پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

شاگردان آن فضايل را ياد دهد تا حکمت در دل آنها ريشه بدواند. «جرعههاي آتشين حلم را به کام درکش که آن ريشة حکمت و بار درخت دانش است» (انصاري قمي، بيتا الف، ص 354).
معلم بايد تزکيه را مقدم بر تعليم حکمت بدارد، چرا که آموزش حکمت به نااهلان، ستم نمودن در حق حکمت است. «رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: مردم حکمت را به نااهلان نياموزيد که در حق حکمت ستم مي کنيد و از اهلش جلوگيري مکنيد که بر آنان ستم ميکنيد» (رضايي، 1364، ص 198). امام خميني در اين رابطه ميفرمايد: «کوشش کنيد که تربيت بشويد و تزکيه بشويد، قبل از اين که تعليم و تعلّم باشد. کوشش کنيد که همدوش با درس خواندن و تعليم، تربيت باشد، که او مقدم است به حسب رتبه بر تعليم و بر تلاوت آيات و بر تعليم کتاب و حکمت » (مجموعه آثار، بي تا).
معلم بايد ارزشيابي و برگزاري امتحانات را حکيمانه انجام دهد و هم در تنظيم سؤالات، هم در شيوه ارزشيابي و هم در نمرهدهي راست و درست عمل نمايد. «يَا مَنْ قَدَّرَ بِحِكْمَتِه ، اي که اندازه گيرد به حکمت خويش» (جوشن کبير، فراز 82، ص 157).
هر فرد از افراد انساني بايد به وسيلة سخنان حکمت آميز و حرکات و سکنات راستين، مربّياي براي ساير انسان ها باشد و در اصلاح افکار و نگرش ها، بينش ها و در نتيجه رفتارهاي همنوعان خويش بکوشد تا جامعة بشري به سمت خير و سعادت دنيوي و اخروي پيش بروند؛ و به همين دليل است که پيامبر اکرم صلوات الله عليه مي فرمايند: «مرد مسلمان براي برادر (همکيش) خود تحفه و ارمغاني نمي فرستد که افضل و برتر باشد از سخن حکمت و دانشي که خدا به وسيلة آن ارمغان بر هدايت و راهنمايي او بيافزايد و او را از هلاک شدن و تباه گرديدن باز دارد» (فيض الاسلام، بي تا، ص 156).
در اخلاق اسلامي، حکمت به عنوان يکي از چهار پاية اخلاق حسنه معرفي گرديده است که اگر دچار افراط و تفريط شود از مسير تعادل خارج مي شود؛ در اثر افراط در هدف هاي باطل، فساد و فتنه و خدعه ناميده خواهد شد و در اثر تفريط به بله و ناداني مبدّل خواهد گشت (جباران، 1378). متعادل بودن حکمت بايد در هر مرحله از آموزش و پرورش دقيقاً مورد توجّه قرار بگيرد.
ارزش آموزش حکمت تا به جايي است که خداوند به خاطر آن از عذاب مردم زمين چشمپوشي مي نمايد و اين مطلب را هم معلّم حکمت و هم شاگرد حکمت بايد مدّنظر بگيرند تا با اشتياق و نشاط دو چندان به اين امر مشغول باشند. «گاه مي شود که خداوند اراده عذاب و مجازات مردم روي زمين را مي کند، ولي هنگامي که بشنود معلّمي به کودکان حکمت مي آموزد، به خاطر اين عمل، عذاب را از آن ها دور مي سازد» (مکارم شيرازي، 1374ب، ص 342).
پروردگار حکيم برنامه هاي تربيتي دقيقي را در قالب احکام براي انسان تدوين فرموده است و چون فعل او هدفمند و داراي حکمت است، انسان بايد دقيقاً طبق آن ها عمل نمايد تا به سعادتي که شايستة اوست نايل آيد. حسن زاده آملي (1376) در اين باره اعمالي که خداوند براي انسان مقرّر فرموده است و اهمّيت تبعيت دقيق از آن ها را اينگونه بيان کرده است: «هرگاه حکيم يک دوا را براي مرضي مقرّر کرده باشد و آن دوا در دکّان عطاري باشد و مريض برود و تمام ادويه دکّان او را بخورد آيا نفعي به او خواهد رسيد؟ همچنين است اين اعمال» (ص 54). به همين دليل مي توان نتيجه گرفت که برنامه هايي که توسط حکيم براي تربيت انسان ها تنظيم گرديده است بايد توسط شاگرد مو به مو، نه کم و نه زياد، انجام شود و اجراي دقيق تکاليف و برنامههاي درسي مي تواند امر آموزش و پرورش را به هدف نهايي آن نزديک نمايد.

خداوند، پوشانندۀ خطاست.
راغب معناي ستر را پوشاندن چيزي مي داند (خسروي حسيني، 1375ب). امام خميني رحمة الله عليه در کتاب سرّالصلاة در اين رابطه مي فرمايند: «و حقّ تعالي، جلّت رحمته و وسعت ستّاريّته، ستّار جميع عورات و مقابح خلق است به كرامت نمودن اين نوع بشري را به البسه گوناگون كه آنها را از مقابح ظاهريّه بدنيّه ستر نمايد، و ستر فرموده مقابح اعمالي را به پرده ملكوت و اگر اين پرده ستّاريّت ملكوتيّه بر صور اعمال ما بندگان نبود و صورت غيبيّه آنها ظاهر مي‏شد، در همين عالم رسوا و خوار مي‏شديم، لكن حقّ تعالي جلّ شأنه با ستّاريّت خود آنها را از انظار اهل عالم مستور فرموده‏» (1378د، ص49). در کتاب مفاتيح، ائمه عليهم السلام به مخاطبين خود اين صفت پروردگار را متذکر مي گردند: « إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَاد، خدايا به راستي تو گناهاني را در دنيا بر من پوشاندي که من به پوشاندن آنها در آخرت محتاجترم. (در دنيا پوشاندي) با اينکه آشکارش نکردي براي هيچيک از بندگان شايستهات اي خدا پس در روز قيامت در برابر ديدگان مردم مرا رسوا مکن» (مناجات شعبانيه، ص673).
شبر، پردهدري گناه را از جناياتي مي داند که تجاوز به صفت پرده پوشي پروردگار است؛ حکايت کردن گناه بعد از ارتکاب و گناه نمودن در ملأ عام از مصاديق اظهار گناه است که ايشان آن را موجب تحريک ديگران به گناه مي داند و بر اين عقيده است که باعث مي گردد گناه افراد ديگر نيز به ذمّه اظهار کننده گناه قرار داده شود. وي مي گويد: « اين همه تشديد و تغليظ به خاطر آن است كه يكي از صفات خدا – كه خود نعمتي بر بندگان اوست – اين است كه زيباييها را آشكار و زشتي‏ها را مستور مي‏كند. و هرگز پرده‏دري نمي‏نمايد، و اظهار گناه، كفران اين نعمت است» (جباران، 1378،ص348): «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ يَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ يَا مَنْ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى، اي که کار نيک را آشکار کني و اي که کار زشت را پنهان کني، اي که کسي را به گناه نگيري، اي که پرده کس ندري، اي بزرگ گذشت، اي نيکو درگذر، اي پهناور آمرزش، اي گشاده دو دست (فضلش) به رحمت، اي مطلع از سخن سرّي و راز، اي منتهاي هر شکايت» (جوشن کبير، ص144). امام علي عليه السلام تنها «خدا» را پرده پوش زشتيهاي انسان ميدانند: « اللَّهُمَّ لا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِرا وَ لا لِقَبَائِحِي سَاتِرا، خدايا نيابم براي گناهانم آمرزندهاي و نه براي کارهاي زشتم پردهپوشي» (دعاي کميل، ص100) و امام حسين عليه السلام اهميت اين صفت را اينگونه بيان مي نمايند: « وَ لَوْ لا سَتْرُكَ إِيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِين، و اگر پرده پوشي تو نبود مسلماً من از رسواشدگان بودم» (دعاي عرفه،ص867) و از خداوند پوشاندن گناهان را طلب مي نمايند: «وَ اسْتُرْ عَوْرَتِي…‏ وَ بِذُنُوبِي فَلا تَفْضَحْنِي، و زشتيهايم بپوشان… و به گناهان رسوايم مکن» (همان، ص864 و 865). ايشان در کمال زيبايي در اين باره ميفرمايند: «يَا مَنْ …. عَظُمَتْ خَطِيئَتِي فَلَمْ يَفْضَحْنِي وَ رَآنِي عَلَى الْمَعَاصِي فَلَمْ يَشْهَرْنِي، اي که… خطايم بزرگ است ولي رسوايم نکند و مرا در نافرماني خويش بيند ولي پرده ام ندرد» (همان، ص868).
خداوند تا جايي پردهپوشي مي نمايد که گويي گناهان را هرگز نديده است: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لا ذَنْبَ لِي، ستايش خدايي را که نسبت به من بردباري کند تا به جايي که گويا گناهي ندارم» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص717) ؛ «فَبِحِلْمِكَ أَمْهَلْتَنِي وَ بِسِتْرِكَ سَتَرْتَنِي حَتَّى كَأَنَّكَ أَغْفَلْتَنِي وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِي جَنَّبْتَنِي حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي، پس باز هم به بردباريت مهلتم دادي و به پرده پوشيت مرا پوشاندي تا بدانجا که گويا از ياد من بيرون رفتي و از کيفرهاي گناهان مرا دور داشتي تا به حدّي که گويا از من شرم کردي» (همان، ص727). خداوند مهربان خطاي انسان را مي پوشاند تا او را از آسيبها و ناملايمت ها حفظ نمايد: « اي که مرا پوشاندي از پدران و مادران که مرا از نزد خود برانند و از فاميل و برادران که مرا سرزنش کنند و اگر آنها مطلع بودند اي مولاي من بر آنچه تو بر آن مطلعي از کار من، درآن هنگام مهلتم نمي دادند و از خود دورم مي کردند و از من مي بريدند» (دعاي عرفه، ص871). عبد ذليل خاضعانه خدا را با صفت پردهپوشي ميخواند، چرا که به اين موضوع معرفت دارد که رسوايي و مفتضح گرديدن او را از سعادت دنيا و آخرت دور خواهد ساخت: «وَ اغْفِرْ لِي مَا خَفِيَ عَلَى الْآدَمِيِّينَ مِنْ عَمَلِي وَ أَدِمْ لِي مَا بِهِ سَتَرْتَنِي، و بيامرز براي من آنچه از کردارم که بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را که بدان مرا پوشاندي» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص732)، «وَ أَلْبِسْنِي مِنْ نَظَرِكَ ثَوْبا يُغَطِّي عَلَيَّ التَّبِعَاتِ وَ تَغْفِرُهَا لِي وَ لا أُطَالَبُ بِهَا إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِيم وَ صَفْحٍ عَظِيمٍ وَ تَجَاوُزٍ كَرِيم، و از نظر مرحمت خود جامه اي بر من بپوشان که گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤاخذه قرارم مده که تو داراي منّتي ديرينه و چشم پوشي بزرگ و گذشت بزرگواري هستي» (همان، ص734)، «وَ لا تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي وَ لا تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي، (از تو مي خواهم به عزتت که) رسوا نکني مرا به آنچه از اسرار پنهاني من اطلاع داري و شتاب نکني در عقوبتم براي رفتار بد و کارهاي بدي که در خلوت انجام دادم » (دعاي کميل، ص101)، «يَا سَاتِرَ كُلِّ مَعْيُوب‏، اي عيب پوش هر معيوب» (جوشن کبير، ص141)، «يا سَاتِرَ الْعَوْرَات، اي پرده پوش بر عيبها» (همان، ص144)، «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا غَافِرُ يَا سَاتِر، خدايا از تو مي خواهم بحق نامت اي آمرزنده اي پردهپوش» (همان، ص147)، «وَ إِذَا جَاهَرَهُ بِالْعِصْيَانِ سَتَرَ عَلَى ذَنْبِهِ وَ غَطَّاهُ، (اي که هر گاه بندهاي) به آشکاري گناهش کند پرده بر گناهش کشد و آن را بپوشاند» (مناجات الرّاجين، ص68) و اين اصرار در درخواست پردهپوشي به خاطر آن است که «آنچه را خداوند در دنيا بر كسى پوشيده دارد در آخرت نيز پوشيده خواهد داشت» (مجتبوي، 1377ب، ص509)؛ و خداوند اراده دارد که پرده پوشي نمايد گناهان بندگانش را در دنيا و آخرت: «إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي، خدايا اگر خواري مرا خواسته بودي راهنماييم نميکردي و اگر رسوائيم را ميخواستي تندرستيم نميدادي» (مناجات شعبانيه، ص674).
آموزه هاي تربيتي
ستّاريت خداوند از مهرباني او نشأت مي گيرد. امام علي عليه السلام درباره اين صفت خدا در دعاي کميل مي فرمايند: « اللَّهُمَّ مَوْلايَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ أَقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَه، اي خدا اي مولاي من چه بسيار زشتيها که از من پوشاندي و چه بسيار بلاهاي سنگين که از من بازگرداندي و چه بسيار لغزشها که از آن نگهم داشتي و چه بسيار ناراحتيها که دور کردي و چه بسيار مدح و ثناي خوبي که من شايسته اش نبودم و تو آن را منتشر ساختي» (ص100). انسانها نيز موظفند که درباره گناهان و خطاهاي خود و ديگران پرده پوشي نمايند و آنها را آشکار ننمايند. پوشيده داشتن گناهان دلائل تربيتي فراواني دارد. مجتبوي در ترجمه جامع السعادات ستر گناهان را با نيت ريا و خودنمايي صحيح نمي داند، بلکه دلائل پرده پوشي را چند مورد مي داند: 1- مأمور بودن به ستر گناه : «رسول خدا صلي اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «هر كه يكى از اعمال ناشايست را مرتكب شود بايد با پوشش خداي تعالي آن را بپوشاند»»

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، محبت خداوند، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تلاش مضاعف، آموزش علوم