پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، نهج البلاغه، آموزش علوم، عدل و داد

دانلود پایان نامه ارشد

توجه اسلام به «جماعت و اجتماع» انسانها نيز از دلايل محکم توجه به اين صفت در اسلام است.
انسان ها بايد ضعف خود و ديگر انسانها را درک نموده و از هر کس به اندازة طاقت او انتظار داشته باشند: « وَ لا تُحَمِّلْنِي مَا لا طَاقَةَ لِي بِهِ يَا مَوْلاي‏، و باري بر دوشم ننهي که طاقتش را ندارم اي سرور من» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 765). با درک صفت ضعف در انسان ها، آنها يکديگر را تحت فشارهاي طاقت فرسا قرار نخواهند داد و انتظارات خود را متعادل خواهند نمود: « وَ جَنِّبْنَا عُسْرَكَ وَ أَنِلْنَا يُسْرَك‏، (خدايا) از دشواريت ما را برکنار دار و به دستورات آسانت برسانمان» (اعمال مخصوص شبها يا روزهاي معين ماه رمضان، ص 771). انسان با درک صفت ضعف در خود، از رذيلة غرور و تکبّر به دور خواهد بود، هيچ گاه به ديگران ظلم نخواهد کرد و سعي در ايجاد ارتباط با قدرت مطلق خواهد نمود.
در آموزش و پرورش رسمي، معلّم بايد به ضعف دانشآموزان ترحّم نموده و تکاليف درسي را طبق تواناييهاي آنها تنظيم نموده و با آموزش علوم، زمينههاي دستيابي به کشفها و اختراعات جديد را فراهم آورد تا ضعف انسان به صورت نسبي، به قدرت مبدّل شود.
معلّم بايد با تبيين ضعف انسان در مقابل قدرت پروردگار، تواضع در برابر قدرت نامتناهي را به شاگردان القا نمايد و به ايشان بياموزد که ضعف انسان، تنها بوسيلة اتّصال به قدرت مطلق، به توانايي مبدّل خواهد شد. « اللَّهُمَّ … وَ اقْسِمْ لِي‏… قُوَّةً تَرُدُّ بِهَا عَنِّي كُلَّ ضَعْف‏، خدايا … نيرويي به من ده که هر گونه سستي را از من بازگرداند» (اعمال مخصوص شب بيست و يکم رمضان، ص 789).
ضعف بدن انسان، اهميت تربيت بدني را متذکر مي سازد که لازم است در آموزش و پرورش رسمي، به تقويت بنية جسمي دانش آموزان و تغذية آنها توجه کافي مبذول گردد. ورزش در مدرسه و ارائة مواد خوراکي غني در مدارس مي تواند در اين امر مثمر ثمر واقع گردد.
انسان به دليل وجود صفت ضعف، بيشتر از تنبيه، به تشويق نيازمند است؛ چرا که براي استفاده از امکانات وجودي خود، تشويق او را بيش از پيش توانمند نموده و در مسير موفّقيت ياري خواهد کرد. امام سجّاد عليه السلام از خداوند تشويق و پاداش طلب مي کنند: « وَ لا تَحْرِمْنِي ثَوَابَكَ فَإِنَّكَ الْعَارِفُ بِفَقْرِي‏، از پاداش نيکت محرومم مساز که تو به نداري من آشنايي» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 732) و از او مي خواهند که بنده اش را تنبيه ننمايد: « وَ لا تُؤَاخِذْنِي بِأَسْوَإِ عَمَلِي‏، و مرا به بدترين عملم مؤاخذه مکن» (همان، ص 719). البته تنبيه نيز بايد در مواقع لزوم، با توجّه به ضعف و ناتواني و حساسيت فوق العادة انسان انجام شود و از حد تجاوز ننمايد. توجّه به ضعف شاگرد باعث مي شود که معلّم نسبت به او رحمت بيشتري نشان داده و او را در جهت تقويت خود، ياري رساند. مشورت، انجام ورزشهاي گروهي و فعّاليتهاي جمعي باعث ميگردد که شاگردان به ضرورت استفاده از توانايي ديگران براي قدرتمندتر شدن خود واقف گرديده و به وحدت و انسجام با همنوعان علاقمند گردند.
معلّم مي بايست در برنامهريزيهاي درسي خود، ضعف شاگردان را لحاظ نموده و براي رفع خستگي و تجديد قواي شاگردان نيز برنامههايي داشته باشد. چرا که جسم و فکر انسان ضعيف است و تا حدّي خاص گنجايش و توانايي دارد و در صورت انجام تکاليف خارج از توانايي، خسته گرديده و گاهي ضربات غيرقابل جبران به او وارد خواهد شد، بنابراين وجود ساعاتي براي تفريح و تجديد قوا ضروري به نظر مي رسد.
«به فضل بين و کـرم بر من ضعيف خدا را که من نه در خور ميزان عدل و داد تو باشم» (ديوان نشاط اصفهاني، به نقل از درج 3)

فصل چهارم
مبانی دنيا شناسی در مفاتيح و آموزه های تربيتی آن

مقدّمه
قرشي (1371الف) در کتاب قاموس قرآن دنيا را مؤنث ادني مي داند که از دنوّ به معناي نزديکتر است و وي معتقد است که زندگي دنيا را به اين جهت دنيا ميگويند که نسبت به آخرت به ما نزديکتر است. وي به نقل از جوهري در صحاح دنيا را نقيض آخرت مي داند. عميد (1376) معناي دنيا را زندگي حاضر و جهاني که در آن هستيم معرفي مي کند و کره زمين، جهان و گيتي را نيز از معاني دنيا آورده است. معين (1386) در معني دنيا مي نويسد: «جهاني که در آن هستيم، عالم مادي، عالم حاضر، مقابل آخرت، عقبي. کره زمين … » (ص1251).
دنيا، يک بازه زماني و مکاني است که بدليل آنکه وجود انساني علاوه بر روح، از جسم نيز تشکيل يافته است و براي تربيت جسماني به حيات مادي نيازمند است، ملزم به طي مراحل رشد خويش در بستر دنياست. «جسم از عالم دنيا و شهادت است و روح از عالم غيب و آخرت. هر انساني براي رسيدن به کمال، نياز به تربيت جسم و روح خود داشته و تمام اديان الهي و قوانين شرع مقدس همين هدف تربيت انسان را تعقيب ميکنند و تلاش آنها براي رسيدن به اين هدف و مقصد ارزشمند است. پس هر کس همّت و تلاش خود را تنها معطوف به اصلاح بدن نمايد در واقع از حقيقت انسانيت خارج شده، همچنان که اگر کسي تمام تلاش خود را مصروف آخرت کرده و به اصلاح بدن خود توجه نکند نيز به کمال خود نمي رسد» ( عابدي، 1380، ص 193-192).
هنگامي که بحث در مورد مفهوم دنيا به ميان مي آيد، بيشترين معنايي که به افکار متبادر مي شود اين است که دنيا چيزي مطرود و مذموم است که انسان براي آنکه به اعلي درجه سعادت و کاميابي برسد، بايد تا حد امکان از آن دوري نمايد. در کتاب شريف مفاتيح مکرر در مورد «دنيا» مطالبي جهت ارتقاي سطح شناخت خواننده بيان گرديده است. بررسي دنيا در اين کتاب نشان مي دهد که دنيا به ذات خود، نکوهيده نمي باشد و «در منطق اسلام عزيز، به خودي خود نه خوب است و نه بد، نه سزاوار مدح است، نه مستحق نکوهش» (جباران، 1378، ص303). آفريده اي است که در آن هم خير و نيکي نهفته است و هم درد و محنت: «دنيا سرايي است پر از درد و رنج» (جعفري و همکاران، 1360، ص288)، «خانهاي در دنيا نيست که سرور و شادماني در آن وارد شود مگر اينکه دنبال آن سرور، غم و غصه وارد آن خانه شود» (رضايي،1377، ج1،ص67) و به قول سعدي شيرازي «گنج و مار و گل و خار و غم و شادي به همند» (ديوان اشعار، به نقل از درج 3).
«دنيـــا بمثل چو کـــوزۀ زرّيـــنست گه آب دَرو تلخ و گهي شيرين است»
(ديوان اشعار ابو سعيد ابوالخير، به نقل از درج3)
دنيا آميزهاي از سختي ها و آساني هاست. امام علي عليه السلام در حکمت 396 نهج البلاغه مي فرمايند: « «الدّهر يومان يوم لک و يوم عليک» دنيا دو روز است روزي به خير تو و روزي بر عليه تو. مراد از يوم وقت و زمان است» (قرشي، 1371هـ ، ص 280).
دنيا وسيلهاي است به جهت استفاده انسان در راستاي نيل به هدف هستي. آنچه که دنيا را پسنديده يا نکوهيده مي گرداند رابطه آن با اختيار انسان در جهت هدف آفرينش اوست. بدين معنا که انسان مي تواند با استفاده از اختيار خويش، دنيا را اسبابي براي رسيدن به آخرت قرار دهد و از مواهب و مزاياي آن براي رشد و بالندگي و نشاط روح و جسم خود، در راستاي فرمان پروردگار استفاده نمايد و در دنيا و زندگي مادي خود همراه و همگام با انسانهاي کامل به سمت سعادت حقيقي گام بر دارد: « يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِي مَعَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة ، اي که نيست معبودي جز تو، بحق کلمة «لا اله الا انت» درود بفرست بر محمد و آل محمد و مرا در دنيا و آخرت با ايشان قرار ده» (اعمال مشترک روزهاي ماه رمضان، ص 749)؛ که در اين صورت دنياي ممدوح و پسنديده را رقم خواهد زد و همچنين انسان ميتواند زيبائيها و امکانات دنيا را که جلوه داده شدهاند را هدف بشمارد، به آن دلبسته و وابسته گشته، از غايت حقيقي خود که همانا رسيدن به قرب الهي است غافل شده و حبّ شديد او نسبت به دنيا باعث زير پانهادن فرامين الهي گردد. در اين گمراهي است که با کسب دنيا به خاطر خودِ دنيا، انسان با ارادۀ خودش، اين نعمت الهي را کفران کرده و به دنياي مذموم و نکوهيده مبدل خواهد ساخت و در راستاي آن آخرت او نيز تباه خواهد گشت.
پس لازم است که انسان حقيقت دنيا و خصوصيات آن را به خوبي بشناسد و براي مواجهه با آن با بصيرت عمل کند. هر کس حقيقت دنيا را نشناخت و به عنوان مزرعهاي براي آخرت به آن ننگريست، محبّت دنيا، بصيرت را از او خواهد گرفت و در دنيا کوردل خواهد شد و کسي که در دنيا کوردل شد، در آخرت نيز کور خواهد بود. «الدُّنيا مزرعةُ الآخِرة، دنيا کشتزار آخرت است… اعمال آدمي به شکل تخم ها در آن کاشته مي شود و روئيدن و بار دادن در آخرت است» (قرشي، 1371الف، ص 116)؛ «و آنکه در دنيا از ديدن آيات حق کور است در آخرت نيز کور مي باشد» (قرشي، 1371هـ ، ص 274).
«مقصود از دنيا جهان آفرينش با همة اجزا و پديده هايش» (علي اکبريان، 1387، ص12) ميباشد و به عبارتي هر امکانات مادي که در بازة زماني تولد تا مرگ در اختيار انسان قرار گرفته باشد «دنيا» ناميده مي شود. هر کس اين دنيا را از دست بدهد، در زمره سعادتمندان نمي تواند باشد: «خيركم من لم يترك آخرته لدنياه و لا دنياه لآخرته 54 و لم يكن كلّا على النّاس. بهترين شما كسي است كه آخرت خود را براي دنيايش ترك نكند و دنياي خود را براي آخرتش رها نسازد و سربار مردم نباشد» (پاينده، 1385، ص17).
دنيا خصوصياتي ذاتي نظير زودگذر و محل سختيها بودن را داراست، و ويژگيهايي نظير فريبکار بودنِ آن را در مواجهه با اختيار انسانها مي توان به آن نسبت داد. پند دهنده بودن و راستگويي آن نيز در ساية نعمت بودن دنياست. شناخت ويژگيهاي دنيا، انسان را در استفاده صحيح از دنيا در جهت سير تکاملي او ياري مي رساند.

دنيا، آفريدۀ خداست.
دنيا از آنِ خدا و آفريدۀ اوست: «يَا مَنْ لَهُ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى … يَا مَنْ لَهُ الْهَوَاءُ وَ الْفَضَاءُ يَا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَ الثَّرَى يَا مَنْ لَهُ السَّمَاوَاتُ الْعُلَى، اي که از آن اوست دنيا و آخرت … اي که از آن اوست هوا و فضا، اي که از آن اوست عرش و فرش، اي که از آن اوست آسمانهاي بلند» (جوشن کبير، ص151).‏
امام حسين عليه السلام در دعاي عرفه مسيري را که انسان در طي کردن دنياي خود مي پيمايد تشريح کرده اند: «خدايا من به سوي تو اشتياق دارم و به پروردگاري تو گواهي دهم، اقرار دارم به اين که تو پروردگار مني و به سوي توست بازگشت من، آغاز کردي وجود مرا به رحمت خود پيش از آن که باشم چيز قابل ذکري، و مرا از خاک آفريدي، آن گاه در ميان صلبها جايم دادي و ايمنم ساختي از حوادث زمانه و تغييرات روزگار و سالها وهمچنان همواره از صلبي به رحمي کوچ کردم در ايام قديم و گذشته و قرنهاي پيشين و از روي مهر و رأفتي که به من داشتي و احسانت نسبت به من مرا به جهان نياوردي در دوران حکومت پيشوايان کفر آنان که پيمان تو را شکستند و فرستادگانت را تکذيب کردند، ولي در زماني مرا به دنيا آوردي که پيش از آن در علمت گذشته بود از هدايتي که اسبابش را برايم مهيا فرمودي و در آن مرا نشو و نما دادي، و پيش از اين نيز به من مهر ورزيدي به وسيله رفتار نيکويت و نعمتهاي شايانت که پديد آوردي خلقتم را از مني ريخته شده و جايم دادي در سه پرده تاريکي (مشيمه و رحم و شکم) ميان گوشت و خون و پوست، و گواهم نساختي در خلقتم، و واگذار نکردي به من چيزي از کار خودم را، سپس بيرونم آوردي بدانچه در علمت گذشته بود از هدايتم به سوي دنيا خلقتي تمام و درست، و در حال طفوليت و خردسالي در گهواره محافظتم کردي و روزيم دادي از غذاها شيري گوارا، و دل پرستاران را بر من مهربان کردي و عهدهدار پرستاريم کردي مادران مهربان را، و از آسيب جنيان نگهداريم کردي، و از زيادي و نقصان سالمم داشتي، پس برتري تو اي مهربان و اي بخشاينده تا آنگاه که لب به سخن گشودم و تمام کردي بر من نعمتهاي شايانت را و پرورشم دادي هر ساله زيادتر از سال پيش تا آنگاه که خلقتم کامل شد و تاب و توانم به حدّ اعتدال رسيد، واجب کردي بر من حجّت خود را بدين ترتيب که معرفت خود را به من

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امر به معروف، سلامت روان، حقوق انسان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نهج البلاغه، حکمت خداوند