پایان نامه با کلید واژگان آسیای مرکزی، ساختار اجتماعی، باستان شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

به ترکی دشمن میگویند. موت عربی است که به معنی مرده و در جایی دیگر به معنای «برده»آمده است.بعدها یاوی موت تبدیل به یموت می شود. (معینی،187:1344)«یموت ها یکی از چندین گروه نسبی بزرگ هستند و با یکدیگر، ناحیه وسیعی را در بخش جنوب غربی آسیای مرکزی، شوروی سابق و نواحی مجاور ایران و افغانستان اشغال کرده اند. تمامی این گروه ها به یک زبان صحبت می کنند. اساسا دارای سنت فرهنگی مشابه و مشترکی هستند و به تئوری منشأ مشترک، خواه با نیای اسطوره ای یکسان، «اغوزخان» و یا جذب از طریق هم مکانی بااخلافاغوزخان اعتقاد دارند.»(آیرونز،53:1386).
طایفه یموت،از نظر حرفه به دو بخش متمایز چمور و چاروا تقسیم می شوند. چمور یا کشاورزان، بطورسنتی در درجه اول کشاورز هستند و عمدتا به کشت گندم و جو اشتغال دارند ودامداری فعالیت اقتصادی ثانوی آنها را تشکیل می دهد. چمور ها در طول زمستان در نزدیکی اراضی کشاورزی خود( جنوب و مجاور منطقه جنگلی) اردو می زدند و در این زمان کار شخم و بذرپاشی را انجام می دادند. آنان در طول بهار به جهت حفظ سلامت خود و احشام از حشراتی چون پشه و مگس به سمت شمال ( منطقه خشک تر) کوچ می کردند. در انتهای بهار،تعدادی از هر خانوار، برای درو محصول، راهی جنوب می شدند و سپس برای گذراندن باقی ایام فصل خشک مجدداً رهسپار شمال می گشتند. بنابراین، تحرک آنان عبارت بود از کوچ شمال به جنوب و بالعکس. هدف از این کوچها بیشتر افزایش آسایش زندگی و احتراز از خطرات بهداشتی بود تا استفاده از مراتع محدود و پراکنده. چارواها یا چادر نشینان بادیه نشین، اساسا رمه دار هستند و در درجه نخست به پرورش گوسفند و بز اشتغال دارند و پرورش اسب، شتر و گاو شیری برای آنها در مراتب بعدی قرار می گیرد. بسیاری از چارواها، درکنار رمه داری به جهت خود مصرفی به کشت گندم و جو نیز می پردازند.چارواها که در شمال قلمرو چومورها( در منطقه جلگه ای- صحرایی) زندگی می کردند، به علت تفاوت در احشام دوره و روش کوچ پیچیده تری داشتند. آنها در فصول خشک، گرداگرد منابع دائمی آب، چاه ها ، چشمه ها یا کنار رودخانه اردو می زدند و سپس در طول فصل باران ( زمستان و بهار)درسراسر سرزمین های پیرامون خود پراکنده می گردیدند.برای آنان فصل باران زمان مراقبت شدید از گله است و زمستان فصل زایش بره. آنها در طول این فصل شب ها بره ها را برای محافظت از سرما در چادرهای خود نگهداری می کردند. منطقه سکونت گاه چارواها در فصل باران نسبتا پرعلف است. در این فصل از سال، در مناطق جلگه ای – صحرایی، حوضچه های (گل) متعددی از آب باران بوجود می آمد که کوچ نشینان می توانستند از آن برای نیازهای خانگی و همچنین آب دادن به احشام استفاده کنند. در فصول خشک، کوچ نشینان با حرکت دادن احشام در کنار رودخانه های گرگان، اترک و یاچاه های آب، نیازهای احشام را برآورده می کردند.بنا به نظر آیرونز، سازمان اجتماعی و شرایط سیاسی دو گروه،با وجود تفاوت در اقتصاد، مگر در موارد جزیی یکسان است.( آیرونز،150-153)

2-4-3 تقسیمات عشیرتی یموت:
یموت ها از شرق به غرب، در حد فاصل دریای خزر، در شهرستان گنبد کاووس و از شمال به مرز ترکمنستان و از جنوب، به حد فاصل روستاهای فارس نشین استقرار دارند. یموت ها شامل طوایف:
1. جعفربای، با 9 تیره یارعلی و 8 تیره نور علی.
2. آق و آتابای، که طایفه آتابای از 12 تیره و طایفه آق از 7 تیره تشکیل شده اند.
3. طوایف داز و دَوِجی، که طایفه دازاز 7 تیره و طایفه دوجی از 8 تیره شکل گرفته اند.
2-4-4 طوایف گوکلان:
وجه تسمیه گوک یعنی سبز و لان به معنای جا و مکان است. محل زندگی آنان جایی سر سبز است و بنا به روایتی، مصریان بر روی رودخانه اترک سدی از قیر و سرب می سازند و در نتیجه گوکلان ها مجبور می شوند از آب باتلاق ها استفاده کنند تا اینکه شخصی لنگ سوار بر اسب خاکستری به پیش آنها آمده می گوید در پشت سد آتش روشن کنید تا قیر و سرب آب شود و چون اینها این شخص را ناجی خود می دانند نام آن را بر قبیله خود می گذارند که در ابتدا گوگ لنگه گلی بوده، سپس تحریف شده بصورت گوگلان در آمده. سرزمین این قبیله در مسیر رودخانه های حاجیلر که از مینودشت میگذرد، واقع شده.مردم گوگلان افرادی کشاورزندودر پرورش کرم ابریشم و بدستآوردن محصول آن آشنا میباشند این مردم سابقاً با روسیه تجارت داشتند وبیشترگاو، گوسفندوپارچه های ابریشمی صادر میکردند.سرزمین گوگلان بسیار حاصلخیز است و زراعت آنان احتیاج چندانی به آب ندارد.بعلت اعتیاد به تریاک مخصوصا در سابق مانند سایر طوایف ترکمن درکارها استقامت وپشتکار ندارند. بنا به روایت ترکمنها، گوکلانیها در موقع حمله مغول قای نامیده می شدند. (معینی،178:1344).

2-4-5 تقسیمات عشیرتی گوگلان:
طایفه گوگلان، دارای دو فرقه، دودورقه و حلقه داغی است:
1. طایفه قُرُق از 7 تیره ، طایفه نیقاق از 5 تیره تشکیل شده است.
2. طایفه حلقه داغی، دارای 12 تیره است.
ترکمن ها بنا بر روایات قدیمی، خود را از نژادهای مختلف به نام خلق می نامند. این خلق ها چنین نام گذاری شده اند: چاودور، ارزاری، آل علی، قره، سالور، ساریق، تکه، گوگلان و یموت.جمعیت جعفربای ها، حدود 5 برابر جمعیت گوگلان هاست که در منطقه دشت در دو طرف گرگان رود زندگی می کنند. آمار تفکیک شده ای از جعفر بای ها در دست نیست بلکه شواهد حاکی از آنست که حدود پانصد هزار نفر از طوایف یموت و صد هزار نفر گوگلان در منطقه زندگی می کنند.33

2-5عوامل مهم در تبیین ساختار اجتماعی طوایف ترکمن:
2-5-1 خانواده:
خانواده، یکی از مهمترین عوامل در حفظ ساختار اجتماعی است که این مهم در فرهنگ ترکمن، دارای معنایی وسیع تر از دیگر فرهنگ هاست. در عده ای از محققین در ترسیم یک جامعه قبیله ای چادرنشین و رمه دار، بر این باورند که « در یک جامعه قبیله ای قدیم، تمام اعضای آن می بایستی به امرار معاش قبیله خود کمک کنند و تنها زنان و پیرمردان که دیگر توانایی شکار یا جنگیدن را نداشتند، خود را وقف کارهای دیگری می کردند. بدین ترتیب، یک قبیله دارای دو طبقه می شد. گروهی که اشتغال به جنگیدن و شکار داشتند و گروهی که به نیازهای گروه دیگر از جمله مسائل روحانی می پرداخت.»34(فرای،48:1386) آنها پیشرفت چنین جامعه ای را منوط به رشد کشاورزی آن می دانستند. آنچنان که تاریخ شهادت می دهد، آسیای مرکزی محل برخورد آرا و عقاید و بعلت موقعیت های خاص اکولوژیکی عرصه تاخت و تاز قبایل مختلف بودو در چنین شرایطی داشتن مرد به معنای تضمین حیات جامعه ( قوم و قبیله) به حساب می آمد. شاید یکی از دلایلی هم که امروزه ترکمن ها به تعداد فرزند ذکور بالغ خود قربانی می کنند همین باشد.

2-5-2مردان:
جامعه ترکمن، جامعه ایمردسالار و بنیادش بر پدر تباری استوار است. علیرغم نقش حساس زن در اقتصاد خانواده تمام تصمیمات در خانواده توسط مردان اتخاذ می شودو زنان حق شرکت در کارها و جماعات مردانه را ندارند. بنا بر سنت، مرز بین فعالیت مردان و زنان بطور دقیق مشخص شده است.« مردان به کارهایی از قبیل دامداری، زراعت( شخم زدن و برداشت محصول) لایروبی و ارتباط با بازار وپیشه های مختلف می پردازند»(محمدی،20:1388)در نظام تقسیم کار، نقش تصمیم گیری در درجه اول از آن ریش سفیدان (یاشولی) است.

2-5-3 زنان:
اگر چه رونق زندگی ترکمن از زن است، اما در فرهنگ سنتی آنان، زن همواره از طریق یک مرد با جامعه پیوند یافته و مطیع همسر خود است. مردانند که سرنوشت او را رقم می زنند و حتی نامش را به میل خود تغییر می دهند.در نظام اجتماعی تراکمه، کارهایی چون وجین کردن، شیردوشی، تهیه فرآورده های لبنی، جمع آوری و خشک کردن میوه ها، تمیز و شانه کردن پشم، خوراک دادن به دام و طیور، بافت قالی، گلیم، جوال، خورجین و پارچه با زنان بوده است(محمدی،20:1388)
در فصول خشک سال، کوچ های مکررعامل حیاتی برای بقای قبیله و احشام چاروا به شمار می آید. بر اساس مشاهدات آیرونز، زنان، بخش اعظم کارهای مربوط به کوچ را انجام می دادند ومسئولیت آماده سازی پشم بهاره گوسفندان و بافت قالیچه را برعهده داشتند.کوچ نشینان ترکمن در نوعی آلاچیق به نام «اوی» زندگی می کنند و با تفاوتهایی مسکن تمام قبایل صحرانشین آسیای میانه محسوب می شود.اوی قرنها حافظ ترکمن های دامدار از سرما و گرما بوده. برپا کردن اوی کار زنان است، همانگونه که تمام نمدهای پوشش روی اوی و داخل آن، خورجین ها، جوال ها، قالیچه ها و پشتی ها کار اوست. انداختن نمد در بالاترین قسمت سقف اوی نیز بر عهده زن بزرگ فامیل است.(همان،16)

2-5-4 تأثیر جغرافیا بر فرهنگ:
یکی از عومل مؤثر در بررسی های فرهنگی، شناخت جغرافیای یک منطقه است.«شواهد تاریخی و باستان شناسی مشخص می کند که سبک زندگی کوچ نشینان اولیه استپ 2400 سال پیش، بسیار شبیه به ساکنین استپ نشین امروز همچون مغول ها، قزاق هاريا، قرقیز ها، ازبک ها و ترکمن ها است»(Thompson,1993:67) از اینرو، محیط، عامل تعیین کننده ای برای اهمیت عناصر طبیعی بشمار می رفت. به عنوان مثال، به گفته دوته:« در مورد افراد بیابانگرد، اولین نشانه، اهمیت ستاره است.»35 بی تردید نظم حرکات اجرام آسمانی برای چادر نشینان، علاوه بر تعیین جهت های زمینی ومسیر حرکت، زیست هماهنگ با فصل و نظم بخشیدن به زندگی را به همراه داشته. برای آنان، قدرت در آسمان بود، « آنچه در آسمان پیش می رفت استعاری و معنا دار بود. هم نماد اصولی بود که احساس می کردند به زندگیشان نظم می بخشد و هم نیرویی بود که در ورای اصولشان قرار داشت.»(کراپ،25:1383) آنها اتفاقات غیر معمول کیهانی مانند خسوف یا کسوف را شوم می پنداشتند و آنها را مؤثر در حیات خود می دانستند. «سودمندی آسمان برای تعقل انسان را می توان از قدمت ستاره شناسی و رسوخ عملی اساطیر آسمانی در تمام شئون زندگی مردم باستان، دریافت.»(همان،44) برای مثال اوزیریس، خدای عالم اموات، برای مصریان باستان معانی مختلفی بسته به نمادپردازی سماوی آن پیدا می کند. بنابراین، همواره در چنین قبایلی فرد یا افرادی برای حفظ موجودیت اجتماع و تضمین موفقیت در کشاورزی، شکار و پیروزی در جنگ، به تحلیل حرکات اجرام آسمانی و اجرای مناسک آیینی خاص می پرداختند. گزارشات باستان اخترشناسان از «یادداشت های نجومی» بابل، تصاویر درون اهرام مصر، کتیبه های مربوط به دوره شانگ در چین، پرو و…جملگی حاکی از، نقش و اهمیت بسیار زیاد مشاهدات نجومی در، تسکین مردم و تثبیت حکومت ها دارد.(کراپ،52-59)به اعتقاد پورفسور پوپ، انسان در عصر شکار می کوشید به کمک جادو به هدف خود دست یابد، اکنون هم با همان نیاز و ناتوانی چنین احساس می کند که، نیروهای پنهانی که رشته مرگ و زندگی او را در دست دارند، باید آشکار و مهار شوند. این نیاز بطور مکرر در جهت جلب مرافقت ابر و آفتاب به اندازه کاشت و برداشت صورت واقعی و عملی داشت. بلای بزرگ ناباروری بود چه در زن، چه در دام و چه در زمین که با زحمت بسیار شخم زده می شد. باروری موهبت عظمی و ضرورت زندگی عشایری بود.(پوپ،130) « موضوع باروری، همچنان محور زندگی مردمان فلات ایران باقی ماند و از آن آثار هنری که این مردمان برای نشان دادن نیرو های باروری پدید آوردند و بواسطه عمق احساس و کاربرد در زمان دراز جنبه قداست پیدا می کردند…همه تصویرهای پربار گل و بوته، انواع درخت های مربوط به آفرینش جهان، ستایش باغ، پرستش شاعرانه گل که تا امروز بر هنرهای تزیینی و تصویری غلبه دارد، همه مراحلی بوده اند از طلب رزق و روزی.»(همان) آسمان تا پایان دوره ساسانی، بعنوان برترین نیرو تلقی می گردید.

2-5-5 اعتقادات مذهبی و باورها:
فقدان منابع مکتوب، آگاهی از آیین های نا معمول بومی آسیای مرکزی پیش از هخامنشیان را در هاله ای از ابهام قرار داده است. محققینی چون فرای براین باورند، اعتقادات مقبول عامه در آسیای مرکزی، شامل ارواح متفاوت آب، درختان،کوه ها، بیابان ها و جزو آنها بوده. وی تهاجمات مداوم ملل شمالی و شرقی را عامل مؤثر در تغییر اعتقادات، عمل و عادات ساکنینآسیای مرکزی دانسته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خراسان شمالی، استان گلستان، افغانستان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آسیای مرکزی، ماوراءالنهر، رشد اقتصادی