پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

(مجتبوي، 1377ب، ص508). 2- نهي شدن از آشکار کردن گناهان 3-آشکار کردن گناه باعث مذمت مردم و اين باعث تألم خاطر انسان و غفلت از طاعت خداست. 4- مردم در آخرت بر گناه انسان شهادت مي دهند و اين خود دليلي براي خودداري از تظاهر به گناه است. 5- اگر گناه انسان آشکار گردد مورد آزار و اذيّت مردم قرار خواهد گرفت. 6- اظهار گناه باعث نکوهش توسط مردم خواهد شد که گاهي اين نکوهش، گناه است، پس با پرده پوشي گناه، از اينکه مردم در گناه قرار گيرند جلوگيري مي شود. 7- اظهار گناه قبح گناه را در نظر خود انسان و مردم از بين مي برد وجرأت بر آن پيدا مي شود که اين دليل محکمي براي ستر گناه است. 8- محبوبيت او در بين مردم از بين مي رود. نه براي اغراض دنيوي؛ بلکه به اين دليل که خدا هر که را دوست دارد در دلهاي مردم او را محبوب مي سازد. 9- ظاهر نکردن اعمال زشت براي حيا و شرم – که از فضائل اخلاقي است – که امام صادق در اين باره فرموده اند: «الحَياء شُعبة مِنَ الايمان، حيا شعبه‏اى از ايمان است» (همان، ص510).
در تفسير و توضيح مطالب فوق مي توان بيان نمود که چون خداوند نسبت به بندگان مهربان و پرده پوش است و گناهان آنها را آشکار نمي نمايد و آنان را رسوا و خوار نمي کند، پس انسانها نيز بايد نسبت به يکديگر چنين باشند؛ يعني اينکه عيوب و نواقص و گناهان ديگر همنوعان خود، که به آن اطلاع يافتهاند را پوشانده و نگذارند ديگران نسبت به آنها مطّلع گردند. در اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان در اين باره مي خوانيم: «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيم … وَ اعْفُ عَنِّي وَ اغْفِرْ لِي كُلَّ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي وَ اعْصِمْنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي وَ اسْتُرْ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ وَلَدِي وَ قَرَابَتِي وَ أَهْلِ حُزَانَتِي وَ مَنْ كَانَ مِنِّي بِسَبِيلٍ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بِيَدِكَ وَ أَنْتَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ فَلا تُخَيِّبْنِي يَا سَيِّدِي وَ لا تَرُدَّ دُعَائِي ، اي خدا اي بخشاينده اي مهربان … و بگذر از من و بيامرز برايم گناهان گذشتهام را و نگاهم دار در باقيمانده از عمرم و بپوشان بر من و بر پدر و مادرم و فرزندانم و خويشانم و بستگانم و هرکس که به راه من مي رود از مردان مومن و زنان باايمان در دنيا و آخرت، زيرا تمام اينها به دست توست و تو وسيع آمرزشي پس نوميدم مکن اي آقايم و دعايم را بر مگردان» (ص747). همچنين انسان نسبت به خويشتن خويش نيز اين وظيفه را دارد که اگر خطايي نمود و يا عيبي در نفس خويش سراغ داشت، آن را بيان ننموده و خود را از رسوايي و افتضاح حفظ نمايد. چرا که علاوه بر آنکه انسان امر به پوشاندن قبائح گرديده و از پرده دري نهي شده، با پرده پوشي گناهان خود باعث ميگردد که منکرات در جامعه گسترش پيدا نکند و انسانها نسبت به قبائح جري نشوند. پرده پوشي همچنين افزايش آرامش و اعتماد را در جامعه در پي خواهد داشت و شخصيت انسانها از آسيبها در امان خواهد ماند. رسوايي انسانها باعث از بين رفتن حياء خواهد شد که اين عامل، سبب بيباکي در انجام معاصي خواهد گرديد و ضربات مهلکي به جامعه وارد خواهد ساخت.
هنگامي که انسان گناه خود را آشکار مي کند، مذمت و ملامت ديگر انسانها باعث مي شود که وي دچار ناراحتي و تألم خاطر گرديده و مشغوليت ذهن، او را از انجام وظائف بندگي غافل گردانيده، او را به افسردگي و مشکلات روحي بکشاند. همچنين مردم با ملامت و بيان نقاط منفي وي، به او القاء ميکنند که وي انسان ناشايستي است و او به مرور زمان القائات را باور خواهد کرد و از سعادت فاصله خواهد گرفت.
افرادي هستند که در انسانها به دنبال عيبجويي هستند و با آشکار شدن عيوب و گناهان مردم، ايشان را دچار آزار و اذيت خواهند ساخت و مشکلات فراواني را به وجود خواهند آورد. اظهار گناه باعث مي شود که گاهي نکوهشها و گفتگوهاي ديگران درباره انسان، رنگ ظنّ و عيبجويي و طعنه زني -که همگي گناه هستند- به خود بگيرد که جلوگيري از افشاء گناه از همة اين تبعات منفي و اين گناهان ثانوي جلوگيري به عمل ميآورد و به طور غير مستقيم گسترش گناه را در جامعه متوقّف مي نمايد.
اظهار به گناه در قالب عمل به گناه در جوامع عمومي و يا اقرار به گناه بعد از ارتکاب آن، باعث مي شود قباحتي از گناه که در انظار عمومي وجود دارد، از بين رفته و مردم انجام گناه را امري عادي ببينند و نسبت به قبائح جرأت يابند؛ اين امر براي جامعه اثرات زيانباري را به دنبال خواهد داشت و فرد مأمور است که براي حفظ جامعه و ديگر همنوعان، سکوت نموده و عيوب خود و ديگران را بپوشاند.
کسي که گناهان و عيوب خود را آشکار کند، محبوبيت خود را بين مردم از دست خواهد داد که زمينههاي اصلاح و زندگي سالم وي به مخاطره خواهد افتاد. به همين دليل است که امام حسين عليه السلام در دعاي عرفه اينگونه مي فرمايند: «يَا مَنْ سَتَرَنِي مِنَ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ أَنْ يَزْجُرُونِي وَ مِنَ الْعَشَائِرِ وَ الْإِخْوَانِ أَنْ يُعَيِّرُونِي وَ مِنَ السَّلاطِينِ أَنْ يُعَاقِبُونِي وَ لَوْ اطَّلَعُوا يَا مَوْلايَ عَلَى مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي إِذًا مَا أَنْظَرُونِي وَ لَرَفَضُونِي وَ قَطَعُونِي، اي که مرا پوشاندي از پدران و مادران که مرا از نزد خود برانند و از فاميل و برادران که مرا سرزنش کنند و اگر آنها مطلع بودند اي مولاي من بر آنچه تو بر آن مطلعي از کار من، درآن هنگام مهلتم نمي دادند و از خود دورم مي کردند و از من مي بريدند» (دعاي عرفه،ص871).
اظهار نساختن گناهان و پرده پوشي از آن با صفت حياء رابطه مستقيم دارند؛ در صورت عدم وجود حياء ، شخص پرده دري خواهد کرد و همچنين کسي که گناهان خود و ديگران را نپوشاند و آنها را اظهار نمايد، حياي خود را از دست خواهد داد و حياء که از فضائل مهم اخلاقي است در فرد و به تبع آن در جامعه رو به زوال خواهد گذارد؛ پس رابطة پرده پوشي و حياء، اهميت ستاريت را از زاويه اي خاص مورد تأکيد قرار مي دهد.
در آموزش و پرورش رسمي، بايد معلم به شاگردان اين معرفت را القا نمايد که نسبت به يکديگر عيبجويي ننمايند و اگر احياناً از عيوب هم اطلاع يافتند آن را آشکار نکنند. معلم ميتواند اين معرفت را با توضيح عواقب پرده دري و دلائل پردهپوشي بيان نمايد.
همچنين اگر خطايي از شاگرد سر زد، معلم بايد سعي در پوشاندن و مخفي نگهداشتن آن داشته باشد؛ چرا که همانطوريکه خداوند زيبائيها را ظاهر مي کند تا گسترش يابند و بديها را ميپوشاند تا زوال يابند: « فَمَا نَدْرِي مَا نَشْكُرُ أَ جَمِيلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِيحَ مَا تَسْتُر، و با اين وضع ما ندانيم کدام يک را سپاس گوئيم: آن نيکيها که پراکنده کني يا زشتيها که بپوشاني» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص721)، «وَ تُضَاعِفُ الْحَسَنَاتِ بِالْقَلِيلِ وَ بِالْكَثِير، و دو چندان کني کارهاي نيک را به کم و زياد» (اعمال مخصوص شب اول ماه رمضان، ص777)، معلم نيز بايد به اين صفت پروردگار اقتداء نمايد و خوبيهاي شاگردان را بيان کند تا علاوه بر آنکه القاء مثبت به ساير شاگردان انجام مي شود، زمينة گسترش نيکيها در خود شاگرد هم فراهم آيد. معلم بايد بديها را بپوشاند تا از همة تبعات منفي اي که در پي خواهد داشت، جلوگيري به عمل آورد.
پرده دري صفات مثبتي مثل حياء، اعتماد و احترام به انسانها را از بين خواهد برد و صفات منفياي مثل غيبت، بدگويي، عيبجويي، جرأت بر گناه، بي اعتمادي و بي حرمتي را گسترش خواهد داد. پس معلم بايد به همة اين عوامل معرفت داشته باشد و نه تنها خود در انديشه و عمل به آن معتقد باشد، بلکه آن را به شاگردان نيز منتقل نمايد.
معلم بايد افرادي که مدام از همشاگرديها بدگويي مي کنند و عيوب آنها را به معلم انتقال ميدهند را با هنرمندي و ظرافت راهنمايي کرده و ايشان را از عواقب اين عمل مطلع نمايد.
امام خميني رحمة الله عليه در کتاب آداب الصّلاة در اين باره مي فرمايند: « از فضل حقّ تعالي عبرت گيري كه لباس ظاهر را لطف فرموده كه عيوب ظاهره خود را به آن مستور كني، و ابواب توبه و انابه را به روي تو مفتوح فرموده تا عورتهاي باطنيّه را كه گناهان و خلقهاي بد است به آن بپوشاني. و رسوا مكن احدي را، چنانچه حق، تو را رسوا نفرموده در چيزهايي كه اعظم است. و اشتغال به عيب خود پيدا كن تا در اصلاح به تو باز شود، و صرف نظر كن از چيزهايي كه اعانت نكند تو را، و بر حذر باش از اينكه عمر خود را فاني كني براي عمل ديگران، و نتيجه اعمال تو به دفتر ديگران نوشته شود، و با رأس المال تو ديگران تجارت نمايند، و خود را به هلاكت اندازي، زيرا كه فراموشي گناه خويش از بزرگترين عقوباتي است كه حق تعالي در دنيا انسان را مبتلا كند» (1378 الف، ص99).
البته اين نکته را نبايد از نظر دور ساخت که: «حق تعالي «ستّار» است، ولي «غيور » هم هست، «ارحم الراحمين» است، ولي «اشدّ المعاقبين» هم هست. ستر مي‏فرمايد تا وقتي از حد نگذرد. ممكن است خداي نخواسته اين كار بزرگ و اين رسوايي ناهنجار غيرت را بر ستر غلبه دهد» (خميني، 1378ب، ص46). پس انسان نبايد نسبت به صفت ستّاريت خداوند گستاخ شود و به گناهان مبادرت ورزد؛ چرا که اگر بنده گستاخ شد و وقاحت را از حد گذراند، خود به دست خويش کاري ميکند که ديگر مشمول عيب پوشي پروردگار نشود و رسوا و مفتضح خواهد گرديد. امام زين العابدين عليه السلام اين موضوع را با ظرافتي خاص در دعاي ابوحمزه ثمالي متذکّر مي گردند: «وَ أَنَا يَا سَيِّدِي عَائِذٌ بِفَضْلِكَ هَارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِكَ ظَنّا وَ مَا أَنَا يَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِي هَبْنِي بِفَضْلِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ أَيْ رَبِّ جَلِّلْنِي بِسَتْرِكَ وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِيخِي بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلَى ذَنْبِي غَيْرُكَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِيلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّكَ أَهْوَنُ النَّاظِرِينَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِينَ [عَلَيَّ‏] بَلْ لِأَنَّكَ يَا رَبِّ خَيْرُ السَّاتِرِينَ وَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ سَتَّارُ الْعُيُوبِ غَفَّارُ الذُّنُوبِ عَلامُ الْغُيُوبِ تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَ تُؤَخِّرُ الْعُقُوبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ وَ عَلَى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَ يَحْمِلُنِي وَ يُجَرِّئُنِي عَلَى مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنِّي وَ يَدْعُونِي إِلَى قِلَّةِ الْحَيَاءِ سَتْرُكَ عَلَيَّ وَ يُسْرِعُنِي إِلَى التَّوَثُّبِ عَلَى مَحَارِمِكَ مَعْرِفَتِي بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَ عَظِيمِ عَفْوِكَ يَا حَلِيمُ يَا كَرِيمُ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا غَافِرَ الذَّنْبِ يَا قَابِلَ التَّوْبِ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ يَا قَدِيمَ الْإِحْسَانِ أَيْنَ سَتْرُكَ الْجَمِيل، و من اي آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو به سوي خودت گريخته ام و خواستارم آنچه را وعده کردي از چشم پوشي نسبت به کسي که خوش گمان به توست، من چه ام پروردگار؟ و چه اهميتي دارم؟ مرا به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيکي کن و منّت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان و به کرم ذاتت از سرزنش کردن من درگذر، پس اگر ديگري جز تو بر گناهم آگاه مي شد گناه را انجام نمي دادم و اگر از زود به کيفر رسيدن مي ترسيدم باز هم خودداري ميکردم و اينکه گناه کردم نه براي آن بود که تو سبکترين بينندگاني و يا بي مقدارترين مطّلعين هستي، بلکه براي آن بود که تو اي پروردگار من بهترين پوشندگان و حکم کننده ترين حاکمان و گرامي ترين گراميان و پوشانندۀ عيوب و آمرزندۀ گناهاني، داناي نهان ها که گناه را به کرمت مي پوشاني و کيفر را به واسطة بردباريت به تأخير اندازي، پس تو را ستايش سزاست بر بردباريت پس از دانستن و بر گذشتت پس از توانايي داشتن و همين گذشت تو از من مرا وادار کرده و دلير ساخته بر نافرمانيت و همان پرده پوشيت بر من مرا به بي شرمي واداشته و همان معرفتي که من به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، محبت خداوند، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تلاش مضاعف، آموزش علوم