پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تربیت شهروندی، آموزش شهروندی، جامعه مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ط قلتاش(1388) بر اساس مطالعه مبانی نظری و پیشینه پژوهشی پیشنهاد شده است .
سند تحول بنیادین
در این پژوهش منظور سند تحول بنیادین آموزش و پرورش می باشد که توسط وزارت آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش در سال 1390 تدوین، تصویب و ابلاغ شده است.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

در این فصل ابتدا به ادبیات پژوهش اشاره شده و بر این اساس مبانی نظری تربیت شهروندی، تربیت شهروندی فعال و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته سپس پیشینه پژو هش ارایه و در انتها جمع بندی مطالب آورده شده است.

مبانی نظری
مفهوم شهروندی
اگرچه دارای یک تاریخ طولانی است، اما هنوزمبهم و مسأله دار است. یونگ استدلال می کند که شهروندی در حقیقت مجموعه ای از ارتباطات بین مردمی است که می خواهد از حالت طبیعی یعنی حالتی که زندگی به صورت منزوی، فقیرانه مجبوری جریان دارد اجتناب ورزد. ازاین رو شهروندی نوعی قرداد اجتماعی است که هدف آن ارتقا و رفاه و امنیت در سطح جامعه است وضرورتا به این امر می پردازد که افراد یک جامعه چگونه باید رفتار کنند تا به این هدف برسند (مری فید،1997).5
شهروندی به چار چوب و بستری نیاز دارد که حقوق در آن پذیرفته و انجا م مسئولیت در آن امکان پذیر باشد. این چار چوب جز زمینه و بستر اجتماعی چیز دیگری نیست که ارزش های مرتبط با شهروندی در آن به ظهور می رسد. این چار چوب شامل مردم سالاری، سیستم کارآمد حقوقی، نهادها و سازمان های مربوط می باشد که امکان مشارکت را فراهم می سازند و ارزش های شهروندی دراین زمینه به ظهور می رسد (آشتیانی،1385).
بنابراین اگر جامعه به شهروندان مفید و مؤثر نیاز دارد، پس باید مطمئن شود که این شهروندان از طریق فرصت ها برای اکتساب مهارت ها و توانایی هاى و اطلاعات ضروری تربیت می شوند (اس ال ا،2000).6
مفهوم شهروندی تاحد زیادی وابسته به شرایط کشور خاص و جامعه ویژه می باشد و هر فرهنگی نیز شهروند ویژه خود را می طلبد. اما با فرو گذاردن تفاوت ها در یک برداشت کلی می توان گفت شهروندی مقوله ای است مرتبط با نحوه عملکرد افراد به نحوی که آنها قادر باشند در یک جامعه دموکراتیک، محیط خود و محیط های اجتماعی سایرین را به نحو مثبت و بارزی متاثر سازند (براون،1996).7
مارشال معتقد است شهروندی موقعیتی است که به اعضای جامعه اعطا می گردد، همه افرادی که صاحب چنین موقعیتی هستند ضمن اینکه از حقوقی برخودار می باشند، باید وظیفه ای داشته که از آن موقعیت بر می خیزد، برعهده گیرند. به عبارت دیگر هر موقعیت اعطا شده، حقوق و مسولیت های را نیز شامل می شود (استریجیبوس،2001)8.

شهروند فعال
ارسطو معتقد بود که فرد برای اینکه انسان واقعی باشد باید یک شهروند فعال در اداره امور جامعه اش باشد. در یونان باستان شهروندی نه مبتنی بر حقوق بلکه مبتنی بر تعهدات بود. چرا که ارتباط نزدیکی که فرد میان سرنوشت خود و جامعه اش احساس می کرد، ادعای حقوق فردی در مقابل منافع جامعه را غیر قابل درک می ساخت. تعهدات شکل وظایف قانونی نداشتند، بلکه شهروندان آن را فرصت هایی برای با فضیلت شدن و خدمت به جامعه تلقی می کرد. و همه شهروندان باید هم حکومت کنند و هم حکومت شنونده باشند. بویژه در آتن همه شهروندان از حق سخن گفتن و رأی دادن برخوردار بودند. شهروندی هم عمیق و پر مایه بود (فالکس، ترجمه محمد تقی دلفروز 1381).
از جمله کسانی که شهروندی فعال را مد نظر قرار داده، چارلز تیلی است. او برداشت های عمیق و سطحی را از شهروندی بدین شرح بیان می کند: در شهروندی سطحی حقوق، برتر شمرده می شود، شهروندی جنبه انفعالی دارد، دولت به عنوان یه ضرورت تلقی می شود، افراد مستقل هستند، آزادی از طریق انتخابات تحقق می یابد و بیشتر برجنبه حقوقی شهروندی تأکید می شود. اما در شهروندی فعال، حقوق و مسئولیت ها متقابلا یکدیگر را رعایت می کنند، جنبه فعالانه دارد، جامعه سیاسی ( و نه لزوما دولت ) به عنوان زندگی خوب تلقی می شود، بر وابستگی متقابل تاکید می شود، آزادی از طریق فضیلت مدنی تحقق می یابد و شهر وندی جنبه اخلاقی دارد (فالکس، ترجمه محمد تقی دلفروز 1381: 21).

شهروندی در اروپا
پیگیری عدالت و انسجام اجتماعی طی سالهای اخیر در سطح ملی و اروپا در اولویت سیاست قرار گرفته است. تشویق شهروندان بخصوص جوانان به مشارکت فعال درعرصه اجتماعی و سیاسی به یکی از اهداف اصلی در بررسی و حل این مسایل تبدیل شده است.بالتبع آموزش ،اهرم اصلی دراین رابطه می باشد.اسناد سیاسی که همکاری نظام آموزشی اروپا را در دهه گذشته شکل داده و تاسال 2020 بر رشد و پیشرفت تاثیر گذاشته، اهمیت مشارکت فعال شهروندان را شناخته و درنتیجه این یکی از اهداف اصلی نظام آموزش و پرورش در سراسراروپاست. به علاوه چارچوب مرجع اروپا در مورد توانشهای کلیدی درامر یادگیری نشان میدهد که جوانان باید به رشدو پیشرفت توانشهای اجتماعی و مدنی بر حسب دانش، مهارتها و نگرشها در طول تحصیل کمک نمایند.این رویکردتوانش محور، راه های جدیدی را برای سازماندهی آموزش و یادگیری در زمینه های مختلف من جمله آموزش شهروندان مطالبه میکند. بیشترین توجه به مهارتهای عملی، رویکرد نتایج یادگیری، روشهای جدید ارزشیابی با رشد و پیشرفت دانش و مهارتهای معلمان، همگی لازمه اجرای موفقیت آمیز توانشهای کلیدی است. به علاوه چارچوب اروپاییان، فرصتهای بیشتری را برای مشارکت فعال دانش آموزان بخصوص فعالیتهای تحصیلی در کنار کارمندان، جوانان و فعالیتهای فرهنگی و سازمانهای جامعه مدنی مطالبه میکند.کمیسیون اروپا طرح ها و ابتکارات متعددی را در حمایت از دولتهای عضو برای رشد وتوسعه رویکرد توانشهای کلیدی آغاز نمود. یک گروه کارشناس درسال2006 مسئول انجام تحقیق وتوسعه نشانگرو نمایه هایی در زمینه توانشهای مدنی و شهروندان فعال در حوضه آموزش و پرورش شد.این گروه کارشناس، تحقیقات مرکز تحقیق یادگیری را درمورد ساخت نمایه های ترکیبی مربوط به توانشهای مدنی جوانان اروپا تایید و ارزشیابی کرد.گروه دیگر مسئول ارزشیابی توانشهای کلیدی واصلاحات آموزشی است زیرا این موضوع یکی ازمهمترین مسایل برای اجرای موفقیت آمیز رویکرد توانش محور در مدارس است. تاکید ما بر روشهای جدید ارزشیابی برای سنجش پیشرفت درزمینه های مربوط به اجرای توانشهای کلیدی اعم از رشد مهارتها و تغییرنگرشهاست.درهمین راستا، استراتژی جوانان اتحادیه اروپا درسال 2010 و2018 تقویت روحیه شهروندان فعال، و نیز انسجام و استحکام اجتماعی را در میان جوانان به عنوان یکی از اهداف اصلی اعلام کرد.این استراتژی شامل اقدامات مربوط به رشد وپیشرفت شهروندان در فعالیتهای رسمی و غیررسمی آموزشی است. برای مثال شرکت در جامعه مدنی و دموکراسی و داوطلب شدن به عنوان وسیله ای برای ورود به جامعه و دنیای شهروندی به علاوه در سال 2011، دو پیشرفت مهم روی داد: سال 2011 به عنوان سال تقویت فعالیتهای داوطلبانه و شهروندان فعال و سال آموزش شهروندان فعال به عنوان کانون بحث میان وزرای آموزش و پرورش در یک جلسه غیررسمی در ماه مارس، معرفی شد. (آندرلا،2012 ص7).9

شهروندی فعال و کیفیت زندگی شهری
با توجه به آنچه گفته شد، مفهوم شهروندی به یکی از مفاهیم اصلی در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های اجتماعی بدل شده است. شهروندی فعال ناظر به شکل گیری اجتماعات فعال و توانمند است. این اجتماعات هنگامی که با مسائلی روبرو می شوند، توانایی شناخت و تعریف مسائل و ارائه راه حل ها را برای آن ها دارند.
شهروندی فعال در پی توانمند سازی افراد و اجتماعات است و فرایند مشارکت را امری فی نفسه ارزشمند تلقی می کند.

تربیت شهروندی
بی گمان تربیت شهروندی یکی از محوری ترین و بنیادی ترین رسالت های نظام های تعلیم وتربیت در کشور های مختلف است. هر کشوری در قالب آموزش رسمی و غیر رسمی سعی در آماده کردن شهر وندان برای ورود به زندگی اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد که این در قالب آموزش مستقیم تربیت شهروندی از طریق گنجاندن عنوان به همین نام تربیت شهروندی و یا در قالب آموزش دروس مختلف به صورت میان رشته ای و یا بین رشته ای انجام می دهد ( فرمهینی فراهانی،1389).
بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که آموزش شهروندی ضرورتی انکار ناپذیر برای جامعه امروز است که کشورها باید به این امر مهم اقدام نمایند. تاکید بر کلاسهایی که موضوع آن ها برگرفته از مسائل جاری جامعه است و تدوین برنامه های با رویکرد تلفیقی و کل نگری، تاکید برمشخصات این نوع برنامه است که در بردارنده آموزرنده آموزش شهروندی از ابعاد مختلف دانشی، نگرشی و توانشی است که هر فرد به تناسب شرایط، مهارت های لازم را با توجه به تجارب و موقعیت های عملی یادگیری فرا گرفته تا به ایده دو جانبه حق و تکلیف پاسخ مناسب و در خور دهد. بررسی ها نشان می دهند که مهارت های زندگی از آن جمله تربیت شهروندی از حداقل مورد انتظار(60٪)کمتر بوده است (کیا منش،1379).
کلاگ و هالدان در بحث مقاصد و اهداف تربیت برای شهروندی بر این باورند که مدارس نیاز به برنامه درسی دارند :
– فرصت هایی برای توسعه وارتقای ارزش هایی که مبتنی برعدالت اجتماعی و اصول حقوق بشر است فراهم سازد.
– احترام به تفاوت های ملی، مذهبی و هویت های قومی را تشویق و با عقاید و رفتارهای نژاد پرستانه مبارزه نماید.
– مشکلات محیط زیست و مسائل اقتصادی رادر خود لحاظ نماید. مهارت های مشارکتی و اجتماعی، حمایت و همراهی را آموزش دهد.
– مدارس را با جامعه و اجتماعات محلی مرتبط و یادگیری بین فرهنگی را تشویق نماید.
– دموکراسی و قانون ( گذشته، حال و آینده ) را تدریس نماید.
– تفکر انتقادی و یادگیری از طریق تعامل را آموزش دهد.
– فرصت هایی را برای بیان دلواپسی ها و داشتن انتخاب تدارک ببیند (یار محمدیان و همکاران،1387).

اهمیت تربیت شهروندی
مقوله تریت شهروندی از اهمیت فراوانی برخوردار است، چه آنکه در سایه دارا بودن شهروندانی مناسب و فرهیخته که از دانش، توانش و نگرش لازم برای زیست در یک جامعه مدنی برخور دار باشد، توان تحقق شعارهای مورد نظر در عرصه داخلی و بین المللی به دست خواهد آمد. متاسفانه علی رغم چنین روندی در جامعه معاصر ایران، مقوله تربیت شهروندی به گونه ای جدی مورد توجه نظام آموزش و پرورش نیست و عدم تناسب برنامه های درسی نظام آموزش و پرورش با بسیاری از نیاز های جدید خصوصا نیاز های سیاسی- اجتماعی و فرهنگی به وضوح قابل مشاهده است این بیان بویژه در مورد نظام آموزش رسمی کشور در قالب مراحل و مقاطع تحصیلی رسمی مصداق دارد (فتحی واجارگاه،1381).
آموزش شهروندی و شناخت ابعاد و اصول شهروند مدارس امروزه نقش مهمی در تقویت روح جمعی و وجدان جمعی جامعه می تواند داشته باشد. ویژگی های شهروندی و شهروند مداری بخش جدایی ناپذیر از الگو های زندگی جمعی است که باید حکومت ها و دو لت ها در قالب نهادهای اجتماعی و سازمان های ذیربط موظف به بسط تعلیم و تربیت رسمی آن می باشند؛ این ویژگی ها از همان دوران کودکی و سنین آغازین، تعلیم داده می شود. آموزش شهروندی و الگوهای آن در جامعه اینگونه است که « اول: آموزش های شهروندی منجر به شناخت زندگی فردی- اجتماعی- فرهنگی- ملی- دینی مدنی- در کشور می شود که جزء اولین اصول مهارت های است که باید آموزش و پرورش و آموزش عالی به دانش آموزان یاد دهد. دوم: بخش دیگری از این مهارت ها شامل سلامت جسمانی و بهداشت فردی وزیست محیطی است، که باید آموزش و پرورش اینگونه مهارت ها را به افراد یک جامعه در قالب برنامه ریزی درسی حفظ نماید و توسعه ببخشد، تا ازاین طریق رضایت از زندگی برای افراد یک جامعه علی الخصوص در یک جامعه شهری که پیامدها و مشکلات آنان رو به افزایش است را برای فرد و دیگران آسان کند. سوم: باید افراد یک جامعه یاد بگیرند که به نظم و قانون مداری و عدالت در همه حال توجه کنند، و در تمام امور که انجام آن را بر عهده دارند احساس مسئولیت نمایند. چهارم: در این گروه باید آموزش و پرورش مناسبات اجتماعی ، همدلی، همدردی، کمک رسانی، رشد مهارت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تربیت شهروندی، تعلیم و تربیت، نظام آموزشی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان تربیت شهروندی، آموزش و پرورش، تفکر انتقادی، مسئولیت پذیری