پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

دنيــا يکي است تشنه چون يک جرعه خواهد کوزه و دريا يکيست»
(ديوان اشعار کليم کاشاني، به نقل از درج 3)
امير المومنين در اين باب مي فرمايند: «حرص‏ كليد رنج و وسيله گرفتار شدن به گناهان است‏» (خسروي، 1364، ص85). آموزش معارفي از اين دست انسان را براي روبرو شدن با حرص آماده مي سازد.
اعمالي نظير زکات51 و خمس و حسناتي مثل انفاق علاوه بر آثار ديگر، باعث مي شود انسان بتواند با حرص منفي مبارزه نمايد و در تربيت نفس و خودسازي گامي مثبت بردارد. پس آموزش تکاليف ديني به تعديل صفت حرص کمک مي کند و پرورش صفاتي همچون قناعت و صبر حرص را جهت دهي مي نمايد.
البته برنامه ريزان آموزش و پرورش نيز لازم است که به موفّقيت دانش آموزان و سعادت جامعه حريص باشند تا با مدد اشتياق فراوان و فعّاليت در جهت آن، بتوانند برنامه ريزي صحيحي را در امر تعليم و تربيت انسانها انجام دهند.
حرص و ولع کودکان را مي توان با يادگيري مطالب مفيد و انجام فعالتهاي درسي اشباع نمود و با إعمال رقابت سالم بين شاگردان از آن در جهت يادگيري بهينه استفاده کرد. اين صفت دستمايه گرانبهايي براي معلمين در امر آموزش و پرورش مي تواند باشد و مي بايست از همان ابتداي کودکي با ايجاد شناخت نسبت به حقائق، اين صفت را در مسير حريص بودن در امور شايسته هدايت نمود.
حديثي از حضرت امام صادق، عليه السّلام «رسيده كه فرموده دو حريص و آزمندند كه سير نمي شوند: حريص و آزمند علم و دانش، و حريص و آزمند مال و دارائي» (فيض الاسلام، بي تا، ص80). پس در امر آموزش و پرورش بايد حرص دانش آموز را در وادي علم اشباع نمود تا از حريص شدن نسبت به مال دنيا در امان بماند، چرا که کسي که به دنيا محبت و حرص پيدا کرد، هرگز روي سعادت را نخواهد ديد. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در اين باب فرمود: «نشانه‏ي بدبختي چهار چيز است: خشكي چشم، سختي دل، حرص‏ و آز در جستجوي دنيا و اصرار بر گناه» (رضايي،1364،ص159) و «از حضرت امام حسن مجتبي- عليه السّلام- رسيده كه فرمود: كسي كه دنيا را دوست دارد خوف آخرت از دل او مي‏رود و كسي كه زياد براي دنيا حرص‏ بزند غير از دوري از دنيا بهره نمي‏برد و سبب مي‏شود كه بسيار مورد بغض و عداوت خدا قرار گيرد. و آن كس كه با جدّيت براي دنيا حرص‏ مي‏ورزد و آن كس كه با قناعت و زهد اوقات طي مي‏كند هر دو رزق مقرّر خود را كاملا دريافت خواهند كرد و چيزى از رزق زاهد قانع كم نخواهد شد. و آن حريص‏ در اثر فعّاليت بسيار و گفتار شر خود را مستحق آتش خواهد كرد» (طباطبايي، 1376،ص98).
انساني که نسبت به سعادت خود و جامعه حريص گرديد، هرگز دست به اعمال ناپسند نمييازد و همچنان که به سعادت خود مي انديشد، سعادت خود را در گرو سعادت ديگر افراد جامعه خواهد ديد و با دعوت به نيکيها و بازداري از بديها خود و ديگران را به سمت سعادت رهنمون خواهد شد.
انسان حريص – در صورتيکه حرص او هدايت شده باشد- هرگز دنياي فاني کم ارزش را با سراي آخرت که ارزشمند و باقي است معاوضه نمي نمايد و در انجام اعمال خود همواره اين نکته را مدّنظرمي گيرد که حرص خويش را در بدست آوردن آخرت مصروف دارد. معلم کودکان نيز بايد با خودسازي و جهتدهي اين صفت در خود، در امر آموزش و پرورش به دنبال جمع آوري مال و دريافت هزينههاي گزاف از دانش آموزان نباشد و هدف اصلي وي، هدايت انسانها به سمت عبوديت پروردگار تعالي باشد. معلم اگر صفت حرص را در خود کنترل ننمايد، نمي تواند در جهت دهي شاگردان در مسير صحيح موفق باشد و چون هدف وي از معلم بودن، آلوده به اغراض دنيوي است، از هدف غايي آموزش و پرورش دور خواهد گرديد و امر تعليم و تربيت از مسير خود خارج خواهد شد و به سرمنزل اصلي نخواهد رسيد.
در حديثي از پيامبر اکرم صلوات الله عليه مي خوانيم: «إنّ ابنَ آدمَ لَحَريصٌ على ما مُنِع‏» (محمدي ري شهري و همكاران‏،1386ب، ص548) و حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام نيز فرمودهاند: «بني آدم حريص‏ است بر چيزي كه از آن منع‏ كرده شود» (طبسي،1379، ص215). پس معلم بايد در صورتي که اعمال خاصي را منع مي نمايد، دلائل آن را تا جايي که امکان دارد براي شاگردان بيان نمايد و يا اينکه معارف لازم را درباره آن به ايشان بدهد و از پيامدهاي آن آگاهي بخشد تا کودک راحتتر بتواند صفت حرص را در خود با به کارگيري عقل کنترل نموده و با خودداري از مورد منع شده و پرورش صفت صبر، در جهت خودسازي گام بردارد؛ حتي پيشنهاد مي شود از منع نمودن و بازداري زياده از حد نيز خودداري شود تا کودک به موارد بازداري شده حسّاس و علاقمند نگردد. به نظر مي رسد با تبيين مضاعف اموري که بار ارزشي مثبت دارند و دعوت دانش آموزان به آنها، فضاي ذهني آنان آنچنان معطر مي گردد که امر آموزش و پرورش، نسبت به وقتي که امور منفي بيان و نهي بيش از حد از آنها صورت مي گيرد، به توفيق بيشتري نائل خواهد شد.
البته اين نکته از ذهن دور نماند که وقتي انسان از عملي منع مي گردد و وي در جهت عکس ميل باطني خود _ که حريص و مشتاق شدن بيشتر به آن موضوع است _ حرکت مي کند و خود را از آن کار باز مي دارد، چنين فردي طعم شيرين موفقيت را بهتر خواهد چشيد و انسان چون ذاتاً چيزي را که بدون زحمت بدست آورده باشد برايش لذتبخش و راضي کننده نخواهد بود، پس لذت اطاعت از نواهي پروردگار و بدست آوردن قرب او نيز براي بنده مطيع با هيچ لذتي قابل مقايسه نخواهد بود به همين نحو معلم هر چه امتحان سخت تري براي شاگرد تدارک ببيند، شاگرد لذت موفقيت را بهتر درک خواهد کرد. البته معلم حکيم استعدادهاي شاگرد و توانائيهاي وي را هرگز از نظر دور نمي دارد.
معلم مي تواند با طرح سؤالات خاص و به تأخير انداختن پاسخ آنها، يا ارائه مطلبي و خودداري هنرمندانه از اعلام نتيجه يا ادامه آن مطلب، حس کنجکاوي دانش آموز را برانگيزاند و او را به يادگيري و يافتن پاسخ سؤال و يا حدس ادامه مطلب حريص نمايد. در روانشناسي تربيتي يکي از قوانين نظريه گشتالت، که به نظر مي رسد با اين موضوع بي ارتباط نباشد «تکميل» مي باشد که در آن ذهن به طور ذاتي به دنبال «تکميل يک فعاليت و در رابطه قرار دادن اجزاي مساله با يکديگر است» (سيف، 1387،ص151). با ايجاد اشتياق در دانش آموز براي يادگيري، حرص به يادگيري بقيه مطلب در وي شعله ور مي گردد.
«امير مؤمنان علي (عليه السلام) فرمود: هر چه را كه نمي‏داني مگو بلكه هر چه را كه مي‏داني مگو… » (ارفع،1379،ص1345). معلم نيز نبايد به يکباره اطلاعات کاملي در اختيار شاگرد قرار دهد، بلکه بيان مرحله اي و گام به گام، فرصت تحليل به شاگرد مي دهد و هم اينکه وي را به مسئله حريص مي گرداند. پس ارائة سؤال درباره مطالب آموزشي جلسات بعد، شاگرد را از اين جهت آماده خواهد ساخت.
نکتة ديگري که بيان آن خالي از لطف نيست، تشويق شاگرد با استفاده از صفت حرص اوست. معلم مي تواند با ارائه بازخوردي خوشايند، مثل تعيين پاداش به شاگرد و يا توضيح نتيجه مطلوب تکاليف به وي، او را به انجام عمل حريص گرداند، همانگونه که پروردگار عالم با بيان پاداشهاي اخروي و نتايج زيباي اعمال صالح، به اين صفت انسان پاسخ مثبت داده و وي را در بدست آوردن حيات طيبه حريص تر مي گرداند: «يَا مَنْ فِي الْجَنَّةِ ثَوَابُه، اي که در بهشت پاداش نيک اوست» (دعاي جوشن کبير، فراز42، ص148) ؛ «إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِك، خدايا اگر بزرگ کيفرت مرا به دوزخ مي خواند ولي در مقابل پاداش فراوانت مرا به به بهشت دعوت مي کند» (مناجات شعبانيه، ص677).

انسان، ممکن الخطاست.
راغب اصفهاني واژة «خطا» را به معناي برگشتن و انحراف از يک سو به سوي ديگر مي داند. وي گونههاي مختلفي را براي خطا ـ عدول و انحراف از يک سو به سوي ديگر ـ تشريح کرده است که بررسي آنها مجال ديگري مي طلبد. اما به طور خلاصه مي توان گفت که در جاهاي مختلف، خطا به معناي گناه و اشتباه است که عمدي ـ از روي دانايي ـ و سهوي ـ از روي فراموشي، غفلت و يا ناداني ـ توسط انسان انجام مي شود (خسروي حسيني، 1375 الف).
با توجه به شرايطي که ائمه عليهم السلام در کتاب شريف مفاتيح براي انجام گناه و خطا آورده اند نظير: « إِلَهِي لَمْ أَعْصِكَ حِينَ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جَاحِدٌ وَ لا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ وَ لا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَ لا لِوَعِيدِكَ مُتَهَاوِنٌ لَكِنْ خَطِيئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَ غَلَبَنِي هَوَايَ وَ أَعَانَنِي عَلَيْهَا شِقْوَتِي وَ غَرَّنِي سِتْرُكَ الْمُرْخَى عَلَيَّ فَقَدْ عَصَيْتُكَ وَ خَالَفْتُكَ بِجُهْدِي‏، خدايا در هنگام گناه که من نافرمانيت کردم نه از باب اين بود که پروردگاريت را منکر بودم و يا دستورت را سبک شمردم، و يا خود را در معرض کيفرت درآوردم و يا تهديدهاي تو را بي ارزش فرض کردم، بلکه گناهي بود که پيش آمد و نفس سرکش نيز آن را آراست و هواي نفس نيز چيره شد و بدبختي هم کمک کرد و پردة آويخته (پرده پوشي تو) هم مرا مغرور کرد و در نتيجه تا آنجا که مي توانستم در نافرماني و مخالفت تو کوشيدم (ابوحمزه ثمالي، 728) و : « إِلَهِي وَ مَوْلايَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْما اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ وَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِك‏، اي خداي من و اي مولاي من، تو بر من حکمي را مقرّر داشتي که در اجراي آن پيروي هواي نفسم را کردم و از فريبکاري دشمنم در اين باره نهراسيدم، پس او هم به دلخواه خود گولم زد و قضا هم با او کمک کرد و در اثر همين ماجرا که بر سرم آمد نسبت به پارهاي از حدود و احکامت تجاوز کردم و در برخي از دستوراتت راه مخالفت را پيمودم» (دعاي کميل، ص 101)، مي توان گفت که انسان به واسطة دارا بودن اراده و اختيار، ممکن است معرفت هاي غير صحيح کسب نمايد و در بررسي اطلاعات خطا نموده و يا اين که به خاطر وجود هواي نفس ، خواهش ها و فشارهاي ناشي از آن و ضعف ايمان، گناه کند؛ و يا اينکه در مواجهه با دنياي فريبکار، شيطان دنيا و نعمت هاي آن را در ديد انسان ها زينت داده، انسان نيز به دنياي زودگذر حريص گشته، هدف آفرينش خود را فراموش نموده و دنيا را به خاطر خود دنيا خواسته، به خاطر آن فرامين الهي را بشکند و گنهکار گردد. اين صفت انسان با صفت غفّار بودن خدا و روش تربيتي توبه رابطة مستقيم دارد: «إِلَهِي مَا أَنَا بِأَوَّلِ مَنْ عَصَاكَ فَتُبْتَ عَلَيْه، معبودا من نخستين کسي نيستم که نافرمانيت کرده و توبهپذيرش گشتهاي » (مناجات التّائبين، ص64).
در کتاب شريف مفاتيح، انسان به ممکن الخطا بودن خود اذعان مي نمايد و به آن آگاهي کامل دارد. به همين دليل به بارگاه باريتعالي اعتراف نموده و از وي طلب غفران و بخشش مينمايد. مي توان گفت که اين صفت، بارزترين صفت انسان در کتاب شريف مفاتيح و کلّاً در ادعيه اسلامي است؛ چرا که انساني که طالب کمال است و زيبايي مطلق را خواهان است، در صورت آلودگي به اشتباهاتي که او را از مسير اصلي خود دور مي نمايد بسيار مضطرب گشته: «وَ قَدْ‏ اَوْجَلَتْني خَطاياي، و خطاهايم به سختي مرا ترسانده» (دعاي توبه، ص 1158)؛ و جز بارگاه خداوند، جايي براي عفو، محو و جبران آن اشتباهات نمي يابد و اعتراف و ناله و شکايت از خود را به سوي رب العالمين مي برد: «اللَّهُمَّ لا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِرا وَ لا لِقَبَائِحِي سَاتِرا وَ لا لِشَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلا غَيْرَك، خدايا، نيابم براي گناهانم آمرزندهاي، و نه براي کارهاي زشتم پرده پوشي، و نه کسي را که عمل زشت مرا به کار نيک تبديل کند، جز تو» (دعاي کميل،ص100).
اين که انسان به خطاي خويش واقف گرديده و براي جبران آن به تکاپو بيفتد يکي از نقاط مثبت وجودي اوست وگرنه انسان هايي هستند که با کدورت فطرت و خفگي نداي وجدان خود، ديگر مجالي براي دريافتن و جبران

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، قضا و قدر Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع