پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تربیت شهروندی، برنامه درسی، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

عمومی در جمهوری اسلامی ایران
ب) سند تحول راهبردی در نظام تربیت رسمی عمومی در جمهوری اسلامی ایران
تغییرات ساختاری و نظام سازی های خاصی که به منظور عملیاتی نمودن برنامه تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش طراحی شده اند به شرح زیرند:
-استقرار ساختار جدید نظام آموزش 3+3+6.
– استقرار نظام سنجش صلاحیت های عمومی، تخصصی و حرفه ای معلمان
– استقرار نظام ملی تربیت معلم .
– استقرار نظام خلاقیت، نوآوری و کار آفرین.
-استقرار نظام ارزش یابی و تضمین کیفیت .
-استقرار نظام رتبه بندی مدارس.
– استقرار نظام راهنمایی و مشاوره تربیتی.
– استقرار نظام مدیریت دانش.
-استقرار نظام بالندگی شغلی و شایسته سالاری.
-استقرار نظام مکان یابی مدارس.
مفاد سند تحول راهبردی شامل هشت محور به این شرح است:
1ـ بیانیه ارزش ها (30 مورد)
2ـ بیانیه ماموریت
3ـ چشم انداز
4ـ هدف های کلان(8 مورد)
5ـ راهبردهای کلان(15 مورد)
6ـ هدف های عملیاتی(23 مورد)
7ـ راهکار ها (131 مورد)
8ـ چار چوب نهادی و نظام اجرایی تحول بنیادین آموزش و پرورش ( نفیسی،1390).
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چهارچوبی است که معلمان و مدیران باید به این سند توجه زیادی داشته باشند که از طریق آن با برنامه ریزی و تلاش مضاعف بتوانند در زمینه تربیت دانش آموزان خلاق و پایبند به ارزش های اسلامی گام بردارند.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تنها یک طرح نیست بلکه لازم است که به اجرا درآید و اجرا شدن آن مستلزم تغییر محتوای آموزشی است این تغییر می تواند در جهتی باشد که در آن به علایق یاد گیرنده توجه شود یعنی یادگیرنده و علایقش در مرکز توجه قرار گیرند. این تغییر محتوای آموزشی می تواند طوری باشد که نقش دانش آموز به عنوان عامل فعال در کلاس تثبیت شود و معلم فقط نقش تسهیل کننده در فرآیند آموزش را داشته باشد و همچنین با توجه به اهداف این سند می توان دانش آموزان فعال و کوشایی را تربیت کرد که خروجی های نظام آموزشی امروز و معلمان نظام آموزش و پرورش باشد( غنی زاده، 1390).

پیشینه تحول در آموزش و پرورش پس از پیروزی انقلاب اسلامی
هر چند تغییر، اصلاح و تحول در نهادهای آموزشی امری همیشگی، مستمر و بطیء است و آموزش و پرورش ایران نیز در طول تاریخ خویش از این قاعده کلی مستثنی نبوده است (صافی، 1380: 32) لیکن پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این ضرورت و ایجاد تحول بنیادین در این نهاد آینده ساز از اهمیت و الویت فزون تر برخوردار شده است. انقلاب اسلامی، یک انقلاب فرهنگی است و با تبیین جدید از انسان، جهان، جامعه، زندگی…… پا به عرصه نهاده است (امام خمینی،1372) در نتیجه تمام نهادها به ویژه نهاد های فرهنگی و آموزشی می باید تغییر هدف و مأموریت داده و خود را با اهداف بلند جامعه انقلابی همسو و هماهنگ نمایند.
خوشبختانه این ضرورت از آغازین روزهای پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی احساس می شده است و طی سه دهه گذشته تلاش های متعدد و متنوعی برای تغییر بنیادی و اصلاح نظام آموزشی صورت گرفته و مساعی فراوان و قابل تقدیری به عمل آمده است. لیکن متأسفانه هر یک از این طرح ها و برناامه ها به دلایلی نتوانستند تحول شایسته و بایسته مورد انتظار را به ارمغان آورند و همپای تحولات سیاسی و اجتماعی، آموزش و پرورش متناسب با اهداف بلند و متعالی انقلاب اسلامی را ارائه دهند.
در نیمه های دهه 1360 اولین گام اساسی برای تغییر نظام تعلیم و تربیت کشور برداشته شد و پس از چند سال هم فکری و تلاش دلسوزان و صاحب نظران آموزش و پرورش ،«کلیات طرح تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش » تهیه شد و بعد از بررسی های مختلف در نهایت در تیر ماه 1368 به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1368).
برای اجرایی کردن این برنامه تحول آفرین، در اوایل دهه هفتاد، وزارت آموزش و پرورش، اصلاحاتی را در دوره متوسطه آغاز و اجرا کرد که هدف آن انطباق بیشتر آموزش های این دوره تحصیلی با مقتضیات ونیازهای جامعه بود. «تغییر نظام متوسطه» با نگاه تحول اساسی در نظام آموزشی طراحی شد و قرار بود
تحولات به دوره آموزش عمومی ( ابتدایی وراهنمایی تحصیلی ) تسری یابد، لیکن درپی تغییرات در مدیریت های اجرایی کشور، مباحث مربوط به تغییر و اصلاح نظام آموزش و پرورش به گونه ای دیگر پیگیری شد که نتایج خاص خود را به همراه آورد. علی رغم این تغییرات و دستاوردهای حاصل از آن، اندیشه تدوین برنامه درازمدت برای انجام اصلاحات مقبول و اثربخش در همه عوامل و عناصرآموزش و پرورش در بین مدیران رشد و کارشناسان مجرب وزارتخانه همچنان باقی بود، لذا پس از طرح موضوع در شورای عالی آموزش و پرورش و تصویب ضرورت مطالعه وتدوین آن، موضوع در هیئت وزیران مطرح شد. هیئت وزیران وقت درتاریخ27/3/1382سازمان مدیریت وبرنامه ریزی را موظف کرد تا با همکاری وزارت آموزش و پرورش سند ملی اصلاحات آموزش و پرورش را تهیه کند. هرچند علت این تصمیم، ایجاد هماهنگی و همسویی بین سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش با اسناد بالا دستی و برنامه های سایردستگاه ها و نیز تامین اعتبارات و منابع مورد نیازبرای تحول درآموزش و پرورش بود، لیکن مسئولین سازمان مذکور آن را برنامه درون دستگاهی دانسته و مسئولیت تدوین آن را متوجه آموزش وپرورش می دانستند. در نتیجه هیئت وزیران درجلسه 22/7/1383بنا بر پیشنهاد آموزش و پرورش و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوری، مسئولیت تدوین سند ملی آموزش و پرورش را به وزارت آموزش و پرورش واگذار کرد تا با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و زیر نظر شورای عالی آموزش و پرورش این کارمهم وتحول آفرین را انجام دهد (نفیسی، 1390: 21).
این اقدامات با تدوین سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام و تصویب و ابلاغ آن توسط مقام معظم رهبری مقارن شده بود که درآن سیاست های کلان وخط مشی های راهبردی نظام در تمام ابعاد و حوزه ها – ازجمله حوزه فرهنگ وآموزش- در افق سال 1404 ترسیم شده است. براساس قوانین، تمام دستگاه ها موظف اند تا اهداف و برنامه های خویش را برمبنای مفاد سند چشم انداز و برای تحقق اهداف آن، بازخوانی و باز تولید نمایند. آموزش و پرورش نیز از این حکم قانونی مستثنا نبوده است. بدین دلیل تدوین سند ملی آموزش وپرورش درچارچوب سند چشم انداز و در راستای منویات مقام معظم رهبری و اسناد بالا دستی برای دستیابی به تحول بنیادین در آموزش وپرورش انجام شده است.

پیشینه پژوهش
پژوهش های داخلی
فتحی و واجارگاه (1381) تحقیقی با عنوان برنامه های درسی تربیت شهروندی اولویتی پنهان برای نظام آموزش و پرورش ایران انجام داده و به نتایج زیر دست یافته است که: متاسفانه در نظام آموزش و پرورش به ویژه برنامه های درسی مدارس توجه لازم به تربیت شهروندی نمی شود و صرف نظر از آنکه برنامه درسی ویژه ای تحت عنوان “آموزش شهروندی “وجود ندارد، در قالب برنامه های درسی دیگر نیز کمتر اثری از آن می توان یافت.
فتحی و واحد(1385) یکی از مباحث مهم در حیطه مطالعات اجتماعی، مفهوم شهروندی است. این مفهوم در صدد اشاعه اصول اساسی دموکراسی در بین افراد جامعه است. از این نظر، مسایل تربیت شهروندی از اهمیت خاصی برخوردار است، به طوری که اغلب این مسایل نقش حیاتی را در فرایند تشکیل یک ملت و تحکیم پایه های دموکراسی بازی می کند و سبب می شوند بین نظام مدرسه و محیط اجتماعی – سیاسی کنش متقابل بوجود آید. نظام آموزش متوسطه از ابتدای قرن بیستم توجه خاصی به مفهوم شهروندی داشته است، چنان چه که از مهم ترین اهداف نظام تعلیم و تربیت، پرورش شهروندانی آگاه به حقوق و وظایف خود و همچنین متعهد در قبال جامعه باشد. بدون تردید مدارس در این عرصه نقش مهمی را دارا هستند و برنامه های درسی به گونه ای باید طراحی شوند که از یک سو دانش آموزان را در جهت رسیدن به چنین هدفی یاری دهند و از سوی دیگر عواملی را که مانع رسیدن به چنین هدفی می گردند شناسایی کرده و در جهت رفع آنها بکوشند.
یار محمدیان و همکاران (1387) در تحقیقی با عنوان نقد و بررسی عناصر برنامه درسی در رویکردهای پیشرفت گرا و محافظه کار تربیت شهروندی به نتایج زیر دست یافته اند که دو رویکرد اصلی در تربیت شهروندی وجود دارد و هر رویکرد نیز دلالت های مهمی برای عناصر برنامه درسی دارند. این دو رویکرد عبارتنداز: رویکرد پیشرفت گرا و رویکرد محافظه کار. در این مقاله جایگاه و چگونگی عناصر هدف، محتوا، روش های تدریس و روش های ارزشیابی از یادگیری در این دو رویکرد مورد تحلیل و نقد قرار گرفت. با توجه به نکات و دلالت های مهم و مثبت رویکرد پیشرفت گرا توصیه شده است که در تدوین برنامه های درسی تربیت شهروندی ایران، رویکرد پیشرفت گرا مورد توجه و تاکید بیشتری قرار گیرد.
قلتاش(1388) در پژوهشی تحت عنوان «نقد و بررسی رویکرد های تربیت شهروندی دربرنامه درسی دوره ابتدایی ایران به منظور پیشنهاد برنامه درسی تربیت شهروندی » به بررسی رویکردهای فعال و محافظه کار پرداخته و دلالت های هر رویکرد را برای عناصر برنامه درسی مشخص نمود، و برنامه درسی دوره ابتدایی را با تاکید عناصر اهداف دوره، محتوا و کتب درسی شیوه های تدریس و ارزشیابی مورد نقد و بررسی قرار داده است.
یزدان دوست (1388) درپژوهشی با عنوان بررسی رویکردهای تربیت شهروندی در کتب درسی علوم انسانی دوره راهنمایی به بررسی رویکردهای مطرح در تربیت شهروندی و جایگاه رویکرد پیشرفت گرا (فعال) در کتب درسی پرداخت ومشخص کرد به چه میزان حیطه های شناختی، عاطفی و مهارتی تربیت شهروندی در کتب درسی مورد توجه واقع شده است.مهمترین یافته های این پژوهش عبارت بودند از اینکه: در کلیه کتب انتخاب شده به رویکرد پیشرفت گرایی(فعال) توجه کافی شده است، اما از بیست مولفه مطرح شده در سیاهه ها به بعضی از مولفه ها مانند:مهارت های اجتماعی و تعامل، بیشتر و به مولفه های دیگر مانند تفکر انتقادی،جهانی شدن، و حقوق بشر و… کمتر توجه شده است.
مرادی(1390) در پژوهشی با عنوان تدوین برنامه درسی تربیت شهروندی فعال برای دوره راهنمایی تحصیلی ایران. این پژوهش یک پژوهش کیفی از نوع تجربه زیست شده یا همان پدیدار شناختی می باشد، شرکت کنندگان در این پژوهش شامل متخصصان علوم تربیتی کشور بوده که مطالعاتی در حوزه تربیت شهروندی داشته اند.از مهمترین یافته های این پژوهش، تدوین چهار چوب برنامه درسی شهروندی فعال با استفاده از مدل کلایزی می باشدکه حداقل 4 عنصر اهداف، محتوا، روش تدریس و شیوه های ارزشیابی برنامه درسی تربیت شهروندی فعال برای دوره راهنمایی تحصیلی را پوشش می دهد.
کرم افروز و همکاران (1390) تحقیقی با عنوان طراحی الگوی برنامه درسی تربیت شهروندی برای دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی انجام دادند، تحقیق آن ها در پی ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت شهروندی برای دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی است، از نوع کاربردی و با روش توصیفی انجام شده است، جامعه آماری این تحقیق، تفکرات و اندیشه های صاحب نظران درباره تربیت شهروندی و برنامه درسی است که در قالب کتب، اسناد، مقالات، مجلات، متون و سایت های اینترنتی در کشورهای پیشرو در زمینه ی تربیت شهروندی مطرح شده و نگارنده با مراجعه به این جامعه آماری نمونه های مرتبط را به صورت عمدی گزینش نموده و با بررسی و تلخیص و نتیجه گیری از آن ها، مبادرت به معرفی مبانی نظری این برنامه درسی و عناصر آن (اهداف، محتوا، روش ها، شیوه های سازمان دهی و ارزشیابی ) نموده است. نتایج بدست آمده بدین صورت مطرح شده که اهداف و محتوای برنامه مورد نظر در قالب عملکردی و در بستر فعالیت های اجتماعی و مسئله محور برای شاگردان معرفی شده است. شیوه های سازمان دهی برنامه مذکور از نوع تلفیقی و رویکردهای مرتبط با در هم تنیدگی مطرح شده است. روش های تدریس مورد استناد واقع شده عبارتنداز: روش های تعاملی، مشارکتی، حل مساله، ایفای نقش و… روش های ارزشیابی نیز عمدتا معطوف به روش های اندازه گیری بازده های عاطفی و روانی حرکتی است. در زمینه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تحلیل محتوا، مقام معظم رهبری، نظام آموزشی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تربیت شهروندی، برنامه درسی، آموزش شهروندی