پایان نامه با کلید واژه های ﴿وَ، 7ـ، تكذيب، حَسَنَةً

دانلود پایان نامه ارشد

هاي مختلفي براي آن در نظر گرفت، در اين بخش، آن نمونه هايي كه در شناخت بيشتر مفهوم حسنه و ترسيم ميدان هاي معناشناسي كمك مي‌كند، پرداخته مي‌شود.
3ـ 7ـ 1ـ 1 هم‌نشيني افعال
در اين جا چهار فعل با ترتب معنادار بررسي مي‌شود.
3ـ 7ـ 1ـ 1ـ 1 هم‌نشيني فعل يقترف با حسنه
﴿وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ﴾220
قَرْف: (بر وزن فلس) راغب گويد: قرف و اقتراف در اصل به معنى كندن پوست از درخت و كندن پوست روى زخم است و به طور استعاره بر اكتساب، اقتراف گفته‏اند اعمّ از آن كه كار خوب باشد يا بد.221
فعل (يقترف) وقتي به كار مي‌رود كه حسنه بدست آمده باشد. پس كسي كه چنين حسنه‌اي را بدست آورده باشد شايسته آن است كه در حسنه آن و زيبايي آن حسنه افزوده شود. در آخر آيه، خداوند خود را ﴿غَفُورٌ شَكُورٌ﴾ خوانده است كه صفت شكور بودن خداوند موجب افزوده شدن آن حسنه مي‌شود. پس حركت از شخص است و اثر بخشي از خداوند.
3ـ 7ـ 1ـ 1ـ‌2 هم‌نشيني فعل جاء بـ با حسنه
﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ﴾222
﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ﴾223
﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ﴾224
جاءَ: آمد.225 مترادف با «أتي» گرفته شده است. اين كلمه بيشتر اوقات در قرآن مجيد با «باء» متعدّى شده است.226
در مرحله بعدي مي‌توان فعل (جاء ب) را آورد كه صحبت از (حفظ كردن و آوردن) است. يعني هر كس بتواند حسنه‌اي كه انجام داده را حفظ كند و تا قيامت بياورد، آن موقع مي‌تواند ده برابر آن پاداش بگيرد و از وحشت روز قيامت مصون بماند. پس حسنه بايد تا قيامت آورده شود تا أثر بگذارد و در مقابل، به آن فرد پاداش دهند.
3ـ 7ـ 1ـ 1ـ 3 هم‌نشيني فعل أتي با ماده حسن
﴿إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظيماً﴾227
﴿فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ﴾228
﴿وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ﴾229
﴿قُلْ لِلْمُخَلَّفينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى‏ قَوْمٍ أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَليماً﴾230
﴿أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ﴾231
﴿وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ﴾232
در مرحله سوم فعل (أتي) با مشتقات آن مورد بررسي قرار مي‌گيرد، كه صحبت از پاداش دادن هاي الهي است، آن هم پاداش هاي دنيوي و اخروي. چنين كسي مستحق دريافت پاداش هاي بزرگ ﴿أَجْراً عَظيماً﴾ از نزد خداوند مي‌شود.
3ـ 7ـ 1ـ 1ـ 4 هم‌نشيني فعل وهب با محسنين
﴿وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ﴾233
وهب: هبه بخشيدن و دادن به غير عوض است.234
در مرحله آخر فعل (وهب) كنار محسنين نشسته است كه نشان از بخشيدني خاص است. يعني كساني كه به مقام و مرتبه محسنين برسند، مستحق دريافت هبه خاص از جانب خدا مي‌شوند. پس تفاوت فعل (وهب) با (أتي) در اين است كه فعل (وهب) هديه دادن خداوند است به كساني كه محسن شده‌اند ولي فعل (أتي) عام است و جزا دادن متناسب با خوبي آن هاست.
با بررسي افعال هم‌نشين حوزه (حسنه، محسنين، حسنا) مثل ( يقترف، جاءبـ، أتي، وهب) مي‌توان يك ترتب معنا دار براي آن در نظر گرفت.
1ـ قرف (بدست آوردن)
2ـ جاءبـ (حفظ كردن، آوردن)
3ـ أتي (جزا دادن) (عام)
4ـ وهب (هديه دادن) (خاص)
پس حسنه بدست مي‌آيد، بعد بايد تا قيامت آورده شود تا خداوند با آن يا به صورت دادن جزا برخورد كند يا طبق لطف خاص خود.
3ـ 7ـ 1ـ 2 هم‌نشيني شفاعت با حسنه
﴿مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقيتاً﴾235
شفاعت: اصل اين كلمه از شفع است كه به معناى جفت و ضد وتر مى‏باشد، چه در حقيقت كسى كه براى ديگرى ‌ وساطت مى‏كند، خود را رفيق و دوم او قرار داده است. شفيع به كسى گويند كه ملك ديگرى را ضميمه ملك خود سازد. 236
كسى كه شفاعتى نيكو كند، برايش بهره‏اى از آن است و كسى كه شفاعتى ناپسند كند، براى او گناهى از آن است. كلبى و ابن عباس گويند: مقصود اصلاح ميان دو نفر است و هر كس ميان دو نفر اصلاح بدهد، از اين كار پاداش مى‏برد و اگر كسى ميان دو نفر سخن چينى كند، از اين كار گناه مى‏برد.237 مجاهد و حسن گويند: شفاعت نيكو و شفاعت ناپسند، وساطت‏هايى است كه مردم براى يكديگر انجام مى‏دهند. گويند: هر چه كه وساطت در باره آن از نظر دين جايز باشد، شفاعت نيكو و هر چه از نظر دين، شفاعت و وساطت در باره آن جايز نباشد، شفاعت ناپسند خواهد بود و اضافه مى‏كنند كه: اگر كسى شفاعت نيكو كند، اجر مى‏برد اگر چه شفاعتش پذيرفته نشود زيرا خداوند فرموده است: ﴿وَ مَنْ يَشْفَعْ﴾ و نفرموده است: ﴿و من يشفع﴾ (كسى كه شفاعتش قبول شود …)
ابو جبايى گويد: شفاعت نيكو دعاى خير براى مردم مؤمن و شفاعت ناپسند دعاى بد درباره ايشان است. وى اضافه مى‏كند كه: يهوديان درباره مردم مؤمن دعاى بد مى‏كردند و خداوند ايشان را از اين كار، ترسانيد.238 برخى گويند: شفاعت در اين جا اين است كه انسان در جهاد با دشمن، جفت و پشتيبان رفيق خود گردد، از اين شفاعت، بهره دنيويش غنيمت و پيروزى اخروي اجر و پاداش است. اگر در معصيتى با او جفت گردد، بهره دنيويش سرزنش و بهره اخرويش كيفر خواهد بود.239

3ـ 7ـ 1ـ 3 هم نشيني صلاه با حسنه
﴿وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرينَ﴾240
طبق اين آيه مي‌توان يكي از حسنات را نماز برشمرد و از مصاديق آن دانست.
“صلوه” در لغت به معني دعا و در اصطلاح عبادت ويژه اي است كه به ترتيبي خاص در مواقع معين بايد انجام شود . در قرآن مجيد آياتي در مورد اين فريضه مهم آمده است و در روايات معصومين عليهم السلام بسيار مورد تاكيد قرار گرفته است . در مورد جايگاه نماز در دين، رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم مي‌فرمايند: «موضع الصلوه من الدين كموضع الرأس من الجسد.» جايگاه نماز نسبت به دين، مانند جايگاه و موقعيت سر است نسبت به بدن.241
﴿وَ أَقِمِ الصَّلاةَ﴾ و نماز را بپادار يعنى ركوع و سجده و ساير واجبات و افعال آن را به طور كامل انجام ده. ديگرى گفته: يعنى پيوسته انجام ده.242
دو طرف نهار به معنى صبح و عصر است، و كلمه “زلف” جمع “زلفى” و به طورى كه مى‏گويند از نظر معنا و ساختمان لفظى شبيه است به “قرب” كه جمع “قربى” است، و اين وصفى است كه به جاى موصوف خود- نظير ساعات و امثال آن- نشسته و تقديرش اين است: و ساعاتى از شب كه نزديك به روز باشد.243
يعنى نماز را در صبح و عصر و در ساعاتى از شب كه نزديكتر به روز باشد به پاى دار، و اين ساعات با نماز صبح و عصر كه در يك طرف روز قرار دارد و نماز مغرب و عشاء كه وقتشان ساعت هاى اول شب است تطبيق مى‏كند.244
جمله ﴿إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ﴾ امر ﴿أَقِمِ الصَّلاةَ﴾ را تعليل نموده، بيان مى‏كند كه نمازها حسناتى است كه در دل هاى مؤمنين وارد شده و آثار معصيت و تيرگي هايى كه دل هايشان از ناحيه سيئات كسب كرده از بين مى‏برد.245 ابن عباس و بيشتر از مفسران گفته‏اند: يعنى نمازهاى پنج گانه موجب پاك شدن گناهانى است كه در ساعات ما بين آن ها از انسان سر ميزند. چون از نظر ادبى «الف» و «لام» در «الحسنات» الف و لام تعريف است و به «صلاة» باز ميگردد.246
﴿ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِينَ﴾ يعنى اين كه گفته شد كه حسنات سيئات را از بين مى‏برد به خاطر اهميتى كه دارد و براى بندگانى كه به ياد خدا هستند مايه تذكر است.
3ـ 7ـ 1ـ 4 هم‌نشيني محسن با کافر
﴿فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنينَ . وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحيمِ﴾247
در اين دو آيه تقابل دو گروه مشخص مي‌شود. تقابلي كه در دو نوع گفتار پديد آمده است. محسنين به خاطر گفتار نيكوي خود وارد بهشت هايي كه زير درختان آن نهر‌ها جاري است وارد گرديده (همان طور كه در آيه 125 سوره مباركه نحل نتيجه موعظه حسنه را هدايت بر شمرده است.) و نتيجه كساني كه آيات الهي را دروغ شمرده و تكذيب كرده و استعدادهاي الهي خود را پوشاندند، نرسيدن به احسان و نتيجه سوزاندن استعداد، هم نشيني با آتش است.
﴿فَأَثابَهُمُ اللَّهُ﴾ ثواب جزاى نيك است كه به ازاء عمل عبادى داده مي‌شود و با احسان و انعام فرق دارد زيرا خداوند در دنيا به بندگان نعمت هاي پايان ناپذير و احسان هاى پي در پي دارد ولي آن ها را ثواب نمي‌گويند ثواب در مقابل عمل است مانند عقاب و عذاب كه آن هم در مقابل عمل است و تعبير به جزاء مي‌شود248كلبى گويد: يعنى خداوند پاداش توحيد آن ها را مى‏دهد.249
﴿وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ﴾ همين ثواب جزاى نيكوكاران است. و از اين جمله دو مطلب استفاده مي شود يكى آن كه اين ها از محسنين هستند و ديگر آن كه جزاى محسنين اين است، و مراد از محسن نه احسان به ديگران باشد اگر چه آن هم عمل بسيار خوبى است ولي به معناى جامع تري است يعنى كار خوب كردن، ايمان آوردن، عبادت و عمل صالح بجا آوردن چه اعمال قلبى از تحصيل عقائد حقه و علم به احكام الهيه و به معارف اسلاميه و به اخلاق حسنه كه اعمال نفسى است و اعمال صالحه كه اعمال جوارحى است كه يكى از مصاديق آن احسان به ديگران است، و تعبير به جزاء دليل بر استحقاق نيست بلكه به طور كامل تفضل است زيرا انسان هر كه باشد و هر چه باشد حتي انبياء و اولياء استحقاق مثوبت ندارند و هر چه بكنند باز مقصر هستند و حق عبادت او را بجا نياورده پس آن چه به آن ها داده شود تفضل است ولى چون خداوند وعده فرموده البته به آن ها خواهد رسيد ﴿إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ﴾250251
﴿وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ﴾ در آيه پيش مؤمنان را وعده ثواب داد. در اين آيه كافران و آن هايى كه آيات خدا را تكذيب كنند، بيم كفر مى‏دهد، ولي منظور تنها كافران اهل كتاب نيست، بلكه منظور عموم است. علت اين كه علاوه بر كفر، تكذيب آيات را هم شرط مى‏كند، اين است كه كفار اهل كتاب، تكذيب آيات مى‏كردند و گرنه هر يك از كفر و تكذيب، به تنهايى موجب كيفر خواهد بود.
بنا براين صحيح نيست كه ﴿او كذبوا﴾ گفته شود زيرا آنان هر دو صفت را دارا بودند. تكذيب كننده، لازم نيست به صحت تكذيب خود علم داشته باشد، همين كه معتقد شد كه مطلب دروغ است، او را تكذيب كننده مى‏نامند، اگر چه به دروغ بودن آن مطمئن نباشد. بدين ترتيب چنين كسى سزاوار مذمت و كيفر است، زيرا راهى براى او قرار داده شده است كه در صدد تحقيق بر آيد و راستى و درستى آن چه را دروغ و باطل مى‏پندارد، بدست آورد.252
3ـ 7ـ 1ـ 5 هم‌نشيني ظالم با ماده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ايمان، اين‌، بعدي:، مصيبت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا، عمل صالح.