پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، بهبود یادگیری، اهداف یادگیری، نظام ارزشیابی

دانلود پایان نامه ارشد

رویکرد انسان گرایی،رویکردی دانش آموز – مدار است. بنابراین بر محور دانش آموز قرار میگیرد. دانش آموز دشواریها را مشخص می کند و برای حل آنها نیز خودش تصمیم میگیرد و معلم در این فرآیند، نقش ترغیب کننده و بعضاً ارشادی دارد. رابطه معلم و شاگرد در این رویکرد، رابطهای مشارکتی است و آموزش از قابلیت انعطاف زیاد برخوردار است (مهرمحمدی، 1387).
تلقی نسبت به ارزشیابی آموختهها
ارزشیابی شامل ارائه بازخورد صادقانه و یاری رساننده به دانش آموزان است. معلم و دانش آموز می توانند هر دو در این فرایند حضور داشته باشند (میلر، ترجمه مهر محمدی، 1386).
رویکرد یاددهی – یادگیری ساخت و سازگرایی
رویکرد ساخت و سازگرا برخاسته از دیدگاه جان دیویی، ویگوتسکی و به ویژه پیاژه است(کات و جونز،1999؛به نقل از احمدی،1387). در این رویکرد یادگیری تعاملی پویا بین عوامل متعددی است. تعامل بین دانش پیشین، تجارب حسی هم زمان، سیستم های اعتقادی و سایر افراد در یک بستر فرهنگی اجتماعی منجر به تفاسیر متعددی می شود که در مواجهه با شواهد و قرائن طبیعی و با اتکا به شبکهی دانش شخصی بههمراه ظرفیت محدود حافظه کاری مورد تائید قرار میگیرد و در حافظهی بلند مدت ذخیره میشود (بونستر، نقل از مهر محمدی، 1387).

نقش معلم و شاگرد
معلم در این رویکرد تسهیلکننده است و در کلاس درس شرایطی ایجاد میکند که در آن دانشآموزان در جستجوی معنی باشند، از ارزش عدم قطعیت آگاه باشند و خود مسئول یادگیری خود باشند. این رویکرد دانشآموز محور است. دانشآموز فعالانه بر مبنای دانستههای موجود خود و در یک بستر و موقعیت اجتماعی به ساخت دانش میپردازد (مهرمحمدی، 1387). رویکرد ساخت و سازگرایی برنقش فعال یادگیرنده در درک مفاهیم و معنا بخشیدن به اطلاعات تأکید دارد.دانشآموزان با ایجاد تناسب بین اطلاعات جدید و آنچه از قبل میدانند،یاد میگیرند.در فرآیند یادگیری این دانشآموزان هستند که از طریق تجربه ، تفکر انتقادی و تعامل با محیط، دانش خود را میسازند.یادگیری و یاددهی در محیط ساخت و سازگرایی فرآیندی است برای پرورش دادن، نه انتقال دانش. امروزه آن دانشی مورد تأکید است که بر عملکرد واقعی دانشآموز در موقعیتهای واقعی زندگی دلالت کند. معلمانی که از مهارت کافی در تدریس برخوردارند، در ارائه ایدههای جدید،انگیزش درونی را در دانشآموزان ایجاد میکنند. دانشآموزان در این کلاسها تشویق میشوند تا فعالیتی را انتخاب نموده و در یادگیری خود نقش داشته باشند.در رویکرد ساخت و سازگرایی، یادگیری بیش از آنکه معلم محور باشد، یادگیرنده محور است.نقش معلم به عنوان راهنما و مشاور در این فرآیند، فراهم کردن فضایی است که در آن دانشآموزان نقش فعال و کاوشگرانهای را در یاگیری ایفا کنند(احمدی،1387).
تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها
در رویکرد ساخت و سازگرا ارزشیابی از یادگیری حین تدریس و موقعیت های یادگیری صورت می گیرد. ارزشیابی موثق مانند یادگیری اغلب در موقعیتهای طبیعی و بهصورت مستمر، حین مواجههی دانشآموز با مسائل و تکالیف انجام میگیرد. تمایز قاطع بین تدریس و ارزشیابی غیر ضروری تلقی میشود. ارزشیابی در ضمن تدریس و تعاملات معلم / دانشآموز و تعاملات دانش آموز/ دانش آموز صورت میگیرد (مهرمحمدی، 1387).

رویکردهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی
ارزشیابی از یادگیری
در نگرش سنتي، ارزشيابي فعاليتي نسبتاً مشخص و متمايز از عمل آموزش و يادگيري تلقي مي‌شد و عمدتاً مهمترين ارزشيابي در پايان فعاليت يادگيري و ياددهي انجام مي‌گرفت تا بر اساس آن مشخص شود که تا چه ميزان اهداف مورد نظر محقق گردیده است. تأثير اطلاعات به دست آمده از عمل ارزشيابي به ويژه نوع پاياني آن در اصلاح و بهبود يادگيري کم و ناچيز بود. در اين نگرش ارزشيابي از جريان يادگيري متمايز ديده مي‌شد(حسنی،1388).
در آموزش و پرورش سنتي ارزشيابي به عنوان آخرين حلقه هاي فرآيند ياددهي ، يادگيري تلقي ميشد كه در پايان دوره آموزشي براي جدا نمودن دانشآموزان با توانايي يادگيري متفاوت بهكار مي رفت)رضایی،1385) .
 نظام رايج ارزشيابي تحصيلي در آموزش و پرورش ما، مبتني بر برگزاري امتحان و آزمون است که از سابقهاي80 ساله برخوردار است و همواره ملاکي براي سنجيدن ميزان فعاليت دانشآموز در کلاس و از همه مهمتر،  تعيينکننده لياقت يا عدملياقت دانشآموز در ارتقاي سطح تحصيلي است.
این در حالی است که می دانیم نظام ارزشیابی کمی با بزرگ نمایی امتحان ضربهای سنگین به یادگیری وارد میکند و چنان امور را مخدوش مینماید که گویی هدف امتحان است و نه یادگیری.
روشهاي سنتي سنجش و ارزشيابي، دانشآموز را در جهت ارائه پاسخهاي صحيح و از پيش تعيينشده به کار وا ميدارد. در اين فرآيند به رابطه سنجش و يادگيري توجهي نميشود. آزمونهاي سنتي باعث ايجاد  فاصله بين آموختهها و واقعيتهاي زندگي دانشآموز مي شود، درحاليکه زندگي روزمره او ساختار بسيار پيچيده و مبهمي دارد. آزمونهاي سنتي به مجموعه هاي تصنعي، غيرمستقيم  و سؤالات روشن رفتاري روي ميآورند که به سهولت قابل اندازهگيري میباشند.آزمونهاي سنتي به دليل ساختار خود، به خواست و نياز افرادي غير از آزمونشونده  پاسخ ميدهند و اغلب به رتبه بنديکردن دانشآموز ميانديشند. روش آنها بر نقاط ضعف آزمون شونده تأکيد دارد و در مورد پيشرفت دانشآموز حساس نيست.
اطلاعات حاصل از چنين آزمونهايي نيز نه تنها در آموزش دانشآموز نقشي ندارد، بلکه اعتبار قضاوت معلم را  هم  خدشهدار ميکند و در کاهش اعتماد به نفس دانشآموز نقش بسزايي دارد(رستگار،82).
ازجمله مشكلات ارزشيابي سنتی كم توجهي به تمامي آموختهها و يادگيريهاي دانشآموزان مثلاً در زمينه علاقه، انگيزه، احساسات، نگرشها، تواناييها، مهارتها، كارهاي عملي و… است.  مواردي كه به جرأت ميتوان گفت هدف اصلي و اساسي دوره ابتدايي، رشد و شكوفايي آنها می باشد.
با توجه به اينكه در حال حاضر در روش كمي برگزاري امتحانات در زماني غير از زمان آموزش و يادگيري انجام ميشود، فاصله زماني بين آموزش و ارزشيابي و امتحان آن را به يك موضوع اضطرابآور و نگرانكننده تبديل كرده است. از طرف ديگر براساس نتايج يك يا چند امتحان در مورد آينده دانشآموز تصميمگيري ميشود و اين امر باعث شده هم والدين و هم دانشآموزان و حتي معلمان دچار ترس و اضطراب شوند(حسنی،1388).

ارزشیابی در خدمت یادگیری
در نگرشهاي جديد ارزشيابي، يادگيري و ياددهي سه فرآيند يکپارچه و مرتبط با هم ديده مي‌شود.يادگيري و ياددهي هدفمند، بدون ارزشيابي صورت نمي‌گيرد. به عبارت ديگر ارزشيابي فعاليتي مستقل نيست، بلکه ممزوج و آميخته با فعاليتهاي يادگيري و ياددهي است. از آنجا که هدف آموزش و پرورش همان يادگيري است، بنابراين ارزشيابي فعاليتي است در خدمت و در راستاي تحقق يادگيري بهتر(حسنی،1388).
ارزشيابي در خدمت يادگيري يا ارزشيابي براي يادگيري، ايدة جديدي نيست. این ایده شکل گسترشیافته ارزشیابی تکوینی است. اين ايده تا حدودي توسط بنجامین بلوم روانشناس مشهور آمریکایی در کنار نظريه يادگيري تسلط‌ياب مطرح گردید که در آن ارزشيابي به نحو تکوینی، براي ايجاد تسلط دانش‌آموز در يادگيري و رسیدن به هدف موردنظر بهکار گرفته شد. ارزشيابي تکويني چنين کاري را انجام مي‌داد. به سخن ديگر ارزشيابي تکويني گام به گام به تحقق اهداف یادگیری در يادگيرنده ياري مي‌رساند.
اين ايده امروز به نحو بارزي مورد استقبال واقع شده است. اين ايده با تحقيقات جديد در حوزه روانشناسي شناخت‌گرايي حمايت مي‌شود. نظريه‌هاي يادگيري در اين مکتب روانشناسي تعبير و تفسير جديدي از يادگيري دارند. در اين ديدگاه، يادگيري پديدهاي پيچيده‌اي است که در ذهن يادگيرنده به وقوع مي‌پيوندد و در تمامي موقعيتها و به طرق مختلف رخ مي‌دهد. در نظریههای جدید یادگیری بر کاربرد عملی و انتقال آموخته‌ها به محيطها و شرايط واقعي زندگي تأکيد مي‌نمايند. لذا زمينه اجتماعي يادگيري، مهارتهاي عاطفي و فراشناختي و مهارتهاي سطح بالاي شناختي تأکيد مي‌نمايند. همچنین در این نظریهها بر فعالیتها چالشی یادگیرندگان تاکید میشود. بر اساس این مبناها رویکرد ارزشیابی سنتی یعنی ارزشیابی از نتایج یادگیری با تاکید بر آزمونهای مداد کاغذی آنچنان مطلوب این نظریه نیست(حسنی،1388).
از دیدگاه این نظریه، ارزشيابيهايي که عمدتاً براي ارزشيابي از نتايج يادگيري و با هدف انتخاب و ارتقاء دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد، ارزشيابيای نيست که بتواند از يادگيري دانش‌آموزان حمايت نمايد و به بهبود جريان ياددهي و یادگیری منجر شود. عمده دليل اين مدعا اين است که اين ارزشیابیها عمدتاً زماني صورت می گیرد که فعاليت آموزشي به پايان رسيده است و لذا تأثيري دربهبود یادگیری دانش‌آموزان ندارد. به طور کلی می توان گفت که در رویکرد سنتی ارتباط وثیق و مستحکمی بین فرآیند یاددهی یادگیری و ارزشیابی وجود نداشت. در حالی که یادگیری هدفمند در ذات خود این تمایز را بر نمی تابد(حسنی،1388).
بر اين اساس ارزشيابي زماني مي‌تواند نتايج مطلوب بر يادگيري دانش‌آموزان داشته باشد که صرفاً براي رتبه‌بندي دانش‌آموزان و نمره دادن به کار گرفته نشود و معلمان ومديران آن را به عنوان مقوله تلفيقيافته با فرآيند ياددهي – يادگيري تلقي نمايند. در اين صورت ارزشيابي تجربه‌اي نيست که در يک مرحله زماني( در پایان دوره یادگیری) رخ مي‌دهد. بلکه فعاليت مستمري است که توسط معلم و دانش‌آموز در جهت بهبود يادگيري انجام مي‌گيرد. این ارزشیابی را می توان “ارزشيابي در خدمت يادگيري” یا ” ارزشیابی برای یادگیری” نام نهاد(حسنی،1388).
بلک(2004) ارزشيابي براي يادگيري را اين گونه توصيف مي‌کند: «آن گونه ارزشيابي که در بدو امر براي بهبود يادگيري دانش‌آموزان طراحي و عمل مي‌شود. به این صورت که پیوسته و در جریان یادگیری اطلاعات مفيدي براي معلمان و دانش‌آموزان به عنوان بازخورد فراهم مي‌آورد که موجب بهبود فرآيند ياددهي و يادگيري شود. به سخن ديگر براي انطباق هرچه بيشتر فرایند ياددهي با نيازهاي يادگيري دانش‌آموزان از شواهد به دست آمده استفاده مي‌نمايد.
اين تعبير از ارزشيابي تحصیلی ، دگرگوني اساسي در نقش معلم به دنبال خواهد داشت. بدين گونه که معلم ديگر کسي نيست که صرفاً در پايان مسير يادگيري اقدام به رتبه‌بندي دانش‌آموزان نماید و ميزان موفقيت يا شکست آن-ها را اعلام نمايد. بلکه کسي است که پاي به پاي دانش‌آموزان در سفر يادگيري حرکت مي‌کند و با آنها مي‌نشيند و برمي‌خيزد و لذا بهتر، بیشتر و مؤثرتر، دانش آموزان را در اصلاح و بهبود يادگيري کمک مي‌نمايد.
اگر ارزشیابی را از فرآیند یاددهی و یادگیری جدا نماییم نتیجه خوشایندی در پی نخواهد داشت.به سخن دیگر وجهی از جریان سه وجهی فرآیند یاددهی – ارزشیابی – یادگیری ناقص خواهد بود و لذا نتیجه مناسبی در پی نخواهد داشت(حسنی،1388).
ويژگيهاي رويکرد “ارزشيابي در خدمت يادگيري”:
1- يادگيرنده محور: اين نوع ارزشيابي اطلاعاتي را فراهم مي‌سازد که معلم و دانش آموز را جهت اصلاح و بهبود يادگيري ياري مي‌رساند. لذا يادگيرنده، محور فعاليتهاي ارزشيابي تحصیلی است.
2- تحت هدايت معلم: معلم در اين شيوه ارزشيابي تا حدود زيادي استقلال عمل دارد وتلاش مي‌نمايد صادقانه جريان ارزشيابي در کلاس را به پيش مي‌برد. اين ويژگي تأکيدي بر نقش تسهيل‌گري معلم در جريان يادگيري است.
3- مشارکت دانش‌آموز با معلم: اين نوع ارزشيابي تحصیلی نيازمند همکاري و مساعدت دانش‌آموزان است. لذا ارزشيابي تبديل به فرآيند مشارکت معلم و شاگرد در بهبود يادگيري خواهد شد. بنابراين برخلاف رويکرد سنتي که معلم محور ارزشيابي است، در این رویکرد معلم تنها فرد ارزشياب نيست. این تصور نمي‌رود که تنها معلم در اين مورد توانايي دارد، بلکه استعداد و توانايي دانش‌آموزان در زمينه ارزشيابي (خودسنجي و همسال سنجي) قابل توجه است.
4- تکويني: به اين معني است که ارزشيابي نه براي نمره دادن يا رتبه دادن بلکه براي بهبود کيفيت يادگيري است يا به عبارت ديگر موجب رشد يادگيري دانش‌آموزان مي‌شود و به آنها کمک مي‌نمايد تا بهتر و راحت‌تر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رفتارگرایی، شناخت گرایی، اجرای برنامه، رویکرد شناختی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ارزشیابی توصیفی، آموزش و پرورش، آموزش عمومی، نظام ارزشی