پایان نامه با کلید واژگان آداب و رسوم، فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

کامپوتري
چندرسانه‌اي
سرعت
پايين
پايين/متوسط
بالا
بالا
بالا
بالا
دسترسي(جغرافيايي)
پايين
متوسط
بالا
بالا
بالا
پايين
دسترسي(اجتماعي)
پايين
متوسط
بالا
بالا
پايين
پايين
ظرفيت ذخيره
پايين
متوسط
بالا
بالا
بالا
بالا
دقت
پايين
بالا
پايين/متوسط
پايين
بالا
بالا
گزينش
پايين
پايين
پايين
بالا
بالا
بالا
تعامل
بالا
پايين
پايين
متوسط
متوسط
متوسط
غناي همزمان
بالا
پايين
متوسط
پايين
پايين
متوسط
پيچيدگي
بالا
بالا
متوسط
متوسط
پايين
متوسط
حفظ حريم خصوصي
بالا
متوسط
بالا
متوسط
پايين
متوسط

تصوير شماره4- ظرفيت هاي ارتباطي رسانه هاي قديم و جديد

گفتارسوم: فرهنگ ودین
در این گفتار ما سعی داریم مولفه های مربوط به فرهنگ و دین را معرفی نماییم ابتدا به معرفی مفهوم فرهنگ و بسترتاریخی آن می پردازیم ودر ادامه دین را مورد بررسی همه جانبه قرار می دهیم ، تا خواننده شناخت اجمالی نسبت به فرهنگ دینی داشته باشد.

1-3-2-مفهوم لغوی فرهنگ1 و شاخص های آن

كلمه فرهنگ همچون ساير كلمات در ادبيات كشورها، داراي معناي خاص خود است. فرهنگ در ادبيات فارسي به معناي ادب، تربيت، دانش، علم، معرفت، آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهاي يك قوم است.فرهنگ، واژه‌اي فارسي و مركب از دو جزء «فر» به معناي پيش و «هنگ» است كه به مفهوم كشيدن و قصد و آهنگ مي‌باشد و از فرهيختن اشتقاق يافته است، كه در معناي گوناگوني، مانند دانش، دانايي، خرد، معرفت، حرفه و هنر، ادب و… به كار رفته است و در اصطلاح ماهيت، هويت و موجوديت يك ملت را فرهنگ مي‌نامند.(فرهنگ معین، 1386: 565)
نخستين تعريف علمي از اين واژه که هنوز مورد اجماع است را ادوارد تايلور2 انسان‌شناس انگليسي در اواخر قرن نوزدهم ارائه داده در اين تعريف تايلور” فرهنگ را مجموعه‌اي از تمامي توانايي‌هاي اکتسابي يک جامعه در طول تاريخ خود آن جامعه مي‌داند که هم شامل توانايي‌ها و هنرها و شناخت‌هاي مادي مي شود و هم شامل انباشت‌هاي معنوي” (روح‌الاميني،1384: 17) از آن به بعد تعاريف بي‌شماري از فرهنگ ارائه شده است.
رالف لینتون3 ، انسان شناس برجستۀ آمریکایی نیز در تعریف فرهنگ، مصداق گرا نشان می دهد، با این تفاوت که ایشان تنها از یک مصداق برای تعریف فرهنگ سود می گیرد؛ «فرهنگ ترکیبی از رفتار مکتسب است که به وسیله اعضای جامعه معینی، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در میان افراد مشترک است.

1-Cultuer
2-Edward Tylor
3-Linton Ralf

يونسکو اين نهاد بین المللی در سال ۱۹۹۷، تعریف از فرهنگ عرضه می دارد و فرهنگ را کلیتی تام می نامد که ویژگی های مادی، فکری و احساسی یک گروه اجتماعی را مشخص می کند.این تعریف نه تنها فرهنگ هنر و ادبیات را در بر می گیرد، بلکه شامل آیین های زندگی، حقوق اساسی نوع بشر و نظام های ارزشی سنت ها و باورها نیز می شود.

استاد شهيد مرتضي مطهري، استاد معارف اسللامی دانشگاه تهران مي‌فرمايند: فرهنگ مجموعه‌ اندوخته‌هاي معنوي، فکري، روحي، عقلي، اخلاقي و اجتماعي يک قوم است. اقامه دين به فرهنگ اسلامي است.
در تعريف فرهنگ بايد به دو بعد توجه ويژه کرد:

فرهنگ آموختني است و از سوي افرادي که هويت گروهي مشترکي دارند مي تواند به اشتراک گذاشته شود.
فرهنگ از طريق رفتارهاي ارتباطي تجسم بخشيده مي‌شود.

بنابراين اگر فرهنگ آموختني و قابل اشتراک‌گذاري بدانيم مي‌توانيم آ‌‌ن‌را به اعضاي گروه‌هايي که در آنها عضويت داريم انتتقال دهيم . فرهنگ مي‌تواند در دو سطح فردي و ملي نيز تعريف شود.

2-3-2- بستر تاريخي مفهوم فرهنگ

براي شناخت هر پديده ، بررسي تاريخ آن ضروري و لازم است به طور کلاسيک ، مسير تاريخي و منشاء واژه فرهنگ را مي بايست در آلمان جستجو کرد. واژه فرهنگ نخستين بار حدود سال 1750 در زبان آلماني در مورد جوامع بشري به کارگرفته شد.
در پايان قرن هيجدهم که افکار اجتماعي ، يک خصيصه علمي به خود گرفت و شروع به جستجوي قوانين اجتماعي کرد که راهنماي رفتار بشر باشند مطالعاتي تحت عنوان “تاريخ جهاني” انجام شد، دانشمندان و مورخان که شروع کننده چنين جرياني بودند، توجه چنداني به تاريخ سياسي و نظامي که معمول قرون قبل بود نداشتند، بلکه توجه بيشتر آنها متوجه آداب رسوم، نهادها، افکار، هنرها و علوم بود.(صالحي اميري،1387: 18)

فرهنگ داراي مراتبي است که به طور کلي به سه مرتبه نگرش‌ها، هنجارها، ارزش‌ها و نمادها تقسيم بندي مي‌شود:

مرتبه نگرش‌ها، باورهاي فرهنگي را شامل مي‌شود که شاکله نظام فکري يک جامعه را تشکيل مي‌دهد.
مرتبه ارزش‌ها هويت اخلاقي جامعه را تعيين مي‌نمايد و نمودار تقيد و التزام آحاد مردم يک جامعه به اصول و معيارهاي شناخته شده حاکم بر رفتارهاي و برگرفته از باورهاست.
مرتبه نمادها نيز شکل رفتار ظاهري، آرايش ساختارهاي اجتماع و نمادين يک جامعه را مي‌سازد.
تصوير شماره5- مراتب فرهنگ

ساموئل هانينگتون1 ،یکی از تاثیرگذارترین نظریه‌پردازان‌ حوزه مطالعات سیاسی و بین‌المللی در قرن بیستم و استاد سابق دانشگاه هاروارد اظهار مي دارد: فرهنگ اهيمت دارد به ويژه آن‌که ارزش هاي معاصر در جوامع مختلف وابسته‌اند. يعني بازتاب ميراث ديرپايي هستند که با تمدن اصلي رابطه دارند به نظر هانينگتون ” تمدن چيزي نيست جز همان فرهنگ ” فرهنگ با عناصر عيني مشترک مانند زبان، تاريخ، دين ، آداب و رسوم ، نهادها و با خود انگاره ذهن مردم تعريف مي شود. هانينگتون در ميان اين عناصر دين را عنصر اصلي و تعيين کننده مي داند (اینگلهارت رونالد و ولزل کریستین ،1389: 200)

1- Samuel Huntington

بنابراين با توجه به نظر هانينگتون مي توان گفت که دين يکي از اجزاي تشکيل دهنده فرهنگ محسوب مي شود و در واقع دين زير مجموعه فرهنگ است و در مجموعه بزرگي قرار دارد که فرهنگ نام دارد .
اينگلهارت1، استاد دانشگاه میشیگان در نظريه نوسازي خود فرض مي کند که توسعه انساني عملاً موجب تغيير نگرش هاي فرهنگي در هر جامعه‌اي است با آن‌که ارزش‌ها بازتاب اثر پايدار ميراث مذهبي و تجربه هاي تاريخي‌اند(اینگلهارت رونالد و ولزل کریستین ،1389: 204) او همچنين مدعي است ، ارزش‌هاي اجتماعي در جوامع معاصر ريشه در فرهنگ هاي ديني دارند . مهمترين تمايز فرهنگي ميان غرب و جهان اسلام مربوط به تفاوت بر سر ارزش هاي دموکراتيک است.دلايل زيادي براي اين وجود دارد که انتظار داشته باشيم ارزش هاي اخلاقي و وجداني که آموزه هاي عمده جهان هستند تاثير پايداري بر زندگي مردم در جوامع مسلمانان داشته باشند کساني که با حضور در مراسم مذهبي به منزله وابستگي فعالانه به اين اديان، بزرگ مي شوند بيش از همه در معرض آموزه هاي رهبران دين و تفسير آنان از معيارهاي اخلاقي کتب مقدس هستند و همه افراد اين جوامع مي توانند تحت تاثير اين ارزش‌هاي فرهنگي باشند.
اعتقادات ، ارزش‌ها و اعمال ديني مسلط در هر جامعه ريشه در تاريخ و سنت‌هاي ديرينه دارد شرايطي که مردم در سال‌هاي سازنده زندگي شان تجربه مي‌کنند اثر عميقي به ارزش‌هاي فرهنگ شان دارد بزرگ شدن در جامعه اي که در آن بق امر نامطمئني است به تاکيد قوي بر دين مي انجامد برعکس تجربه سطوح بالاي امنيت حياتي در سراسر سال‌هاي سازنده زندگي از اهميت ذهني دين در زنگي مردم مي‌کاهد.(همان:315)
ارزش‌ها و اعتقادات به شدت بر مشارکت ديني نظير حضور در مراسم عبادي و برگزاري نماز و… تاثير مي‌گذارند . شرکت در مراسم مذهبي رابطه مثبت با انواع خاصي از سازمان هاي غير انتفاعي –ديني و سازمان‌هاي اجتماعي دارد. عضويت در سازمان هاي ديني رابطه معني داري با شاخص هاي مختلف مشارکت مدني شامل نگرش هاي اجتماعي و رفتار سياسي دارد. با آنکه سطوح فزاينده امنيت حياتي به غير ديني شدن مي انجامد اما تغييرات فرهنگي به دنبال دارد.

1-Ronald Aynglhart

از نظر محقق مي‌توان اين طور گفت که حتي مولفه هاي دينداري و دين مي تواند در فرهنگ مردم يک جامعه اثر گذار باشد . يعني دين حتي در جزئيات فرهنگ جامعه تاثير خواهد گذاشت .
به طوري که آن جامعه را با همان فرهنگ دين شناخته مي شود حال اين جزئيات ديني مي تواند اثرات خود را بر روي افراد بگذارد.مشاهدات و تحقيقات نشان داده تا وقتي که اعضاي جامعه به اعتقادات مذهبي خود پايبند باشند به فساد روي نمي‌آورند نظريه کنترل اجتماعي بر اين نکته تاکيد دارد که در جامعه اي که وابستگي ميان اعضاء ضعيف شود احتمال بيشتري براي انحراف مردم وجود دارد که اين انحراف در پاي‌بندي به فرهنگ جامعه هم تاثيرات سوء خواهد داشت .

3-3-2 – دين

دين در لغت به معني : آيين ، كيش ، مذهب ، صبغه ، مرام مذهبي و اعتقادات قلبي ، سرسپردگي به اوامر الهي ، و.. است .كه در لغت انگليسي به صورت Religion و Faithe  و Debt و Amount due و… استعمال مي شود . ولي كاربردي ترين واژه انگليسي به نام دين آنچنان كه مورد تصوّر ماست  كلمه
«Reilgion» است. (مهدوی کنی، 1387: 24)
امّا دين در اصطلاح به معني مجموعه باورها و اعتقادات مذهبي هر فرد يا گروه ويا ملّتي است كه نسبت به اعتقادات دروني وحس فطري پرستش از خود منعطف مي سازد .ممكن است اين باورها درست باشد و به قول ما صراط المستقيم باشد و يا در انديشه غلط غوطه ور باشد . اصولاً باورهاي ديني بر اساس صبغه ديني پیشینیان هر قوم وهر ملّت است.(همان:28)
استاد شهيد مرتضي مطهري در تعريف دين يادآور مي‌شود: که اساساً واژه دين در قرآن به سه معنا استعمال شده است در مورد نخست دين همانا مفهوم خضوع و فروتني را دارد، مثل آيه (مخلصين له الدين) يعني اخلاص مي‌ورزند.معناي ديگر دين معنايي است که ما بيشتر آن را به کار مي‌بريم، يعني نظامي که داراي يک سلسله عقايد مثل بينش ‌ها و شناخت درباره جهان، خدا، انسان و جهان ديگر است.(مسعودي، 1390: 36)
ناصر باهنر استاد دانشگاه امام صادق (ع) در مقاله (ارتباطات ديني و جهاني شدن رسانه هاي سنتي و جديد) که در سمينار کنفرانس وحدت اسلامي 1382 سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ارائه شد به بررسي نقش رسانه هاي مدرن در کنار رسانه هاي سنتي در ارتباطات ديني مبادرت کرده است.از نظر باهنر نقش سنت با ظهور نوگرايي و جوامع مدرن بدون شک تغييراتي يافته و برخي وجوه آن تحت تاثير شرايط جديد جهاني قرار گرفته است تعيين اين دگرگوني ها بسته به خصوصيات فرهنگي در هر جامعه اي متفاوت است. اما نمي‌توان گفت که الزاماً اين دگرگوني‌ها سبب تضعيف سنت شده است .(همان،72)

4-3-2- تعريف فرهنگ ديني

فرهنگ ديني از نظر محقق عبارت است از مجموعه روشها ، باورها ، رفتارها ، كردارها و اخلاق ديني يك ملّت اطلاق مي‌شود . كه اين كنش ها و واكنشها نسبت به شرايط زمان ومكان متفاوت است. در واقع تمام رفتارها و كردارها وحتي پندارهاي مردمي كه از اعتقادات دروني شان منشاء گرفته مي شود را فرهنگ ديني آن مردم يا آن جامعه و ملّت مي نامند . نقش فرهنگ ديني در تکوين فرهنگ‌ها به اندازه‌اي مهم است که مي‌تواند به صورت گفتماني مستقل مورد توجه قرار گيرد.
لذا فرهنگ ديني فرهنگي است که پشتوانه آن جهان بيني ديني است که تکليف ما را نسبت به همه چيز معين کرده و روش و منش زندگي ما را تعيين مي‌کند. ريشه هاي فرهنگ ديني ممکن است در ظاهر مشهود‌، پويا و ايستا نباشد اين به اين دليل است که مطابق دستورات ديني عمل نمي شود به همين دليل براي جبران ايستايي بايد از ابزار و امکاناتي جهت پيشبرد فرهنگ ديني استفاده نمود که در اين زمينه مي توان از رسانه ها استفاده کرد زيرا رسانه ها جزئي از تفکر دين هستند و نه صرفاً ابزار نشر و پخش آن با اکتفا به رسانه‌هاي محدود اقبال دستيابي به تجليات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ و ارتباطات، مراسم عاشورا، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان فضای رقابتی، سواد رسانه ای، بازار رقابتی