پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام رضا ع، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

تمام انسان ها بودند، اکنون با درخواست رحمت از خداوند براي ايشان، از تلاش هاي ايشان قدرشناسي به عمل مي آيد و با توجه به اين که «مَن لَم يشکُر المَخلوق لَم يشکُر الخالِق» (طالب، 1419ق، ص 20) «پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: کسي که از مردم تشکر نکند شکر خدا را نيز به جاي نمي آورد» (جباران، 1378، ص 110)، اين درخواست رحمت و قدرشناسي از اولياي الهي، صفت شکر از نعمات پروردگار را نيز در انسان ارتقا ميبخشد. نکته ديگر آنکه با درخواست رحمت براي اولياي خدا انسان مشتاق مي شود که سيره و سخنان ايشان را فهم کند و در جهت شباهت به آن ها گام بردارد: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، خدايا قرار ده زندگيم را زندگي محمّد و آل محمّد و مرگم را مرگ محمّد و آل محمّد» ( زيارت عاشورا، ص 397).
در کتاب شريف مفاتيح، اوقات و مکانهايي به انسان ها معرّفي شده اند که در آن زمان و مکان، رحمت پروردگار فزوني مي يابد و انسان به نحو احسن مي تواند از آن بهره مند گردد. حرم امامان معصوم و امامزادگان، مساجد (کوفه، سهله و براثا) مثال هايي از مکان ها و ماه رمضان، روز دحوالأرض (روز بيست و پنجم ماه ذي القعده) نمونه هايي از زمان هايي است که رحمت حق بارش گستردهتري مي يابد و با خواندن ادعيه و اذکار و انجام عبادات خاصّ در آن ها ـ به شرط تفکّر و تقويت ايمان ـ از رحمات و برکات آن برخوردار خواهند شد. درباره «مکان» مي توان اين مثال را از مفاتيح آورد: «… بشير الدهان عن أبي عبد الله (ع) قال‏ إن الرجل ليخرج إلى قبر الحسين (ع) فله إذا خرج من أهله بأول خطوة مغفرة ذنوبه ثم لم يزل يقدس بكل خطوة حتى يأتيه فإذا أتاه ناجاه الله تعالى فقال عبدي سلني أعطك ادعني أجبك اطلب مني أعطك سلني حاجة أقضيها لك قال و قال أبو عبد الله (ع) و حق على الله أن يعطي ما بذل » (قمي، 1356ق، ص 132)، «بشير ابن دهان از امام صادق عليه السلام نقل مي کند که فرمود: زائر قبر حسين عليه السلام با اولين گامي که بر مي دارد و از اهل بيتش جدا مي شود، مغفرت گناهانش آغاز مي گردد، سپس پيوسته با قدم هايي که برمي دارد پاکتر مي شود تا به قبر آن حضرت برسد. وقتي نزد قبر مطهّر آمد خداوند سبحان مي فرمايد: بندة من از من طلب کن تا عطايت کنم، دعا کن تا به اجابت رسانم و برخداست که آن چه را در اين راه بذل کرد، به او برگرداند» (فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام از نزديک، ص 360)؛ و ميتوان براي «زمان» از اهميت ماه رمضان و روز دحو الارض شاهد آورد: «در اهميت اين ماه همين بس که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در آستانة ماه مبارک رمضان طي خطبهاي چنين فرمود: «اي مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روي آورده؛ ماهي که نزد خدا برترين ماههاست، روزهايش برترين روزها، و شب هايش برترين شب ها و ساعاتش برترين ساعات است، … اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از خداوند بخواهيد آن را به روي شما نبندد و درهاي دوزخ بسته است از پروردگارتان بخواهيد آن را به روي شما نگشايد! و شياطين در اين ماه در زنجيرند، از خداوند بخواهيد آن ها را بر شما مسلّط نکند!» » (فضيلت ماه مبارک رمضان، ص 695).
«روز بيست و پنجم (روز دحوالأرض): … روز بيست و پنجم ذي القعده روزي است که نخستين خشکي ها از زير آب سر برآورد، و سپس گسترش يافت … در روايتي از امير مؤمنان عليه السلام نقل شده است: اول رحمتي که از آسمان به زمين نازل شد، روز بيست و پنجم ذي القعده بود … در آن روز اگر گروهي به ذکر خداوند بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن که متفرق شوند بر آورده سازد؛ خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مي کند که قسمتي از آن شامل کساني است که جمع گردند به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت کنند» (فضيلت ماه ذي القعده، اعمال روز دحوالأرض، ص 831).
زمان و مکان دعا توسط بعضي از دانشمندان نيز بررسي گرديده است (تهراني، 1389)، ميتوان از اين موضوع اين گونه استنتاج نمود که براي تعليم و تربيت انسان ها نيز بايد مکان ها و زمان هاي خاص را در نظر گرفت. در گذشته مساجد، محل تعليم و تربيت به شمار مي رفتند که بهترين و مقدّسترين مکان براي اين امر است. امّا در صورت عدم امکان ، بايد سعي نمود مکان آموزش و پرورش طوري انتخاب شود که متناسب با امر تعليم و تربيت باشد.
قرآن کريم، کتاب رحمت (اعراف: 52 و انعام: 157) است که از جانب ربّ العالمين براي هدايت بشر فرو فرستاده شده است. در دعاي مشلول مفاتيح مي خوانيم: «أَسْأَلُك‏… بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِك‏، تو را مي خوانم … به منتهاي رحمت از کتابت» (ص 126) و اين مطلب واضح و مبرهن است که «جميع قرآن، هدايت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمايي عالميان است» (نراقي، 1377، ص 875) و در قرآن کريم، سورة مبارکة اسراء آيه شريفه 82 خداوند متعال ميفرمايد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين، از قرآن چيزي را فرو مي فرستيم که براي گروه با ايمان شفا و رحمت است» (سبحاني، 1364، ص 230). «قرآن از جهت اين که معالج امراض قلبي است، براي مؤمنين «شفا» و به لحاظ اين که صحّت و استقامت نفساني مي آورد «رحمت» است» (تفسير الميزان ، ج 13، ص 251). قرآن کتاب رحمت، برنامة سعادت زندگاني دنيوي و اخروي بشر است که از جانب خالق او ـ که همة زواياي وجود او را مي شناسد و سعادت او را مي خواهد ـ تنظيم گرديده است. پس با توجه به اين مطالب مي توان استنتاج نمود که اولاً تنظيم کنندة محتواهاي درسي بايد با ديد رحمت به مخاطبين خود نگريسته، استعدادها، ظرفيت ها و نيازهاي آن ها را بشناسد تا بتواند سودمندترين مطالب درسي را با توجه به نيازها و قابليت هاي ايشان تدوين نمايد. ثانياً منابع درسي افراد بايد به گونهاي تنظيم گردند که محتويات آن ها به حال زندگي مادي و معنوي انسان مفيد و سودمند باشد و از گزافهگويي و بيهودهگويي دور باشند و همچنين با داستان، حکايت، مثال، توصيف، تبشير، انذار و صنايع ادبي آن چنان تزئين و غني گردند که هم فهم مطلب راحت تر شود و هم اين که انگيزة يادگيري در مخاطبين افزايش يابد.
دست اندرکاران امر آموزش و پرورش از وزراء و مديران کلان گرفته تا معلمان، مربيان و معاونان مدارس بايد نسبت به دانش آموزان با ديد رحمت نگريسته، آنان را همچون فرزندان دلبند خويش بدانند و در برنامهريزي ها و طراحي فعاليتهاي آموزشي و پرورشي و همچنين رفتار با دانش آموزان و نحوة اجراي فعاليت هاي تعليم و تربيت (تدريس، ارزشيابي، تنظيم محتواهاي درسي و …) نه تنها سعادت شاگردان، بلکه سعادت جامعه و خوشبختي نسل هاي آتي را در نظر بگيرند تا بتوانند نقاط ضعف را اصلاح نموده و نقاط قوت خود را گسترش دهند و امر تعليم و تربيت را به سمت هدف آفرينش انسان ـ عبوديت (باقري، 1387) ـ پيش ببرند.

خداوند، حکيم است.
قرشي (1371الف) در کتاب قاموس قرآن حکمت را يک حالت و خصيصة درک و تشخيص مي داند که به وسيلة آن مي توان حق و واقعيت را درک نمود و مانع از فساد گرديد و کار را متقن و محکم انجام داد؛ و همچنين به نقل از مجمع ذيل آيه 32 سوره مبارکه بقره مي گويد: «حکمت آن است که تو را بر امر حق که باطلي در آن نيست واقف کند» (ص 163).
وي حکمت را حالت نفساني و صفت روحي مي داند و شيء خارجي را از نتايج حکمت بر مي شمارد نه اين که خود حکمت شيئي خارجي باشد. «الحِكْمَةُ: إصابة الحق بالعلم و العقل، فالحكمة من اللّه تعالى: معرفة الأشياء و إيجادها على غاية الإحكام، و من الإنسان: معرفة الموجودات و فعل الخيرات» (راغب اصفهاني، 1412ق، ص 249): «حکمت يعني به حق رسيدن با علم و عقل، پس حکمت از خداي تعالي شناسايي اشياء و ايجاد آن ها از سوي اوست بر نهايت استواري، و حکمت از انسان شناختن موجودات و انجام نيکي ها و خيرات است، و اين همان چيزي است که قرآن با آن لقمان را توصيف کرده است» (خسروي حسيني، 1375الف، ص 528). حکيم به معني حکمت کردار و کسي که کار را از روي تشخيص و مصلحت انجام مي دهد ميباشد و حکيم کسي است که کارها را محکم و استوار انجام دهد و حکيم به معني مانع از فساد و محکم کار مي باشد.
«حکمت» دانش راستيني است که باعث مي شود اشياء همان گونه که هستند درک شده و کارها به نحوي که صحيح است انجام شوند. هنگامي که اشياء همان گونه که هستند ، درک ميشوند و انديشة انسان بر پاية حقايق صورت مي گيرد، نگرش انسان به اشياء و به جهان هستي صحت خواهد يافت و اين حکمت، عملاً به وقوع خواهد پيوست و با تبديل نگرش به رفتار، انديشه به عمل مبدّل خواهد شد و «حکمت عملي» صورت مي گيرد. مّلا احمد نراقي در اين باره مي گويد: «حکمت … عبارت است از: شناختن حقايق موجودات به طريقي که هستند، و آن بر دو قسم است: «حکمت نظري» و آن علم به حقايق موجوداتي است که وجود آن ها به قدرت و اختيار ما نيست. و «حکمت عملي» و آن علم به حقايق موجوداتي است که وجود آن ها به قدرت و اختيار ماست، مانند افعالي که از ما صادر مي شود.» (1377، ص 49).
خداوند به دليل حکيم بودن، به حقيقت اشياء داناست و هر فعلي که از او به وقوع مي پيوندد همگي داراي دليل و برهان و در راستاي هدفي است. صفت حکيميت پروردگار در کنار ساير صفات و ويژگي هاي او در کتاب شريف مفاتيح آورده شده است: «وَ أَتْقَنَ بِحِكْمَتِهِ الصَّنَائِع، و به حکمت خويش محکم ساخت مصنوعات را» (دعاي عرفه، ص 858).
در دعاي روز جمعه صفت حکيم به همراه صفت عزيز آمده است: «إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‏‏، همانا تويي مقتدر فرزانه» (ص 960) و در دعاي بعد از نماز امام حسن عسکري عليه السّلام در کنار صفات سودبخش و دانا آورده شده است « الضَّارُّ النَّافِعُ الْحَكِيمُ الْعَلِيم، زيان ده و سود بخش و با حکمت دانا» (ص 1079). در دعاي جوشن کبير پروردگار حکيم و حکمت وي به عناوين مختلف ذکر گرديده است: « يَا حَلِيمُ يَا حَكِيم‏، اي بردبار اي فرزانه» (فراز اول، ص 139)، « يَا ذَا الْحِكْمَةِ وَ الْبَيَان‏، اي صاحب فرزانگي و بيان» (فراز 15، ص 142)، « يَا ذَا الْحُجَّةِ وَ الْبُرْهَان ، اي داراي حجّت و برهان» (همان)، « يَا مَنْ هُوَ فِي صُنْعِهِ حَكِيم‏، اي که در آفرينش و ساختنت فرزانه اي (يا محکم کاري)، « يَا مَنْ هُوَ فِي حِكْمَتِهِ لَطِيف‏، اي که در عين فرزانگي (يا محکم کاري) مهرباني (يا نرمکاري) (فراز 18، ص 143)، « يَا ذَا الْحِكْمَةِ الْبَالِغَة32 ، اي داراي حکمت رسا» (فراز 23، ص 144)، « يَا أَحْكَمَ مِنْ كُلِّ حَكِيم‏، اي فرزانه تر از هر فرزانه» (فراز 33، ص 146)، « يَا مَنْ فِي الْآيَاتِ بُرْهَانُه‏ ، اي که در اين نشانه ها برهان او موجود است» (فراز 42، ص 148)، «يَا مَنْ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ دَلائِلُه، اي که در هر چيز برهان هاي او موجود (است)» (فراز 58، ص 152)، « يَا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه‏، اي که کاونده و پي جويي براي حکمش نيست» (فراز 67، ص154)، « يَا مَنْ كِتَابُهُ تَذْكِرَة لِلْمُتَّقِين‏، اي که کتابش سبب پند است براي پرهيزگاران» (فراز 75، ص 156)، « يَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِيد، اي صاحب گفتار محکم، يَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِيد، اي صاحب کار مستحکم» (فراز 77، ص 156)، « يَا مَنْ قَدَّرَ بِحِكْمَتِه‏، اي که اندازه گيرد به حکمت خويش، يَا مَنْ هُوَ فِي حِكْمَتِهِ عَظِيم، اي که در حکمت خود عظيم است» (فراز 96، ص 161)، و عجايب حکمت پروردگار سبب خوف و خشيت امام حسين عليه السّلام گرديده که در دعاي عرفه گفته شده: « وَ رَوَّعْتَنِي بِعَجَائِبِ حِكْمَتِك‏» (ص860).
«در قرآن، صفت حکيم به قرآن نسبت داده شده که به معني آن است که «حکمت» و حقايق معارف در آن مستتر است» (قرشي، 1371 الف). در مفاتيح آمده است: « يَا رَبَّ كهيعص وَ يس وَ الْقُرْءَانِ الْحَكِيم‏‏‏، اي پروردگار کهيعص و يس و قرآن حکمت آموز» (دعاي بعد از نماز امام رضا عليه السّلام، ص 1577). « وَ الْقُرْءَانِ الْحَكِيم » (دعاي عرفه، ص 846): «قرآن حکيم است يعني از روي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان احساس حقارت، نفس اماره Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام صادق، معرفت خدا، معرفت خداوند