پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام صادق، معرفت خدا، معرفت خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

شيوه مهم در امر آموزش و پرورش استفاده نمايند و البتّه مربّي «بايد اول خود را موعظه نموده و خود را به آن بيارايد، آن گاه با نرمي و مدارا و حکمت، مردم را موعظه نمايد36» (محدث بندرريگي، 1376، ص 286) و حتي روشهايي براي شخص موعظه کننده پيشنهاد گرديده است: «براي موفقيت در اين مطلب مي تواند خود و اعمالش را روز و شب به نگهبانان معصومش عليهم السّلام، با در نظر گرفتن اين که اين روز يا شب در پناه کداميک از آنان عليهم السّلام است، تسليم نمايد. و قبل از وعظ براي اين مطلب به درگاه خداوند دعا نموده و در آغاز وعظ از « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم» ياري خواسته و بعد از حمد و ثناي الهي مختصري دعا نموده و از شيطان و نفس پناه جويد، آن گاه وعظ خود را آغاز و جلو اشتباهات خود را بگيرد. اگر اين کارها را انجام داده و در تسليم امور خود به خداوند و اوليايش راست بگويد قطعاً خداوند او را حفظ مي نمايد، سخن و وعظ او را مفيد و مؤثر نموده و آن را نور و حکمت مي گرداند» (همان، ص 290).
بشر بالفطره به حکمت نيازمند است و بدون آن نمي تواند با نشاط و شور کافي به زندگي خود ادامه دهد37، «خوراک بدن ها غذاست و خوراک عقل ها حکمت است، پس هر گاه يکي از اين دو خوراکش را نيابد هلاک و متلاشي خواهد شد» (ناظم زاده قمي، 1375، ص 188). امام علي عليه السّلام در اينباره مي فرمايند: « إنّ هذه القلوب تملّ كما تملّ الأبدان، فابتغوا لها طرائف الحكمة» (سرخسي، 1373، ص 296) «دل ها خسته مي گردند همان گونه که بدن ها خسته مي شوند، در هنگام خستگي آن ها را با حکمت از خستگي بيرون کنيد» (عطاردي، 1378 الف، ص 578) و به همين ترتيب خستگي دل شاگردان نيز با ارائه حکمت هاي مفيد برطرف خواهد شد.
حکمت، سزاوار قلوب مؤمنين است و در قلب غير مؤمن سکني نخواهد کرد. «سخن حکمت و دانش و حقّ و راستي گمشدة مؤمن و گرويده به خدا و رسول است پس هر جا (نزد هر کسي باشد) آن را بيابد او به آن حکمت سزاواتر است» (فيض الاسلام، بي تا، ص 221).
هنگامي که انسان به نور ايمان منوّر گرديد هر لحظه در طلب حکمت خواهد بود. حکمت و فرزانگي گمشده او مي گردد و فقط در قلب با ايمان است که حکمت جاي مي گيرد و قلب تاريک و به دور از معنويت نمي تواند مقرّي براي علم راستين باشد و مؤمن امر گرديده که حکمت را حتّي از اهل نفاق نيز اخذ نمايد، چرا که جايگاه واقعي حکمت قلب اوست نه جاي ديگر: «حکمت گمشدة مؤمن است پس آن را به دست آور، هر چند از اهل نفاق باشد» (ناظم زاده قمي، 1375، ص 187)، «حکمت را در هر کجا باشد به دست آور، زيرا اگر حکمت در سينه منافق باشد آرام نمي گيرد تا از سينهاش خارج شود و در سينه مؤمن که صاحب اصلي آن است، جاي گيرد» (همان).
منتها درجة حکمت «يقين» دانسته شده است. «ايمان به خدا و رسولش بدون آلودگي به شک، همان مرتبه يقين است که ثمره عقل و آخرين درجه حکمت است» (جباران، 1378، ص 34). راه حکمت، مسير سعادت انسان است و راست و درست گرديدن در مقام انديشه و عمل تکيه گاه مطمئني براي رسيدن به مقام عبوديت مي باشد. «نتيجه حکمت پاکدروني از دار دنيا و دل باختن به بهشتي است که جايگاه راستان است» (انصاري قمي، بي تا الف، ص 361)؛ پس ايمان و حکمت هر دو بر يکديگر تأثيرگذارند.
امام صادق عليه السّلام تقوي را ميزان همة علوم و حکمت دانسته اند و فرموده اند: «تقوي ميزان همة علوم و حکمت است و همه را بايد با تقوي سنجيد، تقوي پايه هر کار و عمل مقبول مي باشد، هر عملي که مورد پذيرش قرار گرفت تقوي در پذيرش آن رکن مهمّي دارد، تقوي آب زلالي است که از چشمة معرفت خداوند جريان پيدا مي کند» (عطاردي، 1378ب، ص 38).
اخلاص که اکسير صيقل دهندة قلوب انسان هاست، سبب آمادگي دل براي جذب حکمت ميگردد. «هر کس چهل روز براي خداوند با اخلاص عمل کند خداوند او را در دنيا زهد عطا ميکند، و او را به بيماري ها و داروهاي آن بينا مي گرداند، و حکمت را در دل او جاي مي دهد و زبانش را به آن گويا مي گرداند» (امام باقر عليه السّلام) (همان، ص 13).
ترک مال و منال دنيا و بي اعتنايي به زيورهاي دنيوي نيز باعث آمادگي قلب براي پذيرش حکمت مي شود. «هر کس مال و منال دنيا را ترک گويد و دنبال جمع آوري ثروت و جاه و مقام نباشد خداوند قلب او را پر از حکمت مي کند و زبانش را به حکمت مي گشايد و عيبهاي دنيا را به او نشان مي دهد و بيماري ها و داروهاي آن را به وي تعليم مي کند و او را از دنيا سالم بيرون مي سازد.» (عطاردي، 1378الف، ص 536).
براي تزکية تفکر و تحليل صحيح مطالب ورودي ذهن، لازم است که قلب انسان عاري از آلودگي هاي فکري باشد و انوار محبت الهي در آن تابيده باشد و به همين دليل است که در دين مبين اسلام «زکات گوش، گوش فرا دادن به علم و حکمت و قرآن و مسايل ديني مثل موعظه و نصيحت و آن چه که مايه نجات (است) و بازداشتن آن از شنيدن دروغ و غيبت و امثال آن (سخنان غيرحقيقي که حکمت نيستند)» (جباران، 1378، ص 112) معرفي گرديده است.
دروغگويي به دليل ارايه مطالب نادرست به ذهن، باعث تخريب حکمت در وجود انسان خواهد شد و به همين دليل بايد از آن با جدّيت پرهيز نمود.
شهوت و غضب از بين برندگان حکمت در قلب انسان هاست. «هر چه حکمت و دانش سخت تر شهوت سست تر گردد» (انصاري قمي ، بيتا ب ، ص 571) و «حکمت و پاکدامني وابسته به هم هستند (و هر جا اين برود آن هم مي رود)» (همان، ص 534). «امام صادق عليه السلام … فرمودند: «غضب دل حکيم را تاريک مي کند و هر کس غضب خود را در اختيار نگرفت، نميتواند عقل خود را به اختيار بگيرد» (عطاردي ، 1378ب ، ص 622).
معلّم با بيان حکمت، به خود نيز تعليم مي نمايد و با به زبان آوردن سخنان راست و درست، و با تلقين به نفس، حکمت را در وجود خود نيز باثبات تر مي نمايد و به فرزانگي بيشتر رهنمون ميگردد. تذکّر و تلقين به نفس باعث تزکيه روح گرديده و به همين دليل حضرت علي عليه السّلام نفس فرزانگان را از ديگران شريف تر و صبر و بردباري ايشان را از ديگران بيشتر و گذشتشان را از مردمان سريعتر و خُلق ايشان را از بقيه گشادهتر ميدانند (رسولي محلاتي ، 1378الف) چون ايشان از ساير انسان ها در خودسازي خويش بيشتر کوشيده اند.
امام صادق عليه السّلام رابطة حکمت، تفکر و محبت پروردگار را اينگونه بيان مي فرمايند: «اولوالالباب کساني هستند که با تفکّر و انديشه کار کردند تا آن جا که محبّت خداوند را ارث بردند، هر گاه محبّت خداوند به قلب برسد و از آن روشنايي بگيرد لطف خداوند زودتر به آن ميرسد. هنگامي که لطف در قلب فرود آمد مرکز فوائد خواهد شد، و هنگامي که محل فوائد گرديد قلب از حکمت سخن مي گويد و هر گاه از روي حکمت سخن گفت داراي هوش و ذکاوت مي گردد، هنگامي که هوش و فراست پيدا کرد با قدرت عمل ميکند و هر گاه با قدرت کار کرد، آسمان ها را مي شناسد. هنگامي که به اين مقام رسيد در فکر و انديشه و حکمت و بيان فرو مي رود، وقتي که اين چنين شد خواهش ها و دوستي هاي او به خدا ارتباط پيدا مي کند، و هر گاه چنين مقامي پيدا کرد به جايگاه بزرگ مي رسد و خداوند را در قلب خود مي نگرد …» (عطاردي، 1378الف، ص 565).
سکوت و عدم انباشتن شکم نيز از شرايطي است که حکمت را در دل جايگزين مي نمايد. «و لقمان به پسرش مي فرمود: پسرکم هنگامي که شکم پر باشد فکر مي خوابد و حکمت گنگ ميشود و اعضاء و جوارح از عبادت مي مانند» (جباران، 1378، ص 214) و پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم فرمودند: «هنگامي که بندهاي را ديديد که سکوت و زهد در دنيا نصيبش شده به او نزديک شويد که القاء حکمت مي کند، …» (همان، ص 399).
روش دست يافتن به کمخوري و کمگويي و در نتيجه اخذ حکمت در دين مبين اسلام، «روزه» مي باشد. «در حديث معراج خداوند پرسيد: اي احمد آيا آثار روزه را مي داني؟ پاسخ داد: خير. خداوند فرمود: نتيجة روزه کم خوري و کم گويي است. و آن حکمت را به ارمغان مي آورد و حکمت معرفت را در پي دارد و معرفت يقين را. و وقتي که بنده اي به يقين رسيد باکي ندارد که چگونه روزگار را سپري کند در سختي يا آساني و اين مقام خوشنودهاست …» (محدّث بندرريگي، 1376، ص 194).
با به وجود آوردن شرايط اخذ حکمت، مي توان خود را شايستة حکمت گردانيد و به شاگردان نيز اين شرايط را آموخت. انسان با تلاش و مجاهده بايد شرايط کسب حکمت ـ خير کثير38 ـ را در خود به وجود آورد تا به «خير دنيا و آخرت» (حسيني شاه عبدالعظيمي، 1363، ص 492) نايل آيد.
همان گونه که پروردگار عالم فرزانه ترين افراد را در وادي بينش و عمل براي معلّمي جامعه بشري انتخاب مي فرمود، معلمين انتخاب شده توسط سيستم آموزشي نيز بايد افرادي شايسته، با ايمان و حکيم باشند تا بتوانند علوم راستين را در هر رشته علمي با توجّه به هدف غايي تعليم و تربيت، به کودکان آموزش دهند. چون در هر مقطع با وجود چنين معلّميني هدف و روش هم راستا مي گردند، راندمان فعاليّتهاي آموزشي ارتقا خواهد يافت و از به هدر رفتن امکانات جلوگيري خواهد شد؛ چرا که وجود فرد غير حکيم که ايمان و تقوي در انديشه و عمل نداشته باشد، در جريان آموزش ضربه وارد خواهد آورد و آن را از سيستم منظم و هدفمند خود خارج خواهد کرد؛ پس دقّت در گزينش معلّمان و مربيان بسيار مهم به نظر مي رسد.
برنامه درسي دانش آموزان بايد به صورت حکيمانه و هدفمند پي ريزي شوند و با توجّه به مراحل رشد انسان و با در نظر گرفتن استعدادها و امکانات انساني در مراحل مختلف سنّي، مطالب به صورت پيوسته، گام به گام و با درجه بندي رو به رشد تنظيم گرديده و در هر مقطع از مقاطع آموزشي به شاگردان ارائه شوند و همگي در راستاي هدف آموزش و پرورش باشد؛ چرا که «تربيت به مثابه يک برنامه سفر است که از مراحل و منازل گوناگون و پشت سر هم تشکيل يافته است» (شمشيري و نقيب زاده، 1384) و بايد دقيقا مراحل آن طراحي گردد.
دروس ديني و معارف اسلامي از همان ابتدايي ترين مقاطعي که کودک در عرصه آموزش پا ميگذارد، بايد در جهت شناساندن معبود به کودک و ايجاد عبوديت در وي پايه ريزي شود و با توجّه به آمادگي وي در هر مقطع، علوم راستين در اين راستا به کودک ـ به زبان خود او ـ آموزش داده شود و هر چه به سمت رشد پيش مي رود، معارف کامل تري در اين باره در اختيار او قرار گيرد.
در خلال معرفي موجودات زنده و مکانيسم عمل آنها و معرفي آناتومي و فيزيولوژي جانداران، و در ساير علوم مربوطه، بايد روح حکمت را در کودک پرورش داد و انديشة او را اصلاح نمود و رفتار وي را حکمت آميز کرد و در هر مرحله، حکيم و فرزانه بودن پروردگاري که اين موجودات را به اين زيبايي و نظم خلقت نموده را به کودک متذکر شد تا ايمان رفته رفته در فطرت پاک او جايگزين شود و فطرت خداجوي او، با يافتن پروردگار خود سيراب گرديده و به آرامش برسد. در ساير دروس که لازمة پيشرفت و تدبير زندگي دنيوي انسان است نيز بايد اين شيوة نگرش وجود داشته باشد. در دروس مورد لزوم زندگي بشري از قبيل رياضي و علوم نيز بايد از هر گونه دانشي که غيريقيني و شبهه ناک است پرهيز شود و علم راستين به کودک آموخته شود و مطالبي که مبناي اساسيي ندارند و يا در مقاطع بعد رها شده و مصلحت و حکمتي در يادگيري آن ها نيست پرهيز گردد و مطالب هدفمند، گام به گام و بر اساس روند رشد کودک به او آموخته شوند.
تدوين و تنظيم کتب آموزشي نيز با الگوبرداري از پروردگار حکيم که متن آموزشي قرآن را جهت تعليم و تربيت بندگان تنظيم فرموده، بايد حکيمانه صورت بگيرد و در هر مرحله از تدوين، هدف از آوردن هر مطلبي مشخص باشد و مطالب گزينشي و حساب شده ارائه گردند.
بايد به اين نکته دقّت شود که در اين فرصت محدودي که انسان فرصت تعليم و تربيت دارد و هر لحظه از عمر او ارزش بي حد و حساب دارد، بايد اهّم مطالب و اتقن دروس براي او انتخاب شود تا بتواند به وسيلة آن با ارتقاي زندگي مادّي و معنوي خود در جهت سعادت اخروي، و با توجّه به هدف خلقت که تکامل و رسيدن به مقام عبوديت است، مراحل آموزش و پرورش را به نحو احسن طي نمايد.
برنامه ريزان، مديران و مسئولين امر آموزش و پرورش نيز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام رضا ع، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، محبت خداوند، امام صادق