پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، علم اقتصاد، آموزش علوم

دانلود پایان نامه ارشد

حال و توبه و انابه است: « وَ ارْزُقْنِي … الاجْتِهَادَ وَ الْقُوَّةَ وَ النَّشَاطَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَة، (خدايا) و روزيم کن … کوشش و نيرو و نشاط و انابه و توبه» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 743). دنيا محلّ تقرّب و شوق و رغبت است؛ دنيا سراي خوف و تضرّع و فروتني و رقّت قلب است. نيّت پاک، زبان صدق و حقيقت، بيم و اميد به پروردگار، توکّل و اعتماد، پرهيزگاري از حرام، سعي و کوشش مقبول، عمل بالا رونده و دعاي مستجاب که از پروردگار در سراي دنيا درخواست مي شود، کجا مي تواند عيان گرديده و و به استجابت برسد؟ «وَ ارْزُقْنِي … الْقُرْبَةَ وَ الْخَيْرَ الْمَقْبُولَ وَ الرَّغْبَةَ وَ الرَّهْبَةَ وَ التَّضَرُّعَ وَ الْخُشُوعَ وَ الرِّقَّةَ وَ النِّيَّةَ الصَّادِقَةَ وَ صِدْقَ اللِّسَانِ وَ الْوَجَلَ مِنْكَ وَ الرَّجَاءَ لَكَ وَ التَّوَكُّلَ عَلَيْكَ وَ الثِّقَةَ بِكَ وَ الْوَرَعَ عَنْ مَحَارِمِكَ مَعَ صَالِحِ الْقَوْلِ وَ مَقْبُولِ السَّعْيِ وَ مَرْفُوعِ الْعَمَلِ وَ مُسْتَجَابِ الدَّعْوَة، و روزيم کن … تقرّب به خودت و کار خير پذيرفته و ترس و زاري و شوق و فروتني و دل نازکي و نيّت راست و راستگويي زبان و بيم از خودت و اميد و توکّل بر خودت و اعتماد به تو و پرهيزگاري از حرامهاي تو با گفتار شايسته و کوشش پذيرفته و عمل بالا رفته و دعاي مستجاب شده» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 744).
دنيا، کلاس درس انسانهاست که مربّي و پروردگار بشر، آن را به تمامي امکانات مورد نياز، تجهيز فرموده و از هر چيزي که انسان در جهت تربيت لازم دارد، لبريز فرموده است. مدرسهاي که تمامي انسان ها از ابتداي خلقت تا انتها بايد در آن درس بخوانند، تربيت گردند، امتحان شوند و هر کس به اندازة تلاش، ظرفيت و اطاعت از فرامين الهي رتبه و ارزش بگيرد تا در سراي ديگر، اعمال خود را دريابد و باطن خود و کردارهاي خود را به عينه لمس نمايد.
خداوند انسان را امر به تدبّر در دنيا مي کند تا در نهايت، انسان با گذشتن از آثار، خداوند را پيدا کند: « إِلَهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الْآثَارِ فَأَرْجِعْنِي إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الْأَنْوَارِ وَ هِدَايَةِ الاسْتِبْصَارِ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْهَا كَمَا دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْهَا مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهَا وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الاعْتِمَادِ عَلَيْهَا، خدايا فرمان دادي که به آثار تو رجوع کنم، پس بازم گردان به سوي خود (پس از مراجعه به آثار) به پوششي از انوار و راهنمايي و از بينش جويي، تا بازگردم بسويت پس از ديدن آثار، هم چنانکه آمدم به سويت از آنها که نهادم از نظر به آنها مصون مانده و همّتم را از اعتماد بدانها برداشته باشم» (دعاي عرفه، ص 880).
هستي و جهان آفرينش همه انگشت اشاره به سمت معرفت آفريدگار خود را دارند: «و تويي که شناساندي خود را به من در هر چيز و من تو را آشکار در هر چيز ديدم و تويي آشکار بر هر چيز، اي که به وسيلة مقام رحمانيّت خود (بر همه چيز) احاطه کردي… اي که تجلّي کردي به کمال زيبايي و نورانيّت و پا بر جا شد عظمتش از استواري. چگونه پنهان شوي با اين که تو آشکاري يا چگونه غايب شوي که تو نگهبان و حاضري» (عرفه، ص 883).
در دعاي جوشن کبير، بين جهان آفرينش و پروردگار اينگونه رابطه ايجاد مي گردد: «اي که در آسمان آثار عظمتش هويداست، اي که در زمين نشانه هايش آشکار است، اي که در هر چيز برهانهاي او موجود است، اي که در دريا آثار شگفتانگيز دارد، اي که در کوههاست گنجينه هايش، اي که خلق را پديد آورد سپس بازگرداند، اي که به سويش همة امورات بازگردد، اي که در هر چيز لطف و مهرش را آشکار ساخته، اي که خلقت هر چيز را نيکو ساخته، اي که تصرّف کرده در همة خلايق قدرت او» (فراز 59، ص 152).
جز در سراي دنيا، چگونه انسان عاشق مي تواند با محبوب دلنواز خود عشقبازي کند؟ جز در دنيا چگونه انسان محبّ، مجال اثبات محبّت خود به معبود را ميتواند بيابد؟ جز در جهان آفرينش، انسان چگونه ميتواند با ديدن نشانه هاي علم و قدرت محبوب، به شناخت او نائل آيد و با شناختن او، محبّ او گردد؟ «منزه است خدايي که به وجود آورد ابرهاي سنگين را و تسبيح گويد رعد به حمد او و فرشتگان از بيم او و بفرستد صاعقهها را و دچار سازد بدان هر که را خواهد و بادها را نويدي از پيشاپيش رحمت خود فرستد و آب باران را از آسمان به وسيلة امر خود فرو فرستد و گياه را به قدرت کاملة خويش بروياند و برگ درختان را به علم خود فرو ريزد» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 752).
بندة عاشق، حضرت علي عليه السلام، شگفتيهاي خلقت را در دعاي صباح اينگونه به تصوير ميکشد: «منزّهي تو خدايا و حمد تو را گويم، کيست که قدر تو را بشناسد و از تو نترسد و کيست که بداند تو کيستي و از تو نهراسد، تو با قدرت خويش جداها را با هم جمع کردي و به لطف خويش سپيده دم را شکافتي و به کرم خود تاريکيهاي شديد شب را روشن کردي و روان کردي آبهاي شيرين و شور را از دل سنگهاي سخت و محکم و فروريختي از ابرهاي فشرده آبي ريزان و فراوان، و قرار دادي خورشيد و ماه را براي مردمان چراغي فروزان، بدون آن که در آنچه بدان آغاز کردي (آفرينش) دچار خستگي و تعب گردي يا به چارهجويي محتاج شوي» (ص 97) و با ديدن آثار قدرت و علم خدا، به وجود او و صفات او پي برده و در جهت تربيت گام بر مي دارد؛ تواضع و شکر، بيم و اميد در او شکوفا مي شود و خاضعانه از درگاه دوست، عرض حاجت مي نمايد.
آموزه هاي تربيتي
با توجه به مطالبي که دربارة دنيا، اين آفريده و نعمت خدا بيان گرديد، مي توان گفت که انسان، نه تنها خودش بايد نسبت به دنيا معرفت داشته باشد و آن را از نعمتهاي الهي و محلّ تربيت يافتن خود بداند، بلکه بايد ديگر انسان ها را نيز به آن آگاه نمايد. وي بايد نهايت استفاده را در جهت کسب رضايت پروردگار از دنيا و مواهب آن بنمايد.
بايد به شاگرد آموخت که قدرشناس اين نعمت خداوند باشد و قدرشناسي، در استفادة صحيح از دنياست و اينکه انسان هدف و مقصود را دنيا قرار ندهد و آن را محلّ گذري براي رسيدن به آخرت بداند. آموزش صرفه جويي در وقت و امکانات و عمر مي تواند در اين امر مفيد واقع شود. عدم اسراف و زيادهروي را بايد به همة مواهب دنيايي گسترش داد. از عمر، جواني، وقت، تندرستي، مال، امکانات طبيعي ـ معادن، درختان، آب ، هوا و … ـ بايد به نحو احسن بهرهگيري نموده و به هيچ وجه نبايد آنها را به هدر داد. کفران نعمت و بهرهگيري از دنيا در جهتي غير الهي باعث از دست رفتن آن و حسرت زدگي در آخرت خواهد شد.
اهمّيت کار و تلاش و برنامهريزي براي بدست آوردن امکانات، نگهداري و استفاده از آنها در جهت مفيد، بايد مورد توجّه قرار گرفته و به قول امام علي عليه السّلام که ميفرمايند: «براي دنيايت آن چنان عمل کن که گويي در اين دنيا براي ابد زندگي خواهي کرد و براي آخرتت آن چنان عمل کن که گويي فردا خواهي مرد» (جعفري، 1376الف، ص 62)، بايد براي دنيا نهايت تلاش را مبذول داشت و «با کمال صراحت مي گوئيم کار و کوشش و تلاش و فداکاري براي آماده کردن دنيايي که گذرگاهي براي ابديّت است، کوشش براي دنيا به معناي اصطلاحي آن نيست، بلکه تلاش براي آخرتست» (همان، ص 63) و براي اينکه بتوان بهترين بهرهها را از دنيا گرفت بايد استقامت و صبر و شکيبايي را در عين نگاه به هدف والاي آفرينش ـ عبوديت ـ مدّ نظر قرار داد: «سستي و ترديد و تلوّن و امروز و فردا کردن و نظم و انضباط کار را از دست دادن، ضدّ استقامت در کار است. هيچ انسان تکاپوگر هدفدار در اين زندگاني بدون استقامت، راه به مقصد نبرده است و هيچ کار با اهمّيتي در اين دنيا بدون زحمت و تلاش و بدون گذر از سنگلاخ ها (و بدون صبر و شکيبايي) به نتيجة مطلوب نمي رسد» (جعفري، 1376ب، ص 165) : «و دور کن از من … چُرت و بي حالي و خستگي و سستي (را)» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 743). پس معلّم نيز در کلاس درس بايد شاگردان را ترغيب به تلاش نموده و از کسالت و تنبلي دور نمايد. سختيهاي تعليم و تربيت را به آنها بچشاند و با تبيين هدف براي آنها، تحمل سختي ها و تلاشها را براي آنها لذّتبخش نمايد. تربيت شاگردان سختکوش و ساعي در درس و در همة جوانب زندگي، از مهمترين وظايف معلّمين اسلامي به شمار مي رود که بايد با تشويق و ترغيب، اعطاي پاداش، ارائة نتايج کار دانشآموز به وي، تمرين سختکوشي و ساير روشهاي آموزشي به اين مهم دست يافت.
معلّم بايد شاگرد را به تعمّق و تدبّر در حوادث و پيشامدهاي دنيا ترغيب کند تا با يافتن دلائل و علل و عوامل آن، موجب درس گرفتن و عبرتآموزي از دنيا گردد. درس گرفتن از وقايع تاريخي و طبيعي در زندگي دانشآموز باعث ارتقاي سطح دانايي و بينش او گرديده و گنجينة تجربيّات و دانستههاي او غنيتر خواهد شد و در حوادث مشابه، از عبرتها استفاده خواهد کرد. در دنيا سنّت هاي الهي و قوانين ثابتي در جريان است که با يافتن آنها ـ چه در زندگي انسان ها و چه در آزمايشگاه ها در مدرسه ـ و تعميم آنها به بقيه موارد مشابه، مي توان بر علم خود افزود و در پيشرفت مادي و معنوي موفّقيّت بيشتري کسب نمود.
تسلّط يافتن بر قوانين هستي و استفاده از امکانات طبيعي و مادي دنيا، لزوم آموزش علوم اعم از فيزيک، شيمي، رياضي، زيست شناسي و … را به اثبات ميرساند و براي استفاده از نيروهاي انساني علومي نظير روانشناسي، جامعه شناسي، تاريخ، مردم شناسي، علوم اجتماعي لازم به نظر ميرسد. استفادة صحيح از اموال، علم اقتصاد را نياز دارد و انسان براي قدرشناسي از امکانات هستي لازم است بر کلية علوم اشرافيّت يابد. پس در آموزش و پرورش رسمي بايد شرايطي فراهم آيد تا هر شاگرد بر طبق علايق، استعدادها و نيازهاي فرد و جامعه بتواند در رشتهاي که مي تواند به تحصيل پرداخته و فردي کارآمد و سختکوش در زمينة علمي خود بار آيد. البتّه جامعه نيز بايد زمينههاي جذب و استفاده از نيروي کارآمد را فراهم آورد که بحث در اين باره، مجال ديگري مي طلبد.
دنيا، کلاس درسي است که خداوند متعال آن را با همة ابزارها و امکانات آموزشي غني کرده است. پس کلاس درس در آموزش و پرورش رسمي نيز بايد مجهّز به همة امکاناتي شود که شاگرد در امر تعليم و تربيت نيازمند به آنهاست و مسئولين آموزش و پرورش بايد امکانات مناسب جهت اين امر در اختيار معلّم و شاگرد قرار دهند.
گردش در طبيعت و ديدن آثار پروردگار، باعث مي شود که شاگردان ا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان نهج البلاغه، حکمت خداوند Next Entries منابع پایان نامه درمورد پراکنش جمعیت، تحلیل اطلاعات، تحلیل چند متغیره، چند متغیره