پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، بهبود کیفیت، بیماران سرطانی، بهبود کیفی

دانلود پایان نامه ارشد

دهنده آن است. برای مثال: در جامعه شناسی، اصطلاح کیفیت زندگی اغلب به رفاه عینی و وضعیت اقتصادی اجتماعی اشاره دارد در حالی که همان اصطلاح در روانشناسی به معنای رشد و تکامل مشخص شده است .(مختاری،1388: 52 ).البته در این میان مددکاری اجتماعی کیفیت زندگی را هم از بعد خرد و هم کلان و از هم بعد عینی و هم ذهنی و هم از بعد فردی و اجتماعی مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد.کیفیت زندگی از عوامل متعددی مانند: وضعیت خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و روانی تاثیر می پذیرد .تعریف های جدید کیفیت زندگی شبیه تعاریفی است که از بهزیستی ذهنی شده است. کیفیت زندگی مفهومی اجتماعی – روان شناختی است. از یک سو با توجه به روش هایی که محیط، فرد را تحت تاثیر قرار می دهد، کیفیت زندگی مفهومی اجتماعی است واز سویی دیگر فرد این تاثیرها را ادراک و تفسیر می کند، مفهومی چند بعدی است.امروزه مردم خواستار بهبود کیفیت زندگی خود هستندو از این رو دولت ها، در سراسر جهان روز به روز به بهبود کیفیت زندگی مردم خود در دوبعد عینی وذهنی، توجه بیشتری معطوف می دارند و می کوشند تا ابتلا به بیماری و مرگ و میر را کاهش دهند و خدمات بهداشتی، تامین رفاه جسمی، روانی و اجتماعی مردم را بیشتر کنند .
6-2- عوامل موثر بر کیفیت زندگی
کیفیت زندگی را یک مفهوم پیچیده و همه جانبه تعریف می کنند که تحت تأثیر عوامل زیادی از جمله عوامل جسمی، روانی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و روحی و غیره … قرار می گیرد. انرژی و خستگی، محدودیت فعالیت های اجتماعی به علت مشکلات جسمی یا عاطفی و سلامت روانی یعنی فشار روانی – اجتماعی و خوب بودن از جمله عوامل بسیار مهمی هستندکه بر کیفیت زندیگ تأثیر گذارند. در نتیجه هر عاملی که ابعاد ذکر شده را تضعیف کند، کیفیت زندگی را نیز پایین می آورد و هر عاملی که ابعاد ذکر شده را بهبود ببخشد باعث بهبود کیفیت زندگی است.از جمله عوامل دخیل در سلامت و خوب بودن، تغذیه، ورزش، فعالیت های خلاقانه، کاهش استرس و فشارهای روانی و افزایش سلامت جسمی و روانی می باشد و همه عوامل نام برده باعث بهبود کیفیت زندگی می شود.یک توافق کلی در بین پژوهشگران وجود دارد که سازه ی کیفیت زندگی متشکل از ابعاد عینی (کارکردهای جسمانی، روانی و اجتماعی) و ابعاد ذهنی(بهزیستی درونی) است. ابعاد ذهنی بیشتر بر رضایت از زندگی تاکید دارد در حالی که عوامل عینی، بیشتر بر نیازهای مادی و مشارکت در فعالیت ها و روابط بین فردی متمرکز هستند.شاخص های عینی مواردی مانند: سطح سواد، سطح درآمد، شرایط کاری، وضعیت تأهل، امنیت و جایگاه اجتماعی و وضعیت اقتصادی هستند که هم می توانند به صورت منفرد و هم به صورت ترکیب، در تعیین کیفیت زندگی مورد تحلیل قرار گیرند.شاخص های ذهنی، بر اساس ارزیابی و برداشت فرد، در مورد سطح رضایت، شادی، امیدواری و نظیر این ها به دست می آیند. در واقع شاخص های عینی در بهترین حالت ها، فرصت ها و امکانات ارتقای کیفیت زندگی را فراهم می کنند ولی به تنهایی نمی توانند آن را تأمین کنند.لزوماً بین دو بعد کیفیت زندگی همانندی وجود ندارد، ممکن ا ست کسی که شرایط عینی خوبی دارد،در بعد ذهنی از آن شرایط رضایت نداشته باشند. به عبارت دیگر بین دو بعد قضاوت فردی یا تجربی کیفیت زندگی و قضاوت علمی یا عینی از کیفیت زندگی ممکن است تناقض وجود داشته باشد. توجه به این دو بعد از سوی مددکاران اجتماعی جهت شناسایی دقیق مشکلات وارائه و طرح نقشه کمکی و انجام آن بسیار مهم است و از نقاط قوت حوزه مددکاری اجتماعی توجه توامان به هر دو بعد است.
7-2- پیشینه ی پژوهشی
این بخش اشاره ای است به گوشه ای از تحقیقات انجام گرفته در داخل و خارج از کشور .
1-7-2- تحقیقات داخلی
در مطالعه انجام شده توسط شبان و همکاران (1383) تحت عنوان ارتباط بین ویژگی های سرطان و کیفیت زندگی بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی مراجعه کننده به درمانگاه های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران نتایج نشان می دهد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش (54%) دارای کیفیت زندگی مطلوب و کمترین درصد بیماران (1%)دارای کیفیت زندگی نامطلوب در ابعاد جسمی و روانی هستند. پژوهشگران علت این امر را حمایت ومراقبت خانواده ها از بیماران بیان نمودند که سبب می شود آنها از نظر جسمی و روحی کیفیت زندگی خوبی داشته باشند. همچنین 5/48 درصد بیماران مبتلا به سرطان دچار کاهش یا از دست دادن عملکرد اعضاء بدن شده بودند و 61 درصد کاهش در عملکرد دستها و پاها داشتند، بیمارانی که کاهش یا از دست دادن عملکرد داشتند، از کیفیت زندگی پائین تری نسبت به بیمارانی که هیچ گونه کاهش یااز دست دادن عملکردی نداشتند، برخوردار بودند. به علاوه، 60 درصد بیماران مبتلا به سرطان همیشه درد داشتند، 51 درصد دردشان بین 2-1 ساعت طول می کشید، 5/75 درصد با فعالیت دردشان افزایش پیدا کرد، 5/80 درصد دردشان به دیگر نواحی بدن انتشار می یافت، 9/42 درصد محل انتشار درد شکم بود و 34 درصد نوع دردشان ترسناک یا عاجز کننده بود و بیمارانی که از درد رنج می بردند. در مقایسه با بیمارانی که هیچ گونه دردی نداشتند، از کیفیت زندگی پائین تری برخوردار بودند.
نتایج مطالعه تجربی شریعتی و همکاران (1385) که 36 بیمار سرطانی تحت شیمی درمانی را مورد بررسی قرار داده اند، نشان داد که ورزش برنامه ریزی شده از شدت خستگی بیماران کم نموده است و محققان نتیجه گرفتند که فعالیت های فیزیکی بیماران سرطانی در راستای بهبود کیفیت زندگی آنها موثر خواهد بود .(به نقل از شبان و همکاران).
در پژوهشی که تحت عنوان «ارتباط خستگی ناشی از آنمی با کیفیت زندگی بیماران سرطانی» انجام شد، نتایج نشان داد که کیفیت زندگی اکثر افرا در ابعاد اجتماعی خانوادگی، کاملاً مطلوب ولی در ابعاد عاطفی، جسمانی و عملکردی تا حدودی مطلوب بود.در پژوهش انجام شده توسط ضیغمی محمدی و همکاران (1387) تحت عنوان بررسی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی نتایج نشان داد که بین کیفیت زنگی و میانگین نمره ابعاد جسمی، نقش هیجانی در مراحل قبل و بعد از سه دوره شیمی درمانی تفاوت معنادار وجود دارد.
در پژوهش انجام شده توسط مردانی حموله و شهرکی واحد (1388) تحت عنوان بررسی رابطه سلامت روانی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان نتایج نشان داد که سرطان اثر منفی بر عملکرد جسمانی دارد، در واقع، از آن جا که بیماران سرطانی اختلال عملکرد جسمانی دارند، این امر بر احساس سلامت فیزیکی و کیفیت زندگی آنان سایه افکنده است. همچنین در زمینه تعیین وضعیت کیفیت زندگی بیماران سرطانی کمترین میانگین با 6/1 به حیطه سرزندگی تعلق داشت که نشان دهنده ی سرزندگی پایین بیماران سرطانی است. به علاوه، سرطان بیشترین اثر را بر عملکرد اجتماعی فرد داشته و نمره سلامت عمومی نسبت به بقیه حیطه های کیفیت زندگی وضعیت بهتری داشته است.
در تحقیقات انجام شده توسط فریدخت یزدانی و شادی بابازاده(1392) تحت عنوان تاثیر یوگا بر مقیاس های علامتی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان شیمی درمانی مشخص گردید که علائم شایع ناشی از سرطان و درمان آن و کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان پستان تحت شیمی درمانی در اثر یوگا بهبود می یابد.
در اینجا لازم به ذکر است که در تحقیقات گذشته تاثیر اقدامات مددکاری اجتماعی بر کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان در مراکز کنترل سرطان و میزان اثر بخشی آن مورد بررسی قرار نگرفته است ،که در این پژوهش بخشی از این اقدامات مورد بررسی قرار گرفته است.
2-7-2-تحقیقات خارج از کشور
در پژو هشی که توسط هوکستراوبرز11 و همکاران در سال (2001)انجام شد سطح کیفیت زندگی پس از گذشت شش ماه از تشخیص بیماری سرطان در بیمارانی که از نظر جسمی و روانی بهبود یافته بودند با افزایش قابل توجهی همراه بود.
لچنر12 در سال (2003)،در پژوهشی یافت که اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی به افراد درگیر با سرطان منجر به افزایش کیفیت زندگی در این بیماران می شود.
در مطالعات لائوکو13 (2004)،ویسوسکی14(2004)، و وایکبد15(2000)،نتایج نشان داده است که مادران بچه های با بیماری قلبی کیفیت زندگی پایین تری را نسبت به پدران این کودکان تجربه می کنند،همچنین کیفیت زندگی مادرانی که به تازگی بیماری فرزندشان تشخیص داده شده بود نسبت به پدران در مقایسه با جمعت نرم پایین تر گزارش شده است(به نقل از عرفه و همکاران2008).
شاین16 و همکاران در (2005) در تحقیقاتی که به مقایسه کیفیت زندگی بر روی افراد درگیر با سرطان و مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که کیفیت زندگی این بیماران در حوزه عملکرد و سلامت اجتماعی به طور قابل ملاحظه پایین است.
ایزر17 (2006)،در پژوهش خود تحت عنوان اثر بخشی مدیریت استرس بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه بعد از درمان به این نتیجه رسیدند که این مداخله درمانی باعث کاهش انزوای اجتماعی و افزایش سلامت هیجانی ،تفکرات مثبت ،تغییر سبک زندگی و عاطفه مثبت می گردد.همچنین شواهد نشان داد که این مداخله با ایجاد اعتماد به نفس بیشتر تاثیرات مفیدی روی جنبه های مختلف کیفیت زندگی بعد از درمان سرطان سینه دارد.
در پژوهشی که در سال(2010)،فریش18 و همکاران بر روی تاثیر علائم استرس پس از سانحه در کودکان مبتلا به سرطان انجام دادند نتایج نشان داد میزان کیفیت زندگی در این کودکان در بعد ذهنی و جسمی به طور معنی داری به این عامل وابسته است.
جورال 19و همکاران (2010)،در پژوهش های خود به تاثیر خدمات توانبخشی بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به سرطان روده بزرگ پرداختند که نتیجه آن ارتقاء کیفیت زندگی و بهبود شرایط روانی در این بیماران شده بود.
اندرسون20 و همکاران نیز (2011) در تحقیق خود تاثیر آموزش مدیرت استرس در گروه درمانی را بر کاهش علائم استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران مشخص نمود.
نکته قابل ذکر در اینجا آن است که در تحقیقات خارجی هم اشاره ای به خدمات مددکاری اجتماعی در مراکز کنترل سرطان نشده است که در این پژوهش سعی شده است با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران این مسئله مورد ارزیابی قرار گیرد.
8-2- مبانی نظری کیفیت زندگی
هر بررسی علمی و تجربی از کیفیت زندگی بدون توجه به اصول نظریه‌ها و مکاتب و حوزه‌های مددکاری اجتماعی ، مشاوره ،روان شناسی، زیست شناسی ، روان شناسی اجتماعی وجامعه شناسی نارسا و ناتمام خواهد بود با توجه به زمینه‌های کیفیت زندگی و به ویژه اتیولوژی و سبب شناسی آن، کیفیت زندگی همچون بسیاری از پدیده‌های اجتماعی معلول علت واحدی نیست و از طرفی تبیین کیفیت زندگی به عنوان یک مجموعۀ به هم پیوسته نیازمند بررسی کلیه عوامل و متغیرهای اجتماعی، روانی، فرهنگی، زیستی و اقتصادی در ارتباط متقابل با یکدیگر است.
نظریه‌های متعدد و متنوعی در مورد پدیده‌های مختلف اجتماعی ارائه شده است که هر کدام از زاویه‌ی خاصی آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و سعی در تبیین آن‌ها دارند. اما بحث کیفیت زندگی در حوزه‌های مختلف از فقر نظری برخوردار بوده و در این زمینه بیشترین تبیین‌های صورت گرفته مربوط به حوزه پزشکی است از این رو در این پژوهش بر اساس اصول و قواعد نظریه‌های مختلف در حوزه‌های متعدد به تحلیل کیفیت زندگی می پردازد. در عین حال هر یک از این مناظر با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند. بنابراین بررسی کیفیت زندگی از دیدگاه‌های مختلف این امکان را می‌دهد، تا ابعادی از موضوع که هرگز مورد توجه قرار نگرفته است کشف شود. بدین منظور لازم است با توجه به تئوری‌های مددکاری اجتماعی ، روانشناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی ،بتوان واقعیت کیفیت زندگی را تبیین نمود و نظریه هاو رهیافت‌های تئوریک موجود در این زمینه را تشریح کرد..
1-8-2- رویکرد پزشکی
کاربرد و پیشرفت وسیع مقیاس‌های سنجش کیفیت زندگی به ارزیابی نتایج مراقبت‌های پزشکی می‌پردازد. این امر دو علت دارد. اول نیاز به تجهیزاتی که در اوایل دهه 1970 در چندین کشور صنعتی اتفاق افتاد. دوم، پیشرفت‌های دراز مدت علمی در برخی رشته‌ها، از جمله علوم پزشکی، رفتاری و علوم اجتماعی که باعث پیشرفت این ابزارها شد. بنابراین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، بیمارستان، مددکاری اجتماعی، بهبود کیفیت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، مددکاری اجتماعی، جامعه شناسی، روان شناختی