پایان نامه با کلید واژگان آزار جنسی، هوش هیجانی، خشونت خانگی

دانلود پایان نامه ارشد

آگاهی از جنسیت مؤنث جنین دارند. در یک مطالعه انجام شده در هند نشان داده شده است که 5/95% جنین های سقط شده، جنین های مؤنثی بوده اند که جنسیت آن ها در طی حاملگی مؤنث گزارش شده است، در حالی که آمار سقط در بین جنین های پسر بسیار کم می باشد(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
3. ازدواج به خاطر جهیزیه:
در بسیاری کشورها به خصوص کشورهای آسیایی خانواده های عروس و داماد قبل از ازدواج در مورد گرفتن جهیزیه از خانواده عروس و مبلغ آن به توافق می رسند که ناتوانی خانواده عروس در پرداخت جهیزیه موجب بروز خشونت علیه این زن می شود. در هند به طور متوسط 5 زن در روز از مشاجره در مورد جهیزیه شان رنج می برند در حالی که بسیاری از این موارد اصلا گزارش نمی شود(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
4. ازدواج زودهنگام:
ازدواج زودرس به خصوص بدون رضایت دختر یک نوع خشونت دیگر علیه زنان می باشد که علاوه بر عوارض زیاد ازدواج قبل از 18سالگی(در واقع قبل از بلوغ کامل جسمی، فکری و جنسی)، ازدواج زود هنگام منجر به زایمان های متعددی خواهد شد که سلامت این زن را به خطر می اندازند(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
2-2-1-12-2. جامعه: که شامل آزارهای جسمی، جنسی و روحی زنان در اجتماع می باشد و به صورت:
الف) تجاوز:
در آمریکا در هر 6 دقیقه به یک خانم تجاوز می شود.
ب) پذیرش آزار جنسی توسط همسر از طرف جامعه:
در بسیاری کشورها آزار جنسی شوهر نسبت به زن یک نوع جنایت محسوب نمی شود. زیرا از زن فقط انتظار اطاعت کردن دارند در حالی که این آزارها صدمات روحی و جسمی شدیدی به همراه دارند.
ج) به ستوه آوری زنان(آزار جنسی در جامعه):
این نوع آزار بیشتر در محل کار خانم ها اتفاق می افتد و خوشبختانه خانم ها به سمت بیشتر گزارش کردن این موارد پیش می روند.
د) تجارت زنان:
بسیاری از خانم ها به علت مشکلات مالی و وضعیت های اجتماعی خاص توسط پدر، برادر یا شریک جنسی شان مجبور به تجارت جنسی می شوند. هر ساله 2 میلیون دختر بین 15-5 سال مورد دادوستد جنسی قرار می گیرند که علت عمده آن فقر می باشد.
ه) خشونت علیه خانم های مهاجر:
چه بسیار است تعدا خانم هایی که کشور خودشان را برای زندگی، درآمد و شرایط بهتر ترک می کنند. این زن ها برای امرار معاش و برخی پول فرستادن برای خانواده هایشان ناگزیر از کارکردن می باشند. براساس یک مطالعه تخمین زده می شود که 2/1 میلیون زن که اکثراً آسیایی هستند در کشورهای اروپایی به عنوان خدمتکار مشغول به کار هستند که این زنان مهاجر از کتک خوردن و یا آزار جنسی توسط کارفرمایشان رنج می برند و در مواردی که این زنان به پلیس مراجعه می کنند، یا به محل کارشان برگردانده می شوند و یا حتی توسط پلیس مورد آزار قرار می گیرند و غم انگیزتر این که اکثر این زنان کسانی هستند که کارفرمایشان برای جلوگیری از فرار آن ها پاسپورت و مدارکشان را می گیرد در نتیجه آن ها نیز ناگزیر از تحمل کردن آن وضعیت می باشند(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
2-2-1-12-3. دولت: که این خشونت به 3 شکل بروز می کند:
الف) خشونت سیستم قضایی و دفاعی نسبت به خانم ها:
شامل خشونت علیه زنان از طرف تمام کسانی که محافظت از او و یا حقوق او را بر عهده دارند می باشد که متأسفانه از شیوع بالایی نیز برخوردار می باشد(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
ب) خشونت در زمان جنگ:
خانم ها به طور مکرر قربانی خشونت و تجاوز توسط سربازان متجاوز در زمان جنگ می شوند که این یک روش برای شکنجه و تسلط قدرت جناح پیروز می باشد. این خانم ها اغلب یک شکنجه اضافی که به علت طرد شدن از طرف دوستان و خانواده به دلیل هم نشین شدن با دشمن می باشد را نیز تحمل می کنند(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
ج) خشونت علیه زنان بی خانمان:
زنان و کودکان بی خانمان که جمعیت بزرگی از افراد ساکن در کمپ های مهاجران و فقرا را تشکیل می دهند در معرض تجاوز و آزار توسط سربازان، پرسنل بومی، گروه های سارق، مردان مهاجر و گروه های نژاد پرست می باشند(زنگی آبادی و مرادی شهربابک، 1383).
2-2-1-13. خشونت خانگی56
خشونت خانگی یکی از رایج ترین اشکال خشونت علیه زنان در تمام کشورهای جهان می باشد. به دلیل این که سلامت زنان را به مخاطره می اندازد، تهدید جدی علیه سلامت ملی است. این خشونت شامل خشونت اعمال شده توسط شوهر یا شریک جنسی زن می شود. در 16 سال گذشته تحقیقات فراوانی در قسمت های مختلف دنیا در مورد این نوع خشونت انجام شده است. یا فته های این مطالعات نشان می دهد که بین 16 تا 52 درصد از زنان توسط همسرانشان مورد آسیب قرار می گیرند، در بریتانیا از هر چهار زن در سال گذشته، یک زن خشونت را تجربه کرده است(مونی57،1993). در بررسی های گوناگون، نشان داده شده است که بزرگ ترین علت خشونت وابسته به جنس اختلاف موقعیت زنان و مردان در جامعه می باشد. یک سری فاکتورها میزان این خشونت را در جامعه افزایش می دهد. فاکتورهایی چون سطح اقتصادی خانواده، مصرف الکل، سطح تحصیلات و موقعیت جغرافیایی(شهری یا روستایی بودن) خشونت خانگی را تحت تاثیر قرار می دهد. این شکل خشونت پر اهمیت ترین اشکال آن است، زیرا زنان خود را با آن سازگار کرده و بدون توجه به عواقب آن، سال ها با آن زندگی می کنند(گازمارین، لازوریک و اسپیتز58،2000). به نظر می رسد فعالیت گستره جهت آگاهی زنان، از برنامه های پشتیبانی کننده در مقابل خشونت علیه ایشان بتواند در آینده باعث ارتقاء سلامت زنان دنیا شود(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).

2-2-2. هوش هیجانی
2-2-2-1. مفهوم هوش
پس از گذشت سال ها از سلطه بهره هوشی(IQ) بر جوانب مختلف زندگی، اکنون از اهمیت آن به عنوان تنها عامل موفقیت کاسته شده است. هر چند که مفهوم هوش ممکن است در نزد افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، با این حال وقتی صحبت از هوش به میان می آید، بلافاصله نوعی توانایی ذهنی درباره انسان تداعی می شود. اگر چه در میان تعدادي از دانش آموزان، تفاوت هاي فراوانی یافت می شود، اما وقتی صحبت از موفقیت تبعضی از آنان و عدم پیشرفت تعدادي دیگر به میان می آید، مهمترین چیزي که به ذهن می رسد تفاوت هوشی آنان است حال آن که در گذشته این تفاوت تماماً به بهره هوشی نسبت داده می شد و فردي موفّق قلمداد می گردید که داراي بهره هوشی بالایی می بود. اکنون بهره هوشی بالا به تنهایی ارزش قلمداد نمی شود؛ چرا که تنها 20 % از موفقیت را در بر می گیرد حال آن که 80 % از موفقیت به هوش هیجانی و هوش معنوي نسبت داده شده است. بنابراین، امروزه روانشناسان توجه ویژه اي به این قابلیت و نقش آن در زندگی نموده اند و هر روز بر اهمیت و نقش آن به عنوان عاملی تأثیر گذار بر موفقیت در جوانب مختلف زندگی افزوده می شود(گلمن59، 1995).
امروزه همگی ما بر این باوریم که میزان توانایی ذهنی فرد یعنی آن چه که ما به عنوان هوش می شناسیم و مقدار آن را توسط تست هاي هوش می سنجیم. البته باید توجه داشت که هیچ تضمینی براي موفقیت و خوشبختی فرد وجود ندارد. تا چند سال اخیر روانشناسان پاسخ روشنی براي این سؤال که چه عاملی می تواند تا حد زیادي موفقیت و خوشبختی فرد را پیش بینی کند، نداشتند. پس از تحقیقات زیاد معلوم شد که توانایی احساسی فرد، نه تنها مهمتر از توانایی ذهنی او است، بلکه نقش بسزایی نیز در موفقیت، کار، روابط با دیگران و حتی سلامت جسمی فرد دارد )گلمن، 1998 ؛ کاپلان،1993).
2-2-2-2. تعریف هوش
در روان شناسی تعریف واحدی از هوش وجود ندارد. هوش مجموعه ای از توانمندی ها و توانایی هاست. در بهره هوشی، استدلال ها، تجزیه و تحلیل و نیز استفاده از مهارت های کلامی متجلی می شود.از سوی دیگر کسانی که توانایی طراحی دارند، انسان هایی هوشمند هستند.در این میان وقتی از واژه توجه صحبت می شود، این واژه با هوش و انسان های هوشمند ارتباط پیدا می کند که از توجه بالایی برخوردارند.
عامل دیگر حافظه است که از مصادیق توانمندی هاست.بحث بهره هوشی نخستین بار در ایالات متحده و فرانسه مطرح شد. دیری نپایید که مشکلات بهره هوشی، خود را نشان داد که یکی از آن ها مربوط به حوزه های فرهنگی بود.نقدی که به تست های بهره هوشی شد این بود که از لحاظ فرهنگی نمی تواند پاسخگو باشد.عامل دیگر این که تست ها در مورد قدرت استنتاج، کاربرد داشتند ولی در مورد خلاقیت، نوآوری و ابتکار کاملاًعاجز بودند(نوشین، 1388).
“بینه” هوش را توانایی فرد در قضاوت، ادراک و استدلال تعریف می کنند.از نظر “دیوید وکسلر”، هوش عبارت است از توانایی کلی و جامع در فرد که باعث تفکر منطقی، فعالیت هدفمند و سازگاری با محیط می شود. به نظر پیاژه، هوش نتیجه تأثیر متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به صورت متعادل صورت گیرد، موجب توانایی سازگاری فرد با محیط و پیشرفت هوشی می شود. با توجه به نظرات مختلف می توان هوش را استعداد آموختن و مورد استفاده قرار دادن این آموخته ها در سازگاری با وضعیت های تازه و حل مسایل جدید دانست. به عبارت دیگر هوش قابلیت تغییر یا انعطاف در سازگاری است( راست منش،1389).
ترمن، هوش را ظرفیت فرد در تفکر انتزاعی می داند و پیرامون تعریف خود می نویسد فرد به همان نسبتی که قادر به تفکر انتزاعی است، هوشمند نیز است) شامرادلو،1383، مه یر و سالووی،1997).
به طور کلی در تعریف واژه هوش اتفاق نظر میان روانشناسان وجود ندارد. تعریف دقیق هوش بسیار دشوار و اغلب مورد نزاع متخصصان است. امروزه، روانشناسان معتقدند که هوش، مجموعه توانایی هاي یک فرد محسوب می شود که توسط آن، فرد چیزي را می فهمد و به طور منطقی می اندیشد و رفتار می کند. با این حال عناصري از هوش وجود دارد که مورد توافق غالب پژوهشگران است. گیج و برلاینر ( 1992 )60 ، این عناصر را به سه دسته زیر تقسیم نموده اند:
1- توانایی پرداختن به امور انتزاعی: افراد با هوش با امور انتزاعی (اندیشه ها، نمادها و مفاهیم) سر و کار
دارند تا عینی (ابزارهاي مکانیکی، فعالیتهاي حسی)
2- توانایی حل کردن مسایل: توانایی پرداختن به موقعیت هاي جدید، نه فقط دادن پاسخ هاي از قبل آموخته شده به موقعیت هاي آشنا.
3- توانایی یادگیري: به ویژه توانایی یادگیري انتزاعیات از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آن ها (سیف،1386).
به عبارتی هوش را می توان توانایی شخص براي تفکر و عملکرد منطقی و معقول تعریف کرد. در اکثر آزمون هاي هوش، پس از پانزده سالگی پیشرفتی در میزان هوش مشاهده نمی شود، اما سنی که رشد هوش متوقف می گردد بستگی به نوع آزمون مورد استفاده دارد. در اوایل دوران بزرگسالی هوش ثابت به نظرمی رسد، اما نزول حقیقی دارد که نخستین بار در حدود سی و پنج سالگی کشف می گردد و پس از آن کاهش می یابد ولی به طور مستمر مشاهده می شود (پورافکاري، 1386).
براي تعریف هوش کوشش هاي زیادي به عمل آمده است. یکی از قدیمی ترین تعریف ها توسط بینه و سیمون (1916 ) ، به این صورت مطرح شده است: قضاوت و به عبارت دیگر، عقل سلیم، شعور عملی، ابتکار، استعداد انطباق خود با موقعیت هاي مختلف، به خوبی قضاوت کردن، به خوبی درك کردن، به خوبی استدلال کردن؛ این ها فعالیت هاي اساسی هوش به شمار می روند.
در زندگی روزمره اغلب با افرادي برخورد می کنیم که با وجود یکسان بودن در هوش شناختی، در موفقیت، کار، تحصیل، محیط خانواده و قدرت رهبري با یکدیگر تفاوت دارند. محققان نشان داده اند که بهره هوشی به تنهایی نمی تواند تضمین کافی براي کسب سلامتی، تحصیل، و رضایت فرد باشد بلکه عامل مؤثر دیگري تحت عنوان هوش هیجانی 61می بایست مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
2-2-2-3. انواع هوش
در حوزه روانشناسی و علوم رفتاري معمولاً باور بر این است که هوش موجودیتی منفرد است که به ارث می رسد و انسان ها مانند لوح سفیدي هستند که هر چیزي را در صورتی که به شیوه اي مناسب ارایه شود، می توان به آن ها آموزش داد. تحقیقات اخیر نشان می دهد که عکس این مسأله صادق است و هوش هاي چندگانه وجود دارد که کاملاً از یکدیگر مستقل هستند. در میان تحقیقاتی که انواع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، کنترل اجتماعی، خشونت خانوادگی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان هوش هیجانی، تنظیم هیجان، خودآگاهی