّ ممکن راه هاي اشتباه و خطا بر او بسته شده و زمينه هاي ارتکاب خطا به حداقل کاهش يابد.
وقتي که خطا انجام شد، معلّم نبايد شخصيت شاگرد را تخريب نمايد و فقط خطاهاي انجام شده بايد تکفير گردد، همانگونه که پروردگار پس از پشيماني و توبه بنده، او را آنچنان ميبخشايد که گويي خطايي مرتکب نشده است: « وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي تَحَبَّبَ إِلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لا ذَنْبَ لِي، و ستايش خداوندي را که با من دوستي کند در صورتي که از من بي نياز است و ستايش خدايي را که نسبت به من بردباري کند تا جايي که گويا گناهي ندارم» (ابوحمزه ثمالي، ص 717)، معلّم نيز بايد پس از آن که شاگرد به خطاي خود واقف شد و اظهار پشيماني و ندامت نمود، او را ببخشايد، در رفتار خود با شاگرد خدشه اي وارد نياورده و هيچ گاه خطاي شاگرد را به او يادآوري ننمايد.
«از هر چه نه از بـــهر تو کردم توبـــــه ور بي تو غمي خــوردم از آن غم توبه
و آن نيز که بعد ازيـــن براي تو کنــم گر بهتــر از آن توان از آن هـــم توبـه»
(ابو سعيد ابو الخير، ديوان اشعار، به نقل از درج 3)

انسان، ضعيف است.
در کتاب شريف مفاتيح، درباره صفت ضعف انسان معارفي آورده شده است. امام علي عليه السلام در دعاي کميل خدا را داناي به اين صفت معرفي مي کنند و بدينوسيله انسان را به وجود آن آگاه مي نمايند: « وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَه‏، … تو ناتوانيش داني» (ص105) و در جاي ديگر به طور مستقيم انسان را به اين صفت موصوف مي نمايند: «وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيف» (ص103).
«يا رب ز کـرم به حال من رحمت کن بر اين دل ناتـــوان من رحمــت کن»
(مناجات خواجه عبدالله انصاري، به نقل از درج 3)
خسروي حسيني (1375ب) در ترجمه مفردات، از قول راغب اصفهاني، ضعف را که « نقطه مقابل قوت و نيرو» (ص452) است را هم در بدن و هم در عقل و رأي دانسته است و مي گويد: «خليل رحمة اللّه گفته است: الضُّعف … ناتواني بدني است و الضَّعف … نارسايي در عقل و رأي است» (ص453). و درمورد آيه «وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً» ( 28: نساء) انسان و ناتواني او را اينگونه بيان مي نمايد: « … ناتواني و ضعف انسان همان نيازهايي است كه موجودات برتر يا فرشتگان آن نيازها را ندارند و از آنها بي‏نيازند» (ص456).
ضعف صفتي در انسان است که به زمينه هاي جسمي و روحي مي تواند تعميم يابد. ضعف جسمي انسان در: «يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَ رِقَّةَ جِلْدِي وَ دِقَّةَ عَظْمِي، اي پروردگار من بر ناتواني بدنم و نازکي پوست تنم و باريکي استخوانم رحم کن» (دعاي کميل، ص102) و ضعف روحي او در «‏يَا كَرِيمُ يَا رَبِّ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ‏ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَي أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُه، خداي کريم اي پروردگار من و تو ناتواني مرا در مقابل اندکي از بلاي دنيا و کيفرهاي ناچيز آن و ناملايماتي که معمولا بر اهل آن مي رسد مي داني در صورتي که اين بلا و ناراحتي دوامش کم است و دورانش اندک و مدتش کوتاه است» (دعاي کميل، ص 103) نمود يافته است.
البته انسان مي تواند ضعف خود را در بُعد جسمي و روحي قوت بخشد. در زمينه هاي جسمي مي تواند با مدد گرفتن از عقل خود زمينه هايي را براي افزايش قدرت جسمي فراهم آورد؛ مثل انجام ورزشها و اختراع لوازم و امکاناتي که قدرت جسم او را بالا بَرَد؛ و در زمينه هاي روحي با مبارزه با خواهشهاي نفساني، اتّکا به قدرت خداوند و ياري جستن از او، و بالاخره اتصال به قدرت محض مي تواند روح خود را قوي گرداند: « أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعِيفَ إِلا الْقَوِي‏، تويي نيرومند و منم ناتوان، و آيا رحم کند بر ناتوان جز نيرومند» (مناجات حضرت علي عليه السلام در مسجد کوفه، ص 341)، « اَللَّهُمَّ عُدْ عَلَى جَهْلِي بِحِلْمِكَ وَ عَلَى فَقْرِي بِغِنَاكَ وَ عَلَى ذُلِّي بِعِزِّكَ وَ سُلْطَانِكَ وَ عَلَى ضَعْفِي بِقُوَّتِك، خدايا بر ناداني من به بردباري خويش بازگرد و بر نيازمنديم به بي نيازيت و بر خواريم به عزت و سلطنتت و بر ناتوانيم بر توانائيت» (دعاي جوشن صغير، ص 176).
«چه جاي ضعف من ناتوان که قوّت عشق ز آسمان به زميــــن آورد مسيــــــحا را»
(ديوان اشعار محمد تقي حجة الاسلام، به نقل از درج 3)
آموزه هاي تربيتي
انسان بواسطة ضعفي که در عقل و رأي و نفس او، و هم در جسم او وجود دارد، نيازمند است با توکل و تکيه زدن بر وجودي قدرتمند، خود را قوت بخشيده و نيرومند گرداند و اين نکته ، اهميت و توجه به ارتباط با پروردگار عالم را به اثبات مي رساند و با تأييدات اوست که انسان ميتواند ضعف خويش را جبران نمايد: « (أَنَا) الْفَقِيرُ الَّذِي أَغْنَيْتَهُ وَ الضَّعِيفُ الَّذِي قَوَّيْتَه‏، (من) نداري هستم که دارايش کردي و ناتواني هستم که نيرومندش کردي» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 727). يکي از فرمانهايي که پروردگار به بندگان خويش، براي غلبه بر ضعف آنها داده است، امر به «وحدت» است تا بتوانند در کنار يکديگر و با استفاده از نيروهاي مادي و معنوي همنوعان، بر ضعف ذاتي خويش غلبه نمايند. درست است که انسان داراي ضعفي ذاتي است که ناچار به مبارزه با آن است، امّا او مي تواند با استفاده از علمي که بوسيلة نسلهاي پيشين و توسط تعداد زيادي از انسان ها فراهم آمده و همچنين با تلاش خود، در ساية عنايت خداوند و تکميل علم موجود، اختراع وسايل جديد و اکتشاف قوانين حاکم بر هستي، موجبات رفاه خود و همنوعان را فراهم آورده و به قدرت نسبي دست يابد. به همين دليل است که اسلام، انسان را امر به آموختن علم نموده است: «اُطلُبوا العِلم و لو بِالصّين» (رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم) (مجلسي، بي تاالف، ص 177). «مشورت» نيز يکي از روشهايي است که انسان مي تواند براي غلبه بر ضعف خود، از ذهن و فکر ساير انسانها استفاده نموده و به عقل و درک خويش قوّت بخشد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام سجاد، نهج البلاغه