پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

هَكَذَا وَ لا هَكَذَا غَيْرُه‏، اي که نهان است در عين آشکاريش و اي که آشکار است در عين نهانيش، و اي نهاني که در خفا نيستي، و اي آشکاري که ديده نشوي، اي که توصيف کنند ولي هيچ وصفي به کُنه ذات تو نرسد و هيچ حدّي محدودت نکند، و اي که پيدا نيستي ولي گم نشده اي و اي که حاضري ولي مشهود نشوي، تو را طلب کنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالي نيست آسمان ها و زمين و مابين آن دو يک چشم بر هم زدن، به چگونگي در نيايي و به جايي و سويي اندر نشوي، تويي روشني نور، و پروردگار همة پروردگاران، به تمام امور احاطه داري، منزه خدايي که نيست مانندش چيزي و اوست شنواي بينا، منزه است آن که او چنين است و جز او ديگري چنين نخواهد بود» (ص 794).
در اين فصل از پژوهش، صفات رحمت، حکمت، پرده پوشي و هدايت، از صفات پروردگار انتخاب گرديده اند که پس از توضيح دربارة هر کدام از ويژگيها، آموزه هاي تربيتي مربوط به هر کدام از آنها، استخراج خواهد گرديد و در آموزش و پرورش رسمي و غيررسمي، هر آنچه ارتباط بين معلّم و شاگرد و موضوع درسي ايجاد مي نمايد مورد بحث قرار خواهد گرفت و دربارة معلّم، شاگرد و متن آموزشي مطالب مربوطه تحليل و نگاشته خواهد شد.

خداوند، مهربان است.
قرشي (1371ب) در قاموس قرآن رحمت را به معناي مهرباني معرفي مي کند و به نقل از راغب مي گويد: «رحمت، مهرباني و رقّتي است که مقتضي احسان است نسبت به شخص مرحوم. گاهي فقط در مهرباني و گاهي فقط در احسان به کار مي رود مثل: رحم الله فلانا. و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب، لذاست که روايت شده: رحمت از خدا انعام و تفضّل و از آدميان رقّت قلب و عاطفه است» (ص70-69): « و الرَّحْمَةُ رقّة تقتضي الإحسان إلى الْمَرْحُومِ، و قد تستعمل تارة في الرّقّة المجرّدة، و تارة في الإحسان المجرّد عن الرّقّة، نحو: رَحِمَ اللّه فلانا. و إذا وصف به الباري فليس يراد به إلّا الإحسان المجرّد دون الرّقّة، و على هذا روي أنّ الرَّحْمَةَ من اللّه إنعام و إفضال، و من الآدميّين رقّة و تعطّف‏» (راغب اصفهاني، 1412ق، ص347).
در ادعيه و زيارات کتاب شريف مفاتيح «رحم» و مشتقات آن بسيار آورده شده است و اولين کلامي که در متن آنها مشاهده مي گردد « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم » است. رحمن و رحيم دلالت بر رحمت پروردگار دارند که هر دو از «ماده رحمت اشتقاق يافته اند» (تفسير الميزان، ج1، ص29). خداوند مهر و محبت را بر عهده گرفته و آن را بر خود فرض و واجب فرموده است: « وَ سُبْحَانَ مَنْ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَة، و منزّه است آن که به عهده گرفته بر خويش مهر و رحمت را» (اذن دخول، ص222)، « كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ، (خدا) بر خويش رحمت و بخشايش را فرض و لازم کرده» (انعام:12) و همه موجودات عالم را در ظلّ رحمت خويش قرار داده است: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء» (کفعمي، 1405ق، ص555) «خدايا من از تو مي خواهم بحقّ آن رحمتت که همه چيز را فرا گرفته» (دعاي کميل،ص99). امير مؤمنان علي عليه السلام در دعاي کميل به وسعت فراگيري رحمت خداوند اشاره مي فرمايند و در اين زمينه در قرآن کريم مي خوانيم: « وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء، و رحمت من همه موجودات را فرا گرفته» (اعراف:156)8 و فرشتگان به قول قرآن، خداوند را اينگونه خطاب مي نمايند که: «… رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما» (غافر:7)9. مهرباني پروردگار که در قالب بخشش و فيض رساني (تفسير الميزان، ج1) به هستي جلوه گر است، همه موجودات و ممکنات را احاطه نموده است و انسان که اشرف مخلوقات (مؤمنون: 14)10 است و با توجه به اين که «حبّ تعاطف و ترحّم و مودّت و معدلت در خميره ذات تمام عائله بشري هست» (خميني، 1378هـ ،ص240) و اين که «انسان را، خداي تعالي از حقيقت رحمت خود آفريده، و انسان صورت رحمت الهيه است» (همان)، انسان به نحو برتر خود را با رحمت پروردگار در پيوند مي بيند و با توجه به فقر ذاتي ، خود را به رحمت پروردگار نيازمند دانسته و نيازمندي به رحمت حق را اينگونه بيان مي نمايد: « ارْحَمْ عَبْدَكَ يَا اللَّه يَا اللَّه، به بنده ات رحم کن اي خدا، اي خدا» (نماز اميرالمؤمنين عليه السلام، ص1065) و « يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي، اي پروردگار من بر ناتواني بدنم رحم کن» (دعاي کميل، ص102)، «ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاء، ترحم فرما بر کسي که سرمايه اش اميد است» (همان،ص108). امام حسين عليه السّلام در روز عرفه خداوند را اينگونه مورد خطاب قرار مي دهند: « يَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِم، اي مهربانترين کسي که از او مهر خواهند» (ص876) و « يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين، اي مهربانترين مهربانان» (همان، ص877) و رحمت او را واسطه بين عبد و معبود قرار مي دهند. همچنين در ابتداي ادعيه و زيارات که با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم» آغاز مي گردند، به رحمت خدا توجه مي گردد و کثرت ذکر اين نامها به خاطر آن است که « دلبستگي بندگان به رحمت واسعه آن ذات مقدّس روز افزون شود، و دلبستگي به رحمت حق منشأ تربيت نفوس و نرم شدن قلوب قاسيه شود» (خميني، 1378هـ، ص234) و «در آغاز هر كار لازم است از صفتي استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جهان پرتوافكن است، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحراني نجات بخشيده است» (مکارم شيرازي، 1374الف،ص24). صفت رحمت پروردگار که به صورت «اعطا و افاضه» (تفسير الميزان ، ج1، ص29) به همه عالميان جلوهگر ميگردد، انسان را بر آن مي دارد که در سختترين شرايط زندگي خداي خويش را با صفت رحمتش بخواند، همانگونه که پيروان موسي در شرايط بحراني گفتند: « وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكافِرين، و ما (مؤمنان) را به رحمت و لطف خود از شر كافران نجات ده» (يونس:86)، و درد دل خود را به درگاه باريتعالي بياورد: « يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي» (کفعمي، بي تا، ص190) «اي معبود و پروردگار و آقا و مولاي من آيا براي کداميک از گرفتاريهايم به تو شکايت کنم و براي کداميک از آنها شيون و گريه کنم؟» (دعاي کميل، ص103). انسان جز در دامان مهر و محبت ربّ خويش، کجا مي تواند سر بگذارد، بگريد و دل خويش را با مهر او جلا بخشد و شادمان گردد؟ « قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا11، بگو كه بايد منحصراً به فضل و رحمت خدا شادمان شوند» (يونس:58). در کتاب شريف مفاتيح، ائمه عليهم السلام با عناوين متفاوتي پروردگار را به رحمت متّصف مي نمايند. «… أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَة، (اي) شايسته عفو و رحمت» (اعمال روز عيد فطر، ص 827)، « يَا رَحْمَانُ يَا فَاعِلَ الرَّحْمَة،12 اي بخشاينده اي مهرپيشه» (دعاي شب سي ام ماه رمضان، ص 805)، «قَرِيبُ الرَّحْمَةِ13 ، نزديک مهر» (اعمال مختص ماه شعبان، روز سوم ماه، ص 680) و « اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَ الْآلاءِ الْوَازِعَةِ وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَة، خدايا اي داراي عطاهاي فراوان و نعمت هاي بخش شده و رحمت گشاده» (اعمال مشترک ماه رجب، ص 626)، «يَا مُرْسِلَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَعَادِنِهَا ، اي فرستندة رحمت از معدن هاي آن»، (اعمال روز نيمة ماه رجب، ص 645)، « يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين، اي مهربانترين مهربانان» (زيارت امير مؤمنان، زيارت شب و روز مبعث، ص 316) نمونه اي از عناويني است که باريتعالي به آن خوانده مي شود. در اين کتاب شريف، ائمه عليهم السلام از خداوند رحمت او را طلب مي نمايند و اين به معني آن است که خداوند علاوه بر رحمت عامه اش که همة موجودات را فرا گرفته، رحمت خاص خود را نيز شامل آن ها گرداند، رحمتي که خداوند خاص مؤمنين قرار داده است و ايشان با ايجاد ظرفيت در وجود خويش به لطف پروردگار، شايستگي دريافت آن را يافته اند14 و در حقيقت «ايمان» را مطالبه مينمايند. «قرآن کريم طريقه رحمت و هدايت را براي جامعه بشر عموماً و براي اهل ايمان خصوصاً بيان فرموده در کريمه، « وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُون، رحمت من همة موجودات را فرا گرفته و البتّه براي آنان که راه تقوي پيش گيرند آن رحمت را مخصوص بر آن ها حتم و لازم خواهيم کرد» (اعراف: 156) در اصل آن ها خواستار ايمانند و رحمتي را طلب مي نمايند که هر کدام از انسان ها که «استعداد رحمت الهي را دارند از آن برخوردار مي شوند و معلوم است که منحصراً مؤمنان چنين استعدادي را دارند» (جعفري، بي تا، ص 17).
پس اولياي حق با طلب رحمت از خدا، از او مي خواهند که «توفيق دهندة ايشان در طاعت و عبادت و آمرزنده گناهان و معطي ثواب به آن ها در آخرت» (حسيني شاه عبدالعظيمي، 1363، ص 32) باشد و آن ها را شايسته اخذ رحمت مخصوص مؤمنين گرداند که رحمتي فناناپذير و بادوام است و آثار حقيقي آن در آخرت نمايان خواهد گرديد؛ توفيق فرمانبرداري از خدا به وسيلة رحمت اوست: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ ، و (يوسف) افزود: من نفس خود را از گرايش به بدي ها تبرئه نمي کنم، چرا که نفس آدمي بسيار به بدي فرمان مي دهد، مگر کسي را که پروردگار من بر او رحم کند، به راستي پروردگار من آمرزنده و مهربان است» (يوسف: 53) و آمرزش گناهان نيز به رحمت او انجام مي گردد: «فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ رَاحِمٍ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظَالِمٍ حُجَّتِي يَا اللَّهُ فِي جُرْأَتِي عَلَى مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيَانِي مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُكَ وَ عُدَّتِي فِي شِدَّتِي مَعَ قِلَّةِ حَيَائِي رَأْفَتُكَ وَ رَحْمَتُك، خدايا اگر (از گناهانم) بگذري بهترين مهرورزي و اگر عذاب کني ستم نکرده اي، دليل و بهانة من اي خدا در اين که دليري کنم در سؤال کردن از تو با اين که رفتارم خوشايند تو نيست همان جود و کرم توست و ذخيرة من در سختيم با بي شرمي من همان رأفت و مهرباني توست» (دعاي ابوحمزه ثمالي، ص 719)، « بَلْ كَيْفَ يَضِيقُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ مَا وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ فَوَ عِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي لَوْ نَهَرْتَنِي مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِك، بلکه چگونه ممکن است ميدان بر گنهکاران تنگ شود با آن رحمت وسيعت که ايشان را فرا گرفته، اي وسيع آمرزش، اي دو دستت به رحمت باز، سوگند به عزّتت اي آقاي من اگر چه برانيم من از در خانه ات بر نخيزم … » (همان، ص 722).
«کلمه «رحيم» بر نعمت دائمي، و رحمت ثابت و باقي او دلالت (مي) کند، رحمتي که تنها به مؤمنين افاضه مي کند، و در عالمي افاضه مي کند که فناناپذير است، و آن عالم آخرت است، هم چنان که خداي تعالي فرمود: «وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً » » (احزاب: 43)15 (تفسير الميزان ، ج 1، ص 30). «و نيز فرموده: إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحيم، به درستي که او به ايشان (رسول و مؤمنان) مشفق و مهربان است (توبه: 117). رحمت خاص مخصوص اهل ايمان است (اعراف: 56، بقره: 157 ـ 156 و بقره: 218)، «يَا مَنْ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاء، اي که مخصوص به رحمت خويش گرداند هر که را خواهد» (دعاي جوشن کبير، فراز 84، ص 158). و رحمت عام خداوند همه را در بر مي گيرد: «يَا مَنْ هُوَ عَلَى عِبَادِهِ رَحِيمٌ ، اي که بر بندگان خويش مهرباني» (همان، فراز 19، ص 143)، «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيم، همانا خدا دربارة بندگان بسيار رئوف و مهربان است» (بقره: 143 و حج: 65) و « اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ، او به بندگان خود رئوف است» (آل عمران: 30)، دلائلي بر رحمت عامّه پروردگار است.
امام حسين عليه السلام، که در دعاي عرفه مي فرمايند: « يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا، اي بخشايندة دنيا و آخرت و مهربان آن دو» (دعاي معروف عرفه، ص 873) رحمت خداوند را از دنيا تا آخرت و بر همگان گسترش مي دهند و دامنة آن را بسيار وسيع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان جهان اسلام، نهج البلاغه، نزول قرآن، دانشگاهها Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا ع